جرد مالسین و الوان قیویلجیم
والاستریت ژورنال / ۲۷ ژوئن ۲۰۲۶
حسین آشان، مدیر ۳۲ ساله کلوب شبانه «کوئین فستا»، در شهر مرزی وان ترکیه که پذیرای گردشگران ایرانی است، در اتاقی پوشیده از آینههای سیاه پشت میزی با شیشه مشکی نشسته و چای مینوشد؛ در حالی که مشتریانش از حوالی نیمهشب یکی پس از دیگری وارد میشوند.
زوجها از راه میرسند و خانوادههای کامل دور میزهایی که اطراف یک پیست رقص مرکزی چیده شدهاند جای میگیرند. گروهی از مردان روی مبلها کنار هم نشستهاند و متصدیان بار بطریهای «چیواس ریگال» را در سطلهای یخ قرار میدهند. دیجی پشت دستگاههای خود میایستد و موسیقی پرهیجانی را پخش میکند؛ آهنگهای فارسی و ترکی که همگی در یک فهرست پخش واحد در هم آمیختهاند.
آشان میگوید: «روحیه مردم حالا کمی بهتر شده است.»
چند روز پس از برقراری آتشبسی شکننده با آمریکا، ایرانیانی که از گذرگاه مرزی نزدیک شهر کوهستانی وان وارد ترکیه میشدند، از توقف درگیریها ابراز آسودگی میکردند؛ اما همزمان از شش ماه بیسابقه خشونت سیاسی و جنگ که کشورشان را به لرزه درآورده بود، حیرتزده بودند.
یک مدیر ۳۰ ساله شبکههای اجتماعی از تهران که زیر آفتاب در بیرون گذرگاه مرزی منتظر خودرویی بود تا او و دوستش را برای یک هفته خرید و تفریح شبانه به وان ببرد، گفت: «ما تازه از یک جنگ بیرون آمدهایم، پس میخواهیم کمی خوش بگذرانیم.»
آشان که در وان و در خانوادهای کرد با پیوندهای خانوادگی در دو سوی مرز به دنیا آمده است، میگوید این کلوب بزرگترین مرکز تفریحی ترکیه برای ایرانیان است. پیش از جنگ، هر شب حدود ۳۵۰ نفر ـــ عمدتاً گردشگران ایرانی ـــ در آن حضور پیدا میکردند. او گفت در دوران جنگ، کسبوکارش ۷۰ درصد افت کرد، اما اکنون دوباره در حال رونق گرفتن است.
دیجی باشگاه از حاضران خواست آهنگ مورد علاقهشان را درخواست کنند. جمعیت از پشت میزها فریاد زدند: «آذری! آذری!» دیجی نیز آهنگی آذربایجانی پخش کرد؛ انتخابی متناسب با جمعیت زیادی که از شمالغرب ایران آمده بودند.
آشان میگوید: «در ایران در رستورانها رقص وجود ندارد. انگار چیزی در درون مردم فریاد میزند که میخواهد برقصد.»
هفته گذشته دونالد ترامپ توافقی مقدماتی را برای پایان دادن به جنگ امضا کرد. هرچند این آتشبس همچنان شکننده است ـ زیرا آمریکا روز جمعه پس از آنکه ایران به یک کشتی در تنگه هرمز شلیک کرد، حملاتی علیه ایران انجام داد ـــ اما این توافق به ایرانیان فرصتی میدهد تا پس از یک سال فاجعه اقتصادی، سرکوب سیاسی و درگیریهای نظامی نفسی تازه کنند.
یک آسیبشناس(پاتولوژیست) از تبریز در مسیر شهر تفریحی آنتالیا در ساحل مدیترانه بود تا یک هفته را به تعطیلات بگذراند. این سفر پیشتر از طریق پرواز مستقیم انجام میشد، اما پروازها هنوز از پیامدهای جنگ به طور کامل بازیابی نشدهاند.
او میگوید: «امیدواریم جنگ تمام شده باشد. نمیدانیم فردا چه اتفاقی خواهد افتاد.»
در ماه ژانویه، نیروهای حکومتی ایران برای سرکوب اعتراضات ضدحکومتی که در پی بحران فزاینده اقتصادی کشور شکل گرفته بود، هزاران نفر از شهروندان خود را کشتند. پس از آن، ماهها جنگ از راه رسید؛ جنگی که بمبارانهای آمریکا و اسرائیل بارها مردم را از خواب بیدار کرد.
مردی در زیر آفتاب سوزان به سمت ساختمان مرزی میرفت؛ لنگلنگان و در حالی که دو چمدان را با زحمت حمل میکرد. این مرد ۵۸ ساله که سالها خارج از کشور زندگی کرده بود، در دوران جنگ به تهران بازگشته بود تا مطمئن شود مادر سالمندش در امنیت است.
در مدت حضورش در تهران، بمبی به ساختمان محل سکونتش اصابت کرد؛ یک طبقه بالاتر از واحد او. سقف فروریخت، دستش شکست و از ناحیه کمر و پا نیز آسیب دید. با وجود این جراحات، او گفت آمریکا یا اسرائیل را مسئول بمباران نمیداند.
او درباره رژیم گفت: «نه به این شکل، نه از طریق جنگ؛ اما بالاخره باید اتفاقی میافتاد. آنها مردم را میکشتند.»
