نظرسنجی «نگرش ایرانیان درباره اعتراضات دیماه و جنگ (۳۹روزه)» از تاریخ ۳۰ خرداد تا ۶ تیر ۱۴۰۵ به مدت ۷ روز، با همکاری داوطلبانه فیلترشکنهای سایفون، لنترن و مهسانت در سطح کل ایران انجام گرفت. یافتههای این گزارش بر پایه نمونه وزندهیشدهای از ۳۱٬۴۵۰ پاسخدهنده داخل ایران ارائه شدهاند. نتایج با مشخصات جمعیتی ساکنان باسواد ایران در سنین ۱۵ سال و بالاتر تطبیق داده شدهاند. برای برآوردهایی که به این جامعه هدف مربوط میشوند، این نظرسنجی سطح اعتبار تقریبی ٪۹۵ را با فاصله اعتبار محافظهکارانه ±۳ واحد درصد گزارش میکند.
چکیده یافتههای نظرسنجی
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴
حدود ۲۵٪ جامعه هدف اعلام کردهاند که در اعتراضات خیابانی دیماه ۱۴۰۴ شرکت کردهاند؛ رقمی که معادل تقریبی ۱۴ میلیون نفر از جمعیت باسواد ۱۵ ساله و بالاتر کشور برآورد میشود. این مشارکت میتواند طیفی از شکلهای حضور اعتراضی را در طول دوره اعتراضات دربر گیرد. در مقابل، حدود نیمی از پاسخدهندگان اعلام کردهاند که در این اعتراضات شرکت نکردهاند و حدود ۲۵٪ نیز ترجیح دادهاند به این پرسش پاسخ ندهند.
در میان شرکتکنندگان در اعتراضات دیماه، مهمترین عامل اعلامشده برای حضور در اعتراضات، «نارضایتی از نظام جمهوری اسلامی» با حدود ۷۱٪ بوده است. پس از آن، «گرانی، تورم و فساد» با حدود ۶۲٪ و «فراخوان رضا پهلوی» با حدود ۵۵٪ قرار دارند. همچنین «همبستگی با اعتراضات بازاریان» با حدود ۱۹٪ و «اعلام حمایت دونالد ترامپ از معترضان» با حدود ۱۰٪، در رتبههای بعدی عوامل اثرگذار بر مشارکت در اعتراضات بودهاند.
با توجه به کشتار گسترده و بازداشتهایی که در جریان برخورد حکومت با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ انجام شد، حدود ۸۰٪ جامعه عملکرد حکومت در برخورد با اعتراضات را نادرست دانستهاند؛ شامل ۷۵٪ که آن را «کاملاً نادرست» و ۵٪ که آن را «تا حدی نادرست» ارزیابی کردهاند. تنها حدود ۱۴٪ ارزیابی مثبتی از عملکرد حکومت داشتهاند. ارزیابی عملکرد حکومت در برخورد با اعتراضات، بهشدت با گرایش سیاسی پاسخدهندگان مرتبط بوده است: در حالی که حدود ۸۵٪ اصولگرایان و ٪۴۳ اصلاحطلبان عملکرد حکومت را مثبت ارزیابی کردهاند، حدود ۹۸٪ براندازان و ۹۵٪ گذارطلبان آن را نادرست دانستهاند.
در میان شعارهای مطرحشده در تجمعات، شعارهای «پاینده ایران» با ۹۴٪ موافقت، «نه به اعدام» با ۸۱٪، «مرگ بر دیکتاتور» با ۷۹٪ و «زن، زندگی، آزادی» با ۷۴٪، از بیشترین میزان پذیرش عمومی برخوردار بودهاند.
در میان شعارهای مرتبط با گرایشهای پادشاهیخواهانه یا پهلویگرایانه، الگوی پاسخها متنوعتر است. شعار «رضا شاه، روحت شاد» حدود ٪۶۷موافقت و حدود ٪۲۱ مخالفت داشته است. از سوی دیگر، شعار «جاوید شاه» با حدود ٪۵۴ موافقت، ٪۳۱ مخالفت و ٪۱۵ بینظری، نسبت به شعارهای عمومیتر از حمایت کمتری برخوردار بوده است. همچنین شعار «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» با حدود ٪۵۰ موافقت، ٪۳۴مخالفت و ٪۱۵ بینظری، از جمله شعارهایی است که شکاف بیشتری در میان پاسخدهندگان ایجاد کرده است.
شعارهای نزدیکتر به گفتمان رسمی جمهوری اسلامی با مخالفت گسترده جامعه روبهرو شدهاند؛ بهطوریکه ۶۶٪ پاسخدهندگان با شعار «نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا»، ۶۲٪ با شعار «مرگ بر اسرائیل» و ۶۱٪ با شعار «دست خدا عیان شد، خامنهای جوان شد» مخالفت کردهاند.
