اندرو میلز / خبرگزاری رویترز / ۱۲ ژوئیه ۲۰۲۶
شیخ حمد بن خلیفه آلثانی، امیر پیشین قطر که بهعنوان یک نوساز گسترده شناخته میشد و در سال ۱۹۹۵ با بهدست گرفتن قدرت، سنتها را شکست و ۱۸ سال بعد آن را به پسرش واگذار کرد، در سن ۷۴ سالگی درگذشت.
دیوان امیری قطر، عالیترین نهاد دولتی این کشور، اعلام کرد که شیخ حمد صبح یکشنبه درگذشته است، اما به علت مرگ او اشارهای نکرد.
قطری که امیر کنونی، شیخ تمیم بن حمد آلثانی، به ارث برد، پیشتر تا حد زیادی تحت تأثیر اصلاحات پدرش در مسیر دگرگونی قرار گرفته بود.
شیخ حمد بر یکی از مهمترین دورههای تاریخ این کشور ریاست داشت و با پیشبرد تحولی سریع، این کشور کوچک بیابانی را بهگونهای دگرگون کرد که اقتصاد، جایگاه جهانی و جاهطلبی سیاسی آن را متحول ساخت.
او شخصیتی قاطع و مستقل داشت و در سخنرانی خود به مناسبت کنارهگیری در سال ۲۰۱۳ اعلام کرد که میخواهد نسلی جدید «با ایدههای نوآورانه و انرژی فعال» زمام امور را در دست گیرد.
شیخ حمد معمار تلاشهای قطر برای توسعه زیرساختهای گاز طبیعی مایع (LNG) بود؛ اقدامی که امکان رساندن ذخایر عظیم گازی این کشور به بازارهای جهانی را فراهم کرد و قطر را به یکی از بزرگترین صادرکنندگان جهان تبدیل نمود و پایههای ثروت عظیم آن را بنا نهاد.
او همچنین شبکه رسانهای الجزیره را تأسیس کرد که به قطر صدایی فراتر از اندازهاش در سیاست جهان عرب بخشید و نفوذ آن را بسیار فراتر از منطقه خلیج فارس گسترش داد. وی همچنین بر روند موفقیتآمیز کسب میزبانی جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲ نظارت داشت؛ رویدادی که قطر را بهطور قطعی در صحنه جهانی مطرح کرد و موجی از توسعه زیرساختی را طی یک دهه به راه انداخت که چهره پایتخت، دوحه، را دگرگون ساخت.
پایهگذاری نقش قطر بهعنوان میانجی
سیاست خارجی او جایگاهی برای قطر بهعنوان میانجی ایجاد کرد؛ بهگونهای که این کشور در مناقشاتی از لبنان تا یمن و دارفور نقش میانجیگرانه ایفا کرد، در حالی که روابط خود را همزمان با ایالات متحده — با میزبانی فرماندهی مرکزی آمریکا — و نیز ایران و گروههای همسو با آن حفظ کرد. این موازنهگری، زمینهساز نقش کنونی قطر در مذاکرات میان آمریکا و ایران و همچنین تلاشهای چندساله آن برای توقف جنگ در غزه شد.
قطر تحت رهبری شیخ حمد در جریان خیزشهای موسوم به بهار عربی در سال ۲۰۱۱ نقشی برجسته و در عین حال جنجالی ایفا کرد و با استفاده از منابع و نفوذ فراتر از اندازه خود، از جنبشهای انقلابی و گروههای اسلامگرا در سراسر منطقه حمایت نمود. در حالی که دوحه این سیاست را حمایت از مطالبات مردمی برای تغییر سیاسی توصیف میکرد، منتقدان، قطر و شخص شیخ حمد را متهم میکردند که بهصورت گزینشی از گروههای همسو با منافع خود، بهویژه جریانهای مرتبط با اخوانالمسلمین، حمایت کردهاند.
این رویکرد او را در تقابل با دیگر پادشاهیهای خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی، قرار داد؛ کشورهایی که بسیاری از این جنبشها را تهدیدی برای ثبات منطقه و نظامهای پادشاهی میدانستند. این سیاست فعالانه، جایگاه منطقهای قطر را ارتقا داد، اما همزمان تنشها با همسایگان را افزایش داد و میراثی بر جای گذاشت که همچنان بر سیاستهای خلیج فارس تأثیرگذار است.
کودتا و تلاش برای ضدکودتا
کنارهگیری شیخ حمد با هدف تضمین انتقال آرام قدرت و کاهش اختلافات درون خاندان حاکم انجام شد؛ خانوادهای که سابقهای طولانی از رقابتهای دروندرباری دارد.
او خود در سال ۱۹۹۵ در یک کودتای بدون خونریزی پدرش را از قدرت کنار زد. یک سال بعد نیز از یک تلاش برای ضدکودتا جان سالم به در برد؛ تلاشی که تحلیلگران آن را به پدرش نسبت دادند، کسی که خود نیز در سال ۱۹۷۲ با برکناری پسرعمویش به قدرت رسیده بود.
یکی از مهمترین شرکای شیخ حمد در روند نوسازی قطر، یکی از همسرانش، شیخه موزه بنت ناصر، بود که حضوری عمومی داشت که برای همسر یک حاکم در کشورهای خلیج فارس کمسابقه محسوب میشد. نفوذ شیخه موزه همزمان با تلاشهای او برای بازتعریف جایگاه قطر در داخل و خارج از کشور افزایش یافت.
در حالی که شیخ حمد اصلاحات سیاسی و اقتصادی را پیش برد که مسیر کشور را تغییر داد، شیخه موزه برنامهای موازی در حوزه آموزش، پژوهش و توسعه اجتماعی را دنبال کرد.
زمانی که شیخ حمد به قدرت رسید، با ۴۴ سال سن جوانترین رهبر منطقه بود. او در مقایسه با دیگر رهبران عرب حوزه خلیج فارس کمتر فاصلهدار تلقی میشد و اغلب میشد او را در کافه مورد علاقهاش در بازار سنتی دوحه دید که با مردم گفتوگو میکرد.