ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Fri, 10.07.2026, 12:02
سپیده قلیان: خودمو تو چارچوب چپ تعریف نمی‌کنم

سپیده قلیان:

حالا که دوباره فرصتی پیش اومده حرف بزنم، دوست دارم یه کم از مسیر فکری و سیاسی خودم براتون بگم.

راستش هیچ‌وقت نفهمیدم از کی این انتظار درست شد که یه فعال سیاسی باید همیشه مورد تأیید همه باشه، هیچ اشتباهی نکنه، همیشه تحسین بشه و تا آخر عمر همون آدمی بمونه که بقیه ازش انتظار دارن. اگه قرار بود فقط همون حرفایی رو بزنیم که به دل مردم بشینه و با موج حرکت کنیم، که اساساً فعالیت سیاسی بی‌معنی می‌شد. وظیفه ما این نیست که همیشه با جریان پیش بریم؛ وظیفه ما اینه که حقیقتی رو که بهش رسیدیم بگیم، حتی اگه گرون تموم بشه.

برای همین از نقد و مخالفت نمی‌ترسم. نه اینکه خودمو معصوم بدونم یا ادعا کنم حقیقت مطلق دستمه. همونقدر که بقیه حق دارن در مورد من قضاوت کنن، منم حق دارم تجربه‌هامو تعریف کنم، از جریانایی که باهاشون زندگی کردم تحلیل خودمو بدم و بر اساسش بگم امروز کجا ایستادم.

من یک‌شبه نیومدم تو سیاست که یک‌شبه هم در برم یا با هر موجی نظرمو عوض کنم. هر تغییری که در من اتفاق افتاده، نتیجه تجربه، مطالعه، زندان، شکست، دوستی، طرد شدن و زندگی تو دل سیاست بوده.

سیزده سالم بود که اولین بار موسیقی رپ گوش دادم و فهمیدم مسئله فقط خانواده و زندگی شخصی من نیست. فهمیدم ما زیر یه حکومت استبدادی داریم زندگی می‌کنیم و بی‌عدالتی فقط تو خونه ما نیست، همه‌جا هست. از همون موقع، با همون حرارت نوجوانی، عدالت شد مهم‌ترین دغدغه‌م.

طبیعی بود که برم سمت چپ. اون ادبیات عدالت‌خواهی، دفاع از ضعیفا، نقد نابرابری و کار تشکیلاتی برای دختری که تو خانواده سنتی و کارگری بزرگ شده بود، خیلی جذاب و پرامید بود. سال‌ها با همین باور زندگی کردم، فعالیت کردم، هزینه دادم و زندان رفتم.

ولی حتی تو همون سال‌ها هم هیچ‌وقت خودمو فقط «فعال کارگری» نمی‌دیدم. ارتباطم با هفت‌تپه واقعی و عمیق بود، چون معیشت کل خانواده‌م به اون گره خورده بود. اما چیزی که منو اونجا کشوند فقط مسئله کار نبود؛ مسئله آزادی بود. فکر می‌کردم فعالیت کارگری یکی از راه‌های رهایی از نظامی هست که هم آزادی سیاسی رو گرفته هم امنیت اقتصادی رو.

من یه زن جوون بودم که می‌خواست آزاد زندگی کنه. موهامو رنگاورنگ می‌کردم، از حجاب اجباری متنفر بودم و برای ساده‌ترین آزادی‌های شخصی می‌جنگیدم. این تصویر نه برای خانواده سنتی‌م قابل قبول بود، نه برای بخش بزرگی از چپ‌ها که خودشون از آزادی حرف می‌زدن. بارها حس کردم ازم انتظار دارن قبل از اینکه انسان باشم، تو قالب «فعال سیاسی خوب» جا بگیرم.

خیلی از فشارهایی که تو اون سال‌ها کشیدم، نه از طرف حکومت، بلکه از داخل همون جریانی بود که خودم جزوش بودم. البته آدم‌های درست و بزرگی هم اونجا بودن که کلی ازشون یاد گرفتم و هنوز براشون احترام قائلم. مشکلم هیچ‌وقت با آدما نبود؛ مشکلم با فرهنگ سیاسی‌ای بود که هر روز بیشتر حس می‌کردم باهاش فاصله دارم.

تو زندان آدما رو با برچسب سیاسی نمی‌شناسی، با رفتارشون می‌شناسی. اونجا بیشتر از هر جای دیگه فهمیدم نمی‌شه انسان‌ها رو فقط با ایدئولوژی قضاوت کرد. با زندانی‌های مختلف گرایش زندگی کردم و دیدم کلی از پیش‌فرض‌هایی که درباره هم ساخته بودیم، تو مواجهه واقعی می‌ریزه.

برای همین شاید برا بعضی‌ها عجیب باشه که بگم تو خیلی از بندها، رابطه‌م با زندانی‌های پادشاهی‌خواه نزدیک‌تر بود. نه اینکه یهو عقیده‌م عوض شده باشه، نه. بلکه تو طرز مواجهه با زندگی، تو روابط انسانی و تو تجربه مشترک زندان، حس نزدیکی بیشتری می‌کردم. این تجربه بهم یادآوری کرد که هیچ جریانی انحصار اخلاق، شجاعت یا حقیقت نداره.

همه این تجربه‌ها، به علاوه مطالعه و سال‌ها فعالیت، آروم آروم باعث شد کلی از باورهای قبلیم رو دوباره بررسی کنم. فهمیدم دیگه خودمو تو چارچوب چپ تعریف نمی‌کنم. امروز بیشتر از قبل به آزادی‌های فردی، تکثر، حقوق برابر، محدود کردن قدرت حکومت و حق انتخاب آدما باور دارم. اگه بخوام یه کلمه بگم، نگاهم امروز لیبرال‌تر از قبله.

این تغییر، نتیجه یه تصمیم ناگهانی یا مصلحت سیاسی نیست؛ حاصل سال‌ها زندگیه. همون‌طور که روزی با صداقت خودمو چپ می‌دونستم، امروز هم با صداقت می‌گم از اون سنت فکری فاصله گرفتم.

ممکنه خیلی‌ها با این مسیر موافق نباشن. حقشونه. ولی من حاضر نیستم فقط برای اینکه یه تصویر ثابت و قابل پیش‌بینی از خودم نگه دارم، چیزی که بهش رسیدم رو پنهان کنم.

اگه از این سال‌ها چیزی یاد گرفته باشم، اینه که آزادی فقط یه مطالبه اجتماعی نیست؛ آزادی یه مسئولیت فردیه در برابر حقیقتی که بهش رسیدی. منم می‌خوام این مسئولیت رو قبول کنم، حتی اگه همه باهاش موافق نباشن.

حساب کاربری سپیده قلیان در شبکه ایکس
https://x.com/sepideqoliyan/status/2074119482818117792