نشنال کانتکست / ۵ ژوئیه ۲۰۲۶
روزنامه «نفس» (Nefes)، که از رسانههای نزدیک به جریان لیبرال در ترکیه به شمار میرود، به نقل از منابع امنیتی ترکیه گزارش داده است که حزب کارگران کردستان (پکک) برخی از مهمترین اردوگاههای خود را در کوهستان گاره، واقع در بخش مرکزی-شمالی اقلیم کردستان عراق، تخلیه کرده است. این اقدام، بنا بر این گزارش، در چارچوب روند جاری صلح صورت گرفته است.
زمینه
پکک نخستین بار در اکتبر سال گذشته اعلام کرد که نیروهای خود را از داخل خاک ترکیه خارج خواهد کرد. در ادامه نیز نیروهایش را از مناطق نزدیک به مرز، از جمله بخشهایی از زاپ و متینا، عقب کشید. این مناطق از پیش تحت فشار شدید عملیات نظامی ترکیه قرار داشتند و پکک استدلال میکرد که این عقبنشینی برای جلوگیری از درگیریها یا برخوردهای ناخواستهای ضروری است که میتوانست روند صلح را با شکست مواجه کند.
اما گاره وضعیت متفاوتی دارد. این منطقه نسبت به پایگاههای نظامی ترکیه فاصله بیشتری دارد و سالهاست که یکی از امنترین و مهمترین مناطق راهبردی پکک محسوب میشود. از اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰، گاره به گره ارتباطی میان قندیل، مناطق مرزی ترکیه، سوریه و سنجار تبدیل شده و جایگاهی عمیق در زیرساختهای نظامی و اداری این سازمان یافته است. در عمل، گاره مرکز اصلی لجستیکی پکک در اقلیم کردستان به شمار میرود.
یکی از مهمترین مکانهایی که گفته میشود تخلیه شده، اردوگاه «سیان» در دل کوه گاره است. بر اساس گزارشها، این اردوگاه از شبکهای از تونلهای بههمپیوسته زیرزمینی تشکیل شده و یکی از مستحکمترین مواضع پکک به شمار میرود. اینجا همان مکانی است که ۱۲ نظامی و مقام ترک، که در سال ۲۰۱۳ ربوده شده بودند، بعدها در آنجا کشته شدند.
اهمیت گاره تنها به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمیشود. بر اساس این گزارش، این منطقه محل استقرار «فرماندهی آکادمی آپولو» وابسته به پکک بوده؛ مرکزی که اعضای این سازمان در آن آموزشهایی همچون ترور، خرابکاری، فعالیتهای اطلاعاتی و دیگر عملیات تخصصی را فرا میگرفتند. همچنین «آکادمی علی چیچک» برای آموزشهای ایدئولوژیک نیز در این منطقه قرار داشته است. افزون بر این، کارگاههای زیرزمینی تولید بمبهای دستساز، پهپادهای حامل مواد منفجره و دیگر تجهیزات انفجاری کنترلشونده نیز در گاره فعالیت میکردهاند.
بنا بر گزارش، این مجموعه شامل مهمانسرا، چهار کارگاه خیاطی، واحد تدارکات و دو زندان برای نگهداری افراد ربودهشده بوده است. بنابراین، گاره صرفاً یک پایگاه نظامی نبود، بلکه مرکز فرماندهی، آموزش، لجستیک و بازداشت پکک محسوب میشد.
تحلیل
اگر این گزارش تأیید شود، مهمترین اقدام عملی در روند صلح تا امروز خواهد بود. عقبنشینی از زاپ و متینا، جابهجایی نیروها تحت فشار نظامی بود؛ اما گاره چنین وضعیتی ندارد. خروج از گاره نشان میدهد که پکک دیگر صرفاً در حال تغییر آرایش نیروهای خود نیست، بلکه در حال برچیدن یکی از ارکان اصلی ساختار نظامی خود است.
