ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Tue, 18.08.2026, 18:15
انحلال پ‌ک‌ک، صف‌آرایی پژاک در مرزهای ایران

نشنال کانتکست / ۱۷ اوت ۲۰۲۶

ترکیه در آستانه تأیید انحلال پ‌ک‌ک؛ پژاک در امتداد مرز ایران در حال گسترش است

پارلمان ترکیه در اوایل ماه اوت قانونی با عنوان «تقویت همبستگی ملی و ادغام اجتماعی» تصویب کرد که چارچوب مربوط به بازگشت و ادغام مجدد قانونی اعضای پ.ک.ک را تعیین می‌کند. با این حال، برای فعال شدن این قانون، شورای امنیت ملی ترکیه (MGK) باید تأیید کند که پ.ک.ک، و مهم‌تر از آن، تمامی گروه‌های تحت چتر «ک.ج.ک» (KCK) و همه تشکل‌های مرتبط با آن، سلاح‌های خود را کنار گذاشته و به مرحله‌ای برگشت‌ناپذیر از خلع سلاح رسیده‌اند. این تأییدیه یکی از الزامات اصلی برای آن است که قانون از نظر حقوقی فعال تلقی شود و دروازه‌ای است که از طریق آن دوره شش‌ماهه اجرای قانون آغاز خواهد شد.

بر اساس اطلاعات منابع نزدیک به محافل سیاسی و امنیتی ترکیه، روند راستی‌آزمایی هم‌اکنون در مراحل پیشرفته قرار دارد. «یلدیرای اوغور»، روزنامه‌نگاری که از نزدیک‌ترین خبرنگاران به روند مرتبط با پ.ک.ک به شمار می‌رود، گزارش داده است که انتظار می‌رود سازمان اطلاعات ملی ترکیه (MIT) و نیروهای مسلح ترکیه (TSK) در طول ماه‌های اوت و سپتامبر، خلع سلاح پ.ک.ک و تخلیه اردوگاه‌های این گروه را تأیید کنند. پس از آن، ارزیابی آنها به رجب طیب اردوغان و شورای امنیت ملی ارائه خواهد شد. این گزارش را «اوزگور جبه»، روزنامه‌نگار دیگری که ارتباطات نزدیکی با این روند دارد، نیز تأیید کرده و گفته است هدف این است که تأییدیه تا ماه اکتبر صادر شود.

اگر این جدول زمانی محقق شود، شورای امنیت ملی ترکیه می‌تواند در ماه اکتبر انحلال رسمی پ.ک.ک را اعلام کند. پس از آن، این اعلامیه مبنای همه تحولات بعدی خواهد بود؛ از جمله سازوکار بازگشت اعضای مسلح که دوره شش‌ماهه آن برای پذیرش درخواست افرادی که مایل به بازگشت هستند و می‌خواهند پرونده‌های قضایی‌شان تعیین تکلیف شود، آغاز خواهد شد.

گفته می‌شود روند صدور این تأییدیه در حالی در جریان است که گزارش‌ها حاکی از آن است که برچیدن عملی ساختار پ.ک.ک در عراق و ترکیه، و همزمان ادغام نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) در ساختار دولت سوریه، به مراحل پایانی نزدیک شده است. با این حال، یک عنصر کلیدی از مجموعه مسلح مرتبط با پ.ک.ک که هیچ حرکت مشابهی در آن مشاهده نمی‌شود، «پژاک» (PJAK)، شاخه ایرانی-کرد پ.ک.ک است که در حال تقویت و گسترش مواضع خود در امتداد مرز ایران است.

زمینه موضوع:
مبنای صدور این تأییدیه، رسیدن به آستانه‌ای مشخص است که دستگاه امنیتی ترکیه انتظار دارد محقق شود. گزارش‌های ترکیه تعداد اعضای مسلح فعال پ.ک.ک را در ۱۸ اردوگاه در منطقه اقلیم کردستان عراق حدود ۳۸۰۰ نفر برآورد می‌کنند. علاوه بر این، حدود ۲۵۰۰ نفر نیز وجود دارند که ارتباط خود را با پ.ک.ک قطع کرده و زندگی غیرنظامی در پیش گرفته‌اند، اما همچنان در اقلیم کردستان عراق زندگی می‌کنند. همچنین حدود ۱۵۰۰ نفر دیگر عمدتاً افراد غیرمسلح و هوادار پ.ک.ک هستند که احکام نهایی حبس یا محکومیت قضایی در ترکیه دارند، اما در اقلیم کردستان عراق زندگی می‌کنند.

