نجمه بزرگمهر / فایننشال تایمز / ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶
در سراسر تهران، تصویر مجتبی خامنهای بر شهر سایه افکنده است: از دیوارنگارههایی که رهبر جمهوری اسلامی را به تصویر میکشند، تا بیلبوردهای عظیمی که این مرد ۵۶ ساله را در کنار پدر درگذشتهاش، علی خامنهای، نشان میدهند و نیز پلاکاردهایی که هواداران حکومت در میدانهای شهر برای نمایش قدرت خود برافراشتهاند.
اما نکته شگفتانگیز اینجاست که با گذشت بیش از شش ماه از انتصاب او، مجتبی خامنهای اصلاً دیده نشده است. او هیچ حضور عمومی نداشته است — حتی در مراسم تشییع پدرش در ماه ژوئیه نیز ظاهر نشد — و هیچ عکس، ویدئو یا فایل صوتی از او منتشر نشده است. او در عوض، حکومت را صرفاً از طریق بیانیههای مکتوب اداره میکند.
مقامهای حکومتی میگویند این وضعیت یک اقدام امنیتی ضروری است؛ اقدامی که پس از دهها ترور مقامات ارشد توسط آمریکا و اسرائیل، از جمله پدر او، اتخاذ شده است. آنان میگویند مجتبی خامنهای، اگرچه در حملاتی که به کشته شدن آیتالله خامنهای در ۲۸ فوریه انجامید مجروح شد، اما اکنون بهبود یافته و کنترل کامل امور را در دست دارد.
با این حال، غیبت آشکار او در داخل ایران بهطور فزایندهای به منبعی از سردرگمی و سوءظن تبدیل شده است؛ کشوری که در آن حضور و اقتدار رهبر جمهوری اسلامی همواره یکی از ستونهای اصلی قدرت نظام بوده است.
یک لولهکش در تهران که دیدگاهی رایج در میان افکار عمومی ایران را بازتاب میداد، گفت: «یا در همان بمباران کشته شده، یا آنقدر آسیب دیده که نمیتوانند او را در انظار عمومی نشان دهند. من این بیانیههای مکتوب را باور نمیکنم. اگر زنده بود، دستکم میتوانست یک ویدئو منتشر کند.»
از زمان انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، رهبران جمهوری اسلامی بهطور منظم در برابر مردم ظاهر شدهاند. روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، در طول ده سال رهبری خود بارها با مردم سخن گفت.
جانشین او، علی خامنهای، گاه تا هفتهای یک بار در تلویزیون ظاهر میشد؛ در برابر جمعیت سخنرانی میکرد و نطقهایی ایراد میکرد که با دقت دنبال میشدند و نزدیک به چهار دهه جهتگیری سیاسی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی را تعیین میکردند.
خامنهایِ جوانتر پیش از جنگ برای افکار عمومی چهرهای نسبتاً ناشناخته بود. او دههها را به تحصیل و تدریس در حوزه علمیه گذراند. بسیاری از سیاستمداران ارشد هرگز او را ندیده یا با او گفتوگو نکردهاند و تنها تعداد اندکی ویدئوی عمومی از او وجود دارد؛ از جمله تصاویری از دوران حضورش به عنوان داوطلب نظامی در جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰.
بیانیههای مکتوب او شامل رهنمودهای سیاسی و مذهبی، اعلام انتصابهای مهم و همچنین درخواستهای مکرر از جناحهای رقیب سیاسی در ایران برای پرهیز از تفرقه بوده است. او ماه گذشته گفت که وحدت میان مسلمانان «سنگبنای دستیابی به یک تمدن اسلامی برتر و مسلط» است.
افراد نزدیک به حکومت اذعان میکنند که تنها شمار اندکی از افراد بهطور مستقیم به او دسترسی دارند و مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، تنها مقام ارشدی است که بهطور علنی گفته با خامنهای دیدار کرده است.
دیپلماتهای خارجی در تهران و دیگر پایتختها — که اطلاعات مستقیمی درباره وضعیت جسمانی او ندارند — میگویند معتقدند او فعال است و کنترل امور را در دست دارد، هرچند شاید هنوز از همان میزان اقتداری که پدرش داشت برخوردار نباشد.
