ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Fri, 10.07.2026, 12:25
ایران در حال از دست دادن عراق است

کامران پالانی / فارن افرز / ۱۰ ژوئیه ۲۰۲۶

هر زمان که جنگ ایران پایان یابد، به احتمال زیاد جمهوری اسلامی در موقعیتی قدرتمندتر از گذشته ظاهر خواهد شد. اگر مفاد تفاهم‌نامه‌ای که در ماه ژوئن به امضا رسیده است، اجرایی شود، دولت‌های غربی بخش عمده‌ای از تحریم‌های تهران را لغو خواهند کرد و ایران به‌تدریج بار دیگر در اقتصاد جهانی ادغام خواهد شد. همچنین ممکن است کنترل ایران بر تنگه هرمز، که تاکنون یک آبراه آزاد به شمار می‌رفت، از طریق نوعی سازوکار مشترک دریافت عوارض، رسمیت پیدا کند. افزون بر این، ایران احتمالاً خواهد توانست توانمندی‌های خود در زمینه موشک‌های بالستیک و پهپادها را بازسازی کند؛ تسلیحاتی که در ماه‌های اخیر جنگ، کارآمدی قابل توجهی از خود نشان دادند.

با این حال، دست‌کم در یک حوزه، این جنگ ایران را به‌طور محسوسی تضعیف کرده است: عراق. از زمان سرنگونی صدام حسین، دیکتاتور عراق، در سال ۲۰۰۳، ایران توانسته بود نفوذ گسترده‌ای بر همسایه غربی خود اعمال کند. تهران در ساختار سیاسی شیعیان عراق ریشه دواند، میان جناح‌های رقیب میانجی‌گری کرد، در شکل‌دهی دولت‌های متوالی نقش داشت و از طریق شبکه‌های قاچاق و مبادلات ارزی، از عراق به‌عنوان منبعی برای تأمین منابع مالی بهره برد. ایران همچنین از بسیاری از گروه‌های شبه‌نظامی عراقی که در شکست گروه موسوم به «دولت اسلامی» (داعش) در سال ۲۰۱۷ نقش داشتند، حمایت کرد.

با این همه، عراقی‌ها به‌تدریج نسبت به نفوذ فزاینده و مداخله‌جویانه ایران در کشورشان احساس نارضایتی کردند؛ به‌ویژه به دلیل نقش شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران در سرکوب خشن معترضان ضد فساد در سال‌های ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰. اکنون نیز تحولات پرآشوب ماه‌های اخیر، بیش از پیش افکار عمومی و نیروهای سیاسی عراق را در برابر تلاش ایران برای تبدیل این کشور به پایگاه رویارویی با ایالات متحده و اسرائیل قرار داده است. رهبران احزاب سیاسی و گروه‌های شبه‌نظامی که زمانی به تهران نزدیک بودند، اکنون به‌تدریج در حال فاصله گرفتن از آن هستند.

اوایل ماه ژوئن، نیروهای «سرایا السلام»؛ شبه‌نظامی وفادار به مقتدی صدر، روحانی بانفوذ شیعه عراق، در شهر سامرا گرد هم آمدند تا سلاح‌های خود را به دولت عراق تحویل دهند. این اقدام به منزله خروج این گروه از «نیروهای بسیج مردمی» (حشد الشعبی) بود؛ ائتلافی قدرتمند از عمدتاً گروه‌های شبه‌نظامی شیعه که هم‌زمان در درون و بیرون ساختار رسمی دولت عراق فعالیت می‌کند. هزاران نیروی سرایا السلام نخستین گروهی بودند که از این ائتلاف خارج شدند، اما آخرین آن نبودند. پس از آن، «عصائب اهل الحق»؛ یکی از قدرتمندترین گروه‌های مورد حمایت ایران نیز اعلام کرد که از حشد الشعبی خارج خواهد شد.

البته چندین گروه برجسته مورد حمایت ایران همچنان با جدیت بر پیشبرد منافع تهران در عراق و منطقه اصرار دارند. اما شکاف و ازهم‌گسیختگی در حشد الشعبی، ضربه‌ای واقعی به نفوذ ایران محسوب می‌شود. «محور مقاومت»؛ شبکه نیروهای نیابتی ایران در سراسر منطقه، از زمان حملات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل و عملیات نظامی متعاقب اسرائیل در غزه و لبنان، آسیب‌های سنگینی دیده است. با این حال، در عراق، گروه‌های شبه‌نظامی همسو با ایران تا حد زیادی از ورود مستقیم به درگیری‌ها خودداری کرده و توان و جایگاه خود را حفظ کرده بودند. اما اکنون این وضعیت نیز در حال فروپاشی است؛ شبه‌نظامیان متحد ایران به حاشیه سیاست عراق رانده می‌شوند. و هرچه نفوذ تهران کاهش می‌یابد، عراق بیش از پیش چشم‌انداز آینده‌ای را پیش روی خود می‌بیند که در آن بتواند مسیر مستقل خود را، فارغ از هدایت جمهوری اسلامی، ترسیم کند.

