ادوارد وانگ / نیویورک تایمز / اول ژوئیه ۲۰۲۶
رئیسجمهوری دونالد ترامپ و فرماندهان نظامی او در تنگنای دشواری قرار گرفته بودند. آنها آغاز مأموریتی جدید را برای کمک به هدایت کشتیهای تجاری در تنگه هرمز اعلام کرده بودند؛ آبراهی که ایران در روزهای نخست جنگ عملاً آن را بسته بود. فرماندهان آمریکایی گفته بودند که در جریان یک آتشبس شکننده، نیروهای دریایی و هوایی ایالات متحده از کشتیها در برابر هرگونه حمله احتمالی ایران محافظت خواهند کرد.
اما فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) زمانی غافلگیر شد که مقامهای عربستان سعودی اعلام کردند نیروهای آمریکایی اجازه استفاده از حریم هوایی این کشور را برای اجرای این مأموریت ندارند؛ مأموریتی که پنتاگون آن را «پروژه آزادی» (Project Freedom) نامیده بود. آمریکاییها پیش از آغاز عملیات، با ریاض مشورت نکرده بودند.
این تصمیم، موجی از تماسهای تلفنی پرتنش و فوری میان واشنگتن و محمد بن سلمان، ولیعهد و رهبر عملی عربستان سعودی، به راه انداخت. به گفته مقامهای آمریکایی، ترامپ که از این موضوع بهشدت خشمگین شده بود، در چهارم مه، یعنی نخستین روز عملیات، با بن سلمان گفتوگو کرد و در دو روز بعد نیز بار دیگر با او تماس گرفت.
جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، نیز در تماسی جداگانه با ولیعهد عربستان گفتوگو کرد. استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا در امور خاورمیانه، و جرد کوشنر، داماد ترامپ، نیز با او تماس گرفتند. مارکو روبیو، مشاور امنیت ملی کاخ سفید، نیز با همتای سعودی خود رایزنی کرد.
اما ولیعهد عربستان بر موضع خود ایستاد. او نگران بود که طرح آمریکا بار دیگر آتش جنگ را شعلهور کند. در نتیجه، دولت ترامپ ناچار شد کمتر از ۴۸ ساعت پس از آغاز عملیات، «پروژه آزادی» را متوقف کند.
حسین ابیش، پژوهشگر مؤسسه کشورهای عربی خلیج فارس در واشنگتن، میگوید: «آنها اعتماد خود را به دولت آمریکا از دست داده بودند و تصور میکردند اگر اجازه دهند ایالات متحده از حریم هواییشان استفاده کند، ایران حملات شدیدتری علیه آنها انجام خواهد داد.»
تلاش گسترده و هماهنگ کاخ سفید برای متقاعد کردن محمد بن سلمان ــ که پیش از این گزارش نشده بود ــ و همچنین دیگر رخدادهای مهم در جریان جنگ، نشان داد که اختلاف نظر میان مقامهای آمریکایی و سعودی درباره نحوه تأمین امنیت منطقه، بهویژه در قبال ایران و اسرائیل، بهطور فزایندهای در حال افزایش است.
در عین حال، مقامهای سعودی بیش از پیش دولت آمریکا را شریکی غیرقابل اتکا و حتی در برخی موارد، عاملی مخاطرهآمیز برای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس میدانند.
از زمان حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه، عربستان سعودی کوشیده است برای حفظ منافع خود، سیاستی میانهروانه در پیش بگیرد. این کشور از نظر نظامی و دیپلماتیک از آمریکا حمایت کرد، اما خود نیز هدف حملات ایران قرار گرفت.
با این حال، ریاض در مقاطع حساس با سیاستهای ترامپ مخالفت کرد و هر زمان احساس کرد اقدامات آمریکا و اسرائیل خطرات بزرگتری برای منطقه به همراه دارد، تلاش کرد با استفاده از نفوذ خود مانع تشدید بحران شود.
