ماگدالنا دلواله / بلومبرگ / ۱۵ اوت ۲۰۲۶
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، میگوید ایالات متحده در حال آماده شدن برای اعمال فشار اقتصادی بیسابقه بر ایران است؛ ادعایی که منتقدان با تردید به آن نگریستهاند، زیرا ایران هماکنون با محاصره دریایی و هزاران تحریم مواجه است.
اگرچه دولت ترامپ هنوز نگفته است که قصد دارد چه اقداماتی انجام دهد، اما همچنان نقاط فشاری وجود دارد که وزارت خزانهداری تحت مدیریت بسنت میتواند آنها را هدف قرار دهد. چالش اصلی این است که هدف قرار دادن گزینههای باقیمانده ممکن است پیامدهای معکوسی برای اقتصاد آمریکا به همراه داشته باشد.
کریس کندی، تحلیلگر اقتصاد بلومبرگ، گفت: «مگر اینکه رئیسجمهور تصمیم بگیرد مقابله با تهدید ایران را بر همه مسائل دیگر، بهویژه چین، مقدم بداند، بعید است اقداماتی که آنها انجام میدهند محاسبات ایران را بهطور معناداری تغییر دهد.»
در ادامه، نگاهی به چند گزینه احتمالی میاندازیم. این گزینهها بههیچوجه جامع نیستند و همچنان مشخص نیست که دولت آمریکا کدامیک، یا اصلاً کدام گزینه را، دنبال خواهد کرد. مقامهای آمریکایی ممکن است چند مورد از این اقدامات را با یکدیگر ترکیب کنند یا در نهایت رویکردی کاملاً متفاوت در پیش بگیرند.
روابط با چین
چین بیش از ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری میکند. اعمال مجازات علیه نهادهایی که این خریدها را تسهیل میکنند، مستقیماً درآمدهای نفتی تهران را کاهش خواهد داد.
واشنگتن از زمانی که جنگ علیه ایران را در اواخر فوریه آغاز کرد، تاکنون شماری از پالایشگاههای کوچک موسوم به «تیپات» و شرکتهای چینی را تحریم کرده است. اما ایالات متحده تاکنون از هدف قرار دادن بانکهای بزرگ چینی که تأمین مالی این تجارت را انجام میدهند، خودداری کرده است.
خطر این رویکرد آن است که هدف قرار دادن شرکتها یا مؤسسات مالی چینی میتواند تنشها با پکن را در آستانه دیدار برنامهریزیشده دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و شی جینپینگ، رهبر چین، تشدید کند. از سوی دیگر، این اقدام یک هزینه اقتصادی نیز خواهد داشت، زیرا کاهش صادرات نفت ایران، نفت خام ارزانقیمت را از بازار جهانی خارج میکند و میتواند قیمت نفت را که هماکنون نیز در سطح بالایی قرار دارد، افزایش دهد.
در ماه مه، چین به شرکتهای داخلی خود دستور داد از تحریمهای آمریکا علیه پنج پالایشگاه تبعیت نکنند. در همین حال، بزرگترین بانکهای چین میان دستور پکن و خطر از دست دادن دسترسی به نظام مالی آمریکا گرفتار شدند.
صرافیها
در کشورهایی مانند امارات متحده عربی، شماری از صرافیها به ایران برای بازگرداندن منابع مالی به داخل کشور کمک میکنند. ایران پس از فروش نفت خود همچنان به صرافیها و واسطههایی نیاز دارد تا پرداختها ــ که اغلب به یوآن چین دریافت میشوند ــ را به ارزهایی تبدیل کنند که تهران واقعاً بتواند از آنها استفاده کند.
وزارت خزانهداری آمریکا پیشتر نشان داده است که این بخش را یک نقطه آسیبپذیر میداند. این وزارتخانه در چارچوب کارزار «خشم اقتصادی» بسنت، شماری از صرافیهای ایرانی را به اتهام کمک به پولشویی میلیاردها دلار ارز خارجی تحریم کرده است.
چنین اقدامی میتواند مانع دسترسی ایران به بخش قابلتوجهی از منابع مالی خود شود، اما ایران طی سالها کانالهای جایگزینی برای انتقال پول خارج از نظام رسمی مالی ایجاد کرده است. قطع دسترسی به صرافیهای منفرد احتمالاً بهجای متوقف کردن کامل معاملات، آنها را به سمت واسطهها، ارزها یا داراییهای دیجیتال جدید سوق خواهد داد.
شرکای تجاری ایران
آمریکا میتواند هر نهادی را که حتی در سطحی محدود با ایران تجارت میکند، به اعمال تحریمهای ثانویه تهدید کند؛ رویکردی مشابه آنچه ترامپ در سال ۲۰۱۷ در قبال کره شمالی در پیش گرفت. چنین اقدامی میتواند شرکتها و بانکهای خارجی را وادار کند میان تجارت با ایران و حفظ دسترسی خود به نظام مالی آمریکا یکی را انتخاب کنند و در نتیجه، دامنه نفوذ واشنگتن را بسیار فراتر از نهادهایی که مستقیماً در تجارت نفت ایران دخیل هستند، گسترش دهد.
چنین اقدامی میتواند فشار بیشتری بر روسیه و چین وارد کند، اما شرکتها و مؤسسات مالی کشورهای همسایه ایران ــ از جمله شرکای آمریکا مانند ترکیه ــ را نیز تحت فشار قرار خواهد داد؛ کشورهایی که روابط تجاری قابلتوجهی با تهران دارند.
ترامپ پیشتر نسخهای از این رویکرد را مطرح کرده و کشورهای طرف معامله با ایران را به اعمال تعرفه ۲۵ درصدی تهدید کرده است. با این حال، او تاکنون این تهدید را عملی نکرده است.
داراییهای خارجی
آمریکا میتواند فراتر از مسدود کردن داراییهای دولت ایران عمل کند و تلاش کند داراییهایی را که هماکنون در حوزه قضایی آمریکا قرار دارند، مصادره کند؛ اقدامی که میتواند با الگوبرداری از رویکرد دولت جورج دبلیو. بوش پس از حمله سال ۲۰۰۳ به عراق انجام شود.
با این حال، حجم داراییهای دولتی ایران که واقعاً در دسترس آمریکا قرار دارند، ممکن است محدود باشد. همچنین مصادره این داراییها از نظر حقوقی و دیپلماتیک بسیار پیچیدهتر از صرفاً مسدود کردن آنها خواهد بود. بخش قابلتوجهی از ثروت خارجی ایران در کشورهای ثالث نگهداری میشود و واشنگتن برای مصادره آنها به همکاری دولتهای خارجی نیاز خواهد داشت.
ناوگان سایه
اگرچه محاصره دریایی آمریکا رفتوآمد به بنادر ایران را کاهش داده است، واشنگتن ممکن است بررسی یک تلاش جامعتر را در دستور کار قرار دهد. در چنین رویکردی، نهتنها کشتیهای منفرد، بلکه شرکتها، پایانهها و دیگر زیرساختهایی که امکان انجام این محمولهها را فراهم میکنند نیز میتوانند هدف قرار گیرند.
آمریکا پیش از این نیز کشتیها و برخی نهادهای دخیل در این ناوگان موسوم به «ناوگان سایه» را تحریم کرده است.