فرناز فصیحی و شیرین حکیم
نیویورک تایمز / ۱۰ اوت ۲۰۲۶
آبهای فیروزهای، سواحل شنی سفید و صخرههای چشمگیر جزیره قشم، تا همین اواخر هر سال میلیونها گردشگر را به خود جذب میکرد و جامعهای وفادار از هنرمندان، سرمایهگذاران و طراحان را گرد هم آورده بود؛ افرادی که به تبدیل این جزیره به محبوبترین مقصد تفریحی ایران کمک کرده بودند.
این جزیره آنقدر چشمنواز است که به دلیل شگفتیهای طبیعیاش عنوان «ژئوپارک جهانی» یونسکو را به دست آورده است؛ جاذبههایی با نامهایی که گویی از یک افسانه بیرون آمدهاند: دره ستارگان، جنگلهای حرا و لاکپشتهای پوزهعقابی شیبدراز.
اما جنگ با ایالات متحده و اسرائیل که اکنون وارد ششمین ماه خود شده است، زندگی در این منطقه را به کلی دگرگون کرده و این مقصد گردشگری که زمانی مملو از جنبوجوش بود، اکنون به مکانی خالی از سکنه و بیرونق تبدیل شده و مردم آن برای گذران زندگی با دشواری دستوپنجه نرم میکنند.
فریده، ۲۵ ساله، که در صنعت گردشگری قشم فعالیت میکند، در گفتوگویی تلفنی از این جزیره گفت که جنگ بر زندگی همه فعالان بخش گردشگری تأثیر گذاشته و برخلاف سایر نقاط ایران، جنگ برای مردم جنوب هرگز فروکش نکرده است؛ چرا که حملات هوایی تقریباً بهطور مداوم ادامه داشتهاند. او گفت مردم در وضعیت دائمی آمادهباش زندگی میکنند.
فریده گفت: «بسیاری از مردم قایق داشتند و مسافر جابهجا میکردند، مهمانخانه داشتند، موتورسیکلت به گردشگران اجاره میدادند یا کافه اداره میکردند. تقریباً همه کافهها بهتدریج تعطیل شدند، گاهی روزی یکی دو کافه. بعضیها هم وسایلشان را جمع کردند و بهکلی از جزیره رفتند.»
فریده، مانند تمام افرادی که برای تهیه این گزارش با آنها گفتوگو شده است، به شرط آنکه نام خانوادگیاش منتشر نشود صحبت کرد؛ زیرا از پیامدهای احتمالی و اقدامات تلافیجویانه بیم داشت.
قشم یکی از معدود نمونههای موفق اقتصادی ایران بود؛ موفقیتی که با سرمایهگذاری گسترده داخلی شکل گرفت و به توسعه و افزایش اشتغال انجامید. بر اساس آمارهای دولتی، در سال ۲۰۲۵ نزدیک به چهار میلیون نفر به قشم سفر کردند و میزان سرمایهگذاری در این جزیره در مقایسه با سال پیش از آن، ۲۴۱ درصد افزایش یافت.
بخش گردشگری حدود ۴۰ درصد از جمعیت ۱۵۰ هزار نفری قشم را به کار گرفته بود و منطقه آزاد تجاری این جزیره، که امکان واردات و صادرات را با هزینهای حداقلی و بدون پرداخت مالیات فراهم میکرد، قشم را به یک قطب تجاری تبدیل کرده بود.

گردشگران در دره ستارگان (سال ۲۰۲۳)، مکانی محبوب برای بازدیدکنندگان در جزیره قشم / عکس: عطا کناره، خبرگزاری فرانسه
اما همه اینها تغییر کرده است؛ بهویژه از زمانی که کارزار بمباران آمریکا تا حد زیادی بر جنوب ایران متمرکز شده و نیروهای ایرانی، تأسیسات مرتبط با حمله به کشتیها در تنگه هرمز در نزدیکی این منطقه و زیرساختهای حیاتی مورد استفاده غیرنظامیان را هدف قرار داده است.