در حالی که ترامپ میکوشد با تمرکز بر برنامه هستهای تهران، مسیر دیپلماسی با ایران را مدیریت کند، عربستان سعودی ابتکارهای مستقل خود را نیز پیش میبرد؛ رویکردی که در برخی موارد از اولویتهای واشنگتن فاصله گرفته و بر تقویت روابط با دیگر کشورها متمرکز شده است. از جمله این کشورها پاکستان و چین هستند؛ کشوری که در سال ۲۰۲۳ میانجیگر ازسرگیری روابط دیپلماتیک میان عربستان و ایران بود. وزیر امور خارجه عربستان نیز این هفته در سفر به چین به سر میبرد.
در نتیجه همین گشایش دیپلماتیک، مقامهای سعودی اکنون بهطور مستقیم با همتایان ایرانی خود درباره موضوعاتی چون کنترل ایران بر تنگه هرمز، زرادخانه موشکی این کشور و حمایت تهران از گروههای شبهنظامی منطقه گفتوگو میکنند؛ موضوعاتی که از نگاه رهبران عربستان، تهدیدی مهمتر از مسئله هستهای ایران به شمار میروند.
محمد بن سلمان در تمام طول سال کوشیده است این سیاست موازنه را حفظ کند. به گفته افرادی که در جریان گزارشهای مقامهای آمریکایی قرار گرفتهاند، او پیش از آغاز جنگ، خطرات وقوع درگیری را برای ترامپ تشریح کرده بود، اما پس از آغاز نبرد، رئیسجمهوری آمریکا را تشویق کرد جنگ را تا سرنگونی حکومت ایران ادامه دهد. (عربستان سعودی این ادعا را رد کرده است.) با این حال، هنگامی که روشن شد توان و نفوذ ایران همچنان پابرجاست، ولیعهد عربستان بر دستیابی به یک راهحل سیاسی و پایان دادن به درگیریها تأکید کرد.
در مقطعی از جنگ، عربستان سعودی و امارات متحده عربی حملات تلافیجویانه محرمانهای علیه ایران انجام دادند. با این حال، به گفته مقامهای کنونی و پیشین آمریکا، محمد بن سلمان برخلاف رهبر امارات، چندان مشتاق تشدید درگیریها نبود.
در همان زمان، ولیعهد عربستان در مقایسه با رهبران قطر و عمان ـــ که نقش میانجی میان ایالات متحده و ایران را ایفا میکنند ـــ موضعی تهاجمیتر اتخاذ کرده بود.
اکنون که دولت ترامپ میکوشد فراتر از توافق اولیه آتشبس اعلامشده در ۱۴ ژوئن، به توافقهای جامعتری با ایران دست یابد، عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز در تلاشاند نتیجهای حاصل شود که در صورت ازسرگیری جنگ گسترده میان ایران، اسرائیل یا ایالات متحده، آنها را از پیامدهای این درگیریها مصون نگه دارد.
با توجه به مواضع متغیر و ناپایدار ترامپ در طول جنگ، مقامهای سعودی اکنون این پرسش را مطرح میکنند که آیا ایالات متحده در صورت وقوع یک درگیری جدید، واقعاً از آنها حمایت خواهد کرد و آیا در چنین شرایطی از قضاوتی سنجیده و قابل اعتماد برخوردار خواهد بود یا نه. تردید عربستان نسبت به ترامپ از سال ۲۰۱۹ آغاز شد؛ زمانی که او پس از حمله پهپادی و موشکی به تأسیسات نفتی عربستان، از اقدام تلافیجویانه علیه ایران خودداری کرد.
