تونی فرانژی-مواد، روزنامهنگار ونزوئلایی
فارن پالیسی / اول ژوئیه ۲۰۲۶
وقتی نیروهای ایالات متحده در ۳ ژانویه نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، را دستگیر کردند، واشنگتن قدرت را به ادموندو گونزالس، نامزد مخالفان و برنده واقعی انتخابات جعلی سال ۲۰۲۴ ونزوئلا، نسپرد. در عوض، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، تصمیم گرفت دلسی رودریگز، معاون مادورو، را به جای او منصوب کند. به گزارش نیویورک تایمز، مقامهای کاخ سفید تصور میکردند او مدیری منضبط و تکنوکرات است که حاضر است تحت نظارت آمریکا حکومت کند و درهای ونزوئلا را به روی سرمایهگذاران خارجی باز کند.
سپس، در ساعت ۶:۰۴ عصر روز ۲۴ ژوئن، زمین در ونزوئلا لرزید.
دو زلزلهی لغزشی — با بزرگای ۷.۲ و ۷.۵ — با فاصله ۳۹ ثانیه در زیر ایالت یاراکوی رخ دادند. این شدیدترین رویداد لرزهای در ونزوئلا از سال ۱۹۰۰ تاکنون بود. بر اساس اعلام دولت ونزوئلا، تا روز چهارشنبه، این زمینلرزهها دستکم ۲,۲۹۵ کشته و بیش از ۱۱,۲۶۷ زخمی بر جای گذاشتهاند. به گفته پلتفرمهای مستقل متنباز، دستکم ۴۰,۰۰۰ نفر همچنان مفقود هستند. سازمان ملل هشدار داده که تلفات انسانی احتمالاً افزایش خواهد یافت. برخی ساختمانها در کاراکاس فرو ریختند، در حالی که شهر ساحلی لاسگوایرا در نزدیکی آن عملاً با خاک یکسان شد.
اکنون که یک هفته گذشته، قربانی عمیقتر، تصورات موهومی است که در مرکز شرطبندی واشنگتن روی «رودریگز» قرار داشت. زلزله فقط ساختمانها را با خاک یکسان نکرد. توخالی بودن دولتی که او رهبری میکند نیز برملا شد.
دولت ونزوئلا که مقامهای آمریکایی ادعا میکنند اکنون توسط مدیری توانمند اداره میشود، واکنش به زلزلهای ارائه داد که فیل گانسون، تحلیلگر گروه بینالمللی بحران، آن را «از کاملاً غایب تا در بهترین حالت کاملاً ناکافی» توصیف کرد.
در لاسگوایرا و سراسر کاراکاس، خبرنگار فارن پالیسی شاهد بود که بازماندگان با دست خالی، با کلنگ و پتک، بتنها را میکندند و از میان آوار با افراد گرفتارشده صحبت میکردند، در حالی که مقامهای دارای ماشینآلات سنگین هرگز نرسیدند. ساکنان کاراکاس به تلخی گفتند، آتشنشانان ونزوئلا نه سوخت داشتند و نه ابزار. دولت تقریباً هیچ دستورالعملی برای اطلاعرسانی به مردم درباره تلاشهای امداد منتشر نکرد و هیچ مرکز رسمی برای جمعآوری کمکهای مردمی باز نکرد. بنابراین، بار واکنش بر دوش سازمانهای غیردولتی (NGO)، انجمنهای محلی، کلیساها، مدارس، دانشگاهها و شرکتهای خصوصی افتاد.
دولت حتی آشکارا مانع برخی از تلاشهای امدادی شد. در ایالت مریدا، شهردار همحزبی رودریگز، گروههای جامعه مدنی را از افتتاح مراکز جمعآوری کمک منع کرد. گزارش شده که یک تیم امدادگر کلمبیایی ساعتها در فرودگاه بینالمللی کاراکاس به دلیل تأخیرهای اداری و امنیتی معطل ماندند تا اینکه سرانجام مقامها به آنها اجازه عبور دادند. وقتی رودریگز روز جمعه از منطقه ویرانشده چاکائو در کاراکاس بازدید کرد، ساکنان با هو کردن از او استقبال کردند؛ در ایالت فالکون، مردم ناامید با بیل، حلقه نظامی را شکستند، پس از آنکه نیروهای امنیتی دسترسی به مناطق آسیبدیدهای را که ساکنان در جستجوی بازماندگان بودند، مسدود کرده بودند.
