مرتضی کاردر
روزنامهنگار و عضو هیات مدیره انجمن صنفی
تلخی حقیقت را بپذیریم
اطلاعات سالها است که دیگر روزنامه مهمی به شمار نمیرود، نه برای خوانندگان، نه برای روزنامهنگاران، نه برای نخبگان، نه برای حاکمیت، نه در عرصهٔ بینالمللی. فقط هر روز منتشر میشود و عددی به شمارهٔ خود اضافه میکند.
تلخی حقیقت را بپذیریم و افسوس و حسرت عدم انتشار ویژهنامههای صدسالگی را کنار بگذاریم. صد سالگی چه روزنامهای؟
روزنامهای که نه اکنون که دکهها دیگر کارکرد و معنای خود را از دست دادهاند، بلکه سالهای سال است به حداقل شمارگان بسنده کرده است؟
صد سالگی موسسهای که هنوز بلبل خرما و سینهسرخ و دمجنبانک را به جلد اطلاعات هفتگی میآورد و انتظار دارد خریداری برای آن پیدا شود؟
جشن گرفتن برای موسسهای که بیآنکه آب از آب تکان بخورد دنیای ورزش و جوانان امروز را پس از دههها انتشار تعطیل کرد و رفت؟
صدسالگی روزنامهٔ اطلاعات به جای اینکه بهانهای برای خاطرهبازی باشد باید محملی برای آسیبشناسی روزنامهنگاری در ایران معاصر باشد. صد سالگی اطلاعات مجال طرح پرسشهای بسیاری را فراهم میکند از جمله اینکه چگونه یک بنگاه بزرگ مطبوعاتی که میتواند به چنین وضع غمانگیزی دچار شود؟
اطلاعات نماد برخورداری از حمایت حاکمیت و امتیازهای فراوان برای برتری بر رقیبان و ناکارآمدی در استفاده از آنها است، به نوعی اکنون همهٔ مزیتهای او دارند علیه خودش عمل میکنند.
بالگرد میتواند بر سقف ساختمان بلند اطلاعات بنشیند اما در کدام حادثهٔ خبری، کدام عکاس یا خبرنگار از روزنامهٔ اطلاعات خواست خود را برای رساندن کدام عکس یا خبر از کدام منطقهٔ حادثهخیز سوار بر بالگرد خود را به تهران برساند که آنجا فرود بیاید.
اطلاعات روزنامهای است که چاپخانه دارد اما یکی دو دهه تمام در تنظیم رنگ صفحهٔ اول عاجز نشان میداد و اکنون دو سه سال است که رنگ و روی صفحهٔ اول کمی بهتر شده است، هرچند هنوز هم گاه به تنظیمات کارخانه بازمیگردد.
اطلاعات موسسهٔ بزرگی که در ساختمان و سختافزار کم از بنگاههای بزرگ مطبوعاتی جهان ندارد اما در عمل خیلی وقتها در حد یک روزنامهٔ محلی هم تأثیرگذار نبوده است.
حقیقت این است که روزنامه اطلاعات به لطف مزایدهها و مناقصههای دولتی منتشر میشود و بعد هم از سر تعارف و رودربایستی که سه روزنامه اطلاعات و کیهان و جمهوریاسلامی همچنان باشند و منتشر شوند!
روزنامههای اطلاعات و کیهان در روزگار روزنامهنگاری غیررقابتی دهههای شصت و هفتاد خوانندگان اندک و بسیار داشتند و در سالهای پس از جنگ ابتدا به روزنامهٔ سلام باختند و بعد در ابتدای دههٔ هفتاد خیلی سخت به همشهری باختند و بعد که روزنامههای دوم خرداد آمدند همه با هم به روزنامههای دوم خرداد باختند و به احتضار افتادند و بعد، خوشبختانه یا متأسفانه، زیست رو به احتضار خود را تا امروز ادامه دادهاند. تنها اتفاق سالهای اخیر روزنامهٔ اطلاعات تغییر یونیفرم روزنامه بود که پس از مدیریت کوتاه سید عباس صالحی اتفاق افتاد.
روزنامهٔ اطلاعات صدسالگی خود را جشن نمیگیرد چون خودش بهتر از دیگران میداند چیزی برای جشن گرفتن ندارد. ساختمانی بزرگ دارد و بحران آب و برق و گاز و تلفن و هزینههای روزمرهٔ نگهداری ساختمان و پرداخت حقوق ماهانهٔ پرسنل خود را دارد و روزنامهای که شمارگان اندکی دارد و آگهیهای دولتی مختصری که حتی تکافوی حقوق نگهبانان ساختمان بزرگ اطلاعات را نمیکند و بودجهای که هرگز از عهدهٔ همهٔ این هزینهها برنیامده است.
از صفهای چندصد نفرهٔ صبحگاهی دنیای ورزش چهار دهه گذشته است، از دورهٔ طلایی مجلهٔ ادبستان بیشتر از سی سال و دورهٔ طلایی اطلاعات سیاسی اقتصادی بیشتر از بیست سال. آخرین مجلهٔ خواندنی موسسهٔ اطلاعات مجلهای بود به نام اطلاعات حکمت و معرفت که آخرین شمارهاش را کمتر کسی به یاد میآورد. اطلاعات سالهاست ضمیمهای خواندنی ندارد و اگر داشته باشد هم روزنامهاش هم آنقدر نخواندنی است که کسی رغبت نمیکند آن را محض تورق از دکه بردارد.
بیایید از روزنامهنگاران بپرسید آخرینبار کی روزنامهٔ اطلاعات را از دکه خریدهاند؟ آخرین بار کی صفحه اول اطلاعات توجهشان را جلب کرده است؟ کدام تیتر از روزنامهٔ اطلاعات در بیست سال گذشته در خاطرشان مانده است؟ اگر تعداد کسانی که به یکی از این پرسشها پاسخ دادند به صد نفر رسید آنوقت میتوان صدسالگی این روزنامه را در کنار جلال رفیع و محمدجواد حجتی کرمانی و... در سالن بزرگ موسسهٔ اطلاعات جشن گرفت.
منبع: @journalistsclub1