ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Sat, 19.09.2026, 16:17
خواهران دوقلو در برابر خشم سرکوب در ایران

مارگریتا استانکاتی / وال‌استریت ژورنال / ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۶

ترانه رحیمی شب ۲۴ ژانویه نزد دوستانش اقامت داشت که مردانی مسلح و نقاب‌دار به خانه هجوم آوردند، کیسه‌ای روی سر او کشیدند و او را با خود بردند. آنها بعداً به سراغ خواهر دوقلویش، رومینا، نیز آمدند.

ماه‌ها پس از آن، نزدیکان آنها نمی‌دانستند این دو کجا هستند و حتی نمی‌دانستند آیا زنده‌اند یا نه. مادرشان برای یافتن دختران 20 ساله‌اش همه‌جا را زیر و رو می‌کرد و از کارکنان بیمارستان‌ها، دادگاه‌ها و بیرون زندان‌ها برای به دست آوردن خبری از آنها التماس می‌کرد، اما بی‌فایده بود.

یکی از اعضای خانواده گفت که در ماه آوریل، تماسی ناشناس دریافت کرد. فرد تماس‌گیرنده به او گفت: «دخترانت در زندان دولت‌آباد هستند. می‌توانی برای دیدنشان وقت بگیری.»

وقتی سرانجام مادر توانست دوباره دوقلوها را در زندان زنان اصفهان ببیند، به‌سختی توانست آنها را بشناسد. صورت‌هایشان ورم کرده بود و در قسمت‌هایی از سرشان که موهایشان کنده شده بود، لکه‌های طاسی دیده می‌شد. آنها از دوران بازداشت خود روایت‌هایی هولناک بازگو کردند؛ بر اساس اطلاعاتی که بستگان و وکلای پرونده به دست آورده‌اند، آنها در دوران بازداشت شکنجه و مورد تعرض جنسی قرار گرفته بودند.

سخنگوی دولت ایران به درخواست برای اظهارنظر پاسخ نداد.

اعترافات اجباری و شکنجه

ترانه و رومینا رحیمی از برجسته‌ترین نمادهای سرکوب خشونت‌بار حکومت علیه اعتراضات گسترده‌ای هستند که در ژانویه سراسر ایران را فرا گرفت. این واکنش به کشته شدن هزاران نفر انجامید. اکنون پیامدهای آن در زندان‌ها و دادگاه‌های سراسر کشور در حال آشکار شدن است؛ مقام‌ها در ادامه این روند، موجی از اعدام‌ها و احکام طولانی‌مدت زندان را به اجرا گذاشته‌اند و هدفشان خاموش کردن هر نشانه‌ای از ناآرامی ناشی از تحریم‌های آمریکا و محاصره بنادر ایران است.

بر اساس اعلام «فعالان حقوق بشر در ایران»، یک گروه حقوق بشری مستقر در آمریکا که ایران را رصد می‌کند، حدود ۵۰ هزار نفر در سراسر کشور در ارتباط با این خیزش بازداشت شده‌اند. بسیاری از آنها بدون برجای گذاشتن هیچ اثری ناپدید شدند. برخی دیگر با اتهام‌های مبهم امنیت ملی روبه‌رو شده‌اند که مجازات‌های سنگینی در پی دارد، از جمله اتهام «محاربه با خدا». وکلا و گروه‌های حقوق بشری می‌گویند متهمان اغلب از داشتن وکیل منتخب خود محروم می‌شوند و تحت شکنجه وادار به اعتراف می‌شوند. پس از این محاکمه‌های صوری، اغلب احکام سنگینی صادر می‌شود.

خواهران رحیمی در میان ۱۶ متهمی بودند که به اتهام نقش داشتن در ناآرامی‌های اطراف میدان شهدا در اصفهان در اوایل سال جاری بازداشت شدند. این شهر مرکزی ایران که به معماری اسلامی با کاشی‌کاری‌های آبی‌رنگ شهرت دارد، به یکی از کانون‌های ادامه سرکوب قضایی تبدیل شده است.

دوقلوها سه ماه نخست را در یک بازداشتگاه تحت مدیریت بخش اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گذراندند؛ جایی که شکنجه و مورد تعرض جنسی قرار گرفتند.