همه وارد میدان شدند به جز دولت
دو روز کامل طول کشید تا تنها واکنش واقعی دولت نمایان شود: این دولت بهطور اسمی لاسگوایرا را نظامی کرد و از داوطلبان شهرهای دیگر خواست برای ورود، مجوز عبور امن صادرشده از کاراکاس دریافت کنند. رودریگز از اعزام نیرو به لاسگوایرا خبر داد، اعزامی که افرادی که با فارن پالیسی صحبت کردند بهسختی توانستند اثری از آن پیدا کنند.
هیچ مرکز دولتی برای ثبت یا مرجع هماهنگکنندهای برای تلاشهای امدادی وجود ندارد و هیچ سیستم فعال دولتی برای مفقودشدگان هم نیست. سازمان بهداشت پان امریکن دریافت که خدمات پزشکی قانونی و سردخانههای ونزوئلا از هم پاشیده و ردیابی تلفات آن ناکافی است.
در این خلأ، همه به جز دولت وارد میدان شدند: همسایهها و امدادگران داوطلب، مهاجران، مخالفان. ماریا کورینا ماچادو، رهبر مخالفان در تبعید و برنده جایزه صلح نوبل، از طریق شبکههای آنلاین، امدادرسانی را هماهنگ کرد؛ جامعه مدنی پلتفرمهای متنباز مختلفی برای ثبت افراد مفقود و ثبت نیازهای محلی و خسارات زیرساختی ایجاد کرد؛ اینفلوئنسرها صفحات خود را به مراکز اطلاعرسانی لحظهای تبدیل کردند، درخواستهای کمک را بازنشر دادند و گزارشهای افراد مفقود را به اشتراک گذاشتند.
خلاصه اینکه: گروههای واتساپ و حسابهای اینستاگرام کاری را انجام دادند که وزارتخانههای دولت ونزوئلا از عهدهاش برنیامدند. جامعه مدنی نهتنها مکمل دولت نبود، بلکه عملاً جایگزین آن شد — و این جایگزینی بداهه بهسرعت از پا درآمد.
برخی غولهای بخش خصوصی به واشنگتن اطمینان داده بودند که دولت رودریگز به این شکل از هم نخواهد پاشید. به گزارش وال استریت ژورنال، علی مشیری، مدیر اجرایی سابق شرکت شورون، توصیه سازمان سیا را شکل داد مبنی بر اینکه ایالات متحده باید دستگاه امنیتی ونزوئلا را برای تضمین تداوم نهادی و جریان بیوقفه نفت حفظ کند، به جای اینکه روی مخالفان قمار کند و خطر فروپاشیای به سبک عراق را بپذیرد.
زلزله اولین آزمون واقعی این فرضیه بود. این فرضیه شکست خورد.
زلزلهها صرفاً یک فاجعه طبیعی نبودند؛ زلزلهها همیشه در تعامل با محیط ساختهشده رخ میدهند. میلیونها ونزوئلایی در مناطق لرزهخیز زندگی میکنند — بسیاری از آنها در سکونتگاههای غیررسمی و بلوکهای مسکن عمومی دوران هوگو چاوز که مهندسان معتقدند بدون توجه چندانی به آییننامههای ساختمانی ساخته شدهاند، و برخی از واحدها روی رسوبات نرم بنا شدهاند. صدها واحد از این ساختمانها بهشدت آسیب دیدند یا حتی فرو ریختند. و اگرچه دولت پس از زلزله سال ۱۹۶۷ مقررات ساختمانی را سختگیرانهتر کرد، ممکن است ساختمانهای قدیمیتر مطابق با آن بهروزرسانی نشده باشند.
پیامدهای سه دهه سوءمدیریت و فساد سیستمی
بر این آسیبپذیری فیزیکی، دولتی افزوده شده بود که پس از نزدیک به سه دهه سوءمدیریت و فساد سیستمیِ اسلاف چاویستِ رودریگز، تا استخوان لخت شده بود. واحدهای حفاظت مدنی تجهیزات ندارند؛ بیمارستانها مدتهاست از دارو و آب لولهکشی خالی شدهاند؛ و نهادهای دولتی از کارمند، منابع و هرگونه نشانی از مدیریت حرفهای یا برنامهریزی راهبردی تهی شدهاند. پیش از وقوع نخستین لرزش، حدود ۷۰ درصد از جمعیت تقریباً ۲۸ میلیونی کشور در فقر زندگی میکردند.
