هشدار هشتم – البرز سلیمی
کشور ما در آستانه مرحلهای تازه و خطرناک از تنشها و بحرانهای فزاینده قرار گرفته است. نشانهها حاکی از آن است که مجموعهای از سیاستهای پرخطر و ماجراجویانه، همراه با تشدید فضای جنگی در منطقه، ایران را به سوی وضعیتی سوق میدهد که پیامدهای آن میتواند برای سالها و حتی دههها بر سرنوشت ملت ما سایه افکند.
در هشدارهای پیشین، بهویژه در ارتباط با خطر حمله و محاصره جزیره خارک، نسبت به گسترش درگیریها و احتمال ورود بازیگران دیگر به صحنه بحران هشدار داده شد. امروز این نگرانیها بیش از گذشته واقعیت یافته است و چشمانداز گسترش دامنه جنگ و کشیده شدن آن به زیرساختها و مراکز حیاتی اقتصادی کشور، بیش از هر زمان دیگر جدی به نظر میرسد.
ادعای «حملات نقطهزن» از سوی قدرتهای خارجی، از جمله ایالات متحده و اسرائیل، در عمل هیچ تضمینی برای محدود ماندن خسارات در پی ندارد. تجربه جنگهای معاصر بهروشنی نشان داده است که چنین عملیاتهایی دیر یا زود به تخریب زیرساختها، مراکز اقتصادی، شبکههای خدماتی و حتی مناطق مسکونی میانجامد و قربانیان اصلی آن مردم غیرنظامی هستند.
در صورت گسترش چنین روندی، خطر نابودی بخشهایی از زیرساختهای حیاتی کشور، بهویژه شبکههای گاز، انرژی و سوخت، بهشدت افزایش خواهد یافت. اختلال در این حوزهها میتواند چرخه تولید صنعتی، حملونقل و حتی خدمات عمومی را فلج کرده و کشور را با بحرانی فراگیر در تأمین انرژی و سوخت روبهرو سازد.
پیامدهای اقتصادی چنین وضعیتی نیز میتواند بسیار سنگین و ویرانگر باشد. افزایش شتابان تورم، سقوط بیشتر تولید ملی، تعطیلی گسترده واحدهای تولیدی، فروپاشی بخشی از شبکههای توزیع کالا و اختلال در نظام مالی و بانکی از جمله خطراتی است که اقتصاد ایران را تهدید میکند. در کنار آن، تخریب بنادر، مسیرهای حملونقل و مراکز تجاری میتواند چرخه واردات و صادرات کشور را مختل ساخته و بازارهای مالی و بورس را با سقوط و بیثباتی جدی مواجه کند.
پیامد طبیعی چنین فروپاشی اقتصادی، گسترش فقر و فلاکت در میان اقشار گسترده جامعه خواهد بود. میلیونها نفر ممکن است با بیکاری، کمبود مواد غذایی و دارو، و دشواری در تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی روبهرو شوند. در چنین شرایطی، خطر شکلگیری بحرانهای انسانی و حتی کمبود گسترده مواد غذایی و قحطی در برخی مناطق کشور، دور از انتظار نخواهد بود.
در کنار این مخاطرات، در روزهای اخیر اشاراتی از سوی دونالد ترامپ درباره امکان تغییراتی در نقشه منطقه مطرح شده است. باید با صراحت و قاطعیت اعلام کرد که هرگونه طرحی که به تغییر نقشه ایران، تصرف یا «کنترل» آبراهها و یا انتقال حاکمیت بر جزایر ایرانی بینجامد، از پیش محکوم است و در حقیقت نامی جز تجزیه ایران نخواهد داشت.
بدیهی است هرگونه همکاری یا همراهی با چنین طرحهایی از سوی عوامل داخلی، چیزی جز بدنامی و رسوایی تاریخی برای آنان به همراه نخواهد داشت؛ همانگونه که نام حسن وثوقالدوله در تاریخ سیاسی ایران، به سبب پیوند با قراردادهای تحقیرآمیز و واگذاری منافع ملی، همواره با نکوهش و مذمت یاد میشود.
در نهایت باید تأکید کرد که ریشه بسیاری از این خطرات در سیاستهای ویرانگرانه، جنگطلبانه و اصرار بر مسیرهای پرتنش از سوی بخشی از ساختار قدرت در ایران نهفته است. پافشاری سران سیاسی و نظامی ـ امنیتی کشور بر این رویکرد، میتواند ایران را در معرض بحرانی قرار دهد که نهتنها امنیت و تمامیت ارضی کشور، بلکه آینده اقتصادی و اجتماعی ملت ایران را نیز تهدید میکند. این هشدار هشتم تلاشی است برای یادآوری این واقعیت که ادامه این مسیر ممکن است هزینههایی بر کشور تحمیل کند که جبران آن سالها و حتی دههها به طول انجامد.
۱۹ اسفند ۱۴۰۴