محمد شحاده / نیویورکتایمز / ۱۳ اوت ۲۰۲۶
پس از پنج ماه مذاکرات دشوار با «هیئت صلح» رئیسجمهور ترامپ، حماس ماه گذشته با نقشهراهی موافقت کرد که بر اساس آن، این گروه و دیگر گروههای مسلح فلسطینی سلاحهای سنگین خود را از رده خارج میکردند و کنترل امنیتی نوار غزه را واگذار میکردند. حماس همچنین پذیرفت از اداره غزه کنارهگیری کند و با استقرار یک نیروی بینالمللی تثبیتکننده موافقت کرد. در مقابل، اسرائیل حملات هوایی را متوقف میکرد، نیروهایش را از غزه بیرون میکشید و اجازه میداد این منطقه ویرانشده بازسازی شود.
توافق حماس فرصتی شکننده برای خروج از بنبست ظاهراً حلنشدنی موجود بود. رد این طرح از سوی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در روز یکشنبه، ضربهای است به اسرائیلیهایی که خواهان صلح و امنیت هستند و نیز به فلسطینیان غزه که میخواهند از شرایط بیرحمانه و دردناکی که اسرائیل بر آنان تحمیل کرده است رهایی یابند. این تازهترین نمونه از ناتوانی اسرائیل در گفتن «بله» است.
پنجرهای محدود برای اعمال فشار بر اسرائیل بهمنظور تغییر نظرش و تثبیت سازش حماس وجود دارد. پس از آنکه خلع سلاح حماس و عقبنشینی اسرائیل انجام شود، دیگر برای حماس ناممکن خواهد بود که از توافق شانه خالی کند. در آن صورت، جهان حماس را مقصر خواهد دانست؛ زیرا با این کار بهانهای به نتانیاهو داده است تا توافق را بر هم بزند و کارزار نظامی اسرائیل را از سر بگیرد.
نتانیاهو در رد طرح صلح گفت اسرائیل تا زمانی که گروههای فلسطینی خلع سلاح خود را کامل نکنند، عقبنشینی را آغاز نخواهد کرد. اما بعید است حماس این شرط را بپذیرد. این گروه معتقد است در چنین شرایطی تمام اهرمهای فشار خود را در مذاکرات از دست خواهد داد و ممکن است نتواند همه اعضای بدنه خود را قانع کند که فوراً، بهجای خلع سلاح مرحلهای، سلاحهایشان را تحویل دهند؛ آن هم بدون آنکه در مقابل چیزی دریافت کنند.
یکی از نشانههایی که میتواند جدیت حماس در واگذاری سلاحهایش را نشان دهد این است که، بهجز یک مورد ادعایی شلیک یک پرتابه که در داخل خود غزه فرود آمد، این گروه و دیگر گروههای مسلح ظاهراً از زمان برقراری آتشبس اولیه در ماه اکتبر تاکنون هیچ موشکی به سوی اسرائیل شلیک نکردهاند. آنان با وجود اینکه اسرائیل در این مدت بیش از هزار فلسطینی را در غزه کشته است، از جمله عالیترین فرماندهان نظامی حماس، خویشتنداری نشان دادهاند.
این عقبنشینی و خودداری غیرمعمول میتواند بهخوبی نشان دهد که حماس دیگر برگ برنده بهتری برای بازی ندارد. مقاومت مسلحانه در غزه به نهایت ظرفیت خود رسیده و دلایلی را که زمانی آن را تداوم میبخشید، فرسوده کرده است. صالح العاروری، معاون رهبر حماس، مدتها پیش از حمله تحت رهبری حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، در سال ۲۰۲۰ و بنا بر یک مکالمه تلفنی افشاشده، به این موضوع اذعان کرده بود. او گفته بود: «صادقانه بگویم، مقاومت مسلحانه نتوانست تغییری ایجاد کند. مقاومت نمونههای قهرمانانه ارائه داد و جنگهایی شرافتمندانه را به پیش برد، اما محاصره شکسته نشد، واقعیت سیاسی تغییر نکرد و حتی یک وجب از سرزمین آزاد نشد.»
هنگامی که حماس در سال ۲۰۲۱، ظاهراً برای بازداشتن اسرائیل از تشدید اقداماتش در قدس شرقی، شیخ جراح و کرانه باختری، صدها پرتابه دستساز به سوی اسرائیل شلیک کرد، آتشبسی برقرار شد؛ اما نتیجه آن چیزی جز تشدید شدید حملات نظامی اسرائیل و خشونت شهرکنشینان در کرانه باختری نبود. سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ به دو مورد از مرگبارترین سالهای ثبتشده در کرانه باختری تبدیل شدند.
حمله ۷ اکتبر نتوانست رؤیای یحیی سنوار، رهبر حماس، درباره جنگی چندجبههای را محقق کند؛ جنگی که در آن اسرائیل زیر فشار حملات غزه، لبنان، سوریه، ایران، عراق و یمن، همزمان با خیزشهای مردمی در کرانه باختری، داخل اسرائیل و کشورهای همسایه، از پا درمیآمد. این حمله، برعکس، به تهاجم اسرائیل انجامید؛ تهاجمی که بیش از ۷۰ هزار نفر را کشت و بیشتر نوار غزه را ویران کرد. برخی مقامهای حماس، چه آشکارا و چه در محافل خصوصی، گفتهاند که ۷ اکتبر یک اشتباه راهبردی بوده و آنان شدت واکنش اسرائیل را در محاسبات خود در نظر نگرفته بودند.
