زان بروکس / گاردین / پنجشنبه ۳ سپتامبر ۲۰۲۶
* جشنواره فیلم ونیز: درام خانوادگیِ قدرتمند محسن قرایی، پدرسالاری رو به زوال را به تصویر میکشد که میکوشد شورش خانوادهاش را مهار کند
ایران یک زندان است و همه در آن محبوساند؛ چه زندانیان و چه افراد آزاد، چه والدین و چه فرزندانشان. این همان پیامی است که محسن قرایی در سراسر درام خانوادگیِ پرتنش و فشرده خود، که در بخش «اوریزونتی» جشنواره ونیز به نمایش درآمده، با قدرتی چشمگیر و اعتقادی راسخ ـــ هرچند نه چندان ظریف ـــ بر آن تأکید میکند.
داستان درباره زندانبانی ردهپایین است که زیر بار زندگی خرد شده و پس از بازگشت از محل کارش، خانواده خودش را به زندان میاندازد. او این کار را از سر عشق و برای بازگرداندن اقتدارش انجام میدهد؛ برای آنکه همسر و فرزندانش را از جهان بیرون و از آنچه خود «خیالات خام» آنان میداند محافظت کند. برای او این کار ادامه طبیعی شغل روزانهاش است؛ اما برای خانوادهاش به کابوسی تراژیک و در عین حال کمیک تبدیل میشود؛ تعطیلاتی اجباری و هولناک در خانه.
فرهاد اصلانی، بازیگر کهنهکار ایرانی، انتخابی کاملاً مناسب برای نقش رشید حفیظی، زندانبان گمراه فیلم قرایی، است. رشید مردی تنومند و خرسمانند است که در عین حال هالهای از سردرگمی و شکست را با خود حمل میکند؛ گویی آنقدر باهوش هست که بداند همه اطرافیانش اندکی از او باهوشترند.
او به اشتباه متهم شده که در فرار یک زندانی نقش داشته و اکنون در آستانه اخراج از خانه اجارهای خانوادگیاش قرار دارد. سپس، درست زمانی که به نظر میرسد روزش نمیتواند بدتر از این شود، رشید درمییابد که دختر بزرگ و محبوبش، انسی (لاله مرزبان)، قصد دارد برای کار به عنوان مدل به ترکیه برود. انسی توضیح میدهد که مدلینگ در ایران عملاً امکانپذیر نیست؛ او برای هر پروژه مجبور است دستها و گردنش را بپوشاند و علاوه بر آن، قطعیهای مکرر برق باعث میشود نورها وسط عکاسی ناگهان خاموش شوند.
فیلم قبلی قرایی، «بیهمهچیز»، در سال ۲۰۲۱ موفقیتی بزرگ در گیشه ایران به دست آورد و جوایز متعددی را در جشنواره فیلم فجر تهران کسب کرد. اما به نظر میرسد این فیلم جدید، در صورت آنکه اصلاً اجازه نمایش امن و بیدردسر پیدا کند، با استقبال بهمراتب پرتنشتری روبهرو شود.
«خانه در حال فروریختن» فیلمی خشمگین و به گوشه راندهشده است؛ اثری زمخت و ریشهدار در سنت واقعگرایی اجتماعی کلاسیک و در عین حال تمثیلی نهچندان پنهان از زندگی در جمهوری اسلامی. فیلم این پیام را منتقل میکند که فرار، تنها گزینه منطقی است. اما برای فرار، پول، گذرنامه و کلیدی برای گشودن در لازم است.
تماشاگر نگران سرنوشت ساکنان «خانه در حال فروریختن» میشود. بیرون از خانه خانواده حفیظی، بولدوزرها زمین را برای ساخت یک مجتمع مسکونی جدید زیر و رو میکنند. در داخل خانه اما زندانبان به توپ ویرانگری یکنفره تبدیل شده است؛ مردی که با دیدن نمونهکارهای مدلینگ انسی به خشم آمده و در هر مرحله بر لجاجت خود میافزاید.
ابتدا انسی را زندانی میکند؛ سپس همسرش زیتاب (رعنا رامینفر) را؛ و در نهایت دختر کوچکتر و جسورش را. او میگوید: «این زندان من است و قوانینش را من تعیین میکنم.»
شاید بخشی از دیالوگها کمی بیش از حد مستقیم و صریح باشند. زیتاب درست زمانی که خانه به حالت قرنطینه درمیآید فریاد میزند: «رشید، میدانم حال و روزت خراب است.» کمی بعد انسی میگوید: «چقدر بدشانسیم! آدمهایی که آمدهاند خانهمان را خراب کنند تنها امید ما هستند.»
اما شاید این جملات در واقع شوخیهایی عمدی باشند؛ شوخیهایی حسابشده که برای سبکتر کردن فضای عبوس و سنگین فیلم به کار گرفته شدهاند. «خانه در حال فروریختن» داستانی دردناک و خشن را روایت میکند، اما به همان اندازه میتواند به عنوان یک کمدی سیاه ابزورد نیز خوانده شود و قرایی آگاهانه این امکان تفسیر موازی را باز میگذارد.
او اثری نیرومند، پرقدرت و با بازیهای درخشان خلق کرده است؛ فیلمی که از خانه فرسوده خانواده حفیظی، ساختهشده بر زمینی نامطمئن و انباشته از نخاله، بسیار استوارتر است. و البته از خانواده ازهمگسیختهای که درون آن زندگی میکنند نیز محکمتر.