ماندانا زندیان
شهیار قنبری شاعر است. بیوقفه از خویشتنِ خود پیش میافتد، پیوسته تازهتر میشود و ما را برای درک و دریافت تازگی مجبور به زحمت کشیدن میکند.
لورکا، تنها فرزند شهیار، نیز شاعر است. خودِ شعر است شاید، برای شهیار. پردهها را کنار میزند، تا نور دستهای پدر را نوازش کند.
لورکا ناخوش است. سخت ناخوش است؛ و ما مسئولایم.
باران و گیاه تأخیر ندارند، کم نمیگذارند، کم نمیآورند. پذیرندهٔ هستیاند. میدانند که باید باشند، بهجان و بهتمامی. پس هستند.
ما نیز میتوانیم، مانند گیاه، رؤیا و سنگ را بشکافیم، سبز شویم و پنجرههای جهانمان را بر نور و امید بازکنیم.
تمرکز کنیم بر یک پدیده، فقط یک پدیده: دشواری کنونی زندگی دو شاعر. دشواری پیچیدهای که بسیاری از ما در پیچیدهتر شدن گرههایش دست داشتهایم؛ با ندیدن آنان و آثارشان و همهٔ آنچه به زندگی افزودهاند.
لورکا در شماری از آثار شهیار حضور دارد. شعر میخواند، آواز میشود. لورکا در جهان ما جاری است.
شهیار قنبری صریح است. تمامقد مدرن است. از لورکایش میگوید و ما را دعوت میکند به زحمت کشیدن.
آثار شهیار را بخریم، بخوانیم، بشنویم، به دیگران معرفی کنیم. به کانال یوتیوبش سربزنیم. شمار بازدیدها اهمیت دارد. مهمتر از همه: صفحهٔ پشتیبانی از لورکا را جدی بگیریم. بهخاطر خودمان، به حرمت کلمه و به پاس زندگی؛ موهبتی که یک عمر در آثار شهیار بازتعریف و باززایی شده.
شهیار قنبری انسانی امیدوار است. مراقب امیدش بمانیم.
پیوند به شیوههای گوناگون پشتیبانی از شاعر:
▪️صفحهٔ هدیه به لورکا
▪️آثار شهیار قنبری در آمازون
▪️اسپاتیفای: Shahyar Ghanbari Spotify Profile
▪️اپل: Shahyar Ghanbari Apple Music Artist Page
▪️شرکت کتاب لس آنجلس
▪️نشر ناکجا
▪️کانال یوتیوب