به گفته افرادی نزدیک به حماس که با من گفتوگو کردهاند، گروههای فلسطینی مانند حماس، که طی دههها هویت خود را با ایدئولوژی مقاومت مسلحانه تعریف کردهاند، در جستوجوی راهی آبرومندانه برای خروج از این وضعیت بودهاند. رهبران حماس، از جمله خالد مشعل، این پیام را منتقل کردهاند که مردم غزه سهم خود را در پیشبرد آرمان فلسطین ادا کرده و سنگینترین هزینه را پرداختهاند و اکنون باید اجازه داشته باشند بهبود یابند و زخمهایشان را التیام بخشند.
برای جلوگیری از تکرار اشتباههایی که در تجربههای دیگرِ از رده خارج کردن سلاحها رخ داده است، مانند کلمبیا که در آن شمار قابلتوجهی از جنگجویان سابق «فارک» از این گروه جدا شدند و به کارتلها پیوستند یا باندهای جدیدی تشکیل دادند، نحوه انتقال پیام اهمیت حیاتی دارد. برای نمونه، خلع سلاح گروهی که خود را وقف مقاومت مسلحانه کرده است، باید بهعنوان یک «گذار» صورتبندی شود، نه یک «تسلیم». به همین دلیل، نقشهراه هیئت صلح برای غزه میکوشد با استفاده از تعبیر «نگهداری» سلاحها بهجای «نابود کردن» آنها و نیز با سپردن مسئولیت این فرایند به نیروی پلیس فلسطینی، نه اسرائیل یا طرفهای خارجی دیگر، از بهنمایشگذاشتن شکست، تسلیم یا چشمپوشی از حق مقاومت مسلحانه پرهیز کند.
خلأیی که با تعلیق مقاومت مسلحانه فلسطینی ایجاد میشود، باید با ایدهای بهتر پر شود. خشونت در طول تاریخ موجب افزایش حمایت از حماس نشده است. حماس در عوض از شکست گزینههای غیرخشونتآمیز یا تضعیف آنها سود برده است؛ گزینههایی مانند دیپلماسی، اعتراضات، فعالیتهای حمایتی و فشار حقوقی.
تجربه ایرلند شمالی نشان میدهد که از رده خارج کردن سلاحها تنها زمانی میتواند در نهایت موفق باشد که با یک فرایند سیاسی واقعی همراه شود؛ فرایندی که به صلحی پایدار منتهی شود. در این مورد، چنین فرایندی باید مسیری معتبر به سوی حق تعیین سرنوشت و تشکیل کشور فلسطین فراهم کند. طرح ترامپ بهطور کلی به چنین احتمالی در آیندهای نامعلوم اشاره میکند، اما این کافی نیست.
اصرار نتانیاهو بر خلع سلاح حماس پیش از هرگونه عقبنشینی نیروهای اسرائیلی از غزه، با واقعیت فاصله دارد. بیثمر بودن مسیر نظامی اسرائیل ثابت شده است. اسرائیل پس از بیش از دو سال بمباران و درهمکوبیدن غزه ــ با بمبارانهایی شدیدتر از بمبارانهای درسدن یا هامبورگ در جریان جنگ جهانی دوم ــ نتوانسته است حماس را نابود کند. یک مطالعه گسترده درباره گروههای مسلح نشان داده است که تنها ۷ درصد از آنها از نظر نظامی شکست خوردهاند؛ در حالی که ۴۳ درصدشان از طریق گذار به فرایند سیاسی، گفتوگو و تبدیلشدن به جریانهای سیاسی غیرمسلح منحل شدهاند.
استدلال اسرائیل مبنی بر اینکه نقشهراه به حماس اجازه خواهد داد برای حملهای دیگر شبیه ۷ اکتبر تجدید قوا کند، بیش از آنکه ارزیابی جدی باشد، یک تاکتیک هراسافکنانه است. عنصر غافلگیری در ممکنشدن آن حمله نقشی تعیینکننده داشت، نه قدرت آتش برتر یک گروه شبهنظامی در برابر یکی از قدرتمندترین ارتشهای جهان. همانطور که نیر گونتارس، روزنامهنگار اسرائیلی، اشاره کرده است، این حمله بیش از آنکه به «پیچیدگی و خطرآفرینی حماس» مربوط باشد، ناشی از «حماقت، تکبر و سهلانگاری ارتش و دولت اسرائیل» بود. امروز، هنگامی که عنصر غافلگیری از میان رفته است، احتمال وقوع ۷ اکتبر دیگری چقدر است؟
به احتمال زیاد، کارشکنی نتانیاهو بیش از هر چیز به بقای سیاسی او در آستانه انتخابات اسرائیل مربوط میشود. گروهی از وزیران دولت نتانیاهو ماه گذشته در راهپیماییای شرکت کردند که خواستار بازسازی شهرکهای غیرقانونی در غزه بود. وزیر دفاع او نیز ماه گذشته از برنامههایی برای ساخت چنین شهرکهایی در غزه خبر داد و با افتخار گفت: «امروز دیگر شجاعیهای وجود ندارد، جبالیایی وجود ندارد»؛ اشاره او به محلهای در شهر غزه و شهری در این منطقه بود. او افزود: «تمام آن مکانهای وحشتناکی که به یاد دارید، دیگر وجود ندارند.» به همین دلیل است که عقبنشینی یا بازسازی غزه، از نظر نتانیاهو، به معنای خودکشی سیاسی خواهد بود.
رهبران سیاسی آمریکا نباید با استدلال نتانیاهو همراه شوند که گویا سیاست داخلی اسرائیل دستوپای او را بسته است. آنان باید به او بگویند: «ما نیز محاسبات سیاسی داخلی، منافع منطقهای و جایگاه بینالمللی خودمان را داریم که باید نگرانشان باشیم؛ و اجازه نخواهیم داد برای نجات خودت از پاسخگویی در برابر مردم اسرائیل، آنها را به خطر بیندازی.»