بر اساس اطلاعاتی که بستگان و وکلای حقوق بشر آشنا با این پرونده به دست آورده‌اند، بخش قابل‌توجهی از شکنجه‌ها جنبه روانی داشت. خواهران به‌طور جداگانه و در سلول انفرادی نگهداری می‌شدند، اما از فاصله‌ای دور صدای فریادها و گریه‌های یکدیگر را می‌شنیدند. آنها مجبور می‌شدند شاهد شکنجه زندانیان مرد باشند. به گفته وکلا و بستگان، ترانه بر اثر ضربات مکرر باتوم به پا، زانو، دست و بازویش، دچار جراحات شدید جسمی شد.

صدور حکم و مجازات

دوقلوها ۲۱ سالگی خود را در زندان سپری کردند. در پایان ماه اوت، ترانه به همراه ۹ نفر دیگر به اعدام محکوم شد. برای رومینا حکم ۲۵ سال زندان صادر شد. این احکام قابل تجدیدنظرخواهی هستند، اما گروه‌های حقوق بشری نگران‌اند که روند اجرای اعدام‌ها با سرعت پیش برده شود.

بستگان ترانه بیم آن دارند که او به‌زودی به نخستین زنی تبدیل شود که در ارتباط با اعتراضات در ایران اعدام می‌شود. مسعود نورمحمدی، یکی از پسرعموهای دوقلوها که در آمریکا زندگی می‌کند، گفت: «هر شب می‌ترسیم که ممکن است این اتفاق بیفتد. ممکن است هر لحظه رخ دهد.»

بر اساس اعلام گروه‌های حقوق بشری، تاکنون دست‌کم ۲۹ نفر در ایران در ارتباط با اعتراضات اعدام شده‌اند که همگی مرد بوده‌اند. در میان آنها صالح محمدی، قهرمان کشتی، قرار داشت که تنها ۱۹ روز پیش از اعدامش در ماه مارس ۱۹ ساله شده بود. احکام محکومیت در بسیاری از موارد بر اساس اعمالی صادر شده‌اند که معمولاً مجازات اعدام در پی ندارند. به گفته دیده‌بان حقوق بشر، ساسان آزادوار جونقانی، ۲۱ ساله، به دلیل فراخواندن نیروهای امنیتی به ترک خدمت و شکستن شیشه یک اتوبوس پلیس محکوم و اعدام شد.

بهار صبا، پژوهشگر امور ایران در دیده‌بان حقوق بشر که بسیاری از پرونده‌های مجازات اعدام را بررسی کرده است، گفت: «مقام‌ها مدت‌هاست از مجازات اعدام و اعدام‌های بدون محاکمه به‌عنوان ابزارهایی برای سرکوب سیاسی استفاده می‌کنند. آنچه اکنون شاهد آن هستیم، تشدید گسترده همین الگوست. این پیام روشنی است که آنها برای ایجاد ترس و بازداشتن دیگران از اعتراضات احتمالی می‌فرستند.»

خیزش اصفهان

پیش از آنکه ترانه و رومینا به اعتراضات خیابانی بپیوندند، چندان سیاسی نبودند. آنها مانند بسیاری از هم‌نسلان خود، در آرزوی حکومتی سکولار و دموکراتیک بودند که آنها را از قوانین اجتماعی سختگیرانه حکومت رها کند. با این حال، آنها تلاش می‌کردند تا حد امکان آزادانه زندگی کنند؛ با دوستانشان به این‌سو و آن‌سو رانندگی می‌کردند و در ساحل به تفریح و مهمانی می‌پرداختند؛ کارهایی که افراد ۲۰ ساله در هر جای دنیا انجام می‌دهند، اما در جمهوری اسلامی می‌تواند فرد را با دردسرهای جدی روبه‌رو کند.

رومینا، که از این دو خواهر سرکش‌تر بود، در موهای بلند و تیره‌اش رگه‌های دکلره داشت و اغلب موهایش را بدون پوشش رها می‌کرد. او به مد علاقه داشت و عادت به سیگار کشیدن خود را در شبکه‌های اجتماعی به نمایش می‌گذاشت.