مقامها حتی اطلاعات را هم جیرهبندی کردهاند. این کشور ۱۵ سال است که سرشماری رسمی انجام نداده و این موضوع، حسابرسی پس از فاجعه را دشوار میکند. وقتی زلزلهها رخ دادند، بیش از ۲۰۰ وبسایت همچنان مسدود بودند و دولت تنها پس از آنکه جامعه مدنی سازمانیافته و هیئت حقیقتیاب سازمان ملل در کشور خواستار اجازه ارتباط برای مردم ونزوئلا شدند، دسترسی به شبکه X — یک کانال اطلاعرسانی مهم — را بهطور جزئی بازگرداند.
دولتی که نتواند شهروندانش را برای بلایای طبیعی آماده کند و به آنها واکنش نشان دهد، یک لرزش را به کشتار جمعی تبدیل میکند. رانش زمین سال ۱۹۹۹ در وارگاس که هزاران نفر را مدفون کرد و چاوز را در نخستین سال حکومتش آزمود، قرار بود یک نسل پیش همین درس را به کاراکاس بیاموزد.
هر تلاشی برای بازسازی باید با شکستهای ساختاری ونزوئلا دستوپنجه نرم کند. این کشور در حال حاضر درگیر بزرگترین بازساخت [بازتنظیم پرداخت ] بدهی دولتی در تاریخ مدرن است — فرآیندی چنان پرمخاطره که حتی بدون مشارکت صندوق بینالمللی پول (IMF) پیش میرود. این کشور حدود ۲۴۰ میلیارد دلار بدهی دارد؛ تولید ناخالص داخلی سالانهاش از ۳۷۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۲ به حدود ۱۱۱ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ کاهش یافته، که بزرگترین انقباض اقتصادی در زمان صلح در تاریخ مدرن است.
این وضعیت، استقراض اضطراری را دشوار میکند. کاراکاس در ماه آوریل دوباره با صندوق وارد تعامل شد و تاکنون بخش ناچیزی از داراییهای ذخیره خود در IMF را برای بازسازی برداشت کرده است، هم به این دلیل که این ذخایر محدودند و هم چون تهیکردن آنها اقتصادِ از پیش شکننده را بیشتر تحت فشار قرار میدهد. یک ارزیابی ماهوارهای سریع از سوی برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) خسارت فیزیکی مستقیم زلزلهها در ونزوئلا را ۶.۷ میلیارد دلار برآورد کرد، در محدودهای بین ۴.۷ تا ۸.۷ میلیارد دلار. اما این رقم تنها مسکن و داراییهای اقتصادی را در بر میگیرد؛ زیرساختها، اختلال گستردهتر اقتصادی و مسیر طولانی بازسازی را شامل نمیشود.
برنامه توسعه سازمان ملل هشدار داد که تأثیر کلی در فجایعی از این دست، معمولاً ۱.۵ تا ۳ برابر برآورد خسارت مستقیم است — که صورتحساب محتمل ونزوئلا را به سمت ۲۰ میلیارد دلار میبرد. این رقمی در حد و اندازه بازسازی پس از جنگ است. سازمان زمینشناسی ایالات متحده، خسارات اقتصادی را بیش از ۱۰ میلیارد دلار مدلسازی کرد. تحلیلگران بیمه اتکایی در شرکت Aon تلخترین پانوشت را ارائه دادند: خسارات بیمهشده کسری ناچیز از کل صورتحساب خواهد بود، اگر اصلاً فرض کنیم ونزوئلا پوشش بیمه زلزله دارد.
کمکهای وعدهدادهشده بسیار ناچیزند
در برابر این ارقام، کمکهای وعدهدادهشده مانند بادام زمینی به نظر میرسند. واشنگتن ۱۵۰ میلیون دلار به ونزوئلا متعهد شد که از طریق گروههای مذهبی و نهادهای سازمان ملل هدایت میشود، و بسته بزرگتری با مبلغ ۹ رقمی وعده داده شده است. بانک توسعه آمریکای لاتین و کارائیب ۳۰۰ هزار دلار کمک بشردوستانه متعهد شد و صندوق بازسازی را با ۱ میلیون دلار اولیه راهاندازی کرد. یونیسف میگوید برای واکنش به زلزلهها به ۵۲ میلیون دلار نیاز دارد اما تاکنون تنها توانسته ۳.۵ میلیون دلار جمعآوری کند.
