جولیان ای. بارنز / نیویورک تایمز / ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶
نهادهای اطلاعاتی آمریکا بر این باورند که مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، در مقایسه با پدر و سلف خود، علاقه و آمادگی بسیار بیشتری برای پیگیری دستیابی به سلاح هستهای دارد. این ارزیابی را مقامهایی که در جریان گزارشهای اطلاعاتی قرار گرفتهاند، مطرح کردهاند.
پدر مجتبی خامنهای که در آغاز جنگ، در حمله اسرائیل با پشتیبانی اطلاعاتی آمریکا کشته شد، پیشتر توسعه سلاح هستهای را مردود اعلام کرده بود. هرچند مقامهای آمریکایی سالها تأکید میکردند که ایران در پی دستیابی به توانایی ساخت سلاح هستهای است، بسیاری معتقد بودند که تردید آیتالله علی خامنهای در این زمینه واقعی بوده است.
جانشین او تاکنون هرگز بهطور علنی خواستار ساخت سلاح هستهای توسط ایران نشده است. با این حال، نهادهای اطلاعاتی آمریکا معتقدند که مجتبی خامنهای و حکومت تندروتری که پس از کشته شدن بسیاری از رهبران پیشین ایران در عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل بر سر کار آمده، در پی توسعه جنگافزارهای هستهای پیشرفته هستند.
حاکمیت کنونی ایران تاکنون برای اعمال کنترل بیشتر بر تنگه هرمز اقدام کرده و در مذاکرات نیز بهعنوان طرفی دشوار شناخته شده است. اگر جنگ آمریکا و اسرائیل در نهایت تهران را بیش از گذشته به سمت دستیابی به سلاح هستهای سوق داده باشد، این امر یکی دیگر از پیامدهای سنگین کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی و تلاشهایی خواهد بود که دولت دونالد ترامپ در آغاز جنگ برای تغییر حکومت ایران دنبال میکرد.
با این حال، مقامهای آمریکایی هشدار میدهند که بخش عمده اطلاعات موجود درباره دیدگاههای مجتبی خامنهای مربوط به پیش از آغاز جنگ است. او در مراحل اولیه جنگ بهشدت مجروح شد و به گفته مقامهای آمریکایی، به دلیل جراحات وارده و همچنین برای جلوگیری از قرار گرفتن در معرض حملات هوایی، ارتباطات و حضورهای علنی خود را بهشدت محدود کرده است.
بر اساس ارزیابی این مقامها، مجتبی خامنهای همچنان اداره امور حکومت را در دست دارد، اما هنوز از اقتدار مطلق و نفوذی که پدرش طی بیش از ۳۶ سال رهبری از آن برخوردار بود، بهرهمند نیست.
این ارزیابی در حالی منتشر میشود که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، در حال بررسی تشدید عملیات نظامی علیه ایران است. اگر این نتیجهگیری تقویت شود که رهبر جمهوری اسلامی احتمالاً آماده حرکت به سمت ساخت بمب هستهای است، میتواند توجیه بیشتری برای تشدید درگیریهای نظامی فراهم کند.
در عین حال، مقامهای آمریکایی تأکید میکنند که تهران تاکنون هیچ اقدامی برای ازسرگیری برنامه هستهای خود انجام نداده است. با این وجود، ایران پس از حملات آمریکا به تأسیسات کلیدی هستهای در سال گذشته و همچنین در دورههای توقف موقت درگیریها در جنگ جاری، اقداماتی را برای حفظ داراییها و تجهیزات هستهای خود انجام داده است.
به گفته مقامهای آمریکایی، ایران دستکم بخشی از سانتریفیوژهای خود را به مجموعهای زیرزمینی و بهشدت مستحکم در مرکز کشور منتقل کرده است؛ مکانی که آمریکا از آن با نام «کوه کلنگ» (Pickaxe Mountain) یاد میکند. روزنامه والاستریت ژورنال نخستین رسانهای بود که در هفته جاری گزارش داد دستگاه اطلاعاتی اسرائیل این جابهجایی سانتریفیوژها را رصد کرده است.