با این حال، قانون شامل همه ۳۸۰۰ عضو مسلح نخواهد شد. در میان آنها، حدود ۹۰۰ جنگجو، از جمله ۲۳۰ چهره ارشد، بعید است مشمول این قانون شوند و انتظار می‌رود خارج از ترکیه باقی بمانند. با این وجود، اگر زندانیان پ.ک.ک در ترکیه، اعضای این گروه در اروپا و افرادی که در اردوگاه‌های پناهندگان، از جمله اردوگاه مخمور در شمال عراق، به سر می‌برند نیز در نظر گرفته شوند، دامنه شمول این قانون احتمالاً جمعیت بسیار بزرگ‌تری را دربر خواهد گرفت.

تحویل سلاح‌ها در پنج محل جمع‌آوری متمرکز می‌شود: «بیناره قندیل، کورته‌ک، زرگله، لِوچه و بوله». چهار مورد از این مناطق در بخش غربی منطقه قندیل قرار دارند؛ موضوعی که نشان می‌دهد سلاح‌ها در اطراف قندیل و به‌صورت محلی جمع‌آوری می‌شوند و قرار نیست جنگجویان برای تسلیم سلاح‌های خود به مراکز دوردست منتقل شوند.

گزارش‌های امنیتی ترکیه از وجود زرادخانه‌ای در ۳۵ محل زیرزمینی خبر داده‌اند. فهرست تسلیحات گزارش‌شده شامل سامانه‌های ضدزره «AT4» و «LAW»، نارنجک‌اندازهای «RPG-7»، تفنگ‌های «M4، M16 و AK-47»، تفنگ‌های تک‌تیرانداز «دراگونوف» و دیگر سلاح‌های تک‌تیراندازی، نشانگرهای لیزری و تجهیزات دید در شب، خمپاره‌اندازهای ۶۰ و ۸۲ میلی‌متری، توپ‌های بدون لگد، موشک‌های پدافند هوایی دوش‌پرتاب «SA-7، استرلا، استینگر و ایگلا»، موشک‌های ضدتانک «کُنکورس و میلان»، مسلسل‌های سنگین «DShK»، مسلسل‌های «PKM»، راکت‌های «کاتیوشا»، نارنجک و نارنجک‌انداز، و پهپادهای انفجاری از نوعی که در حملات قبلی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

در بخش مربوط به تخلیه مواضع، گزارش‌های ترکیه از تخلیه ده‌ها موضع پ.ک.ک در «گارا، متینا، زاپ، آواشین، حفتانین» و دیگر مناطق نزدیک به مرز ترکیه خبر می‌دهند. رسانه‌های ترکیه مدعی شده‌اند که این تخلیه‌ها از طریق اطلاعات و گزارش‌های امنیتی، بازرسی‌های میدانی و همچنین رصد ماهواره‌ای و پایش مبتنی بر مختصات جغرافیایی تأیید شده‌اند. گزارش‌ها حاکی است که نیروهای ترکیه در بخش قابل توجهی از مناطق رو به مرز ترکیه، پس از پاکسازی مواضع تخلیه‌شده، وارد آنها شده‌اند.

این روند مستقیماً به مجموعه‌ای از غارها و مواضع مستحکم منتهی می‌شود که از مرز ترکیه به سمت قندیل امتداد دارند و «TNC» آنها را به‌عنوان بخشی از پرونده راستی‌آزمایی دولت دنبال کرده است. بنابراین، نوار شمالی منطقه قرار نیست به‌صورت یک خلأ امنیتی رها شود؛ بلکه ارتش ترکیه در حال بازرسی، پاکسازی و تأمین امنیت آن است.

مسیر سوریه نیز به موازات این روند پیش می‌رود: «نیروهای دموکراتیک سوریه»(SDF) و هسته اصلی آن، یعنی «یگان‌های مدافع خلق» (YPG)، در حال ادغام در ارتش و ساختار دولتی سوریه هستند. این اقدام، ساختار مسلحانه خودمختار آنها را از میان می‌برد، اما همزمان نیروهای این گروه در ساختار جدید ادغام می‌شوند؛ موضوعی که اردوغان آن را چنین چارچوب‌بندی کرده است که به آنها «سهمی» در روند دولت‌سازی در سوریه داده می‌شود.

