سامیا نخّول / خبرگزاری رویترز / ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶
به گفته تحلیلگران، مقامهای پیشین آمریکایی و دیپلماتها، بزرگترین پیامد منفی توافق میان ایالات متحده و ایران ممکن است نه استراتژی اسرائیل در قبال ایران، بلکه برند سیاسیای باشد که بنیامین نتانیاهو طی دههها بهعنوان رهبری اسرائیل ساخته بود که بهطور منحصربهفرد قادر است واشنگتن را در موضوع ایران به سمت خواست خود هدایت کند.
نتانیاهو هویت سیاسی خود را بر این ادعای جسورانه بنا کرده بود که تنها او میتواند ایالات متحده و اسرائیل را در قبال ایران در یک مسیر راهبردی هماهنگ نگه دارد. او با جلب حمایت جمهوریخواهان، خود را تنها رهبر اسرائیلی معرفی میکرد که قادر است بر رؤسایجمهور متوالی آمریکا تأثیر بگذارد و تأکید داشت که تنها فشار نظامی مستمر میتواند تهران را مهار کند.
در اوج قدرتش، دیپلماتها او را «نجواگر آمریکا» توصیف میکردند — رهبر اسرائیلی که میتوانست با یک تماس تلفنی، محاسبات راهبردی واشنگتن را با دیدگاههای اسرائیل همسو کند. به گفته آنان، هیچ نخستوزیر اسرائیلی به اندازه او در کنگره آمریکا سخنرانی نکرده یا چنین سرمایه سیاسی پایداری در سراسر نظام سیاسی آمریکا ایجاد نکرده بود.
اما تحلیلگران میگویند توافق موقت واشنگتن و تهران برای پایان دادن به جنگی که آمریکا و اسرائیل در فوریه آغاز کردند، نشان میدهد این روایت اکنون معکوس شده است. به جای آنکه نتانیاهو سیاست آمریکا در قبال ایران را شکل دهد، او اکنون ناچار به پذیرش آن است، زیرا دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به دنبال راهحلی است که بهطور فزایندهای اعتراضهای اسرائیل را صرفاً بهعنوان محدودیت در نظر میگیرد.
به گفته دنیس راس، مقام پیشین آمریکایی، در داخل نیز وضعیت به همین اندازه دشوار است. او گفت نتانیاهو بهطور فزایندهای میان رئیسجمهوری در آمریکا که مصمم به پایان دادن به درگیری است و پایگاه داخلی خود که با هرگونه امتیازدهی — بهویژه در لبنان — مخالف است، گرفتار شده است. عقبنشینی میتواند واکنش سیاسی داخلی را در پی داشته باشد و تشدید تنش نیز خطر تقابل با واشنگتن را به همراه دارد.
جنگی که نتانیاهو امیدوار بود میراث او را بهعنوان رهبری که با ایران مقابله کرد تثبیت کند، ممکن است در عوض بهعنوان درگیریای به یاد آورده شود که یکی از منابع اصلی قدرت او را از بین برد. او که در سطح بینالمللی منزوی شده، از سوی نزدیکترین متحد خود محدود شده و در آستانه انتخابات پاییزی آسیبپذیر است، اکنون میبیند دارایی سیاسیای که بر پایه آن کارنامه خود را ساخته بود، به بزرگترین نقطه ضعفش تبدیل شده است.
در آغاز جنگ با ایران، نتانیاهو وعده «پیروزی نهایی» داده بود. اما نه فروپاشی نظام حاکم در ایران تحقق یافت، نه شکست حزبالله لبنان، و نه بازگشت امن ساکنان شمال اسرائیل.
آویو بوشینسکی، مشاور پیشین نتانیاهو، گفت: «توافق آمریکا و ایران ضربهای تعیینکننده به نتانیاهو است. او نهتنها جنگ با ایران را باخت، بلکه ترامپ را نیز بهعنوان دوست از دست داد. او اکنون نهفقط در سطح بینالمللی منزوی است، بلکه درگیر یک اختلاف جدی با ترامپ نیز شده است.»
دفتر نتانیاهو به درخواست برای اظهارنظر پاسخی نداد. نخستوزیر اسرائیل در یک نشست خبری در ماه جاری، رابطه خود با ترامپ را رابطهای میان دو شریک توصیف کرد که «در بسیاری موارد توافق دارند و گاهی هم اختلاف نظر». او گفت کارزاری سیستماتیک برای کماهمیت جلوه دادن «دستاوردهای عظیم» اسرائیل در برابر ایران و نیروهای نیابتی آن در جریان بوده است.
یک مقام کاخ سفید نیز اعلام کرد که ترامپ و نتانیاهو روابطی قوی دارند و نیروهای نظامی اسرائیل «شریکانی فوقالعاده» در جنگی بودهاند که «تواناییهای نظامی رژیم ایران را بهشدت تضعیف کرده است».
اختلافات علنی
به گفته تحلیلگران، اختلاف میان رهبران آمریکا و اسرائیل فراتر از روابط شخصی رفته و به شکافی فزاینده در اهداف تبدیل شده است: ترامپ به دنبال خروج از یک جنگ دیگر در خاورمیانه است، در حالی که نتانیاهو ادامه فشار بر ایران و متحد آن، حزبالله، را برای امنیت اسرائیل ضروری میداند.
