اندرو مکاسکیل و الیزابت پایپر / خبرگزاری رویترز / ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۶
اندی برنهام پس از تحمل یکی از بدترین لحظات دوران حرفهای خود در سال ۲۰۱۵ — زمانی که برای دومین بار در انتخابات رهبری حزب کارگر شکست خورد — از رنجِ «طرد شدن توسط افرادی که میشناسید» سخن گفت و برای فرار از سیاستِ لندن، راهی منچستر شد.
اکنون با گذشت کمی بیش از یک دهه، مردی که دوران تصدیاش در مقام شهردار منچستر بزرگ سبب شد تا او را «پادشاه شمال» بنامند، بدون هیچ مخالفت و رقیبی رهبری حزب کارگر را بر عهده گرفته است و هفته آینده، هفتمین نخستوزیر بریتانیا در این بازه زمانی خواهد شد.
شکست و تبعید خودخواستهای که به نظر میرسید شانس او را برای نخستوزیر شدن برای همیشه از بین برده است، در عوض به نیروی محرکهای تبدیل شد تا او را به قدرتمندترین جایگاه شغلی در بریتانیا برساند.
برنهام پس از انتخاب شدن به عنوان رهبر حزب کارگر در روز جمعه، وعده بزرگترین تغییر در نحوه اداره بریتانیا طی چهار دهه گذشته را داد و استدلال کرد که دولت متمرکز در لندن، نیازهای جوامع محلی را نادیده گرفته است.
برنهام گفت: «من برای پایهگذاری یک سیاست جدید تلاش خواهم کرد. کشور تشنه این تغییر است. مردم چشم به راه دستاوردهای ما هستند و ما این کار را انجام خواهیم داد.»
برنهام امید و کاریزما میآورد؛ و البته پرسشهای بیپاسخ
برنهام ۵۶ ساله که به رفتار بیتکلف و خوشبینی ذاتیاش شناخته میشود، تضاد آشکاری با سبکِ بهمراتب محتاطتر و خشکترِ سلف خود، کییر استارمر، دارد.
برنهام در طول نُه سال فعالیت به عنوان شهردار منچستر بزرگ، شهرتی به عنوان یک ارتباطگیرنده ماهر کسب کرد؛ کسی که آماده بود تا برای دستیابی به توافقی بهتر برای منطقه خود در شمال غربی انگلستان، در مقابل دولت مرکزی ایستادگی کند.
رویکرد و شعار برنهام برای حزبش این است که او از تجربه و چشمانداز لازم برای برقراری ارتباط با رایدهندگان و شکست دادن حزب پوپولیست و ضد مهاجرت «اصلاح بریتانیا» (Reform UK) برخوردار است؛ حزبی به رهبری نایجل فاراژ، مبارز کهنهکار برگزیت، که ماههاست در صدر نظرسنجیها قرار دارد.
یکی از نمایندگان پارلمان از حزب کارگر گفت که پیروزی برنهام فضای روحی همکارانش را متحول کرده و بسیاری را متقاعد ساخته است که حزب سرانجام رهبری را یافته که قادر است پیش از انتخابات سراسری بعدی در سال ۲۰۲۹، با حزب «اصلاح بریتانیا» مقابله کند و آن را شکست دهد.
این نماینده که خواست نامش فاش نشود، گفت: «احساس میشود ابرهای تیره و تاری که بر فراز حزب سایه افکنده بود، کنار رفتهاند. بار دیگر نشانههایی از امید دیده میشود.»
با این حال، به رغم شور و شوق پیرامون برنهام، برخی در حزب او درباره اینکه دولت او در عمل چگونه خواهد بود، ابراز نگرانی میکنند.
برنهام سه هفته پیش در تنها سخنرانی خود پس از بازگشت به پارلمان، اظهار داشت که محور اصلی برنامههایش انتقال قدرت از دولت مرکزی به رهبران منطقهای خواهد بود؛ چیزی که او آن را «بزرگترین بازتعریف در توازن قدرت» در تاریخ معاصر بریتانیا نامید.
این جاهطلبی در کنار باور او به «سوسیالیسم حامی کسبوکار» (business-friendly socialism) قرار میگیرد؛ فلسفهای که تلاش میکند کنترل بیشتر دولت بر خدمات اساسی مانند انرژی و حملونقل را با همکاری نزدیک میان دولت و بخش خصوصی تلفیق کند.
