گزارشی از یک نسلکشی:
غزه امروز محک وجدان بشری است
آنچه در پی میآید چکیدهی گزارشی است از یکی از بزرگترین و خوفناکترین فجایع دوران مدرن که در قساوت و انسانستیزی یادآور جنایات فاشیستها و نازیهاست.
آنچه اسرائیل در غزه میکند- نخست اشغال نظامی سرزمین مردمی دیگر و سپس نسلکشی در سرزمین اشغالی- دقیقاً اجرای درسی است که صهیونیستها از هیتلر آموختهاند. آنچه در زیر میآید تنها چند مورد از فهرست طولانی کشتاری است که اسرائیل، در جریان اشغال مجدد نوار غزه، پس از آتشبس اخیر، به آن دست یازیده است.
«در روز سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۳، در اشغال مجدد غزه پس از آتشبس اخیر، بیش از ۱۷۰ کودک در این باریکه کشته شدهاند. مجموع غیرنظامیان کشتهشده به بیش از ۴۰۰ نفر رسیده است که ۱۷۰ نفر از آنان را کودکان و ۸۰ نفر آنان را زنان تشکیل میدهند.» (وبسایت رسمی دفتر هماهنگی امور انسانی سازمان ملل متحد OCHA)
«در روز دوشنبه ۴ فروردین ۱۴۰۴ در حملات اسرائیلیها به چادرهایی که آوارگان در غیضان ابورشوان و در بخش غربی خانیونس، نزدیک برجهای طیبه در آن پناه گرفته بودند و حمله به پنج خودروی غیرنظامی در حال تخلیه خانیونس و خانهای در منطقهی ممان در شرق خانیونس دهها غیرنظامی از جمله زنان و کودکان کشته شدند.» (خبرگزاری وفا)
«نقض آتشبس و از سرگیری بمبارانهای سنگین و عملیات زمینی در نوار غزه تا روز سهشنبه ۱۲ فروردین، بنا به گزارشها دستکم به کشته شدن ٣٢٢ کودک و مجروح شدن 609 کودک دیگر منجر شده است. این بدان معنا است که طی ده روز گذشته روزانه بهطور میانگین حدود صد کودک کشته یا ناقصالعضو و فلج شدهاند. بیشتر این کودکان آواره شده بودند و در چادرهای موقتی یا خانههای ویرانشده پناه گرفته بودند. این ارقام شامل کودکانی هم میشود که در جریان حمله به بخش جراحی بیمارستان الناحر در جنوب غزه در روز یکشنبه
سوم فروردین کشته یا مجروح شدند. (بیانیه یونیسف، صندوق کودکان ملل متحد، سهشنبه ۱۲ فروردین) پنجشنبه ۱۴ فروردین «۹ کودک که به داخل ساختمان ملل متحد در شمال غزه پناهنده شده بودند در بمباران ساختان مزبور در نوار غزه در روز چهارشنبه کشته شدند.» (گزارش کمیسر کل انروا ژنرال فیلیپ لازارینی)
لازارینی اضافه میکند کسانی که در نتیجهی حملهی مجدد به غزه آواره شدهاند هیچ جایی برای پناه بردن ندارند و حتی پس از آن که ساختمان انروا بمباران شد کسانی که به آنجا پناه آورده بودند، در آن ویرانه ماندند. لازارینی میافزاید که در جریان بمبارانهای غزه بیش از ۷۰۰ نفر که به ساختمانهای ملل متحد پناه آورده بودند، کشته شدهاند.»