با این حال، دونالد ترامپ ماه گذشته مدعی شد که هرچند باور دارد خامنهای زنده است، اما رهبر جمهوری اسلامی در حمله ماه فوریه «بهشدت زخمی» شده است. رئیسجمهور آمریکا گفت: «سمت چپ بدنش، دستش، پایش، همه چیز آسیب دیده است.»
وزارت بهداشت ایران میگوید خامنهای تنها جراحات جزئی برداشته و کمتر از ۲۴ ساعت در بیمارستان بستری بوده است.
اما این خلأ، به شایعات گسترده در میان ایرانیان دامن زده است؛ بسیاری از مردمی که روایتهای رسمی حکومتی را که به آن بیاعتمادند، زیر سؤال میبرند.
گمانهزنیها درباره سرنوشت مجتبی
برخی گمان میکنند او از حمله به محل اقامت پدرش جان سالم به در نبرده است؛ حملهای که همسر، خواهر و خواهرزاده او را نیز کشت. برخی دیگر نظریههای توطئهای را مطرح میکنند که بر اساس آنها قدرتهای خارجی — از روسیه و چین گرفته تا حتی بریتانیا — ایران را از پشت صحنه اداره میکنند. گروهی نیز فرضیههای دور از ذهنتری را مطرح میکنند؛ از جمله اینکه حکومت در حال آمادهسازی بدلهایی برای جایگزینی اوست.
گروهی دیگر نیز سقوط مداوم اقتصاد ایران — با تورم سالانه حدود ۹۰ درصد در شرایطی که آمریکا بنادر کشور را محاصره کرده است — را نشانهای میدانند از اینکه کشور عملاً بدون حکمرانی مؤثر رها شده است.
«وقتی قیمت مواد غذایی هر روز بالا میرود، به نظر من نمیتواند رهبری در این کشور وجود داشته باشد»، این را زنی حدوداً سیساله که نظافتچی است، دو فرزند دارد و در تهران کار میکند، میگوید. «اگر او زنده است، باید مرا مانند دختر خود ببیند و ناراحت باشد که دیگر توان تأمین این زندگی را ندارم.»

با مسدود شدن بنادر ایران توسط ایالات متحده، نرخ تورم سالانه به حدود ۹۰ درصد رسیپه است / عکس: عابدین طاهرکناره
محمدصادق جوادیحصار، سیاستمدار اصلاحطلب و زندانی سیاسی پیشین در شهر مشهد، نظریههای توطئه را رد میکند، اما میگوید این گمانهزنیها نشاندهنده میزان سرخوردگی مردم از جمهوری اسلامی است.
او گفت: «مردم تمایل دارند هرچه مقامات میگویند باور نکنند، زیرا اعتماد میان ملت و دولت در طول زمان آسیب دیده است. مردم تصور میکنند حقیقت را از مسئولان نشنیدهاند.»
تحلیلگران همچنین غیبت خامنهای را نمادی از تأثیر جنگ بر ساختار حکومت میدانند؛ جنگی که به گفته آنان نظامی کمتر متکی بر شخصیت رهبر برجای گذاشته و زمینه را برای قدرتگیری بیشتر سپاه پاسداران فراهم کرده است؛ نهادی که بسیاری از ایرانیان معتقدند اکنون زمام امور را در دست دارد.
گمانهزنیها زمانی بیشتر شد که خامنهای در مراسم تشییع پدرش نیز در انظار عمومی ظاهر نشد؛ این در حالی بود که سرلشکر احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران که خود نیز مدتی در اختفا به سر میبرد، در این مراسم حضور داشت و سه پسر دیگر رهبر فقید نیز شرکت کرده بودند.
سپاه پاسداران که حتی پیش از جنگ نیز قدرتمندترین نهاد ایران به شمار میرفت، مسئولیت تدوین راهبردهای اصلی دوران جنگ را بر عهده داشته است؛ از جمله اصرار حکومت بر بسته نگه داشتن تنگه هرمز، صرفنظر از هزینههای اقتصادی آن.
یک بازرگان ۴۰ ساله در تهران گفت: «دیگر نامی از رهبران وجود ندارد. سپاه قطعاً کنترل امور را در دست دارد، اما حتی این هم تصویر روشنی به ما نمیدهد.»
