جولیان ای. بارنز، اریک اشمیت و دیوید ای. سنگر
نیویورک تایمز / ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۶
دولت ترامپ بار دیگر به جنگ با ایران بازگشته است؛ جنگی که در واقع هرگز بهطور کامل پایان نیافته بود.
زمانی که این جنگ بیش از چهار ماه پیش آغاز شد، نیروهای آمریکایی پایگاههای نظامی ایران، سکوهای پرتاب موشک، شناورها و تأسیسات دریایی این کشور را هدف قرار دادند. اسرائیل نیز که در کنار ایالات متحده میجنگید، رهبران جمهوری اسلامی را هدف حملات خود قرار داد؛ با این امید که بتواند حکومت تندرو ایران را سرنگون کند.
کارنامه موفقیت این اقدامات، دستکم در بهترین حالت، ترکیبی و محدود بوده است. اسرائیل آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، را کشت، اما رهبرانی که پس از او روی کار آمدند حتی از او نیز مواضع تندروانهتری داشتند. نیروهای آمریکایی هزاران هدف را مورد حمله قرار دادند، اما نتوانستند توانایی ایران برای کنترل تنگه هرمز ــ آبراهی که معمولاً حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند ــ را از بین ببرند.
برای حدود ۹۰ روز، از ابتدای آوریل، آتشبسی شکننده و متناوب برقرار بود؛ اما در نهایت این آتشبس نیز پایان یافت.
اکنون به نظر میرسد ایالات متحده وارد دور دوم کارزار نظامی خود شده است؛ مرحلهای که تمرکز جدیدی دارد، اما لزوماً از راهبرد روشنتری برخوردار نیست.
توانایی ایران در حفظ کنترل بر تنگه هرمز، با وجود ضربات سنگینی که نیروی دریایی این کشور متحمل شد، مهمترین درس مرحله نخست جنگ به شمار میرود. بنابراین جای تعجب نیست که دولت ترامپ اکنون تلاش برای تضعیف سلطه ایران بر این آبراه را در اولویت قرار داده است.
سهشنبه گذشته، در واکنش به حملات انجامشده علیه نفتکشها، دونالد ترامپ دستور حملات هوایی به دهها هدف در ایران را صادر کرد؛ اهدافی که شامل رادارهای ساحلی، سامانههای پرتاب موشکهای ضدکشتی و ناوگانی از قایقهای تندرو تهاجمی ایران میشد.
پس از یک وقفه کوتاه، ایالات متحده در نخستین روز از سه روز متوالی بمباران سنگین در این هفته، ۱۴۰ هدف نظامی را مورد حمله قرار داد.
نیروهای آمریکایی در سراسر روز سهشنبه نیز موجهای تازهای از حملات علیه ایران انجام دادند و همزمان محاصره دریایی بنادر ایران را از سر گرفتند؛ راهبردی که در مرحله پیشین جنگ تا حدی موفقیتآمیز ارزیابی شده بود.
هدف از این حملات، بازگشایی مسیر عبور و مرور دریایی در تنگه هرمز است. محاصره دریایی نیز با هدف وارد کردن فشار اقتصادی بر ایران از طریق مختل کردن تجارت خارجی این کشور و همچنین نمایش قدرت نظامی آمریکا دنبال میشود.
ترامپ خیلی زود پیروزی این عملیات را اعلام کرد.
او صبح سهشنبه در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت: «تنگه هرمز برای عبور و مرور همه کشتیها بهجز کشتیهای ایران باز است؛ و دلیل آن نیز رهبری دروغگو، خشن و بدخواه ایران است که این کشور را به سمت نابودی کامل سوق میدهد.»
اما اینکه ارتش آمریکا دقیقاً چگونه قصد دارد این محاصره دریایی را اجرا کند و تا چه اندازه برای اعمال کنترل بر تنگه هرمز پیش خواهد رفت، هنوز روشن نیست.
یکی از پرسشهای کلیدی این است که آیا ترامپ اجرای عملیاتی برای تصرف جزیره خارک ــ یکی از مهمترین مراکز صادرات نفت ایران ــ را مدنظر قرار خواهد داد یا خیر.
ترامپ در مرحله نخست جنگ بهطور علنی درباره احتمال صدور دستور به تفنگداران دریایی آمریکا برای تصرف این جزیره سخن گفته بود، اما در نهایت به دلیل نگرانی از تلفات سنگین نیروهای آمریکایی، از این طرح صرفنظر کرد.
چنین عملیاتی نسبت به هر اقدامی که ترامپ تاکنون انجام داده، تشدید تنش بسیار بزرگتری محسوب میشود. با این حال، اجرای آن دشوار خواهد بود و چه در جریان تصرف جزیره و چه در روند حفظ و نگهداری آن، احتمال تلفات انسانی وجود دارد.
ایالات متحده همچنان از زرادخانهای قدرتمند و هراسانگیز در منطقه برخوردار است؛ از جمله دو ناو هواپیمابر و دهها هواپیمای تهاجمی و شناسایی که هم از روی ناوها و هم از پایگاههای زمینی عملیات انجام میدهند.
