موضوع اصلی این شماره «تجارتفردا»، بازخوانی دلایل افول صنعتی ایران است که به مناسبت انتشار کتاب «چالشهای صنعتیشدن در ایران» در کانون توجه قرار گرفته است. کتاب جدید انتشارات «دنیایاقتصاد» که به قلم مسعود نیلی، امینه محمودزاده، علیرضا ساعدی و منصور شاکریان است، تلاش میکند روایتی جامع از دور شدن اقتصاد ایران از مسیر توسعه صنعتی ارائه دهد. بر اساس این روایت، اقتصاد ایران وارد فرآیند افول صنعتی شده و به نوعی صنعتزدایی در آن در حال وقوع است. این کتاب که در فاصلهای کوتاه به چاپ دوم رسیده، داستان ناکامی اقتصاد ایران در مسیر صنعتیشدن را شرح میدهد و شکاف میان وضعیت صنعت ایران و تجربه دیگر کشورها را به تصویر میکشد.
استدلال اصلی نویسندگان این است که ناکامی ایران در صنعتیشدن را نمیتوان صرفا در درون کارخانهها و بنگاههای تولیدی جستوجو کرد. بخش مهمی از عوامل تضعیف صنعت، خارج از محیط بنگاهها و در چارچوب حکمرانی اقتصادی شکل گرفتهاند؛ عواملی مانند سیاستگذاری کلان، روابط خارجی، نظام مالی، سیاستهای ارزی، شیوه تخصیص منابع و نوع مداخله دولت در اقتصاد. از این منظر، بحران صنعت ایران بیش از آنکه صرفا یک مساله فنی یا تولیدی باشد، ریشه در سازوکارهای حکمرانی اقتصادی و جهتگیری کلی اقتصاد کشور دارد. از نگاه نویسندگان، افول صنعتی به این معناست که صنعت دیگر نقش تعیینکنندهای در رشد اقتصادی کشور ایفا نمیکند. محصولات صنعتی ایران قدرت رقابت پایینی در بازارهای جهانی دارند و بسیاری از آنها حتی در بازار داخلی نیز تنها با اتکا به تعرفههای بالا برای کالاهای مشابه خارجی و موانع غیرتعرفهای امکان فروش پیدا میکنند. بخش بزرگی از بنگاههای مهم صنعتی در اختیار نهادهای غیرخصوصی قرار دارد و تعداد قابلتوجهی از آنها، با وجود برخورداری از بازار نسبتا انحصاری، زیانده و بدهکارند. در عین حال، بخش عمده صنعت ایران بر تولید مواد خام و صنایع متکی بر منابع طبیعی استوار شده و تحولات بزرگ فناوری و صنعتی جهان، بازتاب چندانی در عملکرد صنعت ایران نداشته است.
نویسندگان همچنین توضیح میدهند که صنعت ایران در مواجهه با محدودیتهای گسترده، به درآمدهای نفتی، انرژی ارزان و منابع آب زیرزمینی متکی شده است؛ منابعی که اکنون هر سه با محدودیتهای جدی روبهرو هستند و همین مساله، صنعت ایران را در معرض تهدیدی جدی قرار داده است. به باور نویسندگان کتاب، ریشه این افول را باید در نوع نگاه اقتصاد ایران به جهان جستوجو کرد. آنها معتقدند اقتصاد ایران طی دهههای گذشته بهشدت درونگرا شده و تقابل با برونگرایی را به بخشی از هویت خود تبدیل کرده است. این رویکرد باعث شده است بازار محصولات صنعتی به تقاضای داخلی محدود شود؛ بازاری که خود تحت تاثیر نوسانات درآمد نفتی، تحریمها و رشد اقتصادی ضعیف، کوچک و پرنوسان شده است. از سوی دیگر، فاصله گرفتن از فناوری و سرمایه جهانی و قرار گرفتن در کانون تنشهای بینالمللی، هزینه تولید را بهطور قابلتوجهی افزایش داده است.
نویسندگان کتاب معتقدند اقتصاد و صنعت ایران نیازمند تلاش برای سازگاری با تحولات جهان است. تحولاتی که از انقلاب صنعتی چهارم، تغییرات فناورانه و الزامات زیستمحیطی ناشی میشوند. حرکت در این مسیر مستلزم بازنگری در ساختار تولید، احیای صنایع بزرگ و کوچک، پیوند دوباره با اقتصاد جهانی و سازگاری با قواعد جدید تجارت بینالملل است؛ مسیری دشوار اما ضروری برای نجات صنعت ایران.