از آنجا که گاره حلقه اتصال مناطق عملیاتی اصلی این سازمان در اقلیم کردستان است، تخلیه آن به معنای نهادینه شدن روند خلع سلاح در ساختار سازمان خواهد بود؛ موضوعی که بازگرداندن روند به وضعیت پیشین را بسیار دشوارتر میکند.
زمانبندی این تحول نیز از وجود نوعی معامله یا توافق حکایت دارد. انتظار میرود پارلمان ترکیه پیش از آغاز تعطیلات تابستانی خود، قانون مربوط به روند صلح را تصویب کند و رجب طیب اردوغان نیز بهطور علنی متعهد به تصویب آن شده است.
اما شرط اصلی آنکارا، وجود سازوکاری قابل راستیآزمایی بوده که نشان دهد پکک سلاحهای خود را تا مرحلهای غیرقابل بازگشت بر زمین گذاشته است. گاره ممکن است همان مرحله باشد.

مقامهای ترکیه نیز پذیرفتهاند که موضوع قندیل میتواند به آینده موکول شود، زیرا هنوز درباره سرنوشت نیروها و فرماندهان پکک ــ اینکه به ترکیه بازگردند، در اقلیم کردستان عراق بمانند یا به کشور ثالثی منتقل شوند ــ تصمیمگیری و مقدمات حقوقی آن فراهم نشده است.
تا زمانی که تضمینی درباره آینده این افراد وجود نداشته باشد، تخلیه کامل همه پایگاهها واقعبینانه نیست. از این رو، تخلیه گاره و حفظ وضعیت قندیل تا زمان نهایی شدن این ترتیبات، میتواند همان راهحل میانهای باشد که هر دو طرف به دنبال آن بودهاند: تضمین غیرقابل بازگشت بودن روند برای آنکارا و حفظ موقعیت انتظار برای پکک. قندیل میتواند منتظر بماند، اما گاره نه؛ زیرا این گاره است که روند خلع سلاح را تثبیت میکند.
با این حال، روند راستیآزمایی خود پرسش مهمی را مطرح میکند. تیمهای نظامی و اطلاعاتی ترکیه در حال بازرسی مناطق تخلیهشده هستند. آیا پس از پایان بازرسیها این مناطق را ترک خواهند کرد یا در آنجا مستقر شده و پایگاههای دائمی ایجاد میکنند؟
این پرسش بهویژه درباره گاره حساسیت بیشتری دارد؛ منطقهای که در عمق اقلیم کردستان قرار گرفته و برخلاف نوار مرزی، تاکنون هیچ حضور دائمی نظامی ترکیه در آن وجود نداشته است.
تحرکات دیپلماتیک هفته گذشته نیز این برداشت را تقویت میکند. همزمان با انتشار گزارش مربوط به گاره، ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ترکیه، در عراق حضور داشت. او در بغداد با فائق زیدان، رئیس شورای عالی قضایی عراق، و دیگر مقامهای این کشور دیدار کرد. سپس راهی اقلیم کردستان شد و علاوه بر دیدار با مسعود بارزانی، در سلیمانیه با بافل طالبانی، رئیس اتحادیه میهنی کردستان، نیز ملاقات کرد.
به نظر میرسد دیدار با طالبانی مهمترین بخش این سفر بوده است. روابط ترکیه و اتحادیه میهنی طی سالهای اخیر تا آنجا تیره شده بود که آنکارا این حزب را هدف تحریم قرار داده بود. اکنون روند صلح ظاهراً به گشایشی در این روابط انجامیده است.
بر اساس این تحلیل، اتحادیه میهنی احتمالاً در ترتیبات لجستیکی مرحله پایانی این روند و نیز در تعیین سرنوشت آینده برخی فرماندهان پکک ــ که ممکن است در سلیمانیه اسکان یابند ــ نقشی کلیدی دارد.
مشخص نیست کالین و طالبانی دقیقاً درباره چه موضوعاتی گفتوگو کردهاند، اما ممکن است توافق بر سر ترتیبات لجستیکی، زمینهساز تخلیه گاره شده باشد؛ اقدامی که به نوبه خود مسیر تصویب قانون مربوط به روند صلح را هموار میکند.