به گفته ساکنان، شهرنشینانی که زمانی برای تعطیلات آخر هفته و سفرهای زمستانی به قشم میآمدند، دیگر به این جزیره سفر نمیکنند. خانههای سنتی که به هتلهای بوتیک شیک تبدیل شده بودند و معمولاً هفتهها پیش از موعد رزرو میشدند، اکنون خالی ماندهاند. کافهها و رستورانهای ساحلی که به برگزاری مهمانیهای بداهه همراه با ضرب موسیقی نوازندگان محلی شهرت داشتند، عمدتاً تعطیل شدهاند.
بر اساس گفتوگو با نزدیک به دو دوجین نفر از ساکنان، صاحبان کسبوکارها و مسافرانی که مرتب به جزیره قشم سفر میکردند، فعالیت اقتصادی اصلی دیگر جزیره، یعنی ماهیگیری، نیز تقریباً متوقف شده است؛ زیرا ماهیگیران از رفتن به دریای آزاد هراس دارند.
علی، ۴۸ ساله، ماهیگیر قشم که تلفنی با او گفتوگو شد، گفت: «زندگی من کاملاً مختل شده است. تمام عمرم را ماهیگیری کردهام. این تنها منبع درآمدم بود، اما در حال حاضر، هیچ درآمدی ندارم.»
او گفت ماهیگیران جزایر نزدیک و همچنین ماهیگیران ساکن سواحل سرزمین اصلی نیز با وضعیت مشابهی روبهرو هستند. او گفت: «ما ترس داریم، ترس، ترس. ترس از اتفاقات وحشتناک و ترس از جنگ.»
طیب مفیدی، یکی از اعضای هیئت گردشگری قشم، اخیراً به رسانههای محلی گفت که مشکلات اقتصادی جزیره دامنه گستردهای پیدا کرده است؛ از صاحبان هتلهایی که با خطر ورشکستگی روبهرو هستند گرفته تا صنعت ماهیگیری و بازار صنایعدستی. او گفت برخی مردم برای گذران زندگی، فروش وسایل شخصی خود را آغاز کردهاند.
حسین، معلم ۲۹ ساله اهل قشم، گفت: «اوضاع واقعاً ویرانگر است. اقتصاد منطقه عملاً به حالت توقف درآمده است.»
جنگ بیپایان
برای جنوب ایران، خشونتی که در ۲۸ فوریه با حملات هوایی آمریکا و اسرائیل آغاز شد، بهجز در دو مقطع، هرگز متوقف نشد؛ حتی در شرایطی که آتشبسی شکننده در دیگر نقاط کشور برقرار بود. ارتش آمریکا اعلام کرد تأسیسات نظامی و جاسوسی و همچنین زیرساختهایی مانند برجهای راداری ساحلی، بنادر و پلها را هدف قرار داده است.
اما بر اساس ویدئوها، رسانههای دولتی ایران و اظهارات مقامهای رسمی، بمبها همچنین بر تونلها، بنادر، خطوط راهآهن، اسکلههایی مملو از قایقهای ماهیگیری، کارخانهها و تأسیسات آبشیرینکن فرود آمدهاند.
ارتش آمریکا ماه گذشته، پس از فروپاشی آتشبس، اعلام کرد که بیش از هزار هدف جدید در جنوب مورد حمله قرار گرفته است و هدف از این راهبرد، قطع دسترسی منطقه به مسیرهای تأمین مجدد بوده است.

در ماه مه، قایقهای ماهیگیری بیکار در نزدیکی قشم سرگردان بودند. ماهیگیری در ماههای اخیر به شدت کاهش یافته است / عکس: مجید سعیدی
بر اساس بررسی بیانیههای فرماندهی مرکزی ایالات متحده، از ۸ آوریل ــ زمانی که تهران و واشنگتن از برقراری آتشبس و آغاز مذاکرات درباره یک توافق موقت صلح خبر دادند ــ تا ۳۰ ژوئیه، ایالات متحده تقریباً هر شب جنوب ایران را هدف حمله قرار داده است؛ بهاستثنای دوره ۸ آوریل تا ۷ مه و سپس ۷ تا ۲۵ مه.