در زمینه پرچم ایران، در مجموع حدود ۶۴٪ پاسخدهندگان یکی از دو طرح دارای نشان شیر و خورشید را ترجیح دادهاند؛ شامل حدود ۴۰٪ برای پرچم سهرنگ با نشان شیر و خورشید و حدود ۲۴٪ برای پرچم سهرنگ با نشان شیر و خورشید و تاج. در مقابل، پرچم رسمی فعلی جمهوری اسلامی حدود ۱۹٪ حمایت داشته است.
جنگ ۳۹روزه آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران
درباره ماهیت جنگ ۳۹روزه، جامعه دچار شکاف قابل توجهی است. حدود ۴۲٪ پاسخدهندگان اقدام نظامی آمریکا و اسرائیل را «تجاوز نظامی به ایران» دانستهاند و تقریباً همین میزان با این ارزیابی مخالف بودهاند. همچنین حدود ۴۰٪ عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل را نوعی مداخله بشردوستانه دانستهاند، در حالی که حدود ۴۸٪ با این برداشت مخالف بودهاند.
درباره مداخله نظامی خارجی، حدود ۳۸٪ جامعه اعلام کردهاند که هم پیش از جنگ ۳۹روزه و هم پس از آن موافق مداخله نظامی بودهاند. در مقابل، حدود ۲۷٪ گفتهاند که هم پیش از جنگ و هم پس از آن مخالف مداخله نظامی بودهاند. در میان کسانی که موضعشان تغییر کرده، کاهش محدودی در حمایت از مداخله نظامی خارجی دیده میشود؛ بهطوریکه حدود ۸٪ از موافقت به مخالفت و حدود ۴٪ از مخالفت به موافقت رسیدهاند.
در ارزیابی دو گزاره درباره پیامدهای جنگ برای جمهوری اسلامی، نتایج نشان میدهد که بخش قابل توجهی از جامعه نگاه غیرهمدلانهای نسبت به حکومت داشته است؛ حدود ۶۰٪ از تضعیف جمهوری اسلامی در جریان جنگ احساس رضایت داشتهاند. همچنین درباره کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی، حدود ۵۲٪ گفتهاند ناراحت نشدهاند، در حالی که حدود ۲۴٪ گفتهاند ناراحت شدهاند و حدود ۲۴٪ نیز نظری نداشتهاند.
در هر سه گزاره مربوط به سیاستهای نظامی جمهوری اسلامی، میزان مخالفت بیش از موافقت بوده است: حدود ۵۱٪ با این گزاره که برنامه موشکی موجب افزایش امنیت کشور شده مخالف بودهاند، حدود ۴۷٪ بستن تنگه هرمز را اقدام درستی ندانستهاند، و حدود ۵۹٪ با ساخت سلاح هستهای توسط ایران مخالفت کردهاند.
درباره توافق امضاشده میان آمریکا و جمهوری اسلامی، حدود ۶۸٪ جامعه معتقدند این توافق منافع مردم ایران را تأمین نمیکند. این نگاه انتقادی در همه گرایشهای سیاسی دیده میشود؛ بهطوریکه حدود ۸۱٪ براندازان، ۶۵٪ گذارطلبان و ۶۲٪ اصولگرایان با توافق مخالف هستند. کمترین میزان مخالفت با توافق، حدود ۴۸٪، در میان اصلاحطلبان دیده میشود.
نگرش جامعه نسبت به دونالد ترامپ تقریباً دوپاره است؛ حدود ۴۴٪ دیدگاه مثبت و حدود ۴۴٪ دیدگاه منفی نسبت به او داشتهاند. ارزیابی از بنیامین نتانیاهو نیز دوقطبی است، اما نگاه مثبت به او بیشتر از نگاه منفی است؛ حدود ۵۱٪ دیدگاه مثبت و حدود ۳۸٪ دیدگاه منفی نسبت به او داشتهاند. در مقابل، ولادیمیر پوتین با حدود ۷۳٪ ارزیابی منفی، منفیترین چهره در میان این سه رهبر بوده است.
رضا پهلوی همچنان در میان بخش قابل توجهی از جامعه از ارزیابی مثبت برخوردار است؛ حدود ۴۵٪ گفتهاند که نظرشان نسبت به او پیش از اعتراضات و جنگ ۳۹روزه مثبت بوده و همچنان مثبت است. در مقابل، حدود ۲۸٪ نظر منفی ثابت داشتهاند. دادهها در مجموع از کاهش محدود، حدود ۴٪، در نگاه مثبت نسبت به او حکایت دارد.