نورمحمدی، پسرعموی او، گفت: «رومینا کسی است که جواب منفی را نمی‌پذیرد. او به‌شدت مستقل است. نمونه کاملی از زنان نسل Z ایران است. ترانه بسیار مهربان است؛ مردم را دوست دارد و حیوانات را دوست دارد.»

ترانه به‌ویژه اسب‌ها را دوست دارد. او به‌صورت حرفه‌ای سوارکاری می‌کرد و اسب‌ها را آموزش می‌داد؛ علاقه‌ای که داشت آن را به حرفه خود تبدیل می‌کرد. او در پستی در اینستاگرام که در آن اسبی قهوه‌ای‌رنگ را نوازش می‌کرد، نوشته بود: «اگر قرار است زندگی مرا زمین بزند، ترجیح می‌دهم از پشت یک اسب در حال تاخت باشد تا زیر فشار سنگینی زندگی.»

اعتراضاتی که در اواخر دسامبر، در اعتراض به مشکلات اقتصادی ایران آغاز شده بود، تا اوایل ژانویه از نظر شمار و دامنه گسترش یافته بود و بسیاری از ایرانیان خواستار فروپاشی حکومت دینی شده بودند.

رضا پهلوی، پسر آخرین شاه ایران، از شتاب گرفتن اعتراضات بهره گرفت و از ایرانیان خواست در روزهای ۸ و ۹ ژانویه به خیابان‌ها بیایند. به گفته پسرعموی دوقلوها، ترانه و رومینا نیز به این فراخوان پهلوی پاسخ دادند.

این دو خواهر در تجمع‌هایی در اطراف میدان شهدا، یا میدان شهیدان، در اصفهان شرکت کردند؛ منطقه‌ای تجاری که آن را به‌خوبی می‌شناختند، زیرا هر دو به‌صورت پاره‌وقت در یک کفش‌فروشی در آنجا کار می‌کردند. در جریان ناآرامی‌های اطراف میدان، دو نفر کشته شدند: یکی از اعضای سپاه پاسداران و یک مرد بی‌خانمان.

بر اساس اعلام «دادبان»، یک گروه متشکل از وکلا، پرونده علیه دوقلوها و دیگر متهمان در دادگاه مربوط به میدان شهدا تا حدی بر این اتهام استوار است که آنها در تهیه تعداد محدودی کوکتل مولوتوف در داخل یک کفش‌فروشی در نزدیکی میدان مشارکت داشته‌اند. خانواده می‌گوید مطلقاً هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد آنها در فعالیت خشونت‌آمیزی دست داشته‌اند.

نورمحمدی گفت پس از علنی شدن ماجرای آنها، کارکنان زندان برای مجازات ترانه، وعده‌های غذایی او را قطع کردند و به جای آن، باقی‌مانده غذای سایر زندانیان را به او می‌دادند.

به گفته معین خزائلی، وکیل حقوق بشر در گروه دادبان، بیشتر متهمان پرونده میدان شهدا به اتهام «محاربه» مجرم شناخته شدند؛ محکومیت‌هایی که بر اساس شواهد ساختگی و اعترافاتی صادر شده‌اند که از طریق تهدید، شکنجه و آزار جنسی گرفته شده بودند.

این نخستین بار نیست که نیروهای امنیتی ایران با زندانیان سیاسی بدرفتاری می‌کنند. عفو بین‌الملل و سازمان ملل متحد استفاده گسترده از شکنجه جسمی و تعرض جنسی علیه زندانیانی را که در پی اعتراضات حقوق زنان در سال ۲۰۲۲ بازداشت شده بودند، مستند کرده‌اند. احکام اعدام نیز راه دیگری برای مجازات مخالفان و ارسال پیامی به هر فرد دیگری است که به فکر اعتراض و سخن گفتن علیه حکومت باشد.

خزائلی گفت: «پرونده میدان شهدا نمونه کاملی از نحوه استفاده جمهوری اسلامی از مجازات اعدام به‌عنوان ابزاری برای ایجاد رعب و سرکوب مردم ایران است. پیام سیاسی این است: وقتی به خیابان‌ها بیایید یا پس از آن، ما با استفاده از مجازات اعدام شما را خواهیم کشت.»