باز هم پنجشنبه ۱۴ فروردین «دستکم ۲۷ غیرنظامی فلسطینی از جمله کودکانی که به مدرسه الارقم در الطوقه در شمال شرقی شهر غزه پناه آورده بودند امروز بعدازظهر در یک حمله هوائی اسرائیل به این مدرسه کشته و بیش از صد نفر مجروح شدند. هواپیماهای اسرائیلی این مدرسه را با سه موشک هدف گرفتند. در همین حال منابع بیمارستانی تأیید کردهاند که از نخستین ساعات امروز ۷۵ غیرنظامی فلسطینی در حملات اسرائیل به مناطق مختلف نوار غزه کشته شدهاند.» (خبرگزاری وفا)
یکشنبه ۱۷ فروردین «در نتیجهی حملات هوایی و توپخانهی اسرائیل در الطوقه در حومهی غزه و در خانیونس نزدیکی مدرسهی هارونالرشید و اردوگاه آوارگان البوریج در مرکز غزه جمعاً ۲۰ زن و کودک کشته و تعداد زیادی مجروح شدند.» (خبرگزاری وفا)
چهارشنبه ۲۰ فروردین در حملهی هواپیماهای اسرائیلی به مناطق مسکونی خیابان بغداد شجاعیه در شرق غزه و بمباران این منطقه که طی آن یک ساختمان مسکونی چهار طبقه بهکلی ویران و خانههای اطراف آن درهم کوبیده شد، حداقل سی غیرنظامی فلسطینی از جمله 8 کودک قتل عام و حدود ۵۰ نفر به شدت زخمی شدند.» (خبرگزاری وفا)
پنجشنبه ۲۵ اردیبشت ۳۹ غیرنظامی فلسطینی که بیشتر آنان کودک بودند در حملات هوایی اسرائیل در مناطق مختلف غزه بهویژه خانیونس کشته و چندده نفر زخمی شدند.
جمعه ۲۶ اردبیهشت. بیانیهی یونیسف حاکی است ظرف دو روز گذشته اسرائیل ۴۵ کودک را در غزه کشته است. این بیانیه تأکید میکند که کودکان در غزه مصیبتبارترین سرنوشت را دارند، زیرا پیش از آن که قربانی حملات کور هوایی شوند باید روزها گرسنگی و آوارگی بکشند.
سهشنبه ۱۳ اردیبهشت. بنا به اعلام منابع بیمارستانی در نتیجهی یک رشته حملات هوایی اسرائیل به چادرهای آوارگان و خانهها در نقاط مسکونی مختلف که از طلوع آفتاب شروع شده است ۷۰ غیرنظامی که بیشتر آنها زن و کودک بودهاند، کشته شدهاند تا جایی که یائیرگلان ژنرال بازنشسته اسرائیلی و رهبر «حزب دموکراتیک» این کشور در مقام انتقاد از سیاست اسرائیل میگوید «چرا اسرائیل محض سرگرمی و تفریح» به کشتار کودکان دست میزند.
شنبه ۳ خرداد. هنگامی که دکتر علاءالنجار که ماهها بود در مجتمع بیمارستانی ناحر در خانیونس مانند مادری برای نجات جان کودکان غزه تلاش میکرد، برای بررسی وضعیت کودکان زخمی یا کشتهشدهای که گروه گروه به دنبال حملات هوایی اسرائیل به بیمارستان منتقل کرده بودند بر روی آنها خم شده بود، در میان اجسادی که برای انتقال به سردخانه بیمارستان از راه میرسید، اجساد نیمسوخته و تکهپاره کودکان خود را بازشناخت که همهی آنها را یکایک از آمبولانس خارج میکردند و این نسلکشی تا همین ساعت ادامه دارد.
در روز دوشنبه ۵ خرداد در حمله هوایی به مدرسهی الدراج در حومهی شهر غزه دستکم ۳۶ نفر کشته و تعداد زیادی کودک زندهزنده در آتش سوختند و در روز چهارشنبه ۷ خرداد، دو خانوادهی فلسطینی را در «الاربید» (شمال غزه) و «عقیلان» (در دیدالبلح) قتل عام کردند و با حملات توپخانه و نارنجک مجموعاً ۱۷ زن و کودک دیگر را هم کشتند. روز چهارشنبه ۱۴ خرداد منابع درمانی و بیمارستانی اعلام کردند فقط طی ۲۴ ساعت گذشته ۹۷ جسد و ۴۴۰ نفر مجروح و مصدوم تحویل بیمارستانها شده است و روز پنجشنبه ۱۵ خرداد در بمبارانهای اردوگاههای آوارگان جبالیه، بیت لحید و خانیونس ۱۵ غیرنظامی کشته و دهها نفر زخمی شدند.
از سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۳ که تاریخ تهاجم دوباره اسرائیل به غزه پس از آتشبس است تا این تاریخ مسئولین بیمارستانی ۴۳۳۵ کشته و بیش از ۱۳,۳۰۰ زخمی را گزارش دادهاند که این ارقام دائماً در حال افزایش است. این ارقام فقط کشتگان و زخمیانی را دربرمیگیرد که به بیمارستانها و سردخانهها تحویل شدهاند و شامل زخمیهایی که بعداً فوت کردهاند، یا زیر آوار ماندهاند یا کسانی که در نتیجهی گرسنگی، قحطی و بیماری از پا درآمدهاند نمیشود.
