جولیا فرانکل / آسوشیتدپرس
این مرگبارترین حمله گزارششده در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بود؛ حملهای که بیشتر قربانیان آن را کودکان تشکیل میدادند.
در تقریباً هر درگیری دیگری، چنین واقعیتهای تکاندهندهای در حافظه جمعی یک ملت حک میشد. اما اکنون، بیش از ۱۲۰ روز پس از آنکه دستکم یک موشک آمریکایی به یک مدرسه ابتدایی در ایران اصابت کرد، هنوز هیچ روایت نهایی و روشنی از آنچه رخ داده، ارائه نشده است.
دولت دونالد ترامپ تاکنون نه بهطور مستقیم مسئولیت این حمله را پذیرفته و نه نتایج تحقیقات پنتاگون درباره این بمباران را بهصورت رسمی منتشر کرده است؛ این در حالی است که به گفته یک مقام آمریکایی آگاه از موضوع ــ که به دلیل ادامه داشتن تحقیقات، به شرط ناشناس ماندن با خبرگزاری آسوشیتدپرس گفتوگو کرده ــ ارتش آمریکا تقریباً بلافاصله پس از حمله، شواهدی در اختیار داشت که نشان میداد محل اصابت، یک مدرسه بوده است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس با اتکا به اطلاعات منابع آزاد، تصاویر ویدئویی، گزارشهای نهادهای حقوق بشری و گفتوگو با پژوهشگران و شهروندان داخل و خارج از ایران، روایت این حمله را از صبح روز ۲۸ فوریه و از حیاط مدرسه بازسازی کرده است. این بازسازی، جزئیاتی را که پیشتر منتشر نشده بود درباره بمباران مدرسهای در میناب، از جمله تنوع پیشینه کودکانی که جان باختند، آشکار میکند.
با این حال، بسیاری از جزئیات این انفجار همچنان در هالهای از ابهام باقی مانده است. کمبود اطلاعات از سوی پنتاگون و سیاسی شدن این حمله از سوی حکومت جمهوری اسلامی، تلاشها برای انجام تحقیقات مستقل را با دشواری روبهرو کرده است. در نتیجه، خلأیی در زمینه پاسخگویی ایجاد شده و خانوادههای قربانیان همچنان بدون پاسخ و روشن شدن حقیقت ماندهاند. از جمله پرسشهای بیپاسخ، تعداد دقیق مهماتی است که به مدرسه اصابت کرده و نیز فهرست کامل جانباختگان.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، هفته گذشته در پاسخ به پرسشی درباره این حادثه گفت که گزارش پنتاگون را نخوانده و هیچ مدرکی ندیده که او را به این باور برساند که آمریکا این حمله را انجام داده است.
او گفت: «نمیدانم که آیا اصلاً بتوانند مشخص کنند تقصیر چه کسی بوده، چون موشکها از هر طرف در حال پرواز بودند. فکر نمیکنم کار ما بوده باشد.»
نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد نیز به درخواست آسوشیتدپرس برای اظهارنظر درباره این موضوع پاسخی نداد.
شواهد ویدئویی، مصاحبهها و منابع دیگر، تصویری کاملتر از حمله ارائه میدهند
این بازسازی بر پایه گفتوگو با مقامهای آمریکایی، فعالان حقوق بشر ایرانی، یکی از ساکنان میناب، نماینده بینالمللی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران و نیز پژوهشگران چندین سازمان معتبر بینالمللی حقوق بشری تهیه شده است.
چندین نفر از افرادی که با آسوشیتدپرس گفتوگو کردند، در ارتباط مستقیم با خانوادههای قربانیان و نیروهای امدادی بودند که بلافاصله پس از انفجار به محل حادثه شتافتند. بیشتر آنان به دلیل نگرانی از پیامدهای احتمالی برای خود و افرادی که با آنان در تماس بودند، خواستار ناشناس ماندن شدند.
معلمان از والدین خواستند برای بردن فرزندانشان بیایند؛ سپس بمب فرود آمد
صبح روز شنبه ۲۸ فوریه، که در ایران روز تحصیلی بود، آسمان شهر میناب در جنوبشرقی ایران ــ در حدود ۲۵ کیلومتری تنگه هرمز ــ صاف و آفتابی بود. ماه رمضان نیز در جریان بود.
دانشآموزان مدرسه «شجره طیبه» از میان دیوارنگارههای رنگارنگ حیاط مدرسه عبور کردند و وارد ساختمان شدند. دختران و پسران به بخشهای جداگانه هدایت شدند؛ کلاسهایی با میز و نیمکتهایی که با رنگهای شاد نقاشی شده بود.