آنچه در نقشه خلع سلاح دیده نمیشود، به همان اندازه اهمیت دارد که آنچه در آن دیده میشود. این روند صرفاً بر مناطقی متمرکز است که پکک در آنها حضور دارد؛ یعنی قندیل، گاره و نوار مرزی ترکیه.
وضعیت شاخه ایرانی پکک
در مقابل، پژاک، شاخه ایرانی پکک، در مناطق بسیار جنوبیتر، در محدوده نفوذ اتحادیه میهنی، از جمله منطقه پنجوین و کوههای آسوس حضور دارد. اما هیچ سخنی درباره این مناطق مطرح نیست.
این سکوت نشان میدهد که پرونده پژاک از پرونده پکک جدا شده است؛ هرچند ترکیه بارها تأکید کرده بود که روند خلع سلاح باید همه شاخههای این سازمان را دربر گیرد.
در عین حال، تحولات مربوط به پژاک نیز مسیر مستقل خود را طی میکند. همزمان با این جابهجاییها و نیز مذاکرات ایران و ایالات متحده، گزارشهایی از درگیری میان نیروهای پژاک و نیروهای امنیتی ایران در داخل خاک ایران منتشر شده است؛ درگیریهایی که گفته میشود شدیدترین برخوردها از زمان برقراری آتشبس میان دو طرف در سال ۲۰۱۱ تاکنون بوده است.
به نظر میرسد ایران به این جمعبندی رسیده که باید با اعمال فشار، مسیر نفوذ پژاک و دیگر گروههای کرد ایرانی را که پس از جنگ اخیر با اتکا به بقای خود جسورتر شدهاند، مسدود کند.
سوریه نیز بخش پایانی این تصویر را تکمیل میکند. نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF)، که ترکیه آنها را شاخه سوری پکک میداند، همچنان تنها بهطور ناقص در ساختار دولت سوریه ادغام شدهاند و مشکلات موجود نهتنها کاهش نیافته، بلکه رو به افزایش است.
روند ادغام امنیتی متوقف شده است. هرچند عنوان رسمی این روند «ادغام فردی» است، اما نیروهای دموکراتیک سوریه و نیروهای آسایش عملاً بهصورت دستهجمعی، در قالب یگانها و تیپهای کامل، جذب میشوند و همین بنبست باعث شده راهاندازی مجموعه قضایی مورد نظر ماهها به تعویق بیفتد.
از سوی دیگر، قراردادهایی که دولت محلی تحت رهبری نیروهای دموکراتیک سوریه با شتاب به شرکتهای نزدیک به این نیروها واگذار کرده، از سوی دمشق رد شده است.
مهلت جدید برای تکمیل روند ادغام، پایان سال جاری تعیین شده است. اگر روند خلع سلاح پکک به مرحلهای غیرقابل بازگشت برسد، پرونده نیروهای دموکراتیک سوریه کاملاً از آن جدا خواهد شد و دمشق و آنکارا ممکن است تا پایان سال، بهویژه اگر روند ادغام نتواند اقتدار دولت سوریه را بر بخشهایی از استان حسکه که همچنان عملاً تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه است بازگرداند، رویکرد متفاوتی نسبت به آن اتخاذ کنند.
خود اردوغان نیز گفته است که تصویب قانون روند صلح در انتظار تحولات سوریه بوده است. بنابراین، این دو روند به موازات یکدیگر در حال پیشروی هستند و گاره ممکن است همان نقطهای باشد که مسیر آنها از یکدیگر جدا میشود.
روند صلح اکنون از مرحله اعلام مواضع سیاسی و عقبنشینیهای تاکتیکی عبور کرده و به زیرساخت اصلی نظامی پکک رسیده است. اگر گزارش تخلیه گاره صحت داشته باشد، این رویداد احتمالاً بهعنوان لحظهای در تاریخ ثبت خواهد شد که روند صلح وارد مرحلهای شد که بازگرداندن آن به وضعیت پیشین بسیار دشوار است.