حسین ابیش میگوید: «ما یک جنگ بزرگ راه میاندازیم، بعد از مدتی حوصلهمان سر میرود و صحنه را ترک میکنیم.» او برای توصیف نگاه سعودیها به آمریکا از یک تعبیر آشنا در فرهنگ عامه آمریکا استفاده میکند: «ماجرا مثل داستان لوسی و توپ فوتبال است؛ سعودیها احساس میکنند مثل چارلی براون روی زمین افتادهاند.»[*] اشاره او به داستانی است که در آن، لوسی هر بار درست پیش از ضربه زدن چارلی براون به توپ، آن را کنار میکشد و او را نقش بر زمین میکند.
آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، گفت ترامپ «روابط بسیار خوبی» با عربستان سعودی دارد. او افزود: «رئیسجمهوری ترامپ درباره هر موضوعی به دیدگاههای گوناگون گوش میدهد و نظرات شرکای منطقهای ما را با جدیت مدنظر قرار میدهد. اما در نهایت، همه تصمیمها را بر اساس آنچه به سود مردم آمریکا و امنیت ملی کشور است، اتخاذ میکند.»
وزارت امور خارجه عربستان سعودی به درخواست روزنامه برای اظهارنظر پاسخی نداد.
با وجود این اختلافها، بخشهایی از شراکت راهبردی آمریکا و عربستان همچنان مستحکم باقی مانده است. به گفته یکی از مقامهای آمریکایی، دو کشور ماههاست درباره چگونگی آغاز برنامه هستهای غیرنظامی عربستان، بر پایه توافقی که سال گذشته حاصل شد، گفتوگو میکنند. دولت ترامپ ممکن است بهزودی طرحی را در این زمینه به کنگره ارائه کند، هرچند شماری از قانونگذاران آمریکایی و مقامهای اسرائیلی نگراناند که ولیعهد عربستان در نهایت در پی دستیابی به توانایی ساخت سلاح هستهای باشد.
واشنگتن و ریاض همچنین درباره ایجاد مسیرهای زمینی برای انتقال کالا گفتوگو میکنند تا وابستگی به تنگه هرمز کاهش یابد. در عین حال، عربستان سعودی همچنان بزرگترین خریدار تسلیحات آمریکایی در جهان است.
در هر دو دوره ریاستجمهوری ترامپ، عربستان نخستین مقصد مهم سفر خارجی او بود. جرد کوشنر، داماد ترامپ، همچنان روابط نزدیکی با محمد بن سلمان دارد و با وجود آنکه هیچ سمت دولتی ندارد، بارها به ریاض سفر میکند. چهار سال پیش نیز صندوق سرمایهگذاری تحت مدیریت ولیعهد عربستان، دو میلیارد دلار در شرکت سرمایهگذاری کوشنر سرمایهگذاری کرد.
با این حال، ترامپ در جریان جنگ، در اظهاراتی علنی محمد بن سلمان را به تمسخر گرفت. او در ماه مارس، با لحنی تحقیرآمیز گفت که ولیعهد عربستان او و دولتش را دستکم گرفته بود.
ترامپ در یک نشست سرمایهگذاری که عربستان سعودی در میامی برگزار کرده بود، گفت: «او فکر نمیکرد آخر سر مجبور شود چاپلوسی مرا بکند.»
نشانههای دیگری نیز از تنش میان دو طرف دیده میشود. مارکو روبیو، که همزمان وزیر امور خارجه آمریکا نیز هست، هفته گذشته در سفر خود به کشورهای حاشیه خلیج فارس، به بحرین، کویت و امارات متحده عربی ــ که از رقبای اصلی عربستان به شمار میرود ــ رفت، اما عربستان سعودی را از برنامه سفر خود حذف کرد.
روز پنجشنبه در بحرین، دیپلماتهای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس با روبیو دیدار کردند تا نگرانیهای خود را درباره امنیت منطقه مطرح کنند. فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه عربستان، نیز بهصورت جداگانه با وزیر خارجه آمریکا گفتوگو کرد.