این هزینهها بر اقتصادی وارد میشود که از قبل درهمشکسته است. ونزوئلا با ذخایر مالی تهیشده، بدهی عظیم، نهادهای ورشکسته بدون مشروعیت دموکراتیک، تورم مزمن و تقریباً هیچ تواناییای برای بسیج تلاشهای بازسازی در مقیاس بزرگ بهتنهایی، وارد این فاجعه شد.
در همین حال، کاراکاس پر از چادر میشود، زیرا هزاران آواره از دهها ساختمان آسیبدیده یا ویرانشده، هم در شهر و هم از لاسگوایرا، به پارکها و میدانهای عمومی نقل مکان میکنند. این تازه آغاز یک بحران گستردهتر است: کشور نه اعتبار دارد، نه بیمه قابل توجه، و جمعیتی دارد که برای تأمین مالی بازیابی خود بسیار فقیر است. دولتی در این وضعیت بهسرعت بازسازی نمیکند؛ بلکه ویرانه، فلاکت و بیقانونی را روی هم انباشته میکند.
ناامیدی در خیابانها از قبل به چیزی سیاسی تبدیل شده است. موجی از غارت، شهر کاتیا لا مار در لاسگوایرا را درنوردید؛ گزارشهای متعددی حاکی از آن بود که پلیس و سربازان نیز به دزدی پیوستند، بهویژه برای اشیای قیمتی از خانههای آسیبدیده و ویرانهها. (غارت در سناریوهای فاجعه نادر است و معمولاً نشانهای از فروپاشی اجتماعی پیشین است.) بازماندگان تهدید کردهاند که برای وادار کردن مقامها به ارائه امداد قویتر، جادهها را مسدود خواهند کرد.
مردم محلی، مقامهای دولتی را که فقط برای گرفتن عکس رسمی به ویرانهها آمده بودند، متوقف کرده یا کنار زدهاند، و شهروندان بارها نیروهای امنیتی را که ظاهراً سعی در دزدیدن کمکها و پولهای یافتشده در ویرانهها داشتند، سرزنش، با آنها درگیر و حتی کتک زدهاند. رودریگز بهطور گسترده مورد انتقاد قرار گرفته، زیرا امدادگران را به یک مراسم تلویزیونی دعوت کرد بهجای آنکه اجازه دهد به کار خود در لاسگوایرا ادامه دهند، و هنگام دیدار با قربانیان فاجعه، کاپشن مونکلری به ارزش بیش از ۱,۰۰۰ دلار به تن داشت.
این فاجعه طبیعی ممکن است بهزودی یک بحران سیاسی ایجاد کند، بهویژه در حالی که ماچادوی سرکش نشان میدهد که ممکن است بهزودی به کشور بازگردد. حتی پیش از لرزشها، دولت رودریگز بهشدت نامحبوب بود. بر اساس نظرسنجیهای ماه آوریل که توسط «اطلاساینتل»(AtlasIntel) برای بلومبرگ انجام شد، تنها ۳۱ درصد از ونزوئلاییها از مدیریت او رضایت داشتند. و چند هفته پیش از زلزلهها، نظرسنجی مؤسسه محلی دلفوس نشان داد ۸۷ درصد از ونزوئلاییها معتقدند تغییر سیاسی بسیار ضروری است.
تنها چند ماه پیش، مقامهای آمریکایی فکر میکردند رودریگز میتواند ثبات و بهبودی را در ونزوئلا تضمین کند. زلزلهها ثابت کردند که اشتباه میکردند. بدون دموکراتیزاسیون واقعی و تکنیکیسازی حقیقی نهادهای ونزوئلا — همان ماشینآلات کسلکننده و بیزرقوبرق دولتی که واقعاً کار میکند — ونزوئلای بازسازیشدهای در کار نخواهد بود. تنها یک ونزوئلای شکستهتر وجود خواهد داشت: چادرهای بیشتر، آوارهای بیشتر، و دلیلهای بیشتر برای خشمی که از قبل در خیابانهایش در حال انباشته شدن است.