در بارۀ شلیکِ منجر به فوت اعضای یک خانواده در خمین، تاکنون هیچ توضیح روشنی در بارۀ چگونگی این حادثۀ دلخراش داده نشده است. در واقع، توضیح روشن ماجرا میتواند از تکرار این نوع فجایع تا اندازۀ زیادی جلوگیری کند.
بازرسی خودروها که از زمان آغاز جنگ ۱۲ روزه در جادههای مختلف کشور معمول شده است، به صورتی که من تجربه کردهام نمیتواند منجر به تیراندازی شود چرا که در ایستگاههای بازرسی، جاده باریک میشود و خودروها یکی یکی به آهستگی از محل عبور می کنند. در حین عبور آهستۀ خودروها، موردی که اصطلاحاً مشکوک تلقی شود، به حاشیۀ جاده هدایت و در آنجا بازرسی میشود. بنابراین نه ایستی بدان معنا داده میشود که راننده متوجه آن نشود و نه اصولاً امکانی برای فرار وجود دارد. از همین رو، توضیح روشن در بارۀ چگونگی ماجرای دلخراش خمین میتواند کمککننده و بازدارنده باشد.
از حق نمیتوان گذشت که برخورد مأموران ایست و بازرسی عموماً محترمانه و همراه با عذرخواهی از ایجاد مزاحمت است. این را به عنوان کسی میگویم که از زمان آغاز جنگ تا کنون، وانتکاپرای پیر ما را به اندازهای مورد بازرسی قرار دادهاند که عددش از دستمان در رفته است! فقط یک بار در جادۀ سلطانیه به خرمدره، یک دستگاه تویوتای هایلوکس به طرزی غیرحرفهای خودرو ما را تعقیب کرد و اعصاب خانوادهام را به هم ریخت. در ابتدای خرمدره وقتی به ایست بازرسی رسیدیم، متوجه شدم که یک درجهدار ارشد نظامی در کنار یک فرد معمم، سرنشین هایلکوس هستند. رانندهشان که اصلاً رفتار مناسبی نداشت، باعث خشمم شد. خواستم سراغ فرد معمم بروم و به رفتارشان اعتراض کنم که همان رانندۀ جوان متفرعانه و متکبرانه مانع شد چنانکه گویی با زیردستان خود روبروست!
مأموران مستقر در آن ایستگاه اما بسیار خوشبرخورد بودند و آرامم کردند. یکی از آنها که مرا شناخت گفت که اگر شرایط مساعد بود، به منزلشان دعوتم میکرد! منزلشان در شهر خدابنده یا همان قیدار بود. این را هم ناگفته نگذاشت که مطالبم را دنبال میکند و گرچه با همۀ آنها موافق نیست اما احترام میگذارد.
این هم یکی از آثار جانبی جنگ ۱۲ روزه!
تلگرام نویسنده
@ahmadzeidabad