مارک مازتی، جولیان ای. بارنز، فرناز فصیحی و رونن برگمن
نیویورک تایمز / ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶
در اوایل سال ۲۰۲۴، رئیس یک دانشگاه در بوداپست با درخواستی شگفتانگیز از سوی یکی از مقامات ارشد دولت مجارستان روبهرو شد.
این مقام به رئیس دانشگاه، پروفسور گرگلی دلی، گفت که دانشگاه خدمات عمومی لودوویکا باید کنفرانسی درباره تغییرات اقلیمی برگزار کند و از مهمانی غیرمنتظره دعوت به عمل آورد: محمود احمدینژاد، رئیسجمهور پیشین ایران که بهطور گستردهای منفور تلقی میشود.
اما دلیل این درخواست حتی شوکهکنندهتر بود. این مقام به آقای دلی گفت که کنفرانس صرفاً پوششی است تا آقای احمدینژاد بتواند در بوداپست با مأموران اطلاعاتی اسرائیل — دشمن آشکار خود — گفتوگوهای محرمانه داشته باشد.
آقای دلی میدانست که این دعوت میتواند به اعتبار او و دانشگاه آسیب بزند. با این حال، او در مصاحبهای گفت که باور داشته شاید در حال ایفای نقشی برای نجات جان انسانها باشد.
او گفت: «دو دشمن وجود دارند، و اگر این دشمنان بخواهند با یکدیگر صحبت کنند، بهترین کار این است که هر کاری از دستتان برمیآید انجام دهید تا این گفتوگو شکل بگیرد.»
به گفته مقامهای آمریکایی و ایرانی آگاه از این عملیات — که برای توضیح اطلاعات حساس به شرط ناشناس ماندن صحبت کردهاند — سفر آقای احمدینژاد به دانشگاه در سال ۲۰۲۴ و سفر دوم او در سال بعد، بخشی از تلاش چندساله اسرائیل برای تبدیل او به یک منبع اطلاعاتی بود؛ فردی که در زمان مناسب بتوان او را بهعنوان رهبر جدید ایران بر سر کار آورد.
به گفته مقامهای پیشین آمریکایی، جذب احمدینژاد برای اسرائیل چنان در اولویت بود که دیوید بارنئا، رئیس وقت دستگاه اطلاعاتی این کشور، در سال ۲۰۲۴ شخصاً به پایتخت مجارستان سفر کرد تا با او دیدار کند. آنان گفتند اندکی بعد، موساد — سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل — به سازمان سیا اطلاع داد که با احمدینژاد در تماس بوده است.
تصمیم اسرائیل برای بنا کردن طرح تغییر رژیم بر محور احمدینژاد، چرخشی خارقالعاده در روابط این کشور با رئیسجمهور پیشین ایران محسوب میشود؛ فردی که بهخاطر تسریع برنامه هستهای ایران، درخواستهای مکرر برای نابودی اسرائیل و انکار هولوکاست شناخته میشد.
به گفته مقامهای آمریکایی، در سالهای اخیر اسرائیل بهطور مخفیانه برای تأمین مسکن و سفر، به احمدینژاد پول پرداخت کرده و مأموران اسرائیلی در چندین نوبت در خارج از کشور — از جمله در جریان سفرهای او به بوداپست — با وی دیدار کردهاند.
این تلاش در اواخر فوریه امسال — در روزهای نخست جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران — با عملیاتی جسورانه برای انتقال این رهبر پیشین که تحت نظارت شدید در تهران زندگی میکرد، به اوج رسید. هدف: به جریان انداختن طرح سرنگونی حکومت فعلی و رویکار آوردن احمدینژاد.
این طرح شکست خورد.
در ۲۸ فوریه، یک حمله هوایی اسرائیل به مجتمع محل اقامت احمدینژاد اصابت کرد و ساختمان محافظان او و خودروی زرهیاش را هدف قرار داد. پس از این حمله، به گفته چهار مقام ارشد ایرانی، یک خودروی پژوی مشکی وارد شد، احمدینژاد را سوار کرد و با سرعت از صحنه آشفته دور شد.
مقامهای آمریکایی و ایرانی آگاه از این عملیات گفتند که این خودرو توسط مأموران موساد هدایت میشد و آنان احمدینژاد را به یک خانه امن مخفی در داخل ایران منتقل کردند.
اما به گفته افرادی که از جزئیات رویداد آگاهاند، رئیس جمهور سابق ایران از عملیات نجات آشفته ناراضی بود و به نظر میرسید نسبت به طرح اسرائیل برای بازگرداندن او به قدرت دچار تردید شده است.