این رویکرد، سرمایهگذاران را درباره اینکه او تا چه حد مداخله دولت یا نیروهای بازار را در اولویت قرار خواهد داد، دچار تردید کرده است.
به گفته مشاوران، وزرا یا حتی وزرای ارشد نیز هنوز نمیدانند تیم کابینه برنهام چه آرایشی خواهد داشت، و همین امر ارزیابی اولویتهای دولت او را دشوار میسازد.
کسانی که با او در منچستر کار کردهاند میگویند این همان شیوهای است که برنهام دوست دارد کار کند: از طریق گوش دادن و محک زدن ایدهها.
رُز مارلی، مشاور شهردار در منچستر و رئیس سازمان Co-operatives UK (یک نهاد غیرانتفاعی حامی کسبوکارهای تعاونی و تحت مالکیت اعضا)، میگوید: «او ترجیح میداد روز خود را در میان مردم بگذراند و با آنها گفتگو کند، تا اینکه ... به نوشتن گزارش بپردازد.»
صعود از پلکان ترقی در دوران تونی بلر و گوردون براون
برنهام در لیورپول متولد شد؛ جایی که پدرش به عنوان تکنسین تلفن و مادرش به عنوان پذیرشگر کار میکردند. او در رشته زبان انگلیسی از دانشگاه کمبریج فارغالتحصیل شد و سپس مسیر آشنای ورود به سیاست را دنبال کرد؛ ابتدا به عنوان پژوهشگر و سپس به عنوان مشاور در پارلمان مشغول به کار شد.
او نخستین بار به عنوان معاون وزیر در دوران نخستوزیری تونی بلر خدمت کرد و بعداً در دوران جانشین بلر، گوردون براون، به وزارت فرهنگ و سپس وزارت بهداشت رسید.
او اولین تلاش ناموفق خود برای رهبری حزب کارگر را در سال ۲۰۱۰ و دومین تلاش را پنج سال بعد از آن انجام داد.
برخی از منتقدان حزب کارگر، برنهام را متهم میکنند که در طول دوران حرفهای خود بارها اولویتهایش را تغییر داده است.
برنهام در سال گذشته از دولت به دلیل محافظهکاری مالی و «بدهکار و وابسته بودن به بازارهای اوراق قرضه» انتقاد کرده بود. او خواستار ملیسازی صنایع کلیدی و بازگشت بریتانیا به اتحادیه اروپا شده بود.
اما در هفتههای اخیر، او لحن و پیام خود را تعدیل کرده است. او گفت که از اظهار نظرش درباره «بازارهای اوراق قرضه» سوءبرداشت شده است؛ بنیه مالی کشور برای ملیسازیهای گسترده بیش از حد در مضیقه است؛ و بریتانیا قرار نیست به این زودیها به اتحادیه اروپا بازگردد.
در سال ۲۰۲۲، پس از پایان جام جهانی فوتبال، استارمر در مقام رهبر اپوزیسیون، برنهام را — که همواره به عنوان یک رقیب دیده میشد — به باد تمسخر گرفت و او را به کسی تشبیه کرد که وفاداری خود را به سمت هر کسی که احتمال برنده شدنش در تورنمنت بیشتر باشد، تغییر میدهد.
استارمر در یک سخنرانی با کنایه گفت: برنهام «موفق شد برد “تیم دوران کودکیاش” آرژانتین را در جام جهانی ببیند. البته شرایط برایش درهموبرهم بود، چون مجبور شد شکست دیگر “تیم دوران کودکیاش” یعنی فرانسه را در فینال، و باخت “تیمهای دوران کودکیاش” مراکش و کرواسی را هم در نیمهنهایی تماشا کند.»
با این حال، استارمر در نهایت با چرخشهای مداوم در سیاستهایش هنگام مواجهه با مخالفتها، به جایگاه و اعتبار خود در دوران تصدی مسئولیت آسیب زد.
چندین نماینده پارلمان اظهار داشتند که برنهام برای عقب نماندن از این دام و بازسازی پایگاه حمایتی خود پیش از انتخابات پارلمانی آینده، باید نشان دهد که میتواند با جسارت رهبری کند.
به گفته یکی از نمایندگان حزب کارگر، در غیر این صورت، او نیز ممکن است تا دو سال دیگر خود را برکنار از قدرت ببیند.