ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Sun, 08.02.2026, 10:47

خاطره‌ای از رادیکال‌سازی هدایت‌شده برای برخورد


حسین نورانی‌نژاد:

🔹روز هفتم تیر ۸۸، مراسمی در مسجد قبا برگزار شد که جمعی از سبزها هم در آن حضور داشتند. همه شواهد نشان می‌داد که احتمال برخورد وجود دارد و فضا، به‌دلیل محدود و بسته بودن محل، بسیار حساس است. با این حال، قصد سبزها برگزاری مراسمی آرام و بی‌تنش بود. برای همین، هر وقت کسی قصد شعار دادن داشت، دیگران با «هیس‌هیس» او را به سکوت دعوت می‌کردند.

🔹در اواخر مراسم، آقای کروبی از مسجد خارج شد و از خیابان قبا به سمت خیابان شریعتی حرکت کرد. مردم اطراف او، با وجود هیجان، همچنان شعار نمی‌دادند؛ حتی «الله‌اکبر» هم گفته نشد، چون این شعار در آن مقطع به‌عنوان شعار معترضان شناخته می‌شد. فقط چند بار صلوات فرستاده شد.

🔹در این میان، دو نفر با جلیقه خبرنگاری به شکل مشکوکی شعارهای رادیکال سر می‌دادند و سعی می‌کردند جمعیت را تحریک کنند. من و مهدی محمودیان کنار هم بودیم. مهدی گفت این دو نفر را قبلاً دیده و می‌شناسد؛ مأمورند. به سمت‌شان رفتیم، دستی به پشت‌شان زدیم و با طعنه گفتیم: «خسته نباشید.» اما همان لحظه دست‌مان به چیزی شبیه کلت یا بی‌سیم خورد. آن‌ها هم متوجه شدند و خیلی سریع از میان جمعیت فاصله گرفتند و به سمت مأمورانی رفتند که ابتدای خیابان قبا، از سمت خیابان شریعتی، مستقر بودند.

🔹چند دقیقه بعد، پس از آن‌که آقای کروبی از خیابان قبا و از سد مأموران عبور کرد، دوباره سر خیابان را بستند و به جان مردم افتادند.

🔹آن روز من هم باتوم مفصلی خوردم. اما مهم‌تر از آن ضربات، دیدن افرادی با پوشش غیررسمی بود که در لحظه‌های حساس، عامدانه به تحریک فضا و رادیکال‌سازی جمعیت مشغول بودند و بعد، بی‌هیچ مزاحمتی به صف مأموران بازمی‌گشتند.

🔹این تجربهٔ شخصی، برای من یکی از نخستین نشانه‌های نوع مدیریت سرکوب بود؛ رفتاری که در  یک فایل صوتی بیرون آمده هم مشابه آن را شنیده بودم که چگونه در جایی که قصد برخورد دارند، به نحو هدایت‌شده‌ای و به واسطه نیروهای خودشان فضا را رادیکال و مشوش کنند تا غائله را به هر سمتی که خواستند بکشانند.

تلگرام حسین نورانی‌نژاد