با این حال، یک پرسش بزرگ همچنان درباره آینده «پژاک»(PJAK) باقی است؛ گروهی که در هیچ روند مشابهی مشارکت ندارد و در واقع، زیرساخت‌های آن در امتداد مرز، اگر چیزی تغییر کرده باشد، گسترش یافته و نه اینکه برچیده شده باشد.

برآوردها شمار نیروهای پژاک را در شاخه مسلح آن، یعنی «یگان‌های شرق کردستان» (YRK)، بین حدود ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ جنگجو تخمین می‌زنند. به نظر می‌رسد این شمار از نظر سازمانی جدا از ۳۸۰۰ کادر پ.ک.ک در روند انحلال این گروه در عراق باشد، هرچند مرز میان آنها به دلیل جغرافیای مشترک قندیل و پیشینه سازمانی مشترک، کاملاً نفوذپذیر است.

به‌طرز طنزآمیزی، پژاک اکنون فعال‌تر از هر زمان دیگری طی بیش از یک دهه گذشته است و در طول سال ۲۰۲۶، درگیری‌های مستمری در سمت ایرانی مرز داشته است. نیروهای این گروه در شبکه‌ای از غارها و تونل‌ها در امتداد کمربند قندیل مستقر هستند. ساکنان مناطق اطراف «بوین» در حلبچه از ایجاد پایگاه‌های جدید، حفر تونل، حفر چاه و حضور ماشین‌آلات سنگین در منطقه خود خبر داده و این نیروها را وابسته به پ.ک.ک معرفی کرده‌اند.

گزارش‌های دیگری نیز از احداث سنگر، عملیات مهندسی جاده و جابه‌جایی ماشین‌آلات سنگین در محورهایی خبر داده‌اند که از قندیل به سمت مرز ایران، از قندیل به سوی آسوس، از قندیل به سمت برادوست، چومان و سیدکان، و همچنین به سمت جنوب و در جهت پنجوین، حلبچه و هورامان امتداد دارند.

این تفاوت در نحوه برخورد با این گروه‌ها، در رفتار ایران نیز دیده می‌شود. ایران در سراسر سال ۲۰۲۶ کارزار گسترده‌ای از حملات و کمین‌ها را علیه دیگر احزاب مخالف کرد ایرانی که در اقلیم کردستان عراق پناه گرفته‌اند، از جمله «حزب دموکرات کردستان ایران (KDPI)، حزب آزادی کردستان (PAK)، شاخه‌های کومله و خبات»، به راه انداخته است. تلفات این حملات عمدتاً در نوار مرزی سورانی‌نشین و سنی‌نشین متمرکز بوده است.

اما «پژاک» که از نظر جغرافیایی به ایران نزدیک‌تر است، از نظر نظامی سازمان‌یافته‌تر است و در امتداد محورهای قندیل و پنجوین استقرار دارد، با همان کارزار نظام‌مند علیه زیرساخت‌هایش در خاک عراق مواجه نشده است. «TNC» این عدم تقارن را یکی از روشن‌ترین نشانه‌ها می‌داند که تهران پرونده پ.ک.ک ـ پژاک را با منطق متفاوتی مدیریت می‌کند.

البته پژاک کاملاً از حملات ایران در امان نمانده و ایران مواضع این گروه را در داخل خاک خود هدف قرار داده است، اما تفاوت در نحوه برخورد با زیرساخت‌های پژاک در سمت عراقی مرز، به‌سختی قابل نادیده گرفتن است.

تحلیل:
ترکیه پرونده ایران را از الزامات خلع سلاحی که در قبال پ.ک.ک در عراق و نیروهای دموکراتیک سوریه در سوریه اعمال می‌کند، جدا کرده است. در حال حاضر، پژاک به‌عنوان یک ساختار کنترل‌شده در مواجهه با ایران حفظ می‌شود، در حالی که آینده سیاسی ایران همچنان نامشخص است.

به نظر می‌رسد قانون چارچوبی جدید، اساساً با هدف فراهم کردن امکان چنین تفکیکی طراحی شده باشد. متن قانون، پ.ک.ک، ک.ج.ک و هر تشکل مرتبط با آنها را دربر می‌گیرد و از برقراری صلح در سراسر این جغرافیا سخن می‌گوید، اما هرگز نامی از پژاک نمی‌برد، هرگز مشخص نمی‌کند که «پایان موجودیت واقعی» برای یک تشکل مرتبط دقیقاً به چه معناست و هیچ معیار مشخصی نیز برای سنجش آن تعیین نمی‌کند.

