نضال طیبی
منبع: Le Temps (روزنامه فرانسویزبان سویس)
۱۲ اوت ۲۰۲۶
شش حکم انتصاب و همچنان هیچ حضوری در انظار عمومی. روز دوشنبه، رهبر جمهوری اسلامی، مجتبی خامنهای، سرانجام به افرادی که پیشتر نیز بخشی از دستگاه جنگی ایران را اداره میکردند، جایگاه رسمی بخشید. در نگاه نخست، هدف از این انتصابات پر کردن خلأهایی است که در پی کشته شدن چند فرمانده ایجاد شده است. اما مأموریتهایی که در این احکام تعیین شدهاند، از منطق دیگری حکایت دارند؛ منطقی مبتنی بر ادغام مراکز فرماندهی، آمادهسازی عملیات تهاجمی، تقویت اطلاعات دریایی و گسترش شبکه کنترل داخلی حکومت.
«دیوید ریگولهروزه»، پژوهشگر مؤسسه فرانسوی تحلیل راهبردی، تأکید میکند: «این انتصابات بهروشنی تأیید میکنند که سپاه پاسداران کنترل نظام را در دست گرفته است.» او که از نویسندگان کتاب «جمهوری اسلامی ایران در بحران نظاممند؛ چهار دهه آشوب» است، معتقد است این تغییر مسیر کاملاً آشکار است: «این دیگر فقط جمهوریِ عمامهها نیست؛ اکنون جمهوریِ کلاهنظامیهاست.»
ارتش زیر قیمومیت سپاه پاسداران
به بیان دیگر، سپاه دیگر صرفاً نیروی نظامی موازیای نیست که پس از انقلاب ۱۹۷۹ برای حفاظت از قدرت جدید در برابر ارتش متعارفی که قابل اعتماد تلقی نمیشد، ایجاد شد. سپاه اکنون به اصل سازماندهنده کل ساختار تبدیل شده است. از آغاز جنگ، نفوذ این نیرو بر تصمیمگیریهای نظامی و سیاسی پیوسته افزایش یافته است.
سنگینترین نشانه در این زمینه، ارتقای علی عبداللهی است. او تاکنون فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا را بر عهده داشت؛ قرارگاهی که در زمان جنگ مسئول هماهنگی ارتش، سپاه پاسداران، بسیج و دیگر نهادهای امنیتی است. مجتبی خامنهای به او دستور داده است ادغام این قرارگاه با ستاد کل نیروهای مسلح را تکمیل کند. دیوید ریگولهروزه میگوید: «به این ترتیب، انحصار سپاه بر ارتش بیش از هر زمان دیگری گسترش مییابد.»
آمادهشده برای یک جنگ پراکنده
در کنار علی عبداللهی، انتخاب افرادی با این سوابق، خطوط کلی یک دکترین را ترسیم میکند. احمد وحیدی، فرمانده پیشین نیروی قدس، سابقه عملیات خارجی، فعالیتهای اطلاعاتی و وزارتخانههای دفاع و سپس کشور را در کارنامه دارد. در حکم انتصاب او از وی خواسته شده است بازدارندگی را افزایش دهد و برای عملیات تهاجمی در مقیاس گسترده آماده شود.
فرد دیگری که منصوب شده، مصطفی ایزدی، پیشتر در فرماندهی مسئول مقابله با تهدیدات سایبری و اشکال نوین جنگ فعالیت داشته است. علی عظمایی نیز با خلیج فارس و ورودی تنگه هرمز آشنایی دارد؛ منطقهای که نیروی دریایی سپاه آن را به اهرمی نظامی و دیپلماتیک تبدیل کرده است.
به گفته چندین ناظر، این انتصابات بیش از آنکه نشانه آمادگی برای یک نبرد کلاسیک باشند، از احتمال وقوع جنگی پراکنده و چندلایه حکایت دارند؛ جنگی مبتنی بر موشک، پهپاد، حملات سایبری، فشارهای دریایی و عملیاتهایی در سطحی پایینتر از آستانه یک رویارویی تمامعیار.
