صنم ماحوزی، شیرین حکیم و یگانه تربتی / نیویورک تایمز / ۱۵ ژوئن ۲۰۲۶
پس از سالی که برای ایرانیان با دو جنگ ویرانگر، اعتراضات گستردهای که توسط حکومت سرکوب شد و فروپاشی اقتصادی همراه بود، حضور ایران در جام جهانی نتوانسته است شور و هیجان چندانی در جامعه ایجاد کند یا موجب همبستگی ملی شود.
برخی ایرانیان تیم ملی فوتبال را نماینده حکومتی سرکوبگر میدانند. برخی دیگر بازیکنان را مایه افتخار ملی تلقی میکنند که باید فراتر از سیاست قرار گیرند. اما احساس غالبی که در روزهای اخیر در گفتوگو با ایرانیان دارای دیدگاههای سیاسی گوناگون مطرح شده، خستگی و سرخوردگی است.
به نظر میرسد مشکلات مردم ایران آنقدر عمیق و گسترده شده که حتی دیدن تیم ملی کشورشان در بالاترین سطح یکی از محبوبترین ورزشهای جهان نیز نمیتواند برایشان سرگرمی یا گریز موقتی از واقعیتهای تلخ زندگی فراهم کند.
ایمان، ۳۸ ساله و ساکن تهران، که گفت از تیم ملی ایران حمایت نخواهد کرد، اظهار داشت: «دیگر مردم احساس غرور نمیکنند.»
او مانند برخی دیگر از مصاحبهشوندگان این گزارش از ذکر نام کامل خود خودداری کرد، زیرا نگران پیامدهای احتمالی از سوی حکومت بود.
او افزود: «مردم آنقدر مشکل و گرفتاری دارند و با چالشهای زیادی دستوپنجه نرم میکنند که این موضوع فوتبال واقعاً برایشان مسئله مهمی نیست.»
ایرج، ۴۸ ساله و دیگر ساکن تهران، گفت که از تیم ملی حمایت خواهد کرد. اما به گفته او: «همه آنقدر درگیر مسائل دیگر هستند که فوتبال واقعاً نمیتواند مردم را متحد کند.»
نخستین دیدار ایران قرار است دوشنبه ساعت ۹ شب به وقت شرق آمریکا در لسآنجلس و مقابل نیوزیلند برگزار شود.
یک سال پیش در همین روزها ایران زیر بمباران قرار داشت؛ زمانی که اسرائیل حملهای ۱۲ روزه را با هدف نابودی برنامه هستهای ایران و تضعیف توان نظامی کشور آغاز کرد. شش ماه بعد، ایران شاهد اعتراضات گستردهای شد که در پی وخامت اوضاع اقتصادی شکل گرفت و به سرعت به مطالباتی برای پایان دادن به حکومت دینی کشور تبدیل شد. مقامهای حکومتی با یکی از مرگبارترین سرکوبها در تاریخ معاصر ایران به این اعتراضات پاسخ دادند. بر اساس گزارش «خبرگزاری فعالان حقوق بشر» (HRANA) مستقر در آمریکا، نزدیک به ۶۵۰۰ نفر از معترضان کشته شدند.
سپس در ماه فوریه، ایالات متحده و اسرائیل یک کارزار گسترده هوایی علیه ایران آغاز کردند که رهبران کشور را هدف قرار داد، به زیرساختهای کلیدی آسیب رساند و موجب کشته شدن غیرنظامیان شد. دولت ایران برای ماهها دسترسی به اینترنت را محدود کرد و شمار زیادی از مخالفان را بازداشت و اعدام کرد. قیمت کالاهای اساسی نیز چنان افزایش یافته که بسیاری از مردم حتی برای تأمین سادهترین مواد غذایی با مشکل مواجه شدهاند.
مجموع این رویدادها فضایی مسموم و ناامیدکننده ایجاد کرده است؛ فضایی که در آن افراد اندکی انگیزه دارند با شور و اشتیاق عملکرد تیم ملی در جام جهانی را دنبال کنند.
هستی، دانشجوی ۲۶ ساله دانشگاه در تهران، گفت: «این روزها نگرانیهای بسیار مهمتری دارم و برخلاف سالهای گذشته، جام جهانی کماهمیتترین موضوع برای من است.»
او افزود: «گفتوگوها، زمزمهها و نگرانیهای مردم این روزها را میتوان در چند کلمه خلاصه کرد: فقر، فساد حکومت، تورم، آتشبس یا جنگ، و آیندهای نامطمئن از نظر اقتصادی و سیاسی.»
هستی نیز مانند برخی دیگر از ایرانیان، اعضای تیم ملی را نمایندگان حکومت دینی ایران میداند و معتقد است آنان در سرکوب مخالفان سهیم بودهاند.
او گفت: «نسبت به تیم ملی احساس نفرت دارم. آنها این تصور را عادیسازی میکنند که این نظام در ایران مشروعیت دارد.»