به گزارش همین منابع تلفات غیرنظامیان در عملیات نظامی اسرائیل از آغاز جنگ در تاریخ ۷ اکتبر (۱۵ مهرماه ۱۴۰۲) تا کنون به ۵۴,۶۰۷ نفر رسیده است که اکثریت آنان را زنان و کودکان تشکیل میدهند. شمار زخمیان و کسانی که دچار نقص عضو شدهاند نیز به ۳۴۱ ،۱۲۵ نفر رسیده است و هزارها نفر هنوز در مناطقی در زیر آوارها ماندهاند که به دلیل ادامه حملات هوایی و عملیات زمینی تیمهای امداد و نجات، به آنجا دسترسی ندارند.
بن گوریون، بنیانگذار دولت اسرائیل در سلسله مقالاتی که به مناسبت دادگاه جنجالی آیشمن منتشر کرد، نوشت: « … این درسی بود برای دنیای غیریهود که بدانند چگونه یک میلیون کودک که از بخت بد یهودی بودند بهوسیله نازیها کشته شدند. ما میخواهیم همهی کشورهای جهان این را بدانند... و از آن شرمنده باشند.» امروز چه کسی باید بنویسد چگونه صدهاهزار کودک که از بخت بد عرب فلسطینی بودهاند به دست اسرائیلیها کشته شدهاند تا همهی کشورهای جهان بدانند... و از این بابت شرمنده باشند؟
اسرائیل، برج سر پل خاورمیانه، ابتدا نقش سرنیزه استعمارگران کهنه و متزلزل اروپایی را ایفا میکرد و با پشتیبانی آنها در ستیزه با جنبشهای رهاییبخش ملی این منطقه و رژیمهای برآمده از این جنبشها که با اربابان استعماری پیشین منطقه در کشاکش بودند و میخواستند در توسعهی ملی خود مسیری مستقل از آنها را طی کنند، رشد کرد، چنانکه مثلاً در جنگ سال ۱۹۵۶ پس از ملی کردن کانال سوئز از طرف مصر، در ائتلاف و هماهنگی کامل با چتربازان انگلیس و فرانسه و همراه میراژهای فرانسوی و تانکهای انگلیسی به مصر حمله کرد. طی دهههای بعد که به تدریج ایالات متحده بهعنوان میراثخوار استعمار کهن، نفوذ خود را در منطقه جایگزین نفوذ انگلیس و فرانسه کرد، اسرائیل نیز هر روز بیشتر به ایالات متحده و لابیهای صهیونیستی آن متکی شد و امروز ایالات متحده از آن بهعنوان پادگان بزرگی استفاده میکند که در کنار انبار نفت جهان و برای حراست از این انبار و تضمین عرضهی دائمی و بدون اختلال نفت خاورمیانه تعبیه شده و بهقول اتحادیهی ملی چتربازان فرانسه «دژ افتخارآمیز و شجاع تمدن غرب» در منطقه است. در واقع پایتخت حقیقی اسرائیل نه تلآویو، بلکه نیویورک است. چنین است که میبینیم حتی آخرین قطعنامهای هم که با حمایت متحدین خود ایالات متحده برای اعلام آتشبس بیقیدوشرط به شورای امنیت ارائه میشود، تنها با یک رأی مخالف، یعنی با وتوی ایالات متحدهی آمریکا در روز چهارشنبه ۱۴ خرداد، رد میشود؛ زیرا نه اسرائیل و نه پشتیان اصلی آن، ایالات متحده، هیچ یک به حقوق بشر و موازین حقوق بینالملل اعتقاد جدی و واقعی ندارند. بن گوریون، بنیانگذار دولت یهود، در همان سالهای آغازین سده بیستم که بهعنوان مهاجر به فلسطین آمده است اعلام میکند: «در جهان امروز، زور تنها چیزی است که مورد احترام است.» هم او در سال ۱۹۵۴ در کتاب خود «تولد دوباره و سرنوشت اسرائیل» تأکید میکند که «مسئله با نیروی اسلحه حل خواهد شد، نه با راهحلهای رسمی». به این ترتیب، چون جنبش صهیونیستی ذاتاً نژادپرست و از لحاظ ارضی توسعهطلب است، تشکیل دولت اسرائیل -مولود این جنبش- از همان آغاز هرگونه امکانی را برای شکلگیری یک دولت فراگیر بهوسیله مردم این سرزمین و با مشارکت آنان، از میان برد و صهیونیستها با توسل به روشهای فاشیستی و ترور سازمانیافته سیاست اخراج و نابودی ساکنان اصلی فلسطین و اسکان مهاجرین یهودی را بجای آنان در پیش گرفتند.