این قانون قضاوت درباره چنین مواردی را به نهادهای امنیتی و شورای امنیت ملی واگذار کرده است؛ دقیقاً همان اختیاری که برای اعمال فشار بر گروه‌های وابسته در یک جدول زمانی باز و نامحدود لازم است، در حالی که می‌توان هسته اصلی سازمان را پایان‌یافته و منحل‌شده اعلام کرد.

دلایل مشخصی وجود دارد که چرا پژاک نمی‌تواند با همان جدول زمانی منحل شود. بیشتر کادرهای این گروه شهروندان ایرانی هستند که امکان بازگشت امن به ایران را ندارند و ایران نیز هیچ چارچوبی برای مصالحه مشابه قانون ترکیه ارائه نکرده است. قرار دادن این جنگجویان در اردوگاه‌هایی بدون پوشش و حفاظت، آنها را به اهدافی آسان تبدیل خواهد کرد؛ ضمن آنکه حکومتی که آینده آن سرنوشت این افراد را تعیین خواهد کرد، خود در شرایطی نامشخص قرار دارد؛ شرایطی که با ادامه جنگ آمریکا و ایران و حل‌وفصل‌نشدن آن، بی‌ثبات‌تر شده است.

انحلال پژاک در شرایط کنونی همچنین موجب خالی شدن بخشی از نوار مرزی خواهد شد که آنکارا دلایل جدی دارد که نخواهد آن را بدون حضور و کنترل رها کند.

نگرانی اصلی آنکارا در این مرز، احتمال شکل‌گیری یک جبهه نظامی کردهای ایرانی با حمایت اسرائیل یا آمریکا است؛ نگرانی‌ای که تا حد زیادی مستقل از رقابت خود ترکیه با ایران عمل می‌کند. در جریان جنگ فوریه ۲۰۲۶، بحث‌هایی درباره بسیج گروه‌های مسلح کرد ایرانی علیه تهران شکل گرفت و برخی از آنها، به‌ویژه «حزب آزادی کردستان (PAK)»، آشکارا از این ایده استقبال کردند. هاکان فیدان و دیگر مقام‌های ترکیه به‌طور علنی نسبت به استفاده اسرائیل از بازیگران کرد در منطقه هشدار دادند.

مرزی که تحت کنترل پژاک باشد، مرزی نیست که «حزب دموکرات کردستان ایران (KDPI)»، کومله یا PAK بتوانند بر آن مسلط شوند؛ و پژاک گروهی است که آنکارا از طریق عبدالله اوجالان و معماری جدید صلح، بیشترین امکان تأثیرگذاری بر آن را دارد. ارزش پژاک در اشغال این جغرافیا و محدود کردن رقبای آن است و برای ایفای این نقش، ضرورتی ندارد که به یک نیروی نیابتی ضدایرانی تبدیل شود.

پژاک همچنین برای آنکارا و تهران، در مقایسه با احزابی که هدف اصلی‌شان سرنگونی جمهوری اسلامی است، قابل مدیریت‌تر است. پ.ک.ک و پژاک سابقه‌ای طولانی از روابط مبتنی بر بده‌بستان با ایران دارند که دوره‌های رویارویی، آتش‌بس، همزیستی ضمنی و دوره‌های خویشتنداری را دربر می‌گیرد؛ از جمله آتش‌بس پژاک با تهران در سال ۲۰۱۱.

موضع پژاک در جریان جنگ ۲۰۲۶ نیز مبهم بود. این گروه به ائتلاف کردهای ایرانی پیوست و برخی از نیروهایش گفتند آماده جنگ هستند، اما جنبش مادر آن با جنگ مخالفت کرد و پژاک نیز از همسویی آشکار با طرح‌های آمریکا و اسرائیل، آن‌گونه که PAK انجام داد، پرهیز کرد. این خویشتنداری نسبی باعث می‌شود پژاک در مرز، حضوری قابل پیش‌بینی‌تر از گروه‌هایی داشته باشد که آشکارا در پی حمایت خارجی برای جنگ با هدف تغییر رژیم هستند.

موضع خود اوجالان نیز در همین جهت است. او در دیداری حدوداً پنج‌ساعته با هیأتی از حزب دموکراتیک خلق‌ها (DEM) در زندان امرالی در ۲۰ ژوئیه، استدلال کرد که نمی‌توان ایران را در وضعیت کنونی رها کرد و بنا بر گزارش‌های منتشرشده از این نشست، خواستار ابتکاری برای تغییر ساختار پژاک، نه انحلال کامل آن، شد.

