ابراهيم اصغرزاده عضو هيأت رئيسه و رئيس كميته سياسى جبهه اصلاحات ايران در گفتگو با اقتصادنیوز وضعيت درآمد ايرانيان را فاجعه خواند و اظهار داشت: ۴۸ درصد مردم ایران خرجشان بیشتر از دخلشان است و ۴۲ درصد هم هرچه درمیآورند مصرف میکنند. اين يعنى كه ۹۰ درصد مردم ایران در وضعیت بحرانی بهسر میبرند و فقط و ۱۰ درصد میتوانند پسانداز کنند.
وى نامه ۱۸۰ اقتصاددان را راهگشا دانست و تأكيد كرد: ما نیاز به پارادایم شیفت داریم؛ زيرا کشوری که دارای قدرت اقتصادی نباشد و با دنیا رابطه نداشته باشد، قدرت ندارد. این ۱۸۰ نفر میگویند که بیایید شیوه حکمرانی را تغییر دهید، با مردم آشتی کنید، زندانیها را آزاد کنید، با دنیا رابطه داشته باشید که بتوانید سرمایه و تکنولوژی جذب کنید.
اصغرزاده با بيان اين كه بايد بپذیریم سیاستهای گذشتهمان قابلنقد است و مقدس نیست، گفت: ما اشتباهات زیادی کردیم. یعنی باید این تصویر را در انقلاب جدی میگرفتیم که دموکراسی مهم است، مداخله مردم در امور حاکمیتی مهم است، شهروند باید حق داشته باشد و حکومت باید پاسخگو باشد. این توازن قوا اینگونه نیست که فقط قدرت نظامی خود را گسترش دهیم؛ بدون پشتوانه اقتصادی و سیاسی با یک مجلس ۱۰ درصدی!
رئيس كميته سياسي جبهه اصلاحات ايران افزود: مصادره های اول انقلاب اشتباه کامل بود. يا در تسخير سفارت آمریکا، قرار نبود با آمریکا قطع رابطه کنیم. یک اعتراض دانشجویی را به یک اعتراض ملی تبدیل کردیم و بعد هم دائماً در تله این مسیر افتادیم.
ابراهيم اصغرزاده با اين توضيح كه در جنگ ۱۲ روزه روسیه و چین که فکر میکردیم همپیمان راهبردی ما هستند کاری نکردند، تصريح كرد: چینیها به ما میگویند اگر میخواهید با ما رابطه داشته باشید، باید مسئلهتان را با آمریکا حل کنید، روسیه هم كه بازی خودش را با آمریکا انجام میدهد، حال آنكه برای آمریکا مهم است با ما مذاکره مستقیم داشته باشد. مذاکره مستقیم برای رسیدن به توافق پایدار، نه توافق موقت و آتشبس.
اگر مصادرههای ابتدای انقلاب نبود، «اقتصاد ایران» به چه مسیری میرفت؟
به گزارش اقتصادنیوز، ابراهیم اصغرزاده در بخشی از گفت و گوی خود با اقتصادنیوز، درباره مصادرههای ابتدای انقلاب گفت: ایده اصلی مصادرهها در دولت موقت طراحی شد. دولت موقت در حقیقت مسئولیت اقتصاد را به دست گرفته بود. بخش نظامی و امنیتی کشور بیرون از دولت بود؛ گروههای مختلف شکل گرفتند، نطفه سپاه بسته شد، کمیتهها در استانها و شهرستانها تشکیل شد که من به آن بخشهای سیاسی و نظامی کاری ندارم. اتحادی هم برای تصویب قانون اساسی شکل گرفت. اما در مورد مسئله اقتصاد، سرنخ اصلی آن در سیاستهایی بود که دولت قرار میداد.
دولت موقت گفت ما اموال ۵۳ خانواده را مصادره می کنیم و ....