او سرانجام در شرایطی که هنوز روشن نیست، خانه امن را ترک کرد. احمدینژاد تا دوشنبه گذشته دیگر در انظار عمومی دیده نشد، زمانی که حضور کوتاهی در مراسم تشییع جنازه رهبر کشتهشده، آیتالله علی خامنهای، داشت.
وضعیت کنونی او همچنان نامشخص است. با این حال، چهار مقام ارشد ایرانی گفتند که احمدینژاد اکنون در بازداشت شاخه اطلاعاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار دارد و پس از آنکه ایران از بخش زیادی از تعاملات او با اسرائیل آگاه شده، در حصر خانگی به سر میبرد.
مقامهای اسرائیلی بهطور علنی درباره طرح نصب احمدینژاد بهعنوان رهبر ایران اظهارنظر نکردهاند؛ طرحی که بخشی از تلاش گستردهتر برای سرنگونی حکومت در تهران بود. بخش دیگری از این تلاش شامل تسلیح و آموزش نیروهای اپوزیسیون کُرد ایرانی مستقر در شمال عراق بود تا وارد غرب ایران شوند، مناطقی را در کنترل بگیرند و در نهایت به سوی پایتخت، تهران، پیشروی کنند — تلاشی که هرگز تحقق نیافت.
پس از اینکه نیویورک تایمز برای اولین بار جزئیات نقش آقای احمدی نژاد در این طرح را فاش کرد، تامیر هیمن، رئیس سابق اطلاعات نیروهای دفاعی اسرائیل، در ماه مه در برنامه «فایرینگ لاین» شبکه PBS گفت: طرح تغییر رژیم شامل «دنبالهای از عملیاتهای ویژه، بسیار بسیار منحصربهفرد، بود که قرار بود انجام شود». او افزود: «و احمدینژاد بخشی از آن دنباله بود.»
مقامهای موساد به درخواستها برای اظهار نظر پاسخ ندادند.
علیاکبر جوانفکر، سخنگوی احمدینژاد، نیز از اظهار نظر خودداری کرد.

چرخش پس از ریاستجمهوری
احمدینژاد که از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳ رئیسجمهور ایران بود، برجستهترین سیاستمدار تندرو کشور به شمار میرفت. او از نابودی اسرائیل سخن میگفت و در دوران زمامداریاش ایران برنامه غنیسازی اورانیوم را از سر گرفت؛ امری که ظن پیگیری یک برنامه مخفی تسلیحات هستهای را برانگیخت. احمدینژاد در سال ۲۰۰۹ دستور سرکوبهای خشونتآمیز علیه اعتراضات سراسری به نتیجه انتخابات را صادر کرد و در دوره او، دستگاه قضایی دست به اعدامهای گسترده مخالفان زد و رقبای سیاسی و منتقدان را زندانی کرد.
اما در سالهای پس از ترک ریاستجمهوری، احمدینژاد دیدگاههای خود را تعدیل کرد و از شدت لحن ضداسرائیلی که در دوران قدرتش داشت کاست. او اغلب مشتاق بود چهره جدید و میانهرو خود را به نمایش بگذارد؛ با انجام مصاحبهها و سخنرانیهایی که در آنها درباره فرهنگ موسیقی پاپ ایران اظهارنظر میکرد، نیروهای امنیتی کشور را بهخاطر سرکوبهای خشن مورد انتقاد قرار میداد و طبقه حاکم را به فساد مالی متهم میکرد.
او کاپشن خاکیرنگ بزرگ و معروفش را کنار گذاشت و به پوشیدن کتوشلوارهای دوختهشده روی آورد. ریش نامرتب خود را آراست، به نظر میرسید از تزریق بوتاکس استفاده کرده باشد و شروع به یادگیری زبان انگلیسی کرد.
او در دفترش در تهران، هر صبح نشستهای عمومی یکساعته برگزار میکرد تا به شکایات مردم عادی گوش دهد؛ برخی از مراجعان برای حل مشکلات اداری خود به او مراجعه میکردند. او گاه به وزارتخانهها نامه مینوشت و متقاضیان را برای دریافت وام توصیه میکرد. همچنین بهطور منظم در سراسر کشور سفر میکرد و با هواداران خود در شهرها و استانهای روستایی دیدار داشت.
رابطه احمدینژاد با حکومت ایران پیچیده بود. رهبران ارشد او را به حاشیه راندند و رفتوآمدهایش را محدود کردند، اما در عین حال به او اجازه دادند در کنار دیگر مقامهای بلندپایه در یک شورای عالی [مجمع تشخیص مصلت نظام] که به رهبر توصیه میکند، عضویت داشته باشد. او در ماه فوریه، چند روز پیش از آغاز جنگ، در جلسه این شورا شرکت کرد.