هرچند چنین اقدامی میتواند نخستین گام برای بازسازی توان غنیسازی اورانیوم باشد، مقامهای آمریکایی میگویند در حال حاضر بر این باورند که هدف اصلی ایران، حفظ بخشی از تجهیزات هستهای از طریق انتقال آنها به مکانی خارج از برد بمبهای آمریکاست.
در ژوئن ۲۰۲۵، دونالد ترامپ به ارتش آمریکا دستور داد سه تأسیسات اصلی هستهای ایران را هدف حمله قرار دهد. بمبافکنهای رادارگریز بی-۲ بزرگترین بمبهای متعارف موجود در زرادخانه نیروی هوایی آمریکا را بر دو سایت فردو و نطنز فرو ریختند. تأسیسات سوم در اصفهان نیز با موشکهای تاماهاوک هدف قرار گرفت.
ترامپ بلافاصله مدعی شد که این عملیات نظامی تأسیسات هستهای ایران را «بهطور کامل نابود کرده است»، اما ارزیابیهای اولیه اطلاعاتی آمریکا بسیار محتاطانهتر بود و نشان میداد که این حملات تنها برنامه هستهای ایران را برای چند ماه به عقب انداخته است.
تأسیسات هستهای واقع در «کوه کلنگ» در حملات تابستان گذشته هدف قرار نگرفت. افزون بر این، به گفته چندین مقام آمریکایی، این مجموعه برای ارتش آمریکا هدفی بهمراتب دشوارتر محسوب میشود، زیرا تأسیسات زیرزمینی آن در اعماق یک کوه ساخته شده و خارج از برد قدرتمندترین بمبهای متعارف آمریکا قرار دارد.
ایرانیها پس از بررسی میزان خسارت واردشده به تأسیسات هستهای فردو، دریافتند که بمبهای آمریکایی تا چه عمقی توان نفوذ دارند و اکنون اطمینان دارند که تالارهای زیرزمینی عمیقتر مجموعه «کوه کلنگ» در برابر حملات هوایی متعارف مصون خواهد بود.
اما مقامهای ایرانی همچنان نگراناند که نیروهای آمریکایی ممکن است عملیاتی کماندویی علیه مجموعه «کوه کلنگ» انجام دهند؛ عملیاتی که در آن نیروهای زمینی با نفوذ به این تأسیسات، آن را از درون منهدم کنند. به گفته مقامهای آمریکایی، نهادهای اطلاعاتی ایالات متحده گزارش دادهاند که ایران برای بازدارندگی در برابر هرگونه حمله زمینی، نیروهای نظامی خود را در این مجموعه مستقر کرده است.
دونالد ترامپ نیز این هفته این تأسیسات را به حمله تهدید کرد و گفت این مکان «میتواند هدف یک ضربه بزرگ و حسابی درست به درِ ورودی آن باشد.»
او همچنین مدعی شد که آمریکا هیچگونه فعالیتی در این مجموعه مشاهده نکرده است. به گفته مقامهای آمریکایی، منظور او این بوده که ایران، با وجود انتقال برخی تجهیزات به این محل، هنوز غنیسازی اورانیوم یا دیگر فعالیتهای هستهای را در آن از سر نگرفته است.
مقامهای آمریکایی از اظهار نظر درباره طرحهای احتمالی حمله به این تأسیسات خودداری کردند و گفتند که طیف گستردهای از گزینههای نظامی و فهرستی از اهداف احتمالی به ترامپ ارائه شده است. چندین مقام آمریکایی نیز تأکید کردند که پیشبینی اینکه رئیسجمهوری آمریکا در نهایت کدام اهداف را برای حمله تأیید خواهد کرد، اقدامی بیهوده است.
صرفنظر از اشتباهاتی که آمریکا در جریان جنگ با ایران مرتکب شده، آسیب واردشده به تأسیسات هستهای ایران، بهویژه در حملات سال گذشته، دستکم موجب توقف پیشرفت برنامه هستهای ایران شده است.
نهادهای اطلاعاتی آمریکا برآورد کردهاند که اگر ایران بلافاصله اقدام به تعمیر سانتریفیوژها یا ازسرگیری غنیسازی در دیگر تأسیسات میکرد، خسارتهای ناشی از حملات تنها حدود شش ماه برنامه هستهای این کشور را به تأخیر میانداخت. اما به گفته مقامهای آمریکایی، ایران نه بلافاصله همه تأسیسات آسیبدیده را از زیر آوار خارج کرد و نه غنیسازی را در مکانهای دیگر از سر گرفت.