به گفته شیوا امیریراد، نماینده بینالمللی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران که ۱۸ سال سابقه تدریس در ایران دارد و با افراد حاضر در میناب در تماس بوده است، این مدرسه یکی از بیش از ۳۰ مدرسهای بود که با نام «شجره طیبه» برای ارائه خدمات آموزشی به فرزندان خانوادههای وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یا دیگر نهادهای حکومتی تأسیس شدهاند.
او گفت اگرچه بیشتر مدارس ایران بر اساس دستورالعملهای تعیینشده از سوی جمهوری اسلامی فعالیت میکنند، مدارس «شجره طیبه» با هدفی آشکارتر برای بازتولید و تقویت جهانبینی سپاه پاسداران اداره میشوند. با این حال، او تأکید کرد که کودکان، فارغ از پیشینه خانوادگیشان، غیرنظامی محسوب میشوند و «هرگونه حملهای که مدرسهای را هدف قرار دهد، بدون هیچ تردیدی محکوم است.»
بر اساس ارزیابی آسوشیتدپرس از تصاویر ماهوارهای و نقشههای متنباز، این مدرسه در همان مجموعه محصور و دیوارکشیشدهای قرار داشت که یک پایگاه سپاه پاسداران نیز در آن واقع شده بود. این ساختمان پیشتر بخشی از همان پایگاه بود، اما بیش از یک دهه پیش با ایجاد حصار از آن جدا و به مدرسه تبدیل شد.
به گفته «گروه حقوق بشر بلوچستان»، اگرچه برخی از دانشآموزان این مدرسه فرزندان افسران سپاه مستقر در پایگاه مجاور بودند، اما شماری دیگر از کودکان ساکن میناب نیز در آن تحصیل میکردند؛ شهری که بیشتر جمعیت آن را بلوچهای سنیمذهب تشکیل میدهند؛ اقلیتی که به گفته این نهاد، همواره با سرکوب از سوی حکومت ایران مواجه بودهاند.
حضور صدها دانشآموز در ساختمان هنگام حمله
بر اساس این گزارش، تا زمانی که معلمان و مسئولان مدرسه، حدود ساعت ۹:۴۰ صبح، از آغاز بمباران تهران مطلع شدند، احتمالاً صدها دانشآموز در ساختمان حضور داشتند.
به گفته دو منبعی که با آسوشیتدپرس گفتوگو کردهاند، معلمان و مدیران مدرسه تشخیص دادند که بهتر است دانشآموزان را به خانه بفرستند. آنها از طریق تلفنهای ثابت با والدین تماس گرفتند و از آنان خواستند زودتر برای بردن فرزندانشان به مدرسه بیایند. گزارش تازه منتشرشده سازمان مستقل ایروارز (Airwars) مستقر در لندن، که درگیریهای مسلحانه را رصد میکند، نیز تأیید میکند که از والدین خواسته شده بود برای تحویل گرفتن فرزندان خود به مدرسه مراجعه کنند.
ساعت ۱۰:۱۵ صبح، رسانههای دولتی ایران اطلاعیهای منتشر کردند که بر اساس آن، مدارس سراسر کشور تعطیل شدند.
یکی از پدران که در فاصلهای کوتاه از مدرسه زندگی میکرد، بلافاصله برای بردن پسر ۱۰ سالهاش به مدرسه رفت. این روایت را یکی از ساکنان میناب که داستان چندین خانواده را برای آسوشیتدپرس نقل کرده، بیان کرده است. آسوشیتدپرس جزئیات این روایتها را با فهرستهای موجود از جانباختگان و نیز جدول زمانی رویدادهای آن روز که توسط نهادهای حقوق بشری تهیه شده، تطبیق داده و راستیآزمایی کرده است.

به گفته این شاهد، آن پدر در میان دانشآموزانی که منتظر رسیدن والدینشان بودند، دو تن از بستگان ۶ و ۷ ساله خود را نیز دید. از آنها پرسید آیا مایل هستند با او به خانه بروند، اما کودکان پاسخ دادند که نه؛ زیرا پدر خودشان در راه است.
او همراه پسرش مدرسه را ترک کرد و به سمت یک سوپرمارکت رفت. حدود ده دقیقه بعد، صدای انفجارها را شنید.