روبیو در نشست مشترک با نمایندگان کشورهای عربی گفت: «اتحاد ما در پرتو رویدادهای اخیر مورد آزمون قرار گرفت و از این آزمون سربلند بیرون آمد. سطح همکاری، تعامل و دوستی میان ما در این روزهای دشوار محک خورد و با موفقیت کامل از این آزمون عبور کرد.»
اگرچه عربستان از برقراری آتشبس احساس آسودگی میکند، اما توافق اولیه هنوز هیچیک از دشوارترین مسائل برآمده از جنگ را حل نکرده است. از جمله اینکه این توافق، به نوعی اعمال کنترل ایران بر تنگه هرمز را به رسمیت میشناسد و پیشبینی میکند تهران و عمان درباره شیوه اداره این آبراه به توافق برسند؛ ترتیبی که در بلندمدت حتی میتواند شامل دریافت عوارض یا هزینه عبور از کشتیها نیز باشد.
مایکل راتنی، دیپلمات باسابقه آمریکایی که تا آغاز دومین دولت ترامپ سفیر ایالات متحده در عربستان بود، میگوید: «از همان لحظهای که ایران تنگه هرمز را بست، ذهنیت حاکم بر کشورهای خلیج فارس بهکلی تغییر کرد. اکنون ایران این شمشیر داموکلس را بر فراز اقتصاد کشورهای خلیج فارس و حتی اقتصاد جهانی نگه داشته است.»
سند اولیه توافق همچنین هیچ اشارهای به موشکهای بالستیک ایران یا حمایت این کشور از گروههای شبهنظامی منطقه نکرده است.
از سوی دیگر، هنوز روشن نیست که دولت ترامپ بتواند ایران را به پذیرش یک توافق هستهای جدید وادار کند. ترامپ در سال ۲۰۱۸ از توافق هستهای دوران باراک اوباما ـــ توافقی که ایران تا آن زمان به آن پایبند بود ـــ خارج شد؛ اقدامی که در نهایت موجب شد تهران غنیسازی اورانیوم را تا سطوح بالاتری افزایش دهد.
مقامهای سعودی در مواضع رسمی خود از یادداشت تفاهم دولت ترامپ با ایران، که زمینهساز توافق آتشبس شد، استقبال کردهاند.
فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه عربستان، ۱۸ ژوئن در نشستی در وین گفت: «به گمان من، وجود این یادداشت تفاهم اهمیت بسیار زیادی دارد و امیدواریم نهتنها به این درگیری پایان دهد، بلکه مهمتر از آن، راه را برای حل بسیاری از مسائل حلنشده هموار کند؛ که در رأس آنها، بیتردید، موضوع هستهای قرار دارد.»
با این حال، مقامهای سعودی ترجیح دادهاند در قبال نتایج این توافق، سیاست «صبر و انتظار» در پیش بگیرند. برای نمونه، آنها تاکنون هیچ تعهد مالی برای مشارکت در بازسازی ایران ــ موضوعی که در این توافق از آمریکا و شرکای منطقهای آن خواسته شده است ــ نپذیرفتهاند.
———-
[*] نویسنده به داستان چارلی براون و لوسی در مجموعه کمیک استریپ محبوب «بادام زمینیها» (Peanuts) اثر چارلز شولتز اشاره دارد. چارلی پسری تودار، فاقد اعتماد به نفس و مهربان است، در حالی که لوسی دختری پرخاشگر، سلطهجو و صریح است که چارلی را همواره کنترل کرده و دست میاندازد. کلکل همیشگی بر سر توپ فوتبال یکی از نمادینترین صحنههای داستان این است که لوسی توپ فوتبالی را روی زمین نگه میدارد تا چارلی آن را شوت کند، اما درست در آخرین لحظه، توپ را میکشد و باعث میشود چارلی با کله به زمین بخورد. لوسی همیشه با وعده اینکه این بار سر جایش میایستد چارلی را فریب میدهد و چارلیِ سادهدل نیز هر بار اعتماد میکند.