انتصاب محسن رضایی به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، این تصویر را کاملتر میکند. این فرمانده پیشین سپاه که در جریان جنگ ایران و عراق فرماندهی سپاه پاسداران را بر عهده داشت، در ۷۱ سالگی به قلب تصمیمگیریهای راهبردی بازمیگردد.
مجتبی خامنهای همچنین او را به عنوان نماینده خود در شورای عالی امنیت ملی منصوب کرده است؛ در کنار سعید جلیلی، چهره فوقمحافظهکار. این نهاد که ریاست رسمی آن بر عهده مسعود پزشکیان است، سیاست خارجی و امنیتی کشور را هماهنگ میکند. اما در عمل، حرف آخر همچنان با رهبر است. رضایی در طول جنگ، بیاعتمادی خود به مذاکرات و مخالفتش با تمدید آتشبس را آشکار کرده بود.
رئیسجمهوری به حاشیه رانده شده
به این ترتیب، رئیسجمهور پزشکیان میان رهبری قرار گرفته که تقریباً بهطور کامل از عرصه عمومی غایب است و دستگاه نظامیای که تصمیم میگیرد و انتصاب میکند.
رئیسجمهور اخیراً اذعان کرده است که ارتباط با مجتبی خامنهای تا چه اندازه دشوار است. رسانههای دولتی از دیداری در اواخر ماه ژوئیه خبر دادهاند، اما رهبر جمهوری اسلامی که گفته میشود در جریان حملات ۲۸ فوریه بهشدت زخمی شده است، از زمان به قدرت رسیدنش همچنان در انظار عمومی ظاهر نشده است.
این ابهام و عدم شفافیت، فضای بیشتری برای کسانی ایجاد میکند که کنترل سلاحها و مسیرهای انتقال اطلاعات را در اختیار دارند.
بازگشت حسین طائب بُعد داخلی این بازآرایی را نشان میدهد. رئیس پیشین سازمان اطلاعات سپاه که در سال ۲۰۲۲، پس از مجموعهای از رخنههای امنیتی که به اسرائیل نسبت داده شد، کنار گذاشته شده بود، اکنون به بسیجی بازمیگردد که پیشتر نیز در جریان سرکوب جنبش سال ۲۰۰۹ فرماندهی آن را بر عهده داشت.
در حکم انتصاب او از وی خواسته شده است شبکه اطلاعات محلی و نزدیک به مردمِ بسیج را گسترش دهد و استفاده از فناوریهای نوین را افزایش دهد.
دیوید ریگولهروزه درباره او میگوید طائب «آن چیزی نیست که بتوان او را یک روحانی صرف دانست. در واقع، او فردی است که بهطور کامل در دستگاه اطلاعاتی و سرکوب ادغام شده است.»
جلوگیری از تسلیم و شورش
بنابراین، ستاد فرماندهی جدید به دو نگرانی همزمان پاسخ میدهد.
در خارج از کشور، این ساختار باید ظرفیتهای نامتقارن کافی را حفظ کند تا هرگونه حمله جدید برای مهاجمان پرهزینه باشد و در عین حال امکان مذاکره بدون ایجاد این تصور که ایران تسلیم شده است، فراهم بماند.
در داخل نیز باید مانع آن شود که فرسودگی اقتصادی، تلفات نظامی و نارضایتیهای اجتماعی به شورشی جدید تبدیل شوند.
حملات آمریکا و اسرائیل بخشی از ساختار دستگاه حاکم را از میان بردهاند، اما نتوانستهاند نظام را بیثبات کنند. در عوض، این حملات نظام را وادار کردهاند خود را حول کارآزمودهترین بخش ساختارشان بازسازی کند؛ و البته رادیکالترین بخش آن.