او نام نچیروان بارزانی، رئیس اقلیم کردستان عراق و از چهره‌های حزب دموکرات کردستان (KDP)، و بافل طالبانی، رهبر اتحادیه میهنی کردستان (PUK)، را به‌عنوان مشارکت‌کنندگان در این روند مطرح کرد، گفت ترکیه باید نقشی مثبت ایفا کند و تصریح کرد که این روند باید بدون اتکا به آمریکا یا بریتانیا پیش برود.

این اظهارات را می‌توان نوعی استدلال خطاب به آنکارا دانست مبنی بر اینکه کارآمدی اوجالان تنها به پ.ک.ک مستقر در ترکیه محدود نمی‌شود و می‌تواند به پرونده ایران نیز گسترش یابد. همچنین این اظهارات نشان می‌دهد که هیچ‌یک از دو مرکز قدرت کردها در اربیل و سلیمانیه را نمی‌توان از هرگونه توافق جدی درباره وضعیت مرز کنار گذاشت.

«نقش اتحادیه میهنی کردستان (PUK)» به این ترتیبات بُعد جغرافیایی می‌دهد. بخش بزرگی از نوار رو به ایران در داخل حوزه نفوذ یا در مجاورت حوزه نفوذ اتحادیه میهنی قرار دارد، ممکن است شماری از کادرهای ارشد پ.ک.ک در نهایت به منطقه سلیمانیه منتقل شوند و اوجالان نیز مستقیماً نام بافل طالبانی را مطرح کرده است.

مجله «گولان» (Gulan)، وابسته به حزب دموکرات کردستان، در گزارشی در سال ۲۰۱۶ مدعی شده بود که میان ایران و اتحادیه میهنی تفاهمی برای انتقال عناصر پ.ک.ک و پژاک به سمت مرز ایران، در حوالی پنجوین، باشماخ و محور حلبچه ـ هورامان، وجود داشته است؛ بخشی از این هدف نیز جلوگیری از نفوذ دیگر گروه‌های کرد ایرانی به داخل ایران عنوان شده بود.

آن گزارش به‌شدت متأثر از ملاحظات و چارچوب‌بندی جناحی بود و بنابراین باید با احتیاط با آن برخورد کرد؛ با این حال، جغرافیایی که در آن گزارش توصیف شده، همان جغرافیایی است که اکنون در حال تقویت شدن است.

هیچ‌یک از این موارد، وجود یک توافق رسمی میان ترکیه، ایران و اتحادیه میهنی کردستان را ثابت نمی‌کند و نباید چنین چیزی مطرح شود. عدم هدف قرار دادن پژاک از سوی ایران و تفکیک پرونده آن از سوی ترکیه، با فرض وجود یک تفاهم مذاکره‌شده سازگار است؛ اما به همان اندازه می‌تواند حاصل همگرایی منافع جداگانه‌ای باشد که بدون وجود هیچ توافقی، نتیجه‌ای مشابه ایجاد کرده است.

آنچه شواهد از آن حمایت می‌کنند، گزاره محدودتری است: پژاک به‌عنوان یک استثنای موقت و مفید مورد برخورد قرار می‌گیرد، زیرا پرونده ایران همچنان حل‌نشده است و ترکیه، ایران و اوجالان هر یک دلایل خاص خود را برای آن دارند که فضای مسلحانه کردهای رو به ایران به دست بازیگرانی نیفتد که آمادگی بیشتری برای همسویی با اسرائیل دارند.

روشن‌ترین آزمون، خودِ تأییدیه ماه اکتبر خواهد بود. اگر شورای امنیت ملی ترکیه انحلال پ.ک.ک و ک.ج.ک را کامل و برگشت‌ناپذیر اعلام کند، در حالی که پژاک همچنان مسلح باقی مانده، تونل‌ها و مواضعش در مرز ایران دست‌نخورده یا حتی در حال گسترش باشد و هیچ سازوکار خلع سلاحی برای پژاک نیز ارائه نشده باشد، این امر شاهد قدرتمندی خواهد بود بر اینکه آنکارا عمداً پرونده ایران را از استاندارد خلع سلاحی که در سایر مناطق اعمال کرده، جدا کرده است.

متن قانون به‌گونه‌ای تنظیم شده که ایجاب می‌کند تشکل‌های مرتبط نیز به موجودیت خود پایان داده باشند. گسترش آشکار پژاک، واقعیتی است که تأییدیه ماه اکتبر ناگزیر خواهد بود آن را توضیح دهد یا بی‌سروصدا از کنار آن عبور کند.