یواخیم کلمنت / خبرگزاری رویترز / ۱ ژوئیه ۲۰۲۶
جنگ بعدی ایران شاید زودتر از آنچه فکر میکنید از راه برسد
یک مرحله از جنگ ایران به پایان رسیده، اما شاید جهان یک وقفهی پیشاانتخاباتی را با صلحی پایدار اشتباه گرفته باشد. اهرم اقتصادی تهران احتمالاً تا انتخابات میاندورهای آمریکا در ماه نوامبر همچنان قوی خواهد ماند، اما ممکن است پس از شمارش آرا تضعیف شود و این موضوع خطر آغاز درگیری دوباره را افزایش میدهد.
در این فضای جدید و خطرناک، بقیه جهان چگونه میتواند خود را در موقعیتی قرار دهد تا بار دیگر قربانی ناخواسته این ماجرا نشود؟
هنوز مشخص نیست که آیا گفتوگوهای ۶۰ روزه میان آمریکا و ایران به یک توافق پایدار منجر خواهد شد یا نه – بهویژه با توجه به حملات تلافیجویانهای که در آخر هفته رخ داد.
اما آنچه برای بازارها بیشترین اهمیت را دارد این است که توافق موقت، جریان انرژی از طریق تنگه هرمز را احیا کرده؛ گذرگاه حیاتی انرژی که عملاً در طول درگیری بسته شده بود. همین موضوع باعث شد قیمت نفت خام به نزدیکی سطوح پیش از جنگ سقوط کند.
با این حال، زمان در حال گذر است.
از همان آغاز جنگ، بسیاری – از جمله خودم – استدلال میکردند که افزایش قیمت نفت، به همان اندازه موشکها و دیپلماسی، سیاستهای این درگیری را شکل خواهد داد. به نظر میرسد این پیشبینی اکنون به واقعیت پیوسته است.
شاید جنگ طولانیتر از انتظار شد، اما به نظر میرسد فشارهای اقتصادی و سیاسی بهشدت بر تصمیمات رئیسجمهور دونالد ترامپ تأثیر گذاشتهاند؛ چنانکه تمایل آمریکا برای اعطای بسیاری از خواستههای ایران، تنها در ازای بازگشایی تنگه، گواه آن است.
یک مهلت کلیدی برای دولت همیشه انتخابات میاندورهای آمریکا در ماه نوامبر بود – و این موضوع همچنان پابرجاست. پرسش اکنون این است که پس از رفتن رأیدهندگان به پای صندوقها، توازن قدرت بین واشنگتن و تهران چه تغییری خواهد کرد.
صلح، فعلاً
این جنگ آشکارا برای مردم آمریکا نامحبوب بود. بر اساس نظرسنجی Economist/YouGov، میزان محبوبیت خالص ترامپ از منفی ۱۷ در آغاز جنگ به منفی ۲۴ پیش از اعلام چارچوب آتشبس سقوط کرد و از آن زمان به منفی ۲۱ بهبود یافته است.
روشن است که افزایش قیمت انرژی نقش بزرگی در این افت داشت. میزان محبوبیت خالص ترامپ در موضوع تورم و قیمتها به زیر منفی ۴۰ سقوط کرده است.
اینکه دولت ترامپ اکنون تا چه اندازه میتواند خسارتها را جبران کند، تا حد زیادی به روند قیمت بنزین در چند ماه آینده بستگی دارد. طبق دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، قیمت بنزین در جایگاهها اکنون به حدود ۳.۹۰ دلار در هر گالن کاهش یافته، در حالی که در اوج درگیری به نزدیک ۴.۵۰ دلار رسیده بود.
اما اگر مذاکرات صلح شکست بخورد، این روند میتواند معکوس شود. تهران حتی شاید نیازی به بستن تنگه هرمز برای تأثیرگذاری بر قیمت انرژی نداشته باشد. کافی است معاملهگران را به این باور برساند که جریان نفت و گاز در خلیج فارس در خطر است. این صرف ریسک میتواند بهسرعت خود را در قیمت نفت خام و بنزین، هزینههای حملونقل، کودهای شیمیایی و هزینه نهادههای صنعتی نشان دهد. در سال انتخابات، این به ایران قدرت میدهد.
