فرانسیس فوکویاما
دونالد ترامپ در هشتادمین سالگرد تولد خود اعلام کرد که توافقی حاصل شده که بر اساس آن یک آتشبس ۶۰ روزه برقرار خواهد شد. جزئیات دقیق این توافق هنوز بهطور رسمی منتشر نشده است. اما بر اساس گزارشها، ظاهراً این توافق شامل توقف حملات در لبنان، بازگشایی تنگه هرمز — به گفته ترامپ «برای همیشه بدون عوارض» — و لغو محاصره دریایی بنادر ایران توسط ایالات متحده است. او این اقدام را یک پیروزی مهم توصیف کرد و در همین راستا از شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، و ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، برای کمک به تحقق آن تمجید کرد.
این «توافق» در واقع هیچ شباهتی به یک توافق ندارد. اگر گزارشها دقیق باشند، این اقدام در حقیقت به معنای تسلیم کامل ایالات متحده در برابر ایران است. این توافق عملاً شرایط را به فوریه بازگرداند؛ زمانی که تنگه هرمز باز بود و ایالات متحده و اسرائیل هنوز حملات خود به جمهوری اسلامی را آغاز نکرده بودند. در واقع، این توافق تنها مشکلی را حل کرد که خود ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با آغاز جنگ به وجود آورده بودند.
در عین حال، تمامی اهدافی که دولت ترامپ طی سه ماه گذشته برای توجیه جنگ مطرح کرده بود، به مذاکرات آینده موکول شدهاند:
▪️نه تغییری در رژیم رخ داده و نه «تسلیم بیقید و شرطی» صورت گرفته است؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حتی بیش از گذشته کنترل کشور را در دست دارد؛
▪️هیچ تعهدی از سوی ایران برای واگذاری ذخایر اورانیوم غنیشده خود وجود ندارد؛
▪️هیچ تعهدی برای توقف غنیسازی اورانیوم — چه بهصورت فوری و چه در تاریخی مشخص در آینده — ارائه نشده است؛
▪️هیچ تعهدی برای پایان دادن به حمایت ایران از گروههای همپیمان منطقهای مانند حوثیها یا حزبالله وجود ندارد؛
▪️هیچ توافقی درباره کاهش سرکوب خشونتآمیز معترضان از سوی ایران حاصل نشده است.
«یادداشت تفاهم» (MOU) گزارششده، تمامی مسائل مورد اختلاف را به مذاکراتی موکول میکند که قرار است در طول این آتشبس ۶۰ روزه انجام شود. ترامپ اینگونه وانمود کرد که این مسائل پیشاپیش حلوفصل شدهاند، اما اگر چنین بود، چرا در متن یادداشت تفاهم گنجانده نشدهاند؟ بسیار بعید است که ایران در طول دو ماه آینده در این موارد کوتاه بیاید، چرا که این مسائل به هویت بنیادی نظام مربوط میشوند.
ترامپ اعلام کرد که اگر ایران با این شروط باقیمانده موافقت نکند، جنگ را از سر خواهد گرفت و حتی ممکن است ایالات متحده را در ازای دریافت ۲۰ درصد از درآمدهای منطقه، به «نگهبان خاورمیانه» تبدیل کند. دشوار است که بگوییم این پیشنهاد از دید کشورهای خاورمیانه — از جمله متحدان آمریکا مانند عربستان سعودی یا امارات متحده عربی که در این صورت باید بهطور مستقیم هزینه حفاظت آمریکا را بپردازند — مضحکتر است، یا از منظر افکار عمومی در داخل ایالات متحده، جایی که بسیاری خواهان پایان هرچه سریعتر درگیریهای منطقهای هستند.
یادداشت تفاهمی که ترامپ آن را جشن گرفت، از توافق سال ۲۰۱۵ اوباما نیز ضعیفتر است — توافقی که ترامپ پیشتر بارها بهشدت از آن انتقاد کرده بود. توافق اوباما ایران را برای مدت ۱۵ سال از غنیسازی اورانیوم بیش از ۳.۶۷ درصد (بسیار پایینتر از سطح ۹۰ درصد مورد نیاز برای ساخت سلاح هستهای) منع میکرد و سازوکارهای مشخصی برای خروج اورانیوم غنیشده از ایران در نظر داشت. اجرای این تعهدات تحت نظارت بازرسان بینالمللی بود و ایران تا زمانی که ترامپ از توافق خارج شد، به آن پایبند بود. انتقاد اصلی تندروهای آمریکایی از این توافق آن بود که به موضوع حمایت ایران از نیروهای نیابتی منطقهای نمیپرداخت و از همان ابتدای توافق، تخفیفهای تحریمی ارائه میداد.
در مقابل، یادداشت تفاهم گزارششده ترامپ هیچ محدودیتی برای توانمندیهای هستهای ایران قائل نمیشود و هیچ تعهدی در مورد نیروهای نیابتی منطقهای ارائه نمیدهد. همچنین پیشبینی اعمال تحریم در صورت عدم امتیازدهی ایران تا پایان دوره ۶۰ روزه را در بر ندارد، در حالی که مقامات ایرانی اعلام کردهاند بدون دریافت چنین امتیازاتی، وارد مذاکرات نهایی نخواهند شد. بنابراین، توافق ادعایی ترامپ بهمراتب دستاورد کمتری نسبت به توافق اوباما دارد.
بهوضوح پیداست که ترامپ تحت فشار داخلی ناشی از افزایش قیمت نفت و تورم، ناگزیر شده است به هر قیمتی تنگه هرمز را بازگشایی کند. با توجه به اینکه تمایلی به اعزام نیروهای زمینی به ایران ندارد، در شش هفته گذشته ابزار چندانی برای وادار کردن ایران به امتیازدهی بیشتر در اختیار نداشته است. از اینرو، او عقبنشینی را انتخاب کرده و بازگشت به وضعیت پیش از جنگ — پیش از ۲۸ فوریه — را پذیرفته است.
بدون تردید، بازگشایی تنگه هرمز به نفع جهان خواهد بود. شاید بتوان هواداران سرسخت جنبش «ماگا» را قانع کرد که ترامپ یک توافق درخشان حاصل کرده و به پیروزی بزرگی دست یافته است. اما سایرین بهخوبی درک خواهند کرد که قدرتمندترین کشور جهان توسط رئیسجمهوری بیکفایت و ناآگاه اداره میشود که اگر تصور کند به نفع خودش است، هزینههای سنگینی را هم بر سایر کشورها و هم بر مردم خود تحمیل خواهد کرد.
منبع: persuasion.community