سازمان حقوق بشر ایران / ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
شهابالدین سامنی در اعتراضات سراسری دیماه سالجاری با شلیک مستقیم مأموران امنیتی به چشمش کشته شد. یک منبع نزدیک به خانواده سامنی، جزئیات تازهای را از نحوه کشتهشدن این معترض ۴۶ ساله در اختیار سازمان حقوق بشر ایران قرار داده است.
شهابالدین سامنی، متولد ۱۳۵۸، از کودکی به ورزشهای رزمی علاقهمند و در رشته پانکریشن برنده مدال مسابقات جهانی بود.
این منبع نزدیک به خانواده درباره کشتهشدن شهابالدین سامنی به سازمان حقوق بشر ایران میگوید: «براساس اطلاعاتی که به من رسیده است، او شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه حدود ساعت ۱۰:۳۰ شب در میدان هفتحوض تهران، حوالی پشت شهرداری منطقه ۸، هدف شلیک مستقیم قرار گرفت. یک گلوله به چشم چپ او اصابت کرد و همان یک تیر موجب جان باختنش شد. شلیک را تکتیرانداز و با سلاح قناسه انجام داده است.»
این منبع آگاه به چگونگی تحویل پیکر شهابالدین سامنی به خانوادهاش اشاره میکند: «خانواده پس از ساعتها جستوجو، سرانجام پیکر بیجان او را در حیاط خلوت بیمارستان الغدیر تهران پیدا کردند. برای تحویل پیکر از آنان وجهی مطالبه نشد، اما تا حدود ساعت ۱۰ -۱۱ صبح منتظر حضور قاضی کشیک ماندند تا دستور انتقال صادر کند. سپس پیکر او به کهریزک منتقل و مراحل اداری انجام شد. در نهایت، روز جمعه ۱۹ دیماه، در قطعه ۱۸ و در قبری که پیشتر پدربزرگش در آن دفن شده بود، به خاک سپرده شد.»
به گفته او، پس از خاکسپاری، افرادی از بنیاد شهید و برخی نهادهای دیگر با خانواده تماس گرفتند و از آنان خواستند که فرزندشان را به عنوان شهید معرفی کنند. خانواده این درخواست را نپذیرفتند؛ «آخرین تماسها، بنابر اطلاع من، حدود یک هفته پیش بود که پدر آن مرحوم با تندی پاسخ داد. با این حال، در خانواده نگرانی و ترس از فشارهای احتمالی همچنان وجود دارد، بهویژه که ایشان دارای یک پسر ۱۶ یا ۱۷ ساله، یک دختر ۱۳ ساله و برادری جوانتر است و خانواده بیم آن دارند که برای آنان مشکلاتی ایجاد شود.»
این منبع نزدیک به خانواده شهابالدین سامنی میگوید: «او از کودکی در رشتههای رزمی فعالیت داشت و قهرمان مسابقات جهانی برزیل در سال ۲۰۰۱ در ورزشهای رزمی ترکیبی پانکریشن بود. از حدود ۱۰ سالگی، زمانی که دانشآموز مقطع ابتدایی بود، به همراه برادرش در کلاسهای ورزشی شرکت میکرد و سالها شاگرد من بود. ارتباط ما تا پیش از کشتهشدن او ادامه داشت و عملاً در بسیاری از امور در ایران یاور و همراه من بود.»
او درباره خانواده سامنی میگوید که از کسبه قدیمی و شناختهشده خیابان نظامآباد تهران بوده و بیش از ۳۰ سال در صنف طلافروشان فعالیت داشتهاند. شهابالدین نیز در همین زمینه فعالیت میکرد، هرچند حدود ۱۰ سال اخیر بیشتر در حوزه ساختوساز مشغول بود.