ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Thu, 29.01.2026, 13:53

سجاد رحیمی، معلمی که به مادرش اجازه ندادند از نزدیک شاهد تدفینش باشد


سازمان حقوق بشر ایران
۹ بهمن ۱۴۰۴

در گفت‌وگویی با یکی از بستگان سجاد رحیمی، سازمان حقوق بشر ایران به جزئیاتی درباره کشته‌شدن این معترض ۳۶ ساله دست یافته است.

سجاد شامگاه ۱۹ دی‌ماه، در جریان اعتراضات ضدحکومتی در شهر مرودشت استان فارس، هدف گلوله جنگی مأموران جمهوری اسلامی قرار گرفت. او پس‌از مجروح‌شدن، از ترس نیروهای امنیتی، به‌موقع به بیمارستان مراجعه نکرد و در اثر خونریزی شدید جان باخت. همچنین در خاکسپاری پیکر سجاد، مأموران امنیتی مانع حضور مادرش برسر مزار شدند و به او تنها اجازه دادند که از فاصله‌ای دور نظاره‌گر مراسم باشد.

پرویز رحیمی، برادر سجاد که در دانمارک زندگی می‌کند، به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «برادرم مجرد، مهندس کامپیوتر، معلم هنرستان و ساکن قشم بود. ما اصالتاً مرودشتی و از طایفه‌ باصری هستیم. سجاد در سال‌های اخیر در هنرستانی در قشم تدریس می‌کرد.»

به گفته برادرش، سجاد دی‌ماه برای مرخصی به زادگاهش، مرودشت، رفته بود که اعتراضات آغاز شد. او قصد داشت به‌زودی به قشم بازگردد، اما تصمیم گرفت که در آخرین شب اقامتش در مرودشت نیز در اعتراضات شرکت کند. سجاد ۱۹ دی‌ماه به خیابان رفت و پس از چند ساعت، همراهانش در تماسی با خانواده از زخمی‌شدن او خبر دادند.

پرویز رحیمی می‌گوید: «سجاد از دوستانش خواسته بود او را مستقیماً به بیمارستان نبرند و ابتدا خانواده‌اش را مطلع کنند، زیرا از “تیر خلاص” مأموران می‌ترسید. خانواده او را به بیمارستان منتقل کردند، اما سجاد در اثر جراحت عمیق ناشی‌از تیر جنگی و خونریزی شدید جان باخت. گلوله‌ جنگی مأموران به پهلوی او اصابت کرده و از سمت دیگر بدنش خارج شده بود. دکتر گفته بود اگر فقط ۱۰ دقیقه زودتر به بیمارستان آورده می‌شد، احتمالاً زنده می‌ماند.»

به‌دلیل آنکه پدر سجاد از بزرگان طایفه و چهره‌های شناخته‌شده‌ مرودشت بود، نهادهای امنیتی با تحویل پیکر او به خانواده موافقت کردند، اما مشروط به پذیرش چند مورد. به گفته‌ خانواده‌ این معلم کشته‌شده، نهادهای امنیتی شرط گذاشتند پیکر فرزندشان تنها درصورتی تحویل داده شود که مراسم خاکسپاری با حضور تعداد محدودی از نزدیکان باشد و همچنین اعلام کنند که او با شلیک گلوله «تروریست‌ها» کشته شده است و نه به‌دست مأموران حکومتی. خانواده رحیمی با شرط محدودیت برای مراسم موافقت کردند، اما حاضر نشدند درباره قاتلان فرزندشان دروغ بگویند.

درنهایت، پیکر سجاد با حضور تنها چند تن از نزدیکان و حتی بدون اجازه‌ حضور مادرش بر سر مزار و تحت نظارت مأموران امنیتی به خاک سپرده شد. مادر سجاد همراه با دیگر اعضای خانواده مجبور شدند از فاصله‌ای دور شاهد خاکسپاری عزیز جان‌باخته‌شان باشند.

به گفته‌ پرویز رحیمی، در مرودشت خانواده‌هایی بوده‌اند که برای جلوگیری از دزدیده‌شدن پیکر عزیزانشان به‌دست نهادهای امنیتی و تن‌ندادن به شروط آن‌ها، اجساد فرزندانشان را در خانه و در میان کیسه‌های یخ نگاه داشته‌اند تا فرصتی برای دفن پیدا کنند.

او به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «در کنار مزار برادرم دو مزار گمنام دیگر وجود دارد که هیچ نام و نشانی ندارند و احتمالاً متعلق به کشته‌شده‌هایی‌ است که شناسایی نشده‌اند.»

خانواده‌ سجاد رحیمی همچنان تحت فشار شدید نهادهای امنیتی قرار دارند؛ هرگونه یادآوری نام او، برگزاری مراسم یادبود یا سخن گفتن از چگونگی کشته‌شدنش، با تهدید و احضار همراه بوده است. به گفته پرویز رحیمی، «خانواده‌‌اش ناچار شده‌اند در سکوت و ترس، داغی را به دوش بکشند که حتی اجازه‌ سوگواری آزادانه برای آن ندارند».

برادر سجاد رحیمی او را  پسری مهربان، دلسوز و شجاع معرفی می‌کند که مانند بسیاری از جوانان، سودای آزادی، کرامت انسانی و رفاه برای مردم ایران در سر داشت. او به نابرابری‌ها، فساد و تبعیض سیستماتیک در ایران معترض بود؛ به همین دلیل هم به خیابان رفت، اما حکومت با گلوله به او پاسخ داد.