هزینهها، نگرانیها و چشمانداز جامعه پس از جنگ ۳۹روزه
درباره پیامدهای اقتصادی قطعی سراسری اینترنت در جریان اعتراضات و جنگ، حدود ۳۶٪ «افزایش هزینههای زندگی»، ۲۹٪ «کاهش درآمد»، ۲۶٪ «اختلال یا تعطیلی کسبوکار»، و ۲۵٪ «از دست دادن شغل یا منبع اصلی درآمد» را گزارش کردهاند. این نتایج نشان میدهد که قطعی اینترنت برای بخش قابل توجهی از جامعه، تنها به اختلال ارتباطی محدود نبوده، بلکه پیامدهای مستقیم اقتصادی و معیشتی نیز به همراه داشته است.
مهمترین نگرانی جامعه در روزهای پس از اعتراضات و جنگ ۳۹روزه، «گرانی، تورم و فشارهای اقتصادی» با حدود ۷۶٪ بوده است. پس از آن، «ادامه حکومت کنونی و تداوم سرکوب ناراضیان» با حدود ۶۰٪، «سلامتی اعضای خانواده و دسترسی به خدمات درمانی و دارو» با حدود ۴۲٪، و «بیکاری یا از دست دادن درآمد» با حدود ۳۶٪ قرار دارند. در میان نگرانیها، گزینههایی مانند «آغاز دوباره جنگ» با حدود ۱۸٪ و «تغییر نظام سیاسی و پیامدهای احتمالی آن» با حدود ۱۴٪ در رتبههای پایینتری قرار گرفتهاند.
در صورت تداوم وضعیت کنونی کشور، جامعه تقریباً میان ماندن و تمایل به مهاجرت تقسیم شده است: حدود ۴۶٪ تمایلی به خروج از ایران ندارند، در حالی که در مجموع حدود ۴۳٪ به شکلی از تمایل به خروج از کشور اشاره کردهاند؛ از این میان، حدود ۳۲٪ گفتهاند تمایل به مهاجرت قانونی دارند اما امکان آن را ندارند، حدود ۶٪ در حال برنامهریزی یا اقدام برای مهاجرت قانونیاند، و حدود ۵٪ نیز به درخواست پناهندگی فکر میکنند. حدود ۱۱٪ نیز درباره ماندن یا رفتن هنوز مرددند.
گرایش سیاسی، نظام سیاسی مطلوب و روش ایجاد تغییر
در نظرسنجی اخیر، گرایش «خواهان براندازی نظام جمهوری اسلامی بهعنوان پیششرط هر تغییر» با حدود ۴۷٪، بزرگترین گرایش سیاسی در جامعه بوده و نسبت به سال گذشته حدود ۵٪ افزایش داشته است. پس از آن، گرایش «خواهان تحولات ساختاری و گذار از جمهوری اسلامی» با حدود ۲۳٪ قرار دارد که نسبت به سال گذشته حدود ۲٪ افزایش نشان میدهد. در مقابل، گرایش «خواهان اصلاحات تدریجی در چارچوب نظام جمهوری اسلامی» به حدود ۱۰٪ و گرایش «خواهان حفظ اصول و ارزشهای انقلاب و حامی سیاستهای نظام و رهبری» به حدود ۹٪ رسیدهاند که هر دو نسبت به سال گذشته حدود ۳٪ کاهش داشتهاند.
درباره شکل نظام سیاسی مطلوب، حدود ۳۴٪ جامعه شکلی از نظام پادشاهی را ترجیح دادهاند (۲۵٪ «پادشاهی غیرفدرال» و حدود ۹٪ «پادشاهی فدرال»). همچنین حدود ۲۸٪ نظام جمهوری را ترجیح دادهاند (۱۷٪ «جمهوری غیرفدرال» و ۱۱٪ «جمهوری فدرال»). در مقابل، حدود ۱۳٪ «جمهوری اسلامی» را انتخاب کردهاند. در مقایسه با سال گذشته، ترجیح نظام پادشاهی حدود ۵٪ و ترجیح نظام جمهوری حدود ۶٪ افزایش یافته، در حالی که حمایت از جمهوری اسلامی حدود ۷٪ کاهش داشته است. حدود یکچهارم جامعه نیز یا گفتهاند شکل نظام جایگزین برایشان تفاوتی ندارد یا اعلام کردهاند که دانش و اطلاعات کافی برای انتخاب نظام جایگزین ندارند.
در میان روشهای موثر برای ایجاد تغییر در کشور، با امکان انتخاب بیش از یک گزینه، «اعتراضات مدنی، مانند تجمعات، اعتصابات یا اعتراضات خیابانی» با حدود ۴۴٪ بیشترین اقبال را داشته است. پس از آن، «مداخله نظامی خارجی» با حدود ۳۰٪ قرار دارد. در رتبههای بعدی، «شرکت در انتخابات» با حدود ۱۹٪، «فشار و تحریمهای بینالمللی» با حدود ۱۸٪، و «مبارزات خشونتآمیز» با حدود ۱۴٪ قرار گرفتهاند. همچنین حدود ۱۸٪ گفتهاند «هیچیک» از این روشها را موثر نمیدانند.
منبع: وبسایت گمان