انحصار اعمال زور

پیش از آنکه نیروهای اسرائیلی و آمریکایی در ماه فوریه به ایران حمله کنند، دولت عراق سیاستی مشخص، هرچند روزبه‌روز دشوارتر، را دنبال می‌کرد: حفظ توازن میان واشنگتن و تهران؛ به‌گونه‌ای که روابط خود را با هر دو طرف حفظ کند و در عین حال از ورود به رویارویی‌های آنها پرهیز نماید.

اما جنگی که پس از آغاز عملیات «خشم حماسی» (Operation Epic Fury) آغاز شد، ادامه این رویکرد را ناممکن ساخت. عراق به صحنه عملیات نظامی تبدیل شد؛ جایی که ایران و نیروهای مورد حمایت آن، مواضع آمریکا در داخل عراق، مأموریت‌های دیپلماتیک امارات متحده عربی و ایالات متحده، و همچنین زیرساخت‌های امنیتی، انرژی و غیرنظامی عراق، به‌ویژه در منطقه خودمختار کردستان عراق، را هدف قرار دادند. آنها همچنین از خاک عراق حملاتی را علیه اهدافی در کشورهای همسایه حوزه خلیج فارس انجام دادند.

در مقابل، ایالات متحده نیز مواضع گروه‌های شبه‌نظامی مورد حمایت ایران در عراق را هدف حملات تلافی‌جویانه قرار داد؛ در حالی که دولت عراق عملاً نظاره‌گر این تحولات بود. در نهایت، بغداد ناگزیر شد با پرسشی روبه‌رو شود که سال‌ها از پاسخ دادن به آن طفره رفته بود: چه کسی کنترل استفاده از زور در داخل مرزهای عراق را در اختیار دارد؟

در طول یک دهه گذشته، دولت عراق عملاً به گروه‌های همسو با ایران اجازه داده بود بسیاری از کارکردهای دولت را در اختیار بگیرند. نیروهای بسیج مردمی (حشد الشعبی) در سال ۲۰۱۶ به‌طور رسمی در ساختار دفاعی عراق ادغام شدند. بر اساس قانون، این نیروها باید زیر نظر نخست‌وزیر عراق، که فرمانده کل نیروهای مسلح است، فعالیت کنند. اما در عمل، هر یک از این گروه‌ها زنجیره فرماندهی و وفاداری مستقل خود را حفظ کردند؛ وفاداری‌هایی که در بسیاری موارد به تهران بازمی‌گشت.

دولت بغداد به این گروه‌ها اجازه داد هم از منابع دولت عراق بهره‌مند شوند و هم از مشروعیت نمایندگی دولت برخوردار باشند؛ در حالی که همین گروه‌ها با در اختیار داشتن توان نظامی مستقل، انحصار اعمال زور را که لازمه حاکمیت یک دولت مستقل است، از خود دولت سلب کردند.

دولت تازه‌تشکیل‌شده به ریاست نخست‌وزیر علی الزایدی، که انتخاب او در ماه مه با حمایت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، همراه بود، خلع سلاح گروه‌های شبه‌نظامی را در اولویت قرار داده است. این دولت تاکنون توانسته است برخی از گروه‌های حاضر در حشد الشعبی را به خروج از این ائتلاف و ادغام در ساختار رسمی دولت ترغیب کند. اگر این روند شتاب بیشتری بگیرد، بغداد ممکن است بتواند گروه‌های شبه‌نظامی همسو با ایران را مهار کرده و کنترل مرکزی خود بر سازمان‌های شبه‌نظامی را به شکل قابل توجهی تقویت کند.

سرایا السلام، وابسته به مقتدی صدر، بیش از همه در این مسیر پیش رفته و متعهد شده است که به‌طور کامل در نیروهای مسلح عراق ادغام شود. بسیاری از گروه‌های مسلحی که امروز در عراق فعالیت می‌کنند، ریشه در جنبش مقتدی صدر و شورشی دارند که او پس از سال ۲۰۰۳ علیه نیروهای آمریکایی رهبری کرد. اکنون، آمادگی او برای ادغام نیروهایش در ساختار رسمی امنیتی دولت، از پایان آن دوران حکایت دارد.

