هیئت تحریریه «واشنگتن پست» / ۱۳ اوت ۲۰۲۶
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، مشهور است که جهان را از دریچه توافقها و معاملهها میبیند. او در عرصه املاک نیویورک رشد کرد؛ جایی که معاملهگری معیار موفقیت بود. او همین منطق را به سیاست خارجی نیز تعمیم داده است؛ به این معنا که همواره در برابر دشمنان و متحدان، در کنار تهدید، وعده پاداش نیز قرار میدهد.
برای ترامپ، خودِ توافق یک پیروزی است. این رویکرد گاه به سود او تمام شده است: توافقهای ابراهیم که روابط اسرائیل با چهار کشور عربی را عادی کرد، از زمان نخستین دوره ریاستجمهوری ترامپ تا حد زیادی پابرجا ماندهاند. اما همین رویکرد در قبال ایران او را به بنبست کشانده است.
بهترین مسیر پیش رو، رویکردی قدیمیتر و آزمودهشده است: مهار.
جنگی که ترامپ در فوریه علیه ایران آغاز کرد و خود آن را انتخاب کرده بود، با هر معیاری که سنجیده شود، یک شکست راهبردی بوده است. حمله سرنوشتسازی که به کشته شدن آیتالله علی خامنهای انجامید، موجب فروپاشی حکومت نشد. موشکهای ایران همچنان تهدیدی جدی در سراسر منطقه محسوب میشوند و نیروهای نیابتی این کشور نیز همچنان فعالاند. برنامه هستهای ایران بر اثر حملات تابستان گذشته و بمبارانهای مجددی که از فوریه آغاز شد، بهشدت عقب رانده شده است، اما درگیریهای پس از آن، جاهطلبی ایران برای دستیابی به بمب هستهای را تقویت کرده است. حکومت ایران اکنون نیز مدعی اعمال کنترل بر تنگه هرمز است.
هسته اصلی تفاهمنامه ماه ژوئن میان آمریکا و ایران، یک معامله بود: ایران اجازه دهد کشتیها از هرمز عبور کنند و در مقابل، تحریمها و محاصره فلجکنندهای که ترامپ اعمال کرده بود، لغو شود.
اما متن تفاهمنامه یک پرسش کلیدی را مسکوت گذاشته بود: چه کسی تنگه را اداره میکند؟ ایران بر این باور بود که میتواند برای کشتیهایی که از تنگه عبور میکنند تعیین تکلیف کند و قصد داشت «هزینه خدمات» دریافت کند. تهران در ماه مه برای این منظور «سازمان تنگه خلیج فارس» را ایجاد کرد. ترامپ این موضوع را نادیده گرفت و با این حال تفاهمنامه را امضا کرد. پس از آنکه ایران در ماه ژوئیه به کشتیهای در حال عبور از تنگه شلیک کرد، او بار دیگر به جنگ روی آورد.
ازسرگیری خصومتها واقعیتهای موجود در میدان را تغییر نداد. ایران همچنان بازدارندگیناپذیر باقی ماند و به شلیک به کشتیها ادامه داد. از سوی دیگر، تردید و احتیاط ترامپ در به خطر انداختن جان نیروهای آمریکایی به تندروهای ایران این پیام را منتقل کرد که او تمایلی به تشدید بیشتر درگیری ندارد.
کمبود موشکهای رهگیر، زیرساختهای متحدان آمریکا را به شکلی خطرناک در معرض آسیب قرار داده است. ترامپ که رهبران کشورهای خلیج فارس ــ که شهرهایشان در صورت حملات تلافیجویانه هدف قرار خواهند گرفت ــ به او هشدار دادهاند، حملات بیشتر را لغو کرده است.
اما آمریکا همچنان چندین اهرم فشار در اختیار دارد. استفاده از این اهرمها مستلزم آن است که ایده مطلوب یا حتی ضروری بودن توافق با ملاها را کنار بگذارد.
محاصره دریایی آمریکا اقتصاد ایران را ویران کرده و ارزش پول این کشور را بهشدت کاهش داده است. مذاکرهکننده ارشد حکومت ایران اذعان کرده که صادرات نفت بهشدت سقوط کرده است. تحریمها نیز همچنان برقرارند و دهها میلیارد دلار از داراییهای ایران همچنان مسدود است. تهران آخر هفته گذشته، هنگامی که رفع تحریمها را در صدر فهرست جدید مطالبات خود قرار داد، ارزش این اهرم فشار را تأیید کرد.
تصرف هرمز از سوی ایران را میتوان به بهترین شکل گروگانگیری توصیف کرد؛ اما گروگان از هماکنون هدف گلوله قرار گرفته است. بازارها تعطیلی تنگه را در قیمتهای خود لحاظ کردهاند. قیمت نفت، اگرچه بالا رفته، اما به سطح فاجعهبار نرسیده است.
علاوه بر این، تأمینکنندگان در حال دور زدن این مشکل هستند. دولت ترامپ میگوید اکنون روزانه بین ۵ تا ۷ میلیون بشکه نفت از طریق خطوط لوله ارتقایافته و پایانههای جدید صادراتی از منطقه خارج میشود. عربستان سعودی نیز در حال تشکیل ائتلافی چندملیتی برای حفاظت از کشتیرانی در دریای سرخ در برابر نیروهای نیابتی ایران است؛ اقدامی که واشنگتن باید با ارائه پشتیبانی اطلاعاتی، نظارتی و فرماندهی از آن حمایت کند.
مهار در حال نتیجه دادن است. آمریکا باید محاصره خود را بهگونهای تغییر دهد که پایدارتر باشد؛ شمار کشتیهایی را که مستقیماً عملیات توقیف و ممانعت انجام میدهند کاهش دهد و در عین حال، هر کسی را که نفت ایران را از طریق مسیرهای باقیمانده خریداری میکند، تحریم کند. داراییهای مسدودشده حکومت ایران نیز باید همچنان مسدود باقی بمانند. همچنین نیروهای نیابتی ایران در یمن، عراق، لبنان و غزه باید بیوقفه سرکوب شوند.
از همه مهمتر، ترامپ باید تهدید به تشدید قابلتوجه درگیری را همچنان روی میز نگه دارد، بهویژه اگر ایران حتی کوچکترین گامی در جهت بازسازی برنامه هستهای خود بردارد.
معامله کردن با حکومتی قاتل هرگز ایده خوبی نبوده است. تزریق پول بیشتر به ایران، رفتار بد این کشور را پاداش خواهد داد و منابع مالی دور بعدی آشوب را فراهم خواهد کرد. زیرکترین معاملهگر کسی است که بداند چه زمانی باید از میز مذاکره برخیزد و کنار بکشد.