درگیریها از الگویی قابل پیشبینی پیروی کردهاند: ایران به کشتیهایی حمله میکند که تلاش دارند محاصره این کشور در تنگه هرمز را دور بزنند؛ آمریکا اهدافی را در جنوب ایران بمباران میکند و سپس ایران با پهپادها و موشکهای بالستیک به پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه حمله تلافیجویانه انجام میدهد.
جنوب ایران قلب صنعت نفت و گاز کشور و محل استقرار بنادر بزرگ، پالایشگاهها و تأسیسات انرژی و نظامی مهم است؛ منطقهای که برای اقتصاد و امنیت کشور اهمیت حیاتی دارد. اما در عین حال، میلیونها غیرنظامی نیز در این منطقه زندگی میکنند که بیش از پیش هزینههای اقتصادی و انسانی جنگ را متحمل میشوند.
پیامدهای جنگ در بسیاری از شهرهای جنوبی احساس شده است. مقامهای محلی گفتند در جاسک دستکم ۱۰۰ قایق ماهیگیری در بندرگاه منهدم شده و معیشت بیش از ۳,۵۰۰ نفر تحت تأثیر قرار گرفته است. خبرگزاری دولتی ایرنا گزارش داد در کنارک، از ماه مه تاکنون ۱۷ ماهیگیر مفقود شدهاند؛ زمانی که قایق آنها پس از شلیک تیرهای هشدار از سوی یک بالگرد آمریکایی در دریای عمان ناپدید شد.
در یک منطقه حفاظتشده حیاتوحش در شمال بندرعباس، حملات هوایی که یک پاسگاه محیطبانی را هدف قرار داده بود، به کشته شدن سه عضو یک خانواده، از جمله اعضای خانواده یکی از محیطبانان، منجر شد. این موضوع را وزیر محیط زیست اعلام کرد و ویدئویی که بیبیسی فارسی منتشر کرده نیز تأسیسات تخریبشده را نشان میدهد.
رضا، ۲۸ ساله و ساکن بندرعباس، بزرگترین شهر جنوب ایران، گفت: «از زمانی که حملات آغاز شده، احساس ناامنی و بلاتکلیفی دائمی وجود داشته است. حتی وقتی خود بندرعباس هدف حمله نیست، مردم همچنان نگران هستند، چون هیچکس نمیداند بعد چه اتفاقی ممکن است رخ دهد.»
فاطمه، ۳۵ ساله، مادر دو کودک خردسال در شهر لار در نزدیکی سواحل جنوبی ایران، گفت حملات هوایی مکرر و احساس فرساینده ناامنی و بلاتکلیفی، سلامت روانی او را تحت تأثیر قرار داده است. او گفت دچار حملات اضطرابی، تنگی نفس و احساس ناامیدی شده است.
فاطمه گفت: «هر بار کلمه «جنگ» را میشنوم، بلافاصله دچار وحشت میشوم و این حالت چند روز ادامه پیدا میکند.» او افزود: «هیچ راه فراری نداریم. روبهروی ما دشمنی است که حمله میکند و پشت سرمان دولتی قرار دارد که بیرحم است و زندگی را برای مردم دشوار میکند.»
برای ساکنان قشم، ۳۰ ژوئیه روزی بود که ترس مبهمی که پیشتر با شنیدن انفجارها در دوردست احساس میکردند، به تهدیدی ملموس برای کشته شدن در خواب تبدیل شد.
در ساعات اولیه آن روز، انفجاری مهیب جزیره را به لرزه درآورد و دیوارها و پنجرهها را مانند هنگام وقوع زلزله به لرزه انداخت. هنگامی که همسایگان و نیروهای امدادی به محل انفجار رسیدند، یک خانه ساده خانوادگی ساختهشده از خشت را دیدند که به تلی از آوار تبدیل شده بود و خانوادهای پنجنفره زیر آوار گرفتار شده بودند. بمب حفرهای عظیم در زمین ایجاد کرده بود.

