بیانیهی کانون نویسندگان ایران در مورد درگذشت علی باباچاهی
علی باباچاهی، شاعر، نویسنده، پژوهشگر و عضو وفادار کانون نویسندگان ایران در پی بیماری در ۸۳ سالگی درگذشت.
باباچاهی آبان ۱۳۲۱ در بندر کنگان بوشهر دیده به جهان گشود و از اوان نوجوانی به ادبیات روی آورد. او در سال ۱۳۳۹ وارد دانشکدهی ادبیات دانشگاه شیراز شد و پس از فراغت از تحصیل به عنوان معلم ادبیات به کار در مدارس بوشهر پرداخت. باباچاهی در سال ۱۳۴۶ با انتشار کتاب «در بیتکیهگاهی» توانست توجه جامعهی ادبی را به خود جلب کند و با چاپ شعرهایش در نشریات روشنفکری آن زمان نظیر خوشه، فردوسی و... به تدریج جایگاه خود را به عنوان شاعری شناختهشده و معتبر تثبیت کرد.
در سال ۱۳۶۲ وزارت آموزش و پرورش به اجبار و زودتر از موعد او را بازنشسته کرد. باباچاهی پس از مهاجرت به تهران به پای ثابت جلسات چهارشنبهها در منزل محمدعلی سپانلو تبدیل شد. این حضور در کنار دیگر اعضای کانون نویسندگان ایران موجب شد تا او بعد از تشکیل جمع مشورتی به جمع کانونیان ملحق شود.
او یکی از امضاکنندگان بیانیهی «۱۳۴ نویسنده» بود که در فضای خفقان آن سالها، اعتراض به سرکوب نویسندگان و سانسور را دوباره به فضای عمومی و بحث علنی در جامعه بازگرداند و از آن پس به عنوان عضو جمع مشورتی در راه تجدید فعالیت کانون نویسندگان ایران گام برداشت.
در سال ۱۳۷۵ همراه با تعدادی از نویسندگان و اعضای جمع مشورتی به سفر ارمنستان دعوت شد. مأموران وزارت اطلاعات قصد واژگون کردن اتوبوس به دره را داشتند که با هوشیاری نویسندگان، این توطئه شکست خورد. باباچاهی همواره از آن به عنوان تجربهای هولناک یاد میکرد.
در پی تشکیل دورهی سوم کانون نویسندگان ایران در اسفند ۱۳۷۷، باباچاهی رسما به عضویت کانون درآمد و تا پایان عمر به فعالیت خود علیه سرکوب و سانسور ادامه داد.
علی باباچاهی را میتوان به عنوان شاعری تجربهگرا در شمار آورد که در طول هفت دهه فعالیت ادبی، دو بار در سبک ادبی خود تجدیدنظر کرد. او در ۲۷ مجموعهی مستقل شعر که در دوران کاری خود منتشر کرد توانست برای خود صدایی متمایز و منحصر به فرد در شعر فارسی بسازد. بعضی از این مجموعهها عبارتند از «آوای دریامردان»، «منزلهای دریا بینشان است»، «نم نم بارانم»، «عقل عذابم میدهد»، «پیکاسو در آبهای خلیج فارس» و ... .
او در حیطهی نقد و تئوری ادبی هفت عنوان کتاب، از جمله «گزارههای منفرد»، «شعر امروز، زن امروز» و «گزارههای پیوست» از خود به جا گذاشت.
باباچاهی که در تهران به پژوهش و ویراستاری متون علوم انسانی در مرکز نشر دانشگاهی مشغول بود، صاحب پنج کتاب در این شاخه است که از میان آنها میتوان به «شروهسرایی در جنوب ایران» و «زیباتری از جنون، زندگی و شعر اسماعیل شاهرودی» اشاره کرد.
علی باباچاهی تا زمانی که شرایط جسمی به او اجازه میداد در جلسات کانون شرکت میکرد. واپسین حضور او در مجمع عمومی سال۱۴۰۲ کانون نویسندگان ایران بود.
باباچاهی نویسندهای مستقل و مدافع راستین آزادی اندیشه و بیان بود. او یک دهه عهدهدار ادارهی صفحات شعر نشریهی آدینه بود که نقشی مهم در فضای ادبی مستقل ایران داشت. آخرین مجموعه شعر او که با نام «جهان متوجه شد» در خارج از ایران به چاپ رسید به روایت شاعرانهی او از جنبش آزادیخواهانهی مردم ایران در سال ۱۴۰۱ اختصاص یافته است.
کانون نویسندگان ایران درگذشت این عضو کوشا و استوار خود را به خانوادهی علی باباچاهی، نویسندگان مستقل و مخاطبان ادبیات تسلیت میگوید و در کنار دوستداران او یادش را گرامی میدارد.
کانون نویسندگان ایران
۵ اسفند ۱۴۰۴