بر اساس تحلیل آسوشیتدپرس از تصاویر ماهوارهای، چندین مهمات به این مجموعه اصابت کرد و دستکم پنج ساختمان را هدف قرار داد. صدها کیلوگرم مواد منفجره باعث فروریختن ساختمان مدرسه شد.
بازوی کوچک کودکی که از میان آوار نمایان بود
آن پدر با شتاب به محل حادثه بازگشت؛ جایی که صحنهای آشفته و هولناک شکل گرفته بود. بر اساس ویدئوهایی که رسانههای دولتی ایران از لحظات پس از حمله منتشر کردند، مردم با فریاد و شیون در محل گرد آمده بودند و مردان در میان آوار دودگرفته با دستهای خود به جستوجوی پیکر قربانیان مشغول بودند.
سرانجام، آن پدر دو پیکر سوخته را دید که گمان میکرد متعلق به بستگان خردسالش باشد، اما شدت سوختگی به اندازهای بود که نتوانست با اطمینان آنها را شناسایی کند.
در همین حال، افراد بیشتری به محل حادثه میرسیدند. مردی از یکی از روستاهای سنینشین اطراف، پس از تماس هراسان مادر برادرزادهاش، برای یافتن او به مدرسه آمد؛ اما در میان آوار، پیکر بیجان کودک را پیدا کرد.
نیروهای امدادی در میان خرابهها کولهپشتیهای کوچک، نقاشیهای کودکان، مدادرنگیها و برگههای تکالیف مدرسه را پیدا کردند. در میان ویرانهها، بازوی کوچک کودکی به شکلی دلخراش از زیر آوار بیرون مانده بود.
به گفته «گروه حقوق بشر بلوچستان» که کارکنانش با دو خانواده از قربانیان گفتوگو کردهاند، امدادگران اندامها و نیمتنههای تکهتکهشده را به بیمارستان محلی منتقل میکردند. آسوشیتدپرس هنوز نتوانسته تعداد دقیق مهماتی را که مستقیماً به ساختمان مدرسه اصابت کردهاند، تأیید کند، اما شدت انفجار به اندازهای بود که بسیاری از بقایای اجساد بهقدری متلاشی شده بودند که امکان شناسایی آنها وجود نداشت.
به گفته یکی از ساکنان میناب، پزشکان بیمارستان تا پایان همان روز دستکم ۱۰۸ پیکر را شمارش کرده بودند، اما تأکید داشتند که این رقم احتمالاً کمتر از شمار واقعی قربانیان است.
تا روز بعد، رسانههای دولتی ایران از کشته شدن حدود ۱۵۰ نفر خبر دادند و اندکی بعد، آمار رسمی جانباختگان را ۱۶۸ نفر اعلام کردند.
«کودکان را شهید نامیدند»
سه روز پس از بمباران، تلویزیون دولتی ایران تصاویری از تجمع هزاران نفر در یکی از میدانهای اصلی میناب پخش کرد؛ جمعیتی که روبهروی سکویی بزرگ و تصویری از آیتالله روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، ایستاده بودند.
اگر مراسم تشییع نبود، ممکن بود این تجمع با یک راهپیمایی یا گردهمایی سیاسی اشتباه گرفته شود.
به گفته یکی از ساکنان میناب، همه والدین قربانیان، فارغ از قومیت یا مذهب، ملزم به حضور در این مراسم بودند. بیشتر زنان حاضر در جمعیت، چادر مشکی بر سر داشتند؛ پوششی که در جمهوری اسلامی مرسوم است، اما در میان بلوچها معمولاً در آیینهای سوگواری استفاده نمیشود.
به گفته این شاهد، ابتدا به خانوادهها گفته شده بود که اجازه خواهند داشت پیکر فرزندانشان را به روستاهای خود منتقل کنند و مراسم سوگواری را مطابق سنتهای خود برگزار کنند؛ اما در نهایت بسیاری از خانوادهها تصمیم گرفتند کودکانشان را در کنار یکدیگر به خاک بسپارند.
در تصاویری که با پهپاد ثبت و از رسانههای دولتی پخش شد، کارگران در زمینی خاکی مشغول حفر ردیفهایی از قبرهای کوچک، یکسان و بدون نشان بودند.
شیوا امیریراد در این باره گفت: «رسانههای دولتی روایتی را تبلیغ کردند که در راستای منافع سپاه پاسداران بود. از همین جا میتوان فهمید، چون این کودکان را “شهید” نامیدند.»