با این حال، اجزای اصلی لازم برای ساخت یک بمب هستهای، بهویژه ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران، همچنان سالم مانده و در دسترس تهران قرار دارد.
علی خامنهای پیشتر با صدور فتوایی، استفاده ایران از سلاح هستهای را ممنوع اعلام کرده بود؛ موضعی که در سال ۲۰۰۵ نیز بهطور رسمی به آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام شد.
با این حال، این فتوا محدودیتهای خود را داشت. اگرچه استفاده از سلاح هستهای را برای ایران ممنوع میکرد، اما مانعی برای توسعه برنامه هستهای یا برداشتن گامهایی در مسیر تسلیحاتی شدن آن ایجاد نمیکرد. حتی پس از صدور این فتوا نیز جریانهای تندرو در ساختار حکومت ایران خواهان آن بودند که کشور بتواند در صورت لزوم، بهسرعت به سلاح هستهای دست یابد.
اما مقامهای اطلاعاتی آمریکا بر اساس اظهارات علنی و نیز مکالمات رهگیریشده پیش از آغاز جنگ، به این جمعبندی رسیدهاند که مجتبی خامنهای برخلاف پدرش آن تردید و احتیاط را نداشته و به دنبال توسعه یک سلاح هستهای پیشرفته بوده است.
در واپسین ماههای دولت جو بایدن، مقامهای آمریکایی اعلام کرده بودند که ایران در حال بررسی راههایی برای ساخت نوعی سلاح هستهای سادهتر، مشابه بمبهای مورد استفاده در هیروشیما، بوده است؛ سلاحی که هرچند انتقال و بهکارگیری آن دشوار خواهد بود، اما میتواند نوعی بازدارندگی ایجاد کند.
به گفته مقامهای آمریکایی، رهبر جدید جمهوری اسلامی ارزش چندانی برای چنین سلاحی قائل نیست و در عوض، ظاهراً از توسعه کلاهکهای گرماهستهای حمایت میکند؛ کلاهکهایی که در آینده امکان کوچکسازی آنها و نصب بر موشکهای دوربرد وجود خواهد داشت.
مجتبی خامنهای در مواضع علنی خود بر حفظ توانمندیهای هستهای ایران تأکید کرده، اما مستقیماً از ضرورت دستیابی به سلاح هستهای سخن نگفته است. او همچنین از توافقی که آمریکا و ایران در ماه ژوئن امضا کردند و بر اساس آن ایران متعهد شده بود در پی ساخت سلاح هستهای نرود، فاصله گرفت. آیتالله خامنهای گفت که با اجرای این توافق موافقت کرده، اما از نظر «اصولی» با آن موافق نبوده است.
رزماری کلانیک، مدیر برنامه خاورمیانه در اندیشکده «اولویتهای دفاعی» (Defense Priorities) که نسبت به مداخلات نظامی آمریکا دیدگاهی انتقادی دارد، گفت جنگ و همچنین اعلام این موضوع که آمریکا ممکن است به عربستان سعودی برای ساخت تأسیسات غنیسازی کمک کند، احتمال حرکت ایران به سوی ساخت سلاح هستهای را «بهطور قابل توجهی افزایش داده است.»
او گفت: «ایران اکنون انگیزه بسیار بیشتری برای تسلیحاتی کردن برنامه هستهای خود دارد تا از تلاشهای احتمالی آینده آمریکا یا اسرائیل برای سرنگونی حکومت یا فروپاشی دولت ایران جلوگیری کند. به همین دلیل، این جنگ در عمل برخلاف هدف اعلامشده خود، یعنی جلوگیری از گسترش توان هستهای ایران، عمل کرده است.»
به گفته مقامهای آمریکایی، آن دسته از مقامهای ایرانی که پیشتر در مباحث داخلی حکومت استدلال میکردند تنها سلاح هستهای میتواند مانع حمله آمریکا یا اسرائیل شود، اکنون معتقدند که تحولات اخیر موضع آنان را تقویت کرده است.