بسیاری در ایران، در این دگرگونی احمدینژاد انگیزههای سیاسی فرصتطلبانه میدیدند و آن را تلاشی برای تقویت وجهه پوپولیستی و فاصلهگرفتن از مقامهای حاکم تلقی میکردند. او همچنان در میان طبقه کارگر ایران پایگاه حمایتی داشت و مشاورانش اطمینان داشتند که هدفش بازگشت به قدرت در آینده است.
عبدالرضا داوری، از نزدیکان و مشاوران ارشد پیشین احمدینژاد که چند سال پیش با او دچار اختلاف شد، در گفتوگوی تلفنی گفت: «احمدینژاد برای پول چنین کاری نمیکند. او پول دارد؛ شبکه اقتصادی گستردهای دارد. او این کار را برای قدرت انجام میدهد. میخواهد در رأس قدرت باشد.»
به گفته یکی از افراد نزدیک به حلقه او که برای توضیح گفتوگوهای خصوصی به شرط ناشناس ماندن سخن گفت، احمدینژاد به شماری از نزدیکترین همکاران و معتمدانش درباره جاهطلبی خود برای تبدیلشدن به رهبر آینده ایران با کمک قدرتهای خارجی صحبت کرده بود.
این منبع افزود احمدینژاد پس از آنکه سه بار از نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری رد صلاحیت شد، نسبت به نظام جمهوری اسلامی دلسرد شد و به این نتیجه رسید که تا زمانی که ساختار فعلی برقرار است، نمیتواند به قدرت برسد.
به گفته این فرد، او نگران بود که در صورت وقوع جنگ و تغییر رژیم، آمریکاییها و اسرائیلیها فردی از میان اپوزیسیون خارج از ایران را انتخاب کنند که کشور را نمیشناسد و این امر به بیثباتی ایران منجر شود. او خود را نزد اطرافیانش فردی معرفی میکرد که میتواند نقش یک اصلاحگر، مشابه بوریس یلتسین رئیسجمهور پیشین روسیه، را ایفا کند و گفته بود در صورت رسیدن به قدرت، ایران اسرائیل را به رسمیت خواهد شناخت و روابط را در چارچوب توافقهای ابراهیمِ دونالد ترامپ عادیسازی خواهد کرد.
به گفته دو مقام دفاعی اسرائیل که با ارزیابیهای اطلاعاتی آن زمان آشنا بودند، دستگاههای اطلاعاتی اسرائیل در این دوره شکاف رو به گسترش میان احمدینژاد و حکومت ایران را بهدقت زیر نظر داشتند. این مقامها گفتند آنچه بهطور خاص توجه آنان را جلب کرده بود، افزایش نارضایتی احمدینژاد از آیتالله خامنهای و دیگر چهرههای ارشدی بود که او را از نامزدی دوباره در انتخابات ریاستجمهوری رد صلاحیت کرده بودند.
اقدامات احمدینژاد بهتدریج ظن شاخه اطلاعاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی — که مسئول حفاظت از جمهوری اسلامی در برابر مداخلات خارجی است — را برانگیخت. به گفته دو عضو سپاه و یک مقام اطلاعاتی آگاه از پرونده، این بدگمانی پس از آن افزایش یافت که احمدینژاد در سال ۲۰۱۷ شروع به ارسال نامههای علنی به دونالد ترامپ و سپس به محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، کرد. آقای ترامپ هر دو نفر را مورد تمجید قرار داده بود.
به گفته این چهار مقام، پس از حمله اسرائیل در سال جاری که در ابتدا احمدینژاد را از نظارت سپاه آزاد کرد، سازمانهای اطلاعاتی ایران شروع به تحقیق و بررسی ارتباط او با اسرائیل کردند.

دیدارهای خارجی
مشخص نیست مأموران اسرائیلی از چه زمانی نخستین تلاشها برای جذب احمدینژاد را آغاز کردند. مقامهای ایرانی گفتند دستکم برخی تماسها در جریان سفر سال ۲۰۲۳ او به گواتمالا برای شرکت در کنفرانسی درباره محیطزیست برقرار شده است. این دعوت از سوی دولت گواتمالا صورت گرفت؛ کشوری که در میان کشورهای آمریکای لاتین روابط دیپلماتیک نزدیکتری با اسرائیل دارد.
احمدینژاد نزدیک بود اصلاً این سفر را انجام ندهد، زیرا در فرودگاه تهران توسط نیروهای امنیتی متوقف شد که از صدور کارت پرواز برای او و اجازه خروجش از کشور خودداری کردند.