گروه دیگری از حشد الشعبی، یعنی «عصائب اهل الحق» که از ایران حمایت می‌شود و رهبری آن را قیس الخزعلی، سیاستمدار شیعه و فرمانده شبه‌نظامی، بر عهده دارد، نیز اعلام کرده است که قصد دارد سلاح‌های خود را زمین بگذارد و تحت فرماندهی دولت عراق قرار گیرد. برای هر دو رهبر، یعنی خزعلی و صدر، خروج از حشد الشعبی و پیوستن به ساختار رسمی دولت را می‌توان تلاشی برای بهبود روابط نه‌تنها با حکومت بغداد، بلکه با واشنگتن نیز دانست.

البته چندین گروه مهم همسو با ایران همچنان از خلع سلاح و پیوستن به دولت عراق خودداری کرده‌اند. از جمله این گروه‌ها می‌توان به «کتائب حزب‌الله»، «حرکت النجباء» و «کتائب سیدالشهدا» اشاره کرد که از ارکان اصلی «محور مقاومت» در عراق به شمار می‌روند. این گروه‌ها استدلال می‌کنند که عراق همچنان تحت اشغال ایالات متحده است و تنها زمانی سلاح‌های خود را کنار خواهند گذاشت که نیروهای آمریکایی خاک عراق را ترک کنند.

اما این سرپیچی، آنها را بیش از پیش در انزوا قرار داده است. هرچه گروه‌های بیشتری در ساختار رسمی دولت ادغام می‌شوند، گروه‌های باقی‌مانده کمتر به‌عنوان پیشگامان منافع ملی عراق و بیشتر به‌عنوان نیروهایی منزوی که از منافع یک قدرت خارجی دفاع می‌کنند، دیده می‌شوند.

آرمانی که دیگر شورشیانش را از دست می‌دهد

نفوذ ایران در عراق بر دو پایه استوار بوده است: نخست، قدرت سختِ گروه‌های شبه‌نظامی هم‌پیمان تهران، و دوم، نفوذ عمیق‌تر در جامعه و ساختار سیاسی عراق. آنچه بیش از قدرت نظامی، ماندگاری نفوذ ایران را تضمین کرده، همین پایه دوم بوده است؛ اما اکنون همین ستون نیز در حال فروریختن است.

حدود یک دهه پیش، گروه‌های مسلح مورد حمایت ایران در کنار ارتش عراق علیه داعش جنگیدند. این اقدام در آن زمان از محبوبیت گسترده‌ای برخوردار شد و حمایت مردمی از آنها در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۱۸ به سود جریان‌های سیاسی وابسته به این گروه‌ها ترجمه شد.

اما از آن زمان تاکنون، محبوبیت این نیروها به‌طور مستمر کاهش یافته است. برای نمونه، در اکتبر ۲۰۱۹، آنها در سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات ضد فساد مشارکت داشتند؛ اعتراضاتی که به کشته شدن صدها غیرنظامی انجامید. همچنین پس از آغاز عملیات «خشم حماسی» در ۲۸ فوریه، حملات این گروه‌ها در نقاط مختلف عراق و منطقه با هدف کشاندن مستقیم عراق به جنگ ایران صورت گرفت.

این رویکرد چنان با مخالفت افکار عمومی روبه‌رو شد که حتی مرجعیت عالی شیعه عراق، با وجود پیوندهای عمیق مذهبی با ایران و مخالفت کلی با عملیات آمریکا و اسرائیل، نیز از این جنگ فاصله گرفت. مراجع عالی شیعه در نجف از فراخواندن عراقی‌ها برای حمایت از ایران در برابر ایالات متحده و اسرائیل خودداری کردند، بر رعایت حقوق بین‌الملل تأکید ورزیدند و از صدور هرگونه فتوای جهاد برای جنگ در کنار ایران پرهیز کردند. پیام ضمنی آنان روشن بود: هرچند پیوندهای مذهبی با ایران عمیق است، اما منافع عراق در اولویت قرار دارد.