وی افزود که در نوجوانی به عنوان داوطلب در جنگ ایران و عراق جنگیده و معتقد است آشفتگی سیاسی کشور همچنان ادامه خواهد داشت.
او گفت: «ماجرا تمام نشده است. خون جوانها به جوش آمده.»
حامیان و مخالفان رژیم
ضربه روحی ناشی از سرکوب ژانویه و همچنین کارزار بمباران آمریکا و اسرائیل، شکاف سیاسی در ایران را عمیقتر کرده است.
حامیان جمهوری اسلامی پس از آنکه رهبران تندروی کشور در برابر هزاران حمله هوایی مقاومت کردند، تنگه راهبردی هرمز را بستند و واشنگتن را وادار کردند برای دستیابی به توافق هفته گذشته امتیازهای دشواری بدهد، احساس پیروزی میکنند.
در مقابل، مخالفان حکومت از اینکه جنگ به سرنگونی نظام منجر نشد، به شدت ناامید شدهاند؛ سرنگونیای که در آغاز کارزار بمباران در ۲۸ فوریه، از اهداف اعلامشده ترامپ و نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، بود. هرچند جنگ هوایی به تنهایی معمولاً ابزار مؤثری برای براندازی حکومتها نیست، اما آرزوی آمریکا و اسرائیل برای سرنگونی رهبران مذهبی ایران، در میان برخی ایرانیان امید ایجاد کرده بود.
در کنار جاده منتهی به گذرگاه مرزی، رسول قربانی، مکانیک ۵۱ ساله اهل تبریز، همراه خانوادهاش در چادری نشسته و منتظر خودرویی بود که آنان را به وان ببرد. او گفت در دوران جنگ داوطلب پیوستن به نیروهای ذخیره ایران شده بود.
او گفت: «ایران در جنگ پیروز شد. ایران بینی آمریکا را به خاک مالید. ایران ونزوئلا نیست، عراق نیست، افغانستان نیست، غزه نیست. این سرزمین ماست.»
وی افزود: «ما بسیار خوشحالیم که نگذاشتیم آمریکاییها پا به خاک ایران بگذارند.»
مسافر دیگری که مدیر یک فروشگاه کفش در تهران بود، دیدگاه متفاوتی داشت و از نتیجه جنگ ناراضی بود.
او گفت: «ترامپ قول داده بود به مردم ایران کمک کند، اما به وعدهاش عمل نکرد. چه فایدهای دارد که جنگی را شروع کنند و بعد ناگهان متوقفش کنند؟»
ایرانیان آزادی میخواهند
یک مربی تناسب اندام و راهنمای گردشگری ۵۸ ساله که سوتی بر گردن داشت، نخستین گروه گردشگری خود را از زمان آغاز جنگ در ماه فوریه همراهی میکرد.
او گفت: «سال بسیار دشواری بود. ایرانیان هم مانند هر انسان دیگری در جهان آزادی میخواهند. ما میخواهیم آزادانه صحبت کنیم. اما اکنون نمیتوانیم.»
توافق آتشبس میان ترامپ و رئیسجمهور ایران، آغازگر دورهای تازه در ایران است؛ دورهای که در آن حکومت دینی کشور نه تنها از جنگ جان سالم به در برده، بلکه نفوذ خود را در خاورمیانه گسترش داده و آمریکا را وادار کرده است محاصره دریایی را لغو کند و بخشی از تحریمهای چندینساله را کنار بگذارد.
این توافق موجب بازگشت درآمدهای نفتی به خزانه دولت خواهد شد و تا حدی به اقتصاد بحرانزده ایران کمک میکند. جنگ همچنین مراکز قدرت در ایران را دگرگون کرده است. حملات هوایی اسرائیل، علی خامنهای، رهبر دیرپای جمهوری اسلامی، و شماری از مقامهای ارشد دیگر را کشت و زمینه شکلگیری نسخهای جدید از نظام را فراهم کرد که در آن نخبگان امنیتی سپاه پاسداران نقش پررنگتری دارند.
ایرانیانی که در مرز حضور داشتند میگفتند اکنون نیروهای سپاه و اعضای بسیج تقریباً همه جا در خیابانها دیده میشوند. حکومت اجرای سختگیرانه الزام پوشش موی زنان را تا حدی کاهش داده، اما همزمان برخورد با منتقدان را تشدید کرده و اعدام زندانیان سیاسی را افزایش داده است.
در ایستگاه قطار وان، زوجها و خانوادههایی که کودکان خود را همراه داشتند با تاکسی میرسیدند، چمدانهایشان را پیاده میکردند و برای سوار شدن به قطار ساعت ۹ شب آماده میشدند؛ قطاری که قرار بود آنها را یکشبه به تهران برساند.
آنها که از تعطیلات در ترکیه آفتابسوخته و نسبتاً آرامتر به نظر میرسیدند، با نگرانی از آنچه پس از بازگشت به خانه در انتظارشان است سخن میگفتند.
یک تکنسین ۲۷ ساله آزمایشگاه پزشکی از تهران گفت از پایان بمبارانها آسودهخاطر شده، اما اعتماد چندانی به دوام آتشبس ندارد.
او گفت: «نمیدانم چه کسی در جنگ پیروز شد، اما مردم بازنده بودند.»