روایت این فاجعه، هر روز دشوارتر شد
بر اساس تحلیل سازمان ایروارز، حملات هوایی در روزهای بعد نیز سراسر ایران را دربر گرفت و در همان روزهای نخست، شمار اهدافی که مورد حمله قرار گرفتند، از آغاز بسیاری از عملیاتهای نظامی اخیر آمریکا یا اسرائیل ــ از جمله در غزه ــ بیشتر بود.
در حالی که خبرنگاران و نهادهای حقوق بشری برای ثبت و مستندسازی این بمبارانهای گسترده تلاش میکردند، در راستیآزمایی جزئیات حمله به میناب با مشکلات فراوانی روبهرو شدند. آنها هیچگونه دسترسی به محل هدف قرار گرفته نداشتند. محدودیتهای اعمالشده از سوی حکومت ایران نیز مانع ورود بیشتر خبرنگاران خارجی به کشور شده بود. افزون بر این، جمهوری اسلامی در نخستین روز جنگ اینترنت را قطع کرد؛ اقدامی که برقراری ارتباط با شهروندان عادی و دریافت روایتهای مستقل از داخل کشور را تقریباً ناممکن ساخت.
به گفته یکی از ساکنان میناب، با ادامه جنگ و تبدیل شدن تنگه هرمز به یکی از مهمترین میدانهای نبرد، وضعیت در استان نیز بهمراتب پرتنشتر شد. همه شاخههای نیروهای مسلح بهطور گسترده در منطقه مستقر شدند. خانوادههای قربانیان از بیم پیامدهای احتمالی، جرأت سخن گفتن نداشتند و گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه افرادی به دلیل تلاش برای برقراری ارتباط با رسانههای خارجی بازداشت شدهاند.
در چنین شرایطی، روایت رسمی از این حمله عملاً بهطور کامل در اختیار حکومت ایران قرار گرفت.

بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران هنگام ورود به رقابتهای جام جهانی فوتبال، نشانهای طلایی با عبارت «#۱۶۸» بر لباسهای خود نصب کرده بودند.
هیأت ایرانی که برای مذاکره با آمریکا درباره توقف موقت جنگ تشکیل شده بود، نام «میناب ۱۶۸» را برای خود برگزید.
همچنین، در ویدئوهای پربازدیدی که از سوی گروههای حامی جمهوری اسلامی و با هدف تمسخر آمریکا منتشر شد، کودکان جانباخته به صورت شخصیتهای کارتونی لگو به تصویر کشیده شدند.
سازمان عفو بینالملل در گزارشی که در ماه مارس درباره این حمله منتشر کرد، نوشت: «پس از این حمله، مقامهای ایرانی ... از رنج خانوادههای قربانیان و کودکانی که زنده مانده بودند، برای اهداف تبلیغاتی بهرهبرداری کردند.»
با وجود همه این تحولات، تاکنون هیچ فهرست عمومی و رسمی از اسامی جانباختگان منتشر نشده است.
پنتاگون سرنخها را در بایگانی خود یافت
در حالی که پژوهشگران امکان دسترسی به ایران را نداشتند، تمرکز خود را بر تعیین مسئولیت این حمله گذاشتند.
ایران، ایالات متحده را مسئول این بمباران دانست. دونالد ترامپ در مقابل، نقش آمریکا را زیر سؤال برد و انگشت اتهام را به سوی ایران گرفت. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، تنها اعلام کرد که پنتاگون در حال انجام تحقیقات است.
اما در داخل ساختار نظامی آمریکا، اطلاعات بیشتری از آنچه در ابتدا اعلام شده بود، وجود داشت؛ اطلاعاتی که در اسناد و بایگانیهای نظامی پنهان مانده بود.
به گفته یک مقام آمریکایی آگاه از روند تحقیقات ــ که به دلیل ادامه بررسیها نخواست نامش فاش شود ــ هنگامی که نخستین خبرها منتشر شد، ارتش آمریکا میدانست که در همان محدوده حملاتی انجام داده است. با این حال، زمان برد تا ادعای ایران مبنی بر هدف قرار گرفتن یک مدرسه را راستیآزمایی کند و تحقیقات رسمی را آغاز کند.
این مقام افزود که به نظر میرسد یکی از تحلیلگران اطلاعاتی، دستکم هفت سال پیش، ساختمانی را که مدرسه در آن مستقر بود به عنوان یک مرکز آموزشی شناسایی کرده بود؛ اما این اطلاعات به شکل مؤثر میان بخشهای مختلف اطلاعاتی و نظامی و نهادهای مسئول تبادل نشده بود.