البته انتظار نمی‌رود که گروه‌های شبه‌نظامی مورد حمایت ایران به‌طور کامل منحل شوند. تا زمانی که جمهوری اسلامی پابرجا باشد، به حمایت از نیروهای نیابتی و متحدان خود در عراق ادامه خواهد داد و شبکه‌های عملیاتی خود را در این کشور حفظ خواهد کرد. ایران به‌سادگی از موقعیت خود در عراق چشم‌پوشی نخواهد کرد؛ به‌ویژه آنکه طی سال‌های اخیر، مهم‌ترین متحدان منطقه‌ای خود را از دست داده یا شاهد تضعیف شدید آنها بوده است. در سال ۲۰۲۴، حکومت بشار اسد در سوریه فروپاشید و حزب‌الله لبنان نیز پس از چندین دور نبرد سنگین با اسرائیل، به‌شدت تضعیف شد.

از سوی دیگر، بعید است دولت عراق نیز به‌دنبال خلع سلاح کامل همه گروه‌های همسو با ایران باشد؛ زیرا چنین اقدامی تقریباً به‌طور قطع به درگیری‌های داخلی میان گروه‌های شیعه منجر خواهد شد؛ خطری که هیچ دولتی در عراقِ با اکثریت شیعه حاضر به پذیرش آن نیست.

با این حال، توازن قدرت در عراق دستخوش تغییر شده است. اگرچه تهران امیدوار است نظم جدید پس از جنگ، جایگاه آن را در عراق تقویت کند، اما آنچه اکنون در حال تقویت شدن است، اقتدار دولت عراق است، نه شبکه نفوذ ایران.

اگر این روند ادامه یابد، پیامدهای آن چشمگیر خواهد بود. عراقی که دولتش بتواند قدرت را از گروه‌های شبه‌نظامی بازپس گیرد، الزاماً به کشوری ضدایرانی تبدیل نخواهد شد، اما وابستگی و نفوذ تهران بر آن به‌طور محسوسی کاهش خواهد یافت. چنین تحولی به عراق امکان می‌دهد بیش از گذشته با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و دیگر کشورهای منطقه همگرایی پیدا کند؛ از جمله با کاهش وابستگی به گاز و برق ایران و اتصال به شبکه‌های برق اردن و کشورهای عربی خلیج فارس. همچنین بغداد خواهد توانست فاصله بیشتری از تقابل‌هایی بگیرد که ایران با ایالات متحده و اسرائیل دنبال می‌کند.

این تحول همچنین نشانه‌ای دیگر از تضعیف «محور مقاومت» است. هرچند گروه‌های همسو و مورد حمایت ایران همچنان در عراق فعال خواهند ماند، اما جایگاه و نفوذ آنها به‌طور محسوسی کاهش یافته است. عراق دیگر همانند دهه‌های گذشته، عرصه‌ای برای نمایش و گسترش قدرت منطقه‌ای ایران نخواهد بود. ایران، هر اندازه هم که از رویارویی با اسرائیل و ایالات متحده دستاوردهایی به دست آورده باشد، در عراق بخشی از نفوذ خود را از دست داده است.

ایران پیش‌تر نیز تجربه‌ای مشابه را از سر گذرانده است. این کشور پس از سال‌ها تکیه بر شبه‌نظامیان فرقه‌گرا برای حمایت از حکومتی سرکوبگر در سوریه، جایگاه مسلط خود را در آن کشور از دست داد؛ حکومتی که موجب شد ایران در میان بخش بزرگی از جامعه سوریه به‌شدت نامحبوب شود.

اکنون نیز ایران، با پیگیری اهداف نظامی خود از طریق کشوری که تمایلی به این رویارویی ندارد و با نادیده گرفتن نشانه‌های هشداردهنده، همان اشتباه را در عراق تکرار می‌کند. اگر برای مثال، دور تازه درگیری‌ها به عراق کشیده شود، متحدان ایران در این کشور ممکن است بار دیگر فعال شوند و اهدافی را در سراسر منطقه مورد حمله قرار دهند. چنین وضعیتی عراق را بار دیگر وارد جنگی خواهد کرد که اکثریت عراقی‌ها، از جمله بسیاری از شیعیان، هیچ تمایلی به آن ندارند؛ امری که نارضایتی از ایران را عمیق‌تر خواهد کرد.

نخبگان شیعه عراق نیز بیش از گذشته منافع سیاسی و اقتصادی خود را بر ایده «مقاومت دائمی» در برابر ایالات متحده مقدم می‌دانند. از این رو، حتی اگر ایران از این جنگ جان سالم به در ببرد، ممکن است نتواند موقعیت خود در عراق را حفظ کند.

——————
کامران پالانی، پژوهشگر ارشد و رئیس واحد سیاست‌گذاری بریتانیا و اتحادیه اروپا در «انجمن صلح و امنیت خاورمیانه» در دانشگاه آمریکایی کردستان است.