یک ساختمان و قایقهای کوچک در اثر حملات هوایی در نزدیکی اسکله ماهیگیری در ساحل قشم ویران شدند / عکس: اصغر بشارتی، آسوشیتدپرس
یک بررسی بصری نیویورکتایمز نشان داد که آمریکا یک بمب دو هزار پوندی ــ یکی از قدرتمندترین سلاحهایی که در این جنگ مورد استفاده قرار گرفته است ــ را بر روی این خانه در منطقهای مسکونی و پرتراکم در روستای چاهتنگو انداخته است. در اطراف این خانه هیچ تأسیسات نظامی وجود نداشت.
این حمله هوایی پدر و مادر خانواده و پسر دو ساله آنها را کشت. بر اساس گزارشهای رسمی، دو پسر دیگر خانواده، ۸ و ۱۴ ساله، نیز زخمی شدند. پدر خانواده، قیصر جعفری، بهعنوان راننده تاکسی کار میکرد. به گفته بستگان او در گفتوگو با روزنامه شرق، وی در طول جنگ برای یافتن کار و تأمین هزینههای زندگی با دشواری روبهرو بود.
پسرعموی آقای جعفری به شرق گفت: «زیر گرمای سوزان ۱۲۵ درجه، تمام روز با خودرو این طرف و آن طرف میرفت و دنبال مسافر میگشت.»
سنگینترین هزینه
امیر، ۴۵ ساله و تاجر اهل تهران، حدود ۱۰ سال پیش همراه خانوادهاش به قشم نقل مکان کرد. سرعت آرامتر زندگی، زیبایی طبیعی و فرصتهای اقتصادی این جزیره او را به قشم جذب کرده بود. او ملکی خرید، آن را بازسازی کرد و سپس کسبوکاری برای تبدیل خانهها به هتلهای مدرن و امروزی راه انداخت.
او گفت البته چالشهایی هم وجود داشت: شبکه جادهای نامناسب، خدمات درمانی ناکافی و اینترنت ناپایدار.
اما به گفته امیر، سال گذشته سختترین سال بوده است. ابتدا دولت در جریان قیام سراسری که در ژانویه با توسل به خشونت شدید سرکوب شد، برای فرونشاندن اعتراضات اینترنت را قطع کرد؛ اقدامی که به تبلیغات و رزرو هتلها و اقامتگاهها، که عمدتاً از طریق شبکههای اجتماعی انجام میشد، آسیب زد. سپس در فوریه، در اوج فصل گردشگری، جنگ آغاز شد و زیانهای مالی روی هم انباشته شد.
امیر گفت قطعیهای روزانه برق و آب در میان گرمای شدید، و همچنین دشواری سفر به دلیل آسیبدیدن زیرساختها، بر رنج و مشکلات مردم افزوده است.
او گفت: «میخواهم دنیا بداند که مردم عادی هرگز این جنگ را نمیخواستند و در هیچیک از دو طرف آن قرار ندارند. با این حال، این مردم هستند که بالاترین هزینه را میپردازند.»
عباس، ۳۸ ساله، موجسوار، راهنمای گردشگری و صاحب قایق، گفت این جزیره، آبهای آن و سواحلش خانه او هستند و مانند بسیاری از ساکنان بومی، هرقدر هم شرایط بد شود، هرگز نمیتواند آن را ترک کند. اما او گفت دیدن اینکه سالها تلاش برای ساختن یک اقتصاد پررونق در حال از بین رفتن است، برایش دردناک است.
عباس گفت: «مردم عمیقاً ترسیدهاند و ترس دیگران روی من هم تأثیر میگذارد. این ترس باری سنگین بر دوش من است.»
او گفت: «به خدا قسم، ما خستهایم. بهترین کاری که دولت میتواند انجام دهد، صلح کردن با دنیاست.»