تنگه هرمز اکنون یک نقطه خفه کننده ژئوپولیتیک (Chokepoint) شده است. بازگشایی آن برای پنتاگون، هم ناگزیر و هم پیچیده و پر مخاطره است. به گمانم طی بیشینه دو هفته آتی ترامپ دستور حمله تفنگداران به جزایر خارک و قشم را صادر خواهد کرد. آیا چنین حملهای به بازگشایی تنگه منجر خواهد شد؟
تصرف خارک (شاهرگ صادرات نفت ایران) و قشم (بزرگترین جزیره خلیج فارس با موقعیت مشرف بر تنگه) از دیدگاه تئوریک میتواند بر توانایی عملیاتی ایران تاثیر بگذارد، ولی لزوما به معنای «بازگشایی ایمن» تنگه نیست:
اشغال خارک بیشتر یک اهرم فشار اقتصادی است، تا تاکتیکی برای بازگشایی تنگه. خارک صدها کیلومتر با تنگه فاصله دارد. کنترل آن صادرات نفت ایران را متوقف میکند، ولی مانع از شلیک موشکهای ساحلبهدریا از سرزمین اصلی ایران به سمت کشتیها نمیشود.
ولی قشم به دلیل نزدیکی به تنگه هرمز، تسلط بر آن میتواند برای استقرار سامانههای پدافندی آمریکا جهت پوشش کشتیهای عبوری مفید باشد. ولی قشم به قدری به سواحل ایران نزدیک است که نیروهای مستقر در آن در تیررس مستقیم توپخانه و پهپادهای انتحاری قرار میگیرند.
حتی با فرض تصرف این جزایر، باز کردن تنگه با چالشهای زیر روبروست:
۱- مین روبی
ایران یکی از بزرگترین ذخایر مینهای دریایی را دارد. پاکسازی تنگه از مین، فرآیندی زمانبر است که در زیر آتش موشکی و پهپادی، عملا کُندتر خواهد شد.
۲- تهدیدات نامتقارن
قایقهای تندرو و پهپادها نیازی به پایگاههای بزرگ ندارند و میتوانند از هر نقطهای در طول سواحل دراز ایران (بیش از ۲ هزار کیلومتر) به سمت تنگه یورش ببرند.
۳- موشکهای بالستیک و کروز؛ برد موشکهای ضدکشتی ایران بسیار فراتر از جزایر است. برای باز کردن واقعی تنگه، آمریکا ناچار خواهد بود بخش بزرگی از توان موشکی در عمق خاک ایران را منهدم کند که این به معنای یک جنگ تمامعیار است، نه فقط یک عملیات محدود برای بازگشایی مسیر.
۴- به اغلب احتمال، تفنگداران دریایی با سختی و دادن تلفات، موفق به استقرار در این جزایر خواهند شوند، ولی تا زمانی که امنیت ۱۰۰ درصدی برقرار نشود، شرکتهای بیمه اجازه عبور نفتکشها را نخواهند داد. صرفِ حضور نظامی به معنای عبور جریان نفت نیست؛ امنیت فیزیکی مسیر برای نفتکشهای غولپیکر (VLCC) که اهدافی بسیار آسیبپذیر هستند، ملاک است.
لب کلام
خارک و قشم اشغال خواهند شد. تصرف این دو ممکن است توان تهاجمی ایران را محدود کند، ولی به تنهایی برای تضمین امنیت آمدوشد کافی نیست. به نظر میرسد این اقدامات بیشتر جنبه «ایجاد منطقه حائل» یا «تنبیه اقتصادی» داشته باشند. بازگشایی واقعی تنگه مستلزم کنترل کل نوار ساحلی جنوب ایران است که عملیاتی در ابعاد وسیع و فراتر از توان محدود واحدهای تفنگدار دریایی است.
گویا جنگ تازه دارد آغاز میشود.
منبع: تلگرام نویسنده
@karimipour_k