در پی این همه خون که بر این خاک چکید
شرممان باد این جان ننگمان باد این نان...
امروز در شرایطی که در جای جای این سرزمین، خون هزاران انسان بیگناه بر زمین ریخته و بر سنگفرش خیابانها جاری است، حال که نه گوشی برای شنیدن نه چشمی برای دیدن و نه مجالی برای سخن گفتن میبینیم، از زیر این آوار دهشتناک و سهمگین، از میان خروارها خاک و در دل این دریای خون ما نیز بهتزده و حیران، ناباورِ آنچه بر سرمان آمده است نفس میکشیم چرا که جز زنده ماندن چارهای نداریم.
عاملان و آمران آنچه بر این خاک و بر این مردم روا داشته شد، به هیچ روایت و با هیچ واژهای نمیتوانند از بار مسئولیت بگریزند یا حقیقت را در غبار انکار پنهان کنند.
ما، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، در امتداد این سرگذشت یأس و امید با زبانی که از اندوه سنگین است، بیزاری خود را از این خشونت و از هر صدایی که میکوشد آن را عادی، ناگزیر یا قابل دفاع بنامد، اعلام میکنیم. ما به حکم وجدان، شرف و انسانیت با شما بیگانه و از شما بیزاریم.
داغداریم و دادخواه؛ تنها در میان دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، آیدا حیدری، زهرا (رها) بهلولیپور و محمدرضا مرادعلی کشته شدهاند. آنچه که پس از این فاجعه هر روز رخ میدهد نیز ادامهٔ همان خشونت است اما با چهرههای خاموشتر، خودکشیهایی که یکی یکی سر برمیآورند، نه از ضعف فردی، بلکه از فشار انباشته، تحقیر، سرخوردگی و آیندهای که عامدانه به بنبست رانده شده است. مرگهایی که چه در خیابان و چه در خلوت همگی به یک زخم مشترک باز میگردند. بیش از این نایی و میلی برای نوشتن و قلم در دست گرفتن نداریم. ما نیز همچون دیگر مردمان به خاک و خون کشیدهشده مادرمان ایران زمین در این لحظات تیره و در میان اندوهی که پایان ندارد جز برای سوگواری جز برای گریستن و جز برای خشم نایی در سینه نداریم.
@anjomaneslami_org