در مقابل، برخی دیگر معتقدند نباید از بازیکنان انتظار داشت که با اظهارنظرهای سیاسی، شغل یا حتی آزادی خود را به خطر بیندازند. بسیاری از اعضای تیم ملی از خانوادههای کمدرآمد برخاستهاند و برای رسیدن به بالاترین سطح فوتبال فداکاریهای زیادی کردهاند.
مهدی طارمی، مهاجم تیم ملی ایران، روز یکشنبه در یک نشست خبری گفت: «ما به عنوان فوتبالیست اینجا هستیم تا همه را متحد کنیم. تمام تلاش ما این است که همه مردم ایران را خوشحال کنیم.»
فوتبال در ایران از دیرباز با سیاست درآمیخته بوده و تحت کنترل شدید دولت قرار دارد. رئیس فدراسیون فوتبال ایران، مهدی تاج، از فرماندهان ارشد پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است؛ نیروی نظامیای که مسئول دفاع از نظام روحانیت حاکم بر کشور است.
در سال ۲۰۰۹، زمانی که میلیونها ایرانی در قالب «جنبش سبز» برای اعتراض به آنچه انتخاباتی مهندسیشده میدانستند به خیابانها آمدند، چند بازیکن تیم ملی در یک مسابقه مهم با بستن مچبندهای سبز، ظاهراً حمایت خود را از معترضان نشان دادند. بعدها گزارش شد که برخی از آن بازیکنان از حضور در تیم ملی محروم شدهاند، هرچند مقامهای ایرانی هرگونه اقدام انضباطی را رد کردند.
در جریان جام جهانی ۲۰۲۲، برخی ایرانیان آشکارا از شکست تیم ملی مقابل آمریکا ابراز خوشحالی کردند. آن مسابقه تنها چند هفته پس از آن برگزار شد که ژینا/مهسا امینی به دلیل پوشش خود بازداشت و در بازداشتگاه پلیس موسوم به «گشت ارشاد» جان باخت؛ رویدادی که موجی از اعتراضات گسترده را در سراسر کشور به راه انداخت.
امسال سردار آزمون، مهاجمی که در دو دوره جام جهانی حضور داشته و یکی از بهترین گلزنان تاریخ فوتبال ایران به شمار میرود، از فهرست نهایی تیم ملی کنار گذاشته شد.
آزمون که در یک باشگاه اماراتی بازی میکند، در دوران جنگ و همزمان با حملات ایران به داخل خاک امارات متحده عربی، تصویری از خود در کنار رهبران اماراتی منتشر کرد. خبرگزاری فارس، رسانه نزدیک به سپاه پاسداران، در ماه مارس این اقدام را «خیانت به کشور» توصیف کرد و گزارش داد که او به همین دلیل از تیم ملی کنار گذاشته شده است.
امید معماریان، پژوهشگر مسائل ایران در اندیشکده سیاست خارجی «دموکراسی برای جهان عرب اکنون» (DAWN) در واشنگتن، گفت: «تردیدی نیست که حکومت تلاش خواهد کرد همانند گذشته از حضور تیم ملی در جام جهانی بهرهبرداری سیاسی کند.»
او افزود: «اما بسیاری از ایرانیان میان تیم ملی و حکومت تمایز قائل میشوند. از نگاه آنان، حضور در جام جهانی بخشی از تاریخ ورزشی کشور است که مدتها پس از رفتن دولتهای مختلف باقی خواهد ماند.»
بسیاری از ایرانیان هنوز خاطرات خوش دوران طلایی فوتبال ایران از اواسط دهه ۱۹۹۰ تا اواسط دهه ۲۰۰۰ را به یاد دارند؛ زمانی که تیم ملی پیروزیهای بهیادماندنی مقابل کره جنوبی و آمریکا کسب کرد و به جام جهانی ۱۹۹۸ راه یافت. در آن دوران، مردم بهطور خودجوش در خیابانها جشن میگرفتند.
در همان سالها، جوانان امید زیادی داشتند که بتوان از طریق انتخابات و فعالیتهای مدنی، حکومت را بهتدریج به نظامی نمایندهتر و پاسخگوتر تبدیل کرد. اما برای بسیاری از مردم، آن امیدها به ناامیدی تبدیل شده و فضای سیاسی ایران بیش از پیش دچار شکاف شده است.
محسن، بازرگان ۲۹ ساله ساکن اصفهان، گفت: «احساس من نسبت به تیم ملی دیگر مثل گذشته نیست. همه چیز تغییر کرده است.»
او افزود: «زندگی سختتر شده و از نظر روحی حال خوبی نداریم.»
با این حال، او گفت همچنان دوست دارد تیم ملی پیروز شود، اما حاضر نیست برای تماشای مسابقات زحمت خاصی به خود بدهد.