با این حال، برای اقلیت متعهدی از حامیان حکومت، ادامه غیبت خامنهای واکنشی منطقی به تهدیدهای آمریکا و اسرائیل است؛ کشورهایی که توانمندیهای گسترده اطلاعاتی خود را در ایران به نمایش گذاشتهاند.

احمد وحیدی، فرمانده سپاه در مراسم تشییع جنازه خامنهای
زینب، مهندس کامپیوتر ۲۹ ساله، گفت: «ما نمیتوانیم هیچ تهدیدی علیه جان مجتبی خامنهای را تحمل کنیم، چه برسد به اینکه اتفاقی برای او بیفتد.» او افزود که خامنهای نباید تا زمانی که امنیتش تضمین نشده، هیچ فایل صوتی یا تصویری منتشر کند. «یک جمله از او برای نشان دادن راه کافی است.»
جوادیحصار، سیاستمدار اصلاحطلب، گفت روشن است که «در حساسترین مقطع زمانی، وحدت فرماندهی و هماهنگی در نظام تصمیمگیری وجود دارد؛ چیزی که بدون حضور فردی مانند مجتبی خامنهای در رأس امور امکانپذیر نبود.»
ابهام سودمند است
با این حال، ارتباط محدود خامنهای با افکار عمومی فضایی برای بروز اختلافات درون حکومت ایجاد کرده است؛ حکومتی که منتقدان میگویند مدتهاست از شکافهای جناحی رنج میبرد.
زمانی که مسعود پزشکیان در ماه ژوئن یادداشت تفاهمی را با دونالد ترامپ امضا کرد که هدف آن ایجاد مسیری برای پایان دادن به جنگ بود، در بیانیه رهبر جمهوری اسلامی آمده بود که او در اصل با چنین توافقی «از نظر اصولی» مخالف بوده است، هرچند در نهایت آن را تأیید کرده بود.
این ابهام به تندروها امکان داد تا به پزشکیان و دیگر چهرههای عملگرا به دلیل این یادداشت تفاهم حمله کنند؛ توافقی که اندکی بعد فروپاشید. آنان همچنین این افراد را متهم کردند که اراده خود را بر خامنهای تحمیل کردهاند.
در مواجهه با چنین فضای نامطمئنی، حکومت تلاش کرده است روایت مطلوب خود را شکل دهد و تصویری مشخص از رهبر منزوی کشور ارائه کند.
پزشکیان ماه گذشته گفت که هفت ساعت را با رهبر جمهوری اسلامی گذرانده و درباره «تمام» مسائل اصلی کشور، از جمله معیشت، اشتغال، مسکن، تحریمها و جنگ، گفتوگو کرده است. پزشکیان که پزشک است، تأکید کرد خامنهای «کاملاً سالم» است و استدلال کرد فردی که توان برگزاری یک جلسه هفتساعته را دارد، نمیتواند دچار مشکل جسمی جدی باشد.
مادر همسر درگذشته خامنهای نیز در گفتوگویی طولانی با تلویزیون دولتی، بر فضایل دینی او تأکید کرد. همچنین برادر همسر خامنهای این هفته گفت که او از علاقهمندان فیلمهای کریستوفر نولان است و این فیلمها را همراه همسرش تماشا میکرده است.
با این حال، برخی دیگر در ساختار حکومت گمانهزنیها درباره محل حضور او را چندان جدی نمیگیرند. یکی از افراد نزدیک به حکومت گفت مقامها «قرار نیست به این جنگ روانی گوش کنند و رهبر را بیرون بیاورند تا کشته شود.»
فرد دیگری که از بستگان رهبر جمهوری اسلامی معرفی شده است، حتی گفت این ابهام سودمند است و به حفظ سردرگمی رقبای ایران کمک میکند.
او گفت: «دشمن هیچ تصوری از آنچه در ایران میگذرد ندارد و در وضعیت حدس و گمان نگه داشته شده است. آنها هنوز میپرسند: “آیا مجتبی خامنهای زنده است یا نه؟ آیا او کنترل امور را در دست دارد؟” این خوب است. بگذارید ندانند.»