در حال حاضر، معاملهگران انرژی تمایل داشتهاند از درگیریهای جزئی میان آمریکا و ایران چشمپوشی کنند و نفت برنت حدود ۴۰ درصد از اوج دوران جنگ پایینتر آمده است. اما اگر به نظر برسد ایران دوباره آماده است «کارت هرمز» خود را بازی کند، این وضعیت ممکن است بهسرعت تغییر کند.
بازگشت ریسک
با این حال، پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در ۳ نوامبر، این توازن شکننده قدرت ممکن است بهطور قابلتوجهی تغییر کند.
اگر جمهوریخواهان کرسیهایی را از دست بدهند، ترامپ ممکن است با کنگرهای خصمانهتر یا دودستهتر روبهرو شود که تصویب بودجه و قوانین را دشوارتر میکند.
بر اساس دادههای نظرسنجی RealClear، دموکراتها در حال حاضر در نظرسنجی عمومی کنگره بیش از ۵ درصد پیشتاز هستند و بهطور گسترده اعتقاد بر این است که شانس بالایی برای بازپسگیری کنترل مجلس نمایندگان دارند؛ جایی که تنها به کسب خالص پنج کرسی نیاز دارند.
بنبست داخلی میتواند وسوسه ترامپ را برای جستجوی پیروزیهای سیاسی در خارج از کشور افزایش دهد؛ جایی که او میتواند با محدودیتهای کمتری از سوی کنگره یا دادگاهها اثرگذار باشد.
در حالی که به نظر میرسد ترامپ اکنون تمایل محدودی برای از سرگیری جنگ تمام عیار دارد، اما به دلیل توافق موقت که به نفع ایران است، هم در داخل و هم در خارج از کشور با انتقادات شدیدی مواجه شده است.
علاوه بر این، عقبنشینی سریع نفت برنت نشان میدهد که معاملهگران انرژی میتوانند بهسرعت ریسک سیاسی را نادیده بگیرند. این موضوع ممکن است فشار نظامی مجدد را پس از انتخابات میاندورهای جذابتر کند.
بنابراین ایران فعلاً دست بالا را دارد، اما اگر تا پاییز توافقی نهایی نشود – که با توجه به اختلاف عمیق طرفین بر سر مسائل کلیدی مانند برنامه هستهای ایران، احتمالش زیاد است – این وضعیت میتواند تغییر کند.
نتیجه این اهرمهای متغیر، جنگ دائمی نیست، بلکه ریسک مداوم است.
شرطبندی استراتژیک امنتر
این موضوع، واردکنندگان بزرگ انرژی – مانند اروپا و بخش عمدهای از آسیا – را در سالهای آینده در برابر جهشهای ناگهانی قیمت نفت و گاز و اختلال در عرضه کودهای شیمیایی و سایر کالاها آسیبپذیر میکند.
بهترین دفاع برای این کشورها ساده به نظر میرسد: کاهش سلطه سوختهای فسیلی وارداتی بر اقتصادشان.
به نظر میرسد اروپا این پیام را دریافت کرده است. پس از دو شوک انرژی در پنج سال، بسیاری از دولتهای منطقه در حال بازنگری در تولید داخلی نفت و گاز – بهعنوان یک راهحل کوتاهمدت – و تسریع سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر و هستهای هستند تا وابستگی خود به سوختهای فسیلی وارداتی را کاهش دهند.
بله، این تغییر، وابستگی به زنجیره تأمین چین – بازیگر مسلط در فناوریهای تجدیدپذیر – را افزایش خواهد داد. اما ماهیت این وابستگی با اتکای بیش از حد به انرژی وارداتی متفاوت است.
اگر واردات گاز و نفت قطع شود، نیروگاهها و پالایشگاههایی که به آنها وابستهاند فوراً تحت فشار قرار میگیرند. اما اگر چین صادرات سلولهای خورشیدی یا توربینهای بادی را محدود کند، مزارع خورشیدی و بادی موجود تا حد زیادی به کار خود ادامه خواهند داد. کدامیک شرطبندی استراتژیک امنتری است؟
شاید یک مرحله از جنگ ایران در حال پایان باشد، اما مبارزه طولانیتر ممکن است تازه شروع شده باشد – و کشورهای آسیبپذیر بهتر است خود را برای آن آماده کنند.