بیانیه در چهارمین سالگرد قتلِ حکومتی بکتاش آبتین، شاعر آزادیخواه و عضو کانون نویسندگان ایران، یادش را گرامی میداریم.
آنچه بر بکتاش آبتین رفت نه حادثهای بود ناگهانی نه پیامد خطا یا بینظمی، بلکه حاصل سازوکاری تبهکارانه بوده و هست که در آن، حذف اندیشمند مستقل بهتدریج و در پوشش رویههای عادی صورت میگیرد. قتل عامدانهی بکتاش آبتین و دیگر زندانیان سیاسی در دل سازوکاری شکل گرفت که با تعلیق درمان، بیاعتنایی به جان زندانی و انکار پیدرپی مسئولیت بر آن است تا صحنهی مرگی طبیعی را بچیند. در چنین وضعیتی، زندان نه نهادی ابزاری و صرفاً سازمانی، بلکه بخشی جداییناپذیر از جریان قدرت و منطق حذف بهشمار میآید. از همین رو، کوششهایی که بهویژه این روزها برای بازنمایی زندان بهعنوان فضایی عادی و قابلتحمل صورت میگیرد، با واقعیت آنچه بر بکتاش آبتین و دیگر زندانیان سیاسی در این سالها رفت، در تعارض آشکار است. قتل حکومتی او خود گواه روشنی است بر اینکه زندان، در این ساختار، عرصهی فرسایش برنامهریزیشدهی جان و اراده است؛ جایی که حذف، اغلب نه بهصورت ضربهای ناگهانی، بلکه در قالب تعویق حسابشده، سکوت سازمانیافته و بیعملی مرگساز تحقق مییابد. بکتاش آبتین را به این دلیل حذف کردند که سکوت در برابر خفقان حاکم بر جامعه را نپذیرفت و آزادی بیان را از حوزهی مصلحت و تفسیر بیرون کشید. او مسئولیت نویسنده را امری فردی و خصوصی نمیدانست و بهدرستی دریافته بود که در وضعیت سرکوب، بیطرفی -همانگونه این روزها در خیابانهای ایران شاهد آن هستیم- خود شکلی از همراهی است. آنجا که گفته بود «امروز بهاندازهی کافی شاعر خوب، فیلمساز خوب، هنرمند خوب داریم؛ چیزی که کم داریم این است که یک سری آدم بایستند و مبارزه کنند» موضعی روشن داشت که در آن، مسئولیت اندیشه و عمل را جداییناپذیر میدانست.
حضور بکتاش آبتین در کانون نویسندگان ایران، در این معنا، قابل فهم است. آنچه محمد مختاری از آن با عنوان «تفکر کانونی» یاد میکرد ناظر بر همین پیوند است: پیوند اندیشه با مسئولیت جمعی، و پیوند آزادی بیان با کنش اجتماعی. تفکر کانونی شکلگیری آگاهی مشترک در برابر حذف است، تلاشی برای آنکه اندیشه، بهواسطهی انزوا یا حذف فردی، از عرصهی عمومی بیرون رانده نشود. بکتاش آبتین، در عمل، به این تفکر وفادار ماند. این جنایت عمدی پاسخی به همین موضع صریح و روشن او و پیامی از سوی حاکمیت به تمام آزادیخواهان و آزاداندیشان بود.
اکنون، چهار سال پس از قتل حکومتی بکتاش آبتین، سرکوب سازمانیافتهی حقیقتِ این جنایت و امتناع از پاسخگویی خود بخشی از همین روند حذف است، حذفی که اینبار متوجه حقیقت، حافظهی جمعی و حق جامعه برای دانستن است. تجربهی سالهای گذشته، از جمله قتل حکومتی محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، نشان داد که این روند مقطعی و استثنایی نبود، بلکه با تغییر شکل و تغییر نام، در تمام ادوار جمهوری اسلامی علیه اندیشمندان مستقل ادامه یافت.
کانون نویسندگان ایران، همچون سالهای گذشته، یاد بکتاش آبتین را در پیوند با یاد همهی مدافعان آزادی و اندیشه گرامی میدارد و تأکید میکند که این گرامیداشت تنها زمانی معنا خواهد داشت که با پافشاری مستمر بر دادخواهی و تحقق عدالت همراه باشد. قتل عامدانهی بکتاش آبتین سندی روشن است از شیوهی سرکوب که جان و اندیشهی مستقل را نشانه میگیرد و میکوشد حافظهی جمعی را از حقیقت تهی کند. تا زمانی که تمامی ابعاد این جنایت روشن نشود و آمران و عاملاناش پای میز محاکمه کشیده نشوند، مطالبهی دادخواهی و تحقق عدالت بیوقفه ادامه خواهد داشت.
روز پنجشنبه، ۱۸ دی، ساعت ۳، در آرامستان امامزاده عبدالله شهرری در کنار خانواده و دیگر دوستداران بکتاش آبتین مزارش را گلباران خواهیم کرد.
کانون نویسندگان ایران
۱۶ دی ۱۴۰۴