در نتیجه، این ساختمان در میان افرادی که مسئول انتخاب و تعیین اهداف حمله بودند، به عنوان یک مدرسه شناخته نمیشد؛ موضوعی که به گفته این مقام، از وجود کاستیهای ساختاری در روند شناسایی، تحلیل و بازبینی اهداف نظامی حکایت دارد.
یکی دیگر از مقامهای پیشین پنتاگون که او نیز به شرط ناشناس ماندن سخن گفته است، اظهار داشت این بمباران تا حد زیادی نتیجه طبیعی تغییراتی بود که دولت ترامپ با هدف کاهش نیروهای مسئول کاهش تلفات غیرنظامیان اعمال کرد و نیز نتیجه تأکید پیت هگست بر افزایش قدرت و کشندگی عملیات نظامی.
به گفته وس برایانت، که در سال ۲۰۲۴ ریاست بخش ارزیابی آسیبهای وارده به غیرنظامیان را در «مرکز عالی حفاظت از غیرنظامیان» بر عهده داشت، پس از آنکه هگست مسئولیت وزارت دفاع را بر عهده گرفت، شمار کارکنان این مرکز ــ که به دستور کنگره آمریکا در اواخر سال ۲۰۲۲ تأسیس شده بود ــ بهشدت کاهش یافت.
او گفت در نتیجه این تصمیم، روند بهروزرسانی «فهرست اهداف ممنوعه» متوقف شد؛ فهرستی که شامل اماکن حفاظتشدهای مانند بیمارستانها، مدارس، کلیساها و مساجد است و پنتاگون برای جلوگیری از هدف قرار گرفتن آنها نگهداری میکند.
برایانت افزود زمانی که در پنتاگون مشغول به کار بود، همگان میدانستند که این فهرست مدتهاست بهروز نشده است.
جستوجو برای یافتن پاسخهای بیشتر درباره میناب
در هفتههای اخیر، پژوهشگران به پیشرفتهایی در روشن شدن ابعاد این حمله دست یافتهاند.
سازمان ایروارز (Airwars) پس از ماهها بررسی اطلاعات منابع آزاد، توانست هویت قربانیان را با دقت بیشتری شناسایی کند. این سازمان اسامی و مشخصات ۱۵۷ نفر از جانباختگان را تأیید کرده است؛ از جمله ۱۲۳ کودک که همگی ۱۳ ساله یا کمتر بودند و نیز ۳۴ بزرگسال.
در میان بزرگسالان، ۲۶ نفر از کارکنان مدرسه ــ که یکی از آنها باردار بود ــ و پنج نفر از والدین دانشآموزان حضور دارند؛ والدینی که هر یک دستکم یکی از فرزندان خود را در این حمله از دست دادهاند.
ایروارز شمار کشتهشدگان را بین ۱۵۷ تا ۱۶۸ نفر برآورد کرده و اعلام کرده است که بین ۹۵ تا ۱۱۱ نفر نیز زخمی شدهاند.
هنوز مشخص نیست نتایج رسمی تحقیقات ارتش آمریکا درباره حمله به میناب چه زمانی منتشر خواهد شد. بخش عمده تحقیقات به پایان رسیده، اما فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام)، که دستور انجام این بررسی را صادر کرده بود، همچنان در حال بررسی نهایی یافتههاست.
پیت هگست هفته گذشته گفت این گزارش «در زمان مناسب» منتشر خواهد شد.
این در حالی است که نتایج تحقیقات درباره حوادث مشابه در گذشته با سرعت بیشتری منتشر شده بود. برای نمونه، پس از آنکه یک موشک هلفایر در ۲۹ اوت ۲۰۲۱ باعث کشته شدن ۱۰ غیرنظامی در کابل، پایتخت افغانستان، شد، وزارت دفاع آمریکا کمتر از یک ماه بعد مسئولیت حمله را پذیرفت و جزئیات عملیات را منتشر کرد.
با این حال، شماری از اعضای کنگره آمریکا همچنان خواستار شفافیت بیشتر هستند.
مایک راوندز، سناتور جمهوریخواه ایالت داکوتای جنوبی و عضو کمیتههای نیروهای مسلح و اطلاعاتی سنای آمریکا، در گفتوگویی اخیر اظهار داشت که کنگره تاکنون اطلاعات کافی درباره این بمباران دریافت نکرده و انتظار دارد گزارش کاملی در این باره ارائه شود.
او تأکید کرد: «این موضوع هنوز پایان نیافته است.»