واشنگتن بهطور مستقیم با تهران مذاکره کرده، درگیری لبنان میان اسرائیل و حزبالله مورد حمایت ایران را در چارچوبی گستردهتر گنجانده و سازوکارهایی برای مدیریت اختلافات آتشبس ایجاد کرده است — اقداماتی که به گفته سه منبع دیپلماتیک منطقهای، بهطور فزایندهای اسرائیل را از تصمیمگیریهای کلیدی کنار گذاشته است.
این منابع میگویند کشوری که زمانی نتانیاهو را یک میانجی ضروری میدانست، اکنون او را مانعی در برابر توافقی میبیند که مصمم به حفظ آن است.
ترامپ بهطور علنی عملکرد نظامی اسرائیل در لبنان را مورد انتقاد قرار داده، و جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، نیز بر ماهیت مشروط این رابطه تأکید کرده و به منتقدان اسرائیلی توافق هشدار داده است که «تنها متحد قدرتمندی را که در جهان برایشان باقی مانده، مورد حمله قرار ندهند.»
دو مقام اسرائیلی آگاه از دیدگاههای نتانیاهو گفتند او نگران آن نیست که اظهارات علنی ترامپ و ونس به تغییرات ملموس در سیاست آمریکا نسبت به اسرائیل، مانند تأخیر در ارسال تسلیحات، منجر شود — حتی اگر اسرائیل به عملیات نظامی در لبنان ادامه دهد.
ترامپ نشان داده است که آماده است برای پیشبرد منافع آمریکا، اولویتهای اسرائیل را نادیده بگیرد. او در یک مصاحبه تلویزیونی در ماه جاری گفت: «اگر به نتانیاهو بگویم کاری انجام دهد، او آن را انجام میدهد.»
از دست رفتن پشتوانه جمهوریخواهان
علی واعظ از گروه بینالمللی بحران گفت ایران تلاش خواهد کرد شکاف در حال شکلگیری میان آمریکا و اسرائیل را گسترش دهد، با این استدلال که هر اقدام نظامی اسرائیل در لبنان تلاشی برای تخریب دیپلماسی ترامپ است؛ امری که کاخ سفید را ناگزیر میکند میان حمایت از متحد خود یا حفظ توافق یکی را انتخاب کند.
تحلیلگران آمریکایی میگویند آنچه موقعیت نتانیاهو را تا این حد شکننده کرده، از دست رفتن «شبکه ایمنی» اوست.
او سالها از حمایت جمهوریخواهان بهره میبرد و از آن بهعنوان اهرمی برای جبران تنشها با دولتهای دموکرات استفاده میکرد، و حتی توافق هستهای ایران در سال ۲۰۱۵ در دوران باراک اوباما را از تریبون کنگره بهطور علنی محکوم کرده بود. اما به گفته این تحلیلگران، جمهوریخواهان حاضر نخواهند بود به خاطر نتانیاهو در برابر ترامپ بایستند.
در این چارچوب، پیامدهای توافق آمریکا و ایران به محاسبات راهبردی اصلی نتانیاهو نیز تسری مییابد. او آینده سیاسی خود را بر دو هدف بنا کرده بود: تضعیف — یا حتی سرنگونی — رهبری دینی ایران، و عادیسازی روابط با عربستان سعودی از طریق گسترش «توافقهای ابراهیم».
هیچیک از این اهداف محقق نشده است. رهبران ایران از این درگیری با موقعیتی تثبیتشدهتر خارج شدهاند و دست دادن با عربستان همچنان دور از دسترس است.
در سراسر منطقه، نشانههای بازتنظیم سیاستها از هماکنون قابل مشاهده است. کشورهایی که نتانیاهو امیدوار بود به آنها نزدیک شود — با عربستان بهعنوان مهمترین هدف — اکنون در حال اتخاذ سیاستهای احتیاطی هستند، روند عادیسازی روابط با اسرائیل را کند کرده و در عین حال با احتیاط کانالهای ارتباطی با تهران را بازگشایی میکنند.
به گفته منابعی در کشورهای خلیج فارس، منطقی که توافقهای ابراهیم بر آن استوار بود، در پی جنگ غزه، مسئله حلنشده الحاق کرانه باختری، و این برداشت فزاینده که اسرائیل تحت رهبری نتانیاهو ممکن است بیش از آنکه دارایی باشد، به یک عامل پرهزینه در نظم منطقهای در حال شکلگیری تبدیل شود، تضعیف شده است.
یک مقام ایرانی نیز گفت تلاش نتانیاهو برای گسترش توافقهای ابراهیم تضعیف شده و چندین کشور اکنون به دنبال جایگاهی در چارچوبی هستند که در حال شکلگیری و همسو با ایران است.
او افزود: «این فقط یک پیروزی برای ایران نیست؛ بلکه یک شکست برای نتانیاهو است.» جمهوری اسلامی نهتنها دوام آورده، بلکه بهعنوان بازیگری با نفوذ بیشتر در منطقه ظاهر شده است.