جناب محترم رئیسجمهور فدرال المان، اقای اشتاینمایر
شاید به خاطر داشته باشید: ما در شهر آندرناخ بهصورت حضوری یکدیگر را ملاقات کردیم، زمانی که شما نشان لیاقت فدرال آلمان (Bundesverdienstkreuz am Bande) را به من اعطا کردید. آن زمان، از فعالیتهایم در حمایت از جنبش آزادیخواهانه ایرانی «زن، زندگی، آزادی» برای شما گفتم. همچنین تأکید کردم که این نشان را نه بهعنوان یک افتخار شخصی، بلکه به نام جنبش «زن، زندگی، آزادی» و به زنان و مردان شجاع ایران میپذیرم.و این نشان لیاقت را به مردم شرافتمند ایران اهدا میکنم. همانجا نیز برایم روشن بود که این جنبش نمایانگر یک نقطه عطف تاریخی است و هدف آن، پایان دادن به این رژیم است.
امروز در یکی از تاریکترین ساعات تاریخ میهنم به شما مینویسم.
آنچه در هفتههای اخیر و بهویژه در روزهای گذشته در ایران رخ داده، نه «درگیری» است، نه «ناآرامی» و نه «سرکوب». این یک قتلعام است. این کشتار جمعی است. شمار کشتهشدگان ساعتبهساعت افزایش مییابد. واقعیت، بهمراتب هولناکتر از هر آمار و عددی است. حتی خود رژیم نیز اکنون به کشتار شمار زیادی از مردم اعتراف میکند؛ و همزمان، خانوادههای کامل را نابود میسازد، جهانهای زندگی را ویران میکند و جامعهای کامل را دچار زخم و تروما میسازد.
تصاویر و ویدئوهایی که به جهان میرسند، تنها بخش کوچکی از واقعیت هستند.
فقط در تهران بیش از ۸ هزار نفر بر اثر شلیکهای هدفمند به صورت، دچار آسیبهای شدید چشمی شدهاند. دهها هزار نفر زخمی شدهاند. بیش از ۲۰ هزار نفر بازداشت شدهاند. اعدامها ادامه دارد. انسانها ناپدید میشوند. خانوادهها نمیدانند آیا فرزندانشان هنوز زندهاند یا نه.
جناب آقای رئیسجمهور،
من این نامه را تنها بهعنوان یک فعال حقوق بشر نمینویسم. من بهعنوان کسی مینویسم که شما به او اعتماد کردهاید و با نشان لیاقت فدرال مورد تقدیر قرار دادهاید. به همین دلیل، امروز به خود اجازه میدهم یک درخواست بسیار شخصی را مطرح کنم.
این رژیم تنها از طریق خشونت میتواند در قدرت بماند. و با رژیمی که تنها با قتل، شکنجه و ترور موجودیت دارد، نباید «مذاکره» کرد، نباید آن را «عادیسازی» کرد و نباید «بهطور دیپلماتیک مدیریت» نمود. هر گفتوگو و هر نشانهای از عادیبودن، فقط به این رژیم فرصت میدهد تا زمان بخرد و به کشتار ادامه دهد.
آنچه در ایران رخ میدهد، جنایت علیه بشریت است.
من عمیقاً باور دارم که پایان این رژیم آغاز شده است. آنچه باقی خواهد ماند، حافظه تاریخیِ نحوه رفتار جهان و نحوه رفتار آلمان در این لحظه سرنوشتساز خواهد بود.
اگر میگوییم «در کنار مردم ایران ایستادهایم»، این سخنان باید معنا و وزن داشته باشند؛ باید قابل مشاهده باشند: در تصمیمها، در پیامدها و در اقدامات عملی.
از نظر ما، این موارد بهویژه شامل موارد زیر است:
– انزوای کامل سیاسی این رژیم،
– پایان هرگونه عادیسازی و مدارا در روابط دیپلماتیک،
– قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست تروریستی اتحادیه اروپا،
– اخراج دیپلماتهای رژیم،
– درهم شکستن شبکههای لابیگری و نفوذ،
– پیگرد کیفری بینالمللی عاملان این جنایات،
– و حمایت روشن و فعال از مردم ایران در مسیر دستیابی به آزادی، دموکراسی و یک دولت سکولار.
ما فارغ از منافع حزبی یا گروهی، برای ایرانی آزاد و دموکراتیک تلاش میکنیم؛ برای ایرانی که در آن هیچکس بهدلیل عقیده، جنسیت یا شیوه زندگیاش تحت تعقیب قرار نگیرد.
بهویژه اکنون، در این ساعات و روزها، از شما درخواست میکنم: بهطور آشکار در کنار قربانیان بایستید؛ در کنار خانوادههایی که عزادارند؛ در کنار مردمی که شبانه در عملیاتهای هدفمند ربوده میشوند، به گلوله بسته میشوند، شکنجه میشوند و به سکوت وادار میگردند.
هزاران و دهها هزار خانواده در ترس و سوگ زندگی میکنند.
ما فراموش نمیکنیم. و نمیتوانیم بهسادگی به روال عادی بازگردیم.
من اطمینان دارم که شما نیز خواهان پایان یافتن این فصل از خشونت هستید. بنابراین از شما میخواهم: از تمام اقتدار اخلاقی و سیاسی خود استفاده کنید تا این پایان نزدیکتر شود — و تا تاریخ روزی بگوید که آلمان، در زمان درست، کار درست را انجام داد.
با نهایت احترام و امید فراوان،
بهروز اسدی
فعال حقوق بشر
سخنگوی انجمن Women Life Freedom Germany e.V.