وی ادامه داد: دولت یک وزیر کشاورزی داشت که آن زمان میگفتند این فئودال است. یک وزیر و افراد مختلف هم داشت، اما برآیند کلی دولت موقت این بود که ما اموال 53 خانواده را مصادره میکنیم و این اموال را در اختیار دولت قرار میدهیم.
نماینده مجلس سوم گفت: اشکالی که اتفاق افتاد این بود که دولت توان اداره نداشت و نمیتوانست جایگزین بخش خصوصی شود. دولتهای کمونیستی فرق دارند و افرادش پرورش پیدا کردند و نظام کمونیستی را اداره میکنند و شاید هم یک موفقیتهای در حوزه اقتصاد به دست بیاورد که معمولاً هیچ نظام کمونیستی و با برنامهریزی نتوانسته یک نظام دموکراسی باارزشهای دموکراتیک ایجاد کند.
وی گفت: معمولاً هم ناپایدار بود و نشانهاش این بود که بدون شلیک یک گلوله مثل یک برف نظامهای کمونیستی آب شدند، بهخصوص شوروی. باآنهمه زرادخانه اتمی و هستهای و باآنهمه اِهن و تُلُپ و اینکه ما مثلاً مادر کشورهای کمونیست دنیا هستیم و مادر نام کارگری دنیا هستیم، مثل برف آب شد و تبدیل به الیگارشیهای بعدی شد. اما در ایران این اشتباه وجود داشت که از مصادره شروع شد. این مصادره فقط مخصوص سرمایهداران نبود.
ریشه اصلی ایده مصادرهها
فعال سیاسی اصلاح طلب درباره ایده ریشه اصلی ایده مصادره ها نیز گفت : اگر شما بتوانید صورت مذاکرات شورای انقلاب، نه دولت را به دست آورید، در آنجا صحبت میشود که ما منابع میخواهیم از کجا دربیاوریم؟ من به لحاظ نظری میتوانم بگویم که به لحاظ روانی، طبقه کارگر طبقههای اجتماعی را در کوتاهمدت قانع میکرد. یعنی به لحاظ اینکه شما چشمتان را باز میکنید، میبینید یک سرمایهداری اموالش مصادره شده، خیال همه کارگرها راضی میشد. اما یکی میآمد میگفت، در درازمدت چه؟ مگر شما میتوانید اینجا را اداره کنید؟ به او میخندیدند.
او ادامه داد: این جو و فضای انقلابی بخشی از آن از دینامیسم خود انقلاب است. چون این انقلاب باید بگوید که نظام قبلی در توزیع منابع ناعادلانه بوده است. وقتی شما گذشته را نقد رادیکال میکنید، اگر این گذار از رژیم پهلوی به نظام اسلامی یک گذار مسالمتآمیز بود، امکان داشت این اتفاقات اصلاً نیفتد.
اصغرزاده تاکید کرد: در خیلی از این گذارها سرمایهدارها، آدمهای پولدار و طبقه مرفه به کمک مردم میآیند. کمااینکه لایهای از اینها که به آنها تجار و بازاریها میگوییم، اینها بهخاطر اینکه از قدیم همراه روحانیت بودند؛ یعنی همیشه در شهرها و در مرکز شهر یک مسجد جامع بود که توسط روحانیت اداره میشد و یک بازار هم کنارش بود و بازاریهایی بودند که به روحانیت وجوهاتی میدادند بنابریان هر کدام دیگری را تأیید میکردند. این باقی ماند و بخش تجاری کشور دست نخورد.
فعال سیاسی اصلاح طلب گفت: اینها وزارت بازرگانی را در اختیار گرفتند، نوع نگاهشان به اقتصاد، نگاه بده و بستانی بود. اما آن بخشی از اقتصاد که مولد و پایه صنعت و پایهگذار توسعه صنعتی در کشور بود و میتوانست سرمایه جذب کند، ماشینآلات بیاورد، شغل ایجاد کند، اینها متأسفانه مورد هجوم واقع شدند.