نژادپرستی اسرائیلیها منحصر به استنادات نظری صهیونیسم به تورات نیست که آنان را با «نژاد برگزیده» معرفی میکند، بلکه در عمل نیز اساس مناسبات اجتماعی آنان است. خاخام بزرگ حیفا از ازدواج نوه بن گوریون که مادر انگلیسیالاصل و مسیحی او بعداً یهودی شده بود با یک افسر چترباز اسرائیلی جلوگیری کرد زیرا به نظر این سرخاخام دلیلی در دست نبود که نشان دهد دختر یادشده یهودی است! به آسانی میتوان فهمید فلسطینیهای ساکن اسرائیل هماکنون در سرزمین مادری خود بیگانه محسوب میشوند در چه شرایطی زندگی میکنند.
تجاوز و توسعهطلبی ارضی هم خصلت ذاتی دیگر صهیونیسم است. نگاهی گذرا به نقشه اسرائیل و گسترش مرحله به مرحلهی آن با خون و خشونت طی این ۷۸ سال تصویر روشنی از این تجاوزات و توسعهطلبیهای ارضی را در عمل نشان میدهد. اسرائیلیها هنوز رویای ارض توراتی «از نیل تا فرات» را در سر میپرورانند و کوشیدهاند با جنگهای ۱۹۵۶،۱۹۴۸، ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ این رویا را تحقق بخشند. در سال ۱۳۴۸، در جریان تأسیس دولت اسرائیل، بن گوریون در حکومت موقت، در مقابل دو تن عضو حقوقدان حکومت موقت که بر آن بودند که در اعلامیهی تأسیس دولت اسرائیل قانوناً باید مرزهای کشور مشخص شود، چون یکی از ارکان هر کشور قلمرو آن است، بن گوریون با مشخص کردن مرزهای اسرائیل در اعلامیهی مزبور مخالفت میکند. به استدلال او ایالات متحدهی امریکا هم در اعلامیهی استقلال خود مرزهایش را مشخص نکرد و از آن زمان به بعد با تصرف مناطق دیگر قلمرو آن دولت را از سه ایالتی که در زمان اعلام استقلال در اختیار داشت، به ۵۰ ایالت بین اقیانوسهای اطلس و آرام گسترش داد. (ها آرتز ۲۰ اکتبر ۱۹۹۷)
در راستای چنین سیاستی صهیونیستها از همان سال ۱۹۴۸ با تهدید و ارعاب یا بهضرب اسلحه و کشتار، درست مانند رفتاری که امروز با ساکنان غزه دارند، فلسطینیها را از شهرها و روستاهایشان اخراج و آواره میکردند. آوریل ۱۹۴۸ تروریستهای سازمان ایرگون ۲۵۴ نفر مرد و زن و کودک را در روستای دیریاسین قتل عام کردند. آنان دست و پای قربانیان خود را قطع کردند و آنها را در چاهها ریختند. قاتلان سپس مصاحبهای مطبوعاتی ترتیب دادند تا همه را از آنچه کرده بودند مطلع سازند و آمادگی خود را برای ادامهی جنگ، کشتار و اشغال اعلام کنند. آنگاه باقیماندگان دیریاسین را در داخل کامیونهای روباز روی هم ریختند و پیش از تحویل این اسیران به مقامات انگلیسی وادارشان کردند در کوچههای محلات یهودینشین اورشلیم در زیر باران فحاشی، اهانت، زباله و آب دهان رژه بروند. آنگاه همه را آزاد کردند تا آنچه را بر سرشان آمده بود برای خویشان و نزدیکان خود بازگو کنند و مردم عرب ساکن این مناطق از وحشت آنچه در دیریاسین روی داده بود یا در نتیجهی گلولهبارانهای شهرها و روستاها در حالی که خانهها، زمینها، مایملک و وسایل زندگی خود را بهجا میگذاشتند، میگریختند. صهیونیستها به این ترتیب یک میلیون عرب مسیحی و مسلمان را از دهها شهر مانند یافا، لیدا، رمله، بیرسبع و .... و پانصد روستای فلسطین بیرون کردند و خود جای آنان را گرفتند.
