سوگنامهی ذراتِ بیقرارِ نور در عصرِ تاریکی
بیانیهی جمعی از دانشجویان دانشکده فیزیک دانشگاه بهشتی (ملی ایران)
به نامِ «حقیقت» و «انسانیت»
باری دیگر، دشنه به خون تشنه نانجیبان، قلبِ کهنهسربازِ زمین را هدف گرفت؛ لالههای این سرزمین را واژگون کرد و مادرمان، ایران، به سوگِ فرزندانِ خویش نشست.
«تگرگی نیست...
مرگی نیست...
صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است...»
ما، فرزندانِ این خاک، دانشجویانِ دانشگاهی که روزی دانشگاه ملی ایران نام میگرفت، حال از ژرفای غمکدهی ملی ایران، از بلندایِ تپههای ولنجک، درست از همسایگیِ میلههای سردِ اوین، با قلمهایی که جوهرش خوندِلهای ماست، مینویسیم؛ نه برای ثبت در تاریخ، که برای ثبت در سینهی سوختهی مادران و پدرانی که جگرگوشههایشان را به امیدِ فردا به دانشگاه فرستادند، اما امروز در میانِ غبار و گاز و گلوله، ردپایشان را گم کردهاند. ما که سالها «نور» را در آزمایشگاهها رصد میکردیم، امروز شاهدِ بلعیده شدنِ روشنایی توسطِ «سیاهچالهی استبداد» هستیم.
امروز میخواهند زمستان را با «سکوت» و «فاصله» بر ما تحمیل کنند. تصمیم بر آن شده که ما را از «خانه»ای که در آن بالیدهایم برانند و به پشتِ پنجرههای شیشهای و بیروحِ مانیتورها تبعید کنند. اما مگر نمیدانند که دانشگاه، آجر و سیمان نیست؛ دانشگاه، تپشِ قلبهای ماست وقتی کنار هم میایستیم. این «مجازیسازی»، تدبیری برای آموزش نیست؛ تلاشی است برایِ منجمد کردنِ فریادها در گلو. تلاشی است تا مبادا گرمایِ دستهایمان که در هم گره خورده، یخِ ترس را آب کند. ما این سکوتِ اجباری را، این تنهاییِ تحمیلی را برنمیتابیم؛ چرا که باور داریم علم در «خلاء» رشد نمیکند و آگاهی، در انزوا میمیرد.
کدام قانونِ طبیعت، پرپر شدنِ جوانههای این خاک را توجیه میکند؟ هیچ فرمولی قادر نیست چگالیِ اندوهِ مادران را اندازه بگیرد. ما پیش از محصل و دانجشو، «انسانیم»، نمیتوانیم چشمانمان را بر حقیقت ببندیم؛ چرا که رگهای دانشگاه به ریشههای رنجِ خیابان گره خورده است.
قسم به قلم و سوگند به صندلیهای خالیِ یارانمان — چه آنان که در گوشهی سردِ زنداناند و چه آنان که در سینهی زرینِ خاک خفتهاند — اعلام میکنیم: کلاسهای درس، بی حضورِ آن ذهنهای بیدار، تاییدِ ظلم است. تا آزادیِ بی قید و شرطِ دانشجویان و بازگشتِ نورِ حقیقت به دانشگاه، بر مدارِ حقخواهی و اعتراض باقی میمانیم، و در هیچ کلاس مجازی شرکت نخواهیم کرد.
یک دم نگاه کن که چه بر باد می دهی
چندین هزار امید بنی آدم است این...
-ه.الف.سایه
جمعی از دانشجویان دانشکده فیزیک دانشگاه ملی ایران