او چندین ساعت در فرودگاه دست به تحصن زد؛ اقدامی که به صحنهای عمومی تبدیل شد، زیرا با مسافران عادی، کارکنان فرودگاه و شرکتهای هواپیمایی عکس میگرفت و بهروزرسانیهایی را در صفحات شبکههای اجتماعی خود منتشر میکرد.
سرانجام، مقامهای ایرانی به او اجازه دادند سوار هواپیما شود و در کنفرانس شرکت کند.
احمدینژاد در یکی از ویدئوهای این سفر گفت: «برخی به من گفتند به گواتمالا سفر نکن؛ به آنها گفتم برادرم، وزیر محیطزیست، مرا دعوت کرده است. این کشور در آمریکای لاتین بسیار مهم است.»
سال بعد، او نخستین سفر خود به مجارستان را برای شرکت در کنفرانس دانشگاه لودوویکا انجام داد و در بوداپست با بارنئا، که تا ماه گذشته به مدت پنج سال ریاست موساد را بر عهده داشت، دیدار کرد.
مجارستان که در آن زمان تحت رهبری نخستوزیر راستگرا ویکتور اوربان بود، احتمالاً روابط نزدیکتری با اسرائیل نسبت به هر کشور اروپایی دیگر داشت و اوربان و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به کشورهای یکدیگر سفر کرده بودند. نتانیاهو در آوریل ۲۰۲۵ نیز در دانشگاه لودوویکا سخنرانی کرد و این دانشگاه جایزه خدمات عمومی خود را به او اعطا کرد.
دو ماه بعد، احمدینژاد بار دیگر به بوداپست بازگشت؛ تنها چند روز پیش از آنکه اسرائیل جنگی را در ایران آغاز کند. این سفر پوششی بود برای دیدار او با مأموران اطلاعاتی اسرائیل.
محافظان ایرانی او از یگان «انصار» سپاه — که در تمامی سفرهای خارجی همراهش بودند — گزارش دادند که او دستکم در دو نوبت توانسته بود از تیم حفاظتی خود فاصله بگیرد و در جریان سفر ژوئن ۲۰۲۵ برای جلسات طولانی ناپدید شود. به گفته دو عضو سپاه و یک مقام اطلاعاتی، در گزارشی درباره این سفر آمده است که محافظان درباره این ناپدید شدنها با احمدینژاد صحبت کردند و او به آنها گفته بود با استادان دانشگاه دیدار داشته است.
در کنفرانس دانشگاه، رئیسجمهور پیشین ایران سخنرانی خود را به زبان انگلیسی ارائه داد و با کنار گذاشتن آیه قرآنیای که پیشتر در آغاز هر سخنرانی میخواند، حاضران را شگفتزده کرد.
او با پوشیدن کتوشلواری سرمهای و دوختهشده، درباره «انسانیت مشترک» و «نظم جهانی در حال تغییر» سخن گفت و دیدگاههای خود را درباره چگونگی شکلگیری جهانی جدید ارائه کرد؛ بر اساس ویدئوهایی از این سفر که در صفحههای شبکه اجتماعی او منتشر شده است.
او یک نسخه از شاهنامه فردوسی، شاعر کهن ایرانی، را به پروفسور دلی، رئیس دانشگاه، هدیه داد و دلی نیز نشان دانشگاه را به احمدینژاد اعطا کرد.
دلی در مصاحبهای در ماه گذشته گفت که با دعوت از احمدینژاد نقش یک «Strohmann» — اصطلاحی آلمانی به معنای «چهره پوششی» یا «مهره نمایشی» — را ایفا کرده است.
احمدینژاد از اواخر فوریه — زمانی که با خودروی پژوی مشکی از خانهاش در تهران منتقل شد — تا هفته گذشته، در انظار عمومی دیده نشده بود.
دوشنبه گذشته، او بهطور غافلگیرکننده و کوتاه در مراسم تشییع آیتالله خامنهای حضور یافت. ویدئوهای این مراسم نشان میداد که احمدینژاد با وجود گرمای حدود ۹۰ درجه (فارنهایت)، کت سنگینی به تن دارد و ماسک جراحیاش را تا زیر چانه پایین کشیده است. دو رئیسجمهور پیشین دیگر ایران که در قید حیات هستند — حسن روحانی و محمد خاتمی — دعوت نشدند و در هیچیک از مراسم تشییع حضور نداشتند.
احمدینژاد با سری پایین و بدون صحبت ایستاده بود و از هر سو افرادی که به نظر میرسید مأموران امنیتی باشند، او را احاطه کرده بودند.