از آنچه امروز در غزه میگذرد همه آگاهند: ویرانههای سوخته، تلهای اجساد غیرنظامیان، آوارگان بیدفاع در حال فرار، قحطی و گرسنگی و کودکانی که وقتی برای تکهای نان یا یک مشت آرد به سوی «دام مرگ» میروند، در خاک و خون میغلتند. نسلکشی فجیعی که امروز اسرائیلیها با پشتیبانی کامل ایالات متحده، بسیاری از کشورهای اروپایی و سکوت رذیلانهی ارتجاع دولتهای منطقه در غزه به راه انداخته است، ادامهی طبیعی ۷۸ سال تاریخ جنایتبار صهیونیسم است. فاجعهی فلسطین تاریخی ۸۰ ساله دارد. پای نابودی یک ملت و یک تاریخ در میان است. آلام یهودیان اروپا در گذشته، آشوئیتس، داخائو، گتوها و رنج و مصیبت امروز مردم فلسطین همه منشاء واحدی دارند. چه کسی مسئول سرنوشت یهودیان اروپا در گذشته، مسئول آشوئیتس، داخائو و گتوها است اگر سویهی استثماری-استعماری تمدن غربی نیست که دیروز نازیسم را به وجود آورد و امروز اسرائیل را برای حفظ منافع خود در خاورمیانه علم کرده و از آن پشتیبانی میکند؟ اسرائیل در همان نظام شومی زاده شده و پرورش یافته که دیگر نظامهای فاشیستی یک قرن گذشته از آن برآمدهاند. این نظام که تنها نیمی از جهان را میبیند و همواره نگران «حق اسرائیل در دفاع از خود» است باید درک کند غرامات جنایاتی را که خود در حق یهودیان کرده فلسطینیها نباید پرداخت کنند.
انتظار میرود که نیروها و سازمانهای دموکراتیک، روشنفکران مستقل و وجدانهای آگاه و بیدار سراسر جهان از هر طریق ممکن در جهت افشای این نسلکشی و مبارزه برای متوقف ساختن آن تلاش کنند.
آنچه در باریکهی کوچکی در جهان پهناور ما می گذرد، جهنم زیر و رویی که پیش چشم جهان «متمدن» ما چون برق لامع متلالو است اما همه کس در برابر آن خود را به کوری و کری زده است، چنان هولآور و جانگزاست که بی گمان «دوزخ» آن فلورانسی بزرگ، دانته آلیگیری، پیش آن چون بهشت برین مینماید. هزاران هزار نوزاد و کودک در کمتر از دوسال بر اثر بمباران اسراییل سلاخی شدهاند، هم اکنون صدها و هزاران کودک را به عمد و با نیت قبلی گرسنگی میدهند تا از سوءتغذیه پیش چشم مادرانشان بمیرند. بیداد از حد گذشته، شاید پس از هولوکاست و ویتنام هرگز تدنی اخلاقی و بیاعتنایی به وهنی که بر تبار انسان میرود تا بدین پایه نبوده باشد. ۱۸۰ هزار فلسطینی، از کودک و زن و پیر و جوان، به دست قصابان اسراییلی سلاخی شدهاند، اما جنون آدمکشی این ناکسان ضدبشر را سر باز ایستادن نیست. بزک دوزک چهرهی حقوق بشری سویهی استثماری-استعماری جهان متمدن غرب اکنون دود شده و به هوا رفته و جامه دریده و عریان، خود را به رخ ستمدیدگان و آزادیخواهان میکشد و خون میطلبد.
ای همه وجدانهای بیدار، بشر دوستان و جانهای آگاه، نگذاریم کودکان غزه از گرسنگی بمیرند، فریاد برداریم، بر این بیداد بشوریم، نجات انسانیت از توحش و فرمانفرمایی قانون جنگل و سبعیت بهیمی در گرو کوشش و پیکار جمعی ماست.
کانون نویسندگان ایران