انتخابات مجلس ایالتی برلین در ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶ یکی از مهمترین و غیرمنتظرهترین نتایج سیاسی سالهای اخیر آلمان را رقم زد. بر اساس برآوردهای منتشرشده پس از پایان رأیگیری، حزب چپ (Die Linke) برای نخستین بار در تاریخ معاصر برلین به بزرگترین نیروی سیاسی پایتخت تبدیل شد و از حزب دموکرات مسیحی (CDU) پیشی گرفت. در مقابل، ائتلاف حاکم متشکل از دموکرات مسیحیها و سوسیال دموکراتها اکثریت خود را از دست داد و آینده دولت ایالتی وارد مرحلهای از مذاکرات پیچیده ائتلافی شد.
بر اساس آخرین برآوردها، حزب چپ حدود ۲۴ تا ۲۵ درصد آرا را به دست آورده و در جایگاه نخست قرار گرفته است. دموکرات مسیحیها با حدود ۱۹ تا ۲۰ درصد در رتبه دوم قرار دارند. حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) نیز با افزایش چشمگیر آرای خود به حدود ۱۶ درصد رسیده و در رقابتی نزدیک با حزب سبزها برای کسب جایگاه سوم قرار گرفته است. در همین حال، حزب سوسیال دموکرات (SPD) یکی از ضعیفترین نتایج چند دهه اخیر خود را تجربه کرده و به رتبه پنجم سقوط کرده است.
بحران مسکن همه چیز را تغییر داد
نتیجه انتخابات ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶ در برلین را نمیتوان صرفاً یک جابهجایی معمول میان احزاب سیاسی دانست. آنچه در پایتخت آلمان رخ داد، بیش از هر چیز بازتاب نارضایتی عمیق اجتماعی از وضعیت مسکن، افزایش هزینههای زندگی و کاهش اعتماد به احزاب سنتی بود؛ روندی که اکنون نه تنها برلین، بلکه کل نظام سیاسی آلمان را تحت تأثیر قرار داده است.
تحلیلگران معتقدند مهمترین عامل شکلدهنده رفتار رأیدهندگان در این انتخابات، بحران مسکن و افزایش شدید اجارهبها در برلین بوده است. در شهری که حدود ۸۵ درصد خانوارها مستأجر هستند، اجارههای پیشنهادی طی یک دهه گذشته تقریباً دو برابر شده و کمبود شدید واحدهای مسکونی به یکی از مهمترین دغدغههای شهروندان تبدیل شده است. برآوردهای رسمی نشان میدهد که برلین تا سال ۲۰۴۰ به بیش از ۲۰۰ هزار واحد مسکونی جدید نیاز خواهد داشت.
حزب چپ توانست دقیقاً روی همین نقطه دست بگذارد. وعده کنترل اجارهبها، گسترش مسکن اجتماعی و محدود کردن نفوذ شرکتهای بزرگ مالک مسکن، برای بخش مهمی از مستأجران جذاب بود. موفقیت این حزب بیش از آنکه ناشی از یک چرخش ایدئولوژیک گسترده به چپ باشد، نتیجه تمرکز بر ملموسترین مشکل زندگی شهری بود.
رشد چپ و راست و شکست احزاب میانه
انتخابات برلین نشان داد که احزاب سنتی آلمان با بحرانی فزاینده در حفظ پایگاه اجتماعی خود روبهرو هستند. سوسیال دموکراتها که زمانی حزب طبیعی طبقه کارگر شهری محسوب میشدند، بخش مهمی از رأیدهندگان خود را به حزب چپ واگذار کردند. همزمان دموکرات مسیحیها نیز نتوانستند دستاوردهای دوره حکومت خود در برلین را به سرمایه سیاسی تبدیل کنند.
در واقع، رأیدهندگان برلینی بیش از آنکه به نفع یک حزب خاص رأی داده باشند، علیه وضعیت موجود رأی دادهاند. این الگو در بسیاری از دموکراسیهای غربی دیده میشود: هرگاه احزاب میانه نتوانند پاسخی برای فشارهای اقتصادی و اجتماعی ارائه کنند، بخشی از رأیدهندگان به احزاب چپ رادیکال و بخشی دیگر به احزاب راست پوپولیست روی میآورند.
یکی از مهمترین پیامهای انتخابات برلین، رشد همزمان دو نیرویی است که در دو سوی طیف سیاسی قرار دارند: حزب چپ و آلترناتیو برای آلمان. این دو حزب در بسیاری از مسائل دیدگاههای متفاوتی دارند، اما هر دو از یک منبع مشترک تغذیه میشوند: نارضایتی از احزاب مستقر و احساس بیپاسخ ماندن مطالبات شهروندان.
به همین دلیل، انتخابات برلین را میتوان بخشی از روند گستردهتری دانست که طی آن ساختار سنتی سیاست آلمان ــ متکی بر دموکرات مسیحیها و سوسیال دموکراتها ــ به تدریج در حال فرسایش است. رشد احزاب حاشیهای در سالهای اخیر دیگر یک پدیده موقت به نظر نمیرسد، بلکه به بخشی از واقعیت جدید سیاست آلمان تبدیل شده است.
پیام هشدار به دولت فدرال
این انتخابات تنها درباره اداره پایتخت نبود. نتیجه آن حامل پیامی روشن برای دولت فدرال آلمان نیز هست. در حالی که دولت صدراعظم فریدریش مرتس با چالشهای اقتصادی، اصلاحات بحثبرانگیز و کاهش محبوبیت روبهرو است، رأیدهندگان در برلین و همزمان در برخی مناطق دیگر کشور نشانههایی از بیاعتمادی فزاینده به احزاب حاکم را نشان دادهاند.
از این منظر، برلین را میتوان آزمایشگاهی برای تحولات آینده سیاست آلمان دانست. اگر احزاب میانه نتوانند راهحلی برای بحران مسکن، افزایش هزینههای زندگی و نگرانیهای اقتصادی ارائه کنند، احتمالاً شاهد ادامه رشد نیروهای معترض در هر دو سوی طیف سیاسی خواهیم بود.
آینده چه خواهد بود؟
با وجود پیروزی حزب چپ، راه این حزب برای تشکیل دولت هموار نیست. هیچ حزب یا ائتلاف دوحزبی اکثریت لازم را در اختیار ندارد و تشکیل دولت به مذاکرات پیچیده میان چند حزب وابسته خواهد بود. از نظر ریاضی، ائتلاف چپ، سبزها و سوسیال دموکراتها ممکن است؛ اما تحقق آن به توافق بر سر مجموعهای از مسائل دشوار اقتصادی، مالی و شهری بستگی دارد.
فارغ از اینکه چه ائتلافی در نهایت قدرت را در دست بگیرد، پیام اصلی انتخابات روشن است: شهروندان برلینی خواهان پاسخهای ملموس برای مشکلات روزمره خود هستند. رأی آنان بیش از آنکه ایدئولوژیک باشد، رأیی اجتماعی و اقتصادی بود؛ رأیی که از دل بحران مسکن، فشار معیشتی و فرسایش اعتماد به احزاب سنتی بیرون آمد.
انتخابات ۲۰۲۶ برلین را شاید بتوان نخستین زنگ جدی برای سیاست آلمان در آستانه سالهای پایانی این دهه دانست؛ زنگی که نشان میدهد شکاف میان جامعه و نخبگان سیاسی در حال عمیقتر شدن است و نادیده گرفتن آن میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای پایتخت آلمان داشته باشد.
منابع گزارش: خبرگزاری رویترز، وبسایت آلمانی دی ولت