در بیانیه فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) که همزمان با اعلام ازسرگیری محاصره دریایی منتشر شد، آمده است:
«در حال حاضر بیش از ۲۰ ناو جنگی نیروی دریایی آمریکا و صدها هواپیمای نظامی در سراسر خاورمیانه مشغول عملیات هستند. نیروهای آمریکایی همچنان هوشیار، مرگبار و آماده اقدام هستند.»
در حملات هفته گذشته، نیروهای آمریکایی بیش از ۱۷۰ هدف نظامی ایران را مورد حمله قرار دادند. همچنین در سه روز متوالی بمباران سنگین طی این هفته، ایالات متحده ۱۴۰ هدف نظامی دیگر را هدف قرار داده است.
تحلیلگران میگویند دولت ترامپ در حال ارسال پیامی صریح به حکومت تهران است؛ پیامی مبنی بر اینکه ایالات متحده آمادگی دارد بار دیگر دامنه مأموریت خود را گسترش دهد و تأسیساتی را هدف قرار دهد که هم کاربرد نظامی و هم کاربرد غیرنظامی دارند.
با این حال، مقامهای ارشد آمریکایی تأکید میکنند که تمرکز اصلی مرحله کنونی جنگ بدون تردید تنگه هرمز است.
ارتش آمریکا برخی اهداف را در نقاطی دور از تنگه هرمز نیز هدف قرار داده است، اما این اهداف نیز به مأموریت اصلی ارتباط دارند. برای نمونه، به نظر میرسد نیروهای آمریکایی هفته گذشته یک پل راهآهن در شمالشرق ایران، در فاصله بیش از ۷۰۰ مایلی از تنگه هرمز، را مورد حمله قرار داده باشند. ویدئوهایی که روزنامه نیویورک تایمز صحت آنها را تأیید کرده است، چندین نفر را در حال بررسی گودالی ناشی از انفجار در محل نشان میدهد.
کاپیتان تیم هاوکینز، سخنگوی فرماندهی مرکزی آمریکا، در گفتوگویی تلفنی گفت این اهداف شامل زیرساختهای لجستیکی نظامی ایران بودهاند؛ زیرساختهایی که امکان انتقال تسلیحات، مهمات و دیگر تجهیزات نظامی به حساسترین و درگیرترین منطقه جنگ را برای ایران فراهم میکنند.
ترامپ تاکنون دستور ازسرگیری یک جنگ تمامعیار را صادر نکرده است؛ بخشی از این ملاحظه به این دلیل است که چنین اقدامی میتواند ایران را به هدف قرار دادن نهتنها پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند کویت، بحرین، قطر و عربستان سعودی، بلکه زیرساختهای انرژی این کشورها نیز ترغیب کند.
حمله به چنین تأسیساتی میتواند قیمت نفت و گاز طبیعی را بیش از پیش به سطوح بسیار بالاتر سوق دهد.
مقامهای ارشد آمریکایی میگویند هدف از کارزار نظامی جدید، وادار کردن ایران به اجازه عبور آزادانه نفتکشها و دیگر کشتیهای تجاری از تنگه هرمز و در نهایت بازگرداندن تهران به میز مذاکره برای ازسرگیری گفتوگوهای نوپایی است که درباره موضوعات دشوار و بلندمدتی همچون سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران آغاز شده بود.
مقامهای دولت آمریکا اذعان دارند که این راهبرد نظامی بدون خطر نیست. ایران نشان داده است که از یک مزیت نامتقارن برخوردار است. نیروهای ایرانی نیازی ندارند همه کشتیهای عبوری از تنگه را هدف قرار دهند یا حتی هیچیک از آنها را غرق کنند. آنها تنها باید به اندازه کافی خسارت وارد کنند و تهدیدهای کافی مطرح سازند تا شرکتهای کشتیرانی و شرکتهای بیمه را دچار هراس کنند.
در هفته جاری، موشکهای ایرانی دو نفتکش حامل نفت خام را که از بخش جنوبی تنگه هرمز عبور میکردند هدف قرار دادند. در این حمله، یکی از خدمه هندی کشتیها کشته شد. یک نفتکش دیگر که گاز طبیعی مایع (LNG) حمل میکرد نیز هدف قرار گرفت و در نزدیکی سواحل عمان دچار آتشسوزی شد.
مقامهای ارشد آمریکایی معتقدند زمان همچنان به نفع ایالات متحده پیش میرود، زیرا اقتصاد ایران در حال فروپاشی است.
در دوره صلح شکننده و ناپایدار گذشته، ایران توانست شمار زیادی از نفتکشهای خود را از منطقه خارج کند و مخازن ذخیره نفتی را که از نفت لبریز شده بودند، تخلیه کند.
اما ازسرگیری محاصره دریایی باعث خواهد شد نفت بار دیگر در مخازن انباشته شود و درآمدهای حاصل از صادرات نفت ایران به تدریج کاهش یابد و خشک شود.
با این حال، پرسش اصلی این است: آیا رهبری تندروی ایران میتواند بیش از نگرانی دونالد ترامپ از افزایش قیمت نفت دوام بیاورد؟