فرناز فصیحی / نیویورک تایمز / ۷ ژوئن ۲۰۲۶
زمانی که اسرائیل و ایالات متحده در اواخر فوریه به ایران حمله کردند، برخی از مخالفان جمهوری اسلامی امیدوار بودند که این حمله به دههها حکومت دینی در کشور که آن را سرکوبگر میدانستند پایان دهد.
اما اکنون، پس از حملات ویرانگر و در حالی که آتشبس در وضعیتی متزلزل قرار دارد، آن امیدها از میان رفته است. جای آن را احساس سرخوردگی و ناامیدی گرفته؛ احساسی که از گزارشها درباره کشته شدن ۱۷۰۰ غیرنظامی، ویرانی گسترده و فروپاشی اقتصادی ناشی میشود و زندگی روزمره را به نبردی برای بقا تبدیل کرده است.
آتشبس تا حدی از بمبارانها کاسته و آرامش نسبی ایجاد کرده است، اما روز یکشنبه این آتشبس بیش از پیش متزلزل به نظر میرسید؛ زیرا ایران موج تازهای از موشکهای بالستیک را به سوی اسرائیل شلیک کرد. مقامهای ایرانی این اقدام را پاسخی به حملات اسرائیل در لبنان دانستند، اما این حملات بار دیگر سایه احتمال واکنش تلافیجویانه اسرائیل علیه ایران را بر سر کشور انداخت.
فراتر از درگیریهای نظامی، یک جنگ اقتصادی نیز باعث شده است که قیمت کالاهای اساسی به شکل سرسامآوری افزایش یابد. فلج شدن صنایع حیاتی و بسته شدن عملی تنگه هرمز ــ مسیر اصلی تجارت برای ارزشمندترین کالای صادراتی ایران یعنی نفت ــ اقتصادی را که پیش از این نیز با مشکلات جدی روبهرو بود، به سقوطی آزاد کشانده است.
گفتوگوهای صلح که گاه آغاز و گاه متوقف میشوند، همراه با اعلامهای مکرر ایالات متحده مبنی بر پایان جنگ در حالی که جنگ عملاً پایان نیافته، به گفته بیش از ۲۰ ایرانی ساکن تهران، اصفهان، اهواز و مشهد که در روزهای پیش از حملات روز یکشنبه از طریق اپلیکیشنهای صوتی با آنان گفتوگو شده، هم حامیان و هم مخالفان حکومت را دچار سردرگمی و اضطراب کرده است.
ضربهای تلخ و تحقیرآمیز
کیمیا، طراح ۲۵ سالهای از تهران، در گفتوگویی گفت: «عصبانی هستم. احساس تنهایی میکنم. ما اصلاً برای دنیا اهمیتی نداریم؛ فقط به عنوان ابزاری برای جنگ و مذاکره دیده میشویم، در حالی که ما انسان هستیم.»
برای برخی از کسانی که مشتاق تغییر حکومت بودند، اطلاع از این موضوع که اسرائیل و ایالات متحده در ابتدا قصد داشتند محمود احمدینژاد، رئیسجمهور پیشین و تندرو ایران، را به عنوان حاکم جدید کشور منصوب کنند، ضربهای تلخ و تحقیرآمیز بود. چندین نفر در گفتوگوها و همچنین در شبکههای اجتماعی گفتند که افشای این طرح از سوی روزنامه نیویورک تایمز باعث شد احساس کنند تنها تماشاگران یک بازی ژئوپلیتیکی هستند؛ بازیای که مستقیماً بر زندگی آنان اثر میگذارد.
آیتالله علی خامنهای، رهبر دیرپای جمهوری اسلامی، در نخستین روز جنگ فوریه در حملات هوایی کشته شد و از آن زمان پسرش جانشین او شده است.
امیرعلی، مهندس ۶۲ ساله ساکن تهران، در گفتوگویی پرسید: «همه اینها برای چه بود؟ کشور ما، فرودگاهها، جادهها و کارخانههایمان را به نام تغییر رژیم بمباران و نابود کردند تا احمدینژاد را بر سر کار بیاورند؟ این نشان میدهد که هدف هرگز بهتر یا آزادتر کردن ایران نبوده است.»
همانند دیگر ایرانیانی که با آنان مصاحبه شد، کیمیا و امیرعلی نیز برای جلوگیری از هرگونه پیامد احتمالی خواستند تنها با نام کوچکشان معرفی شوند.

آپارتمان ویرانشده در حملات ماه آوریل در تهران / عکس: آرش خاموشی/ پولاریس
برای ایرانیان، سالی پرآشوب و پرتلاطم بوده است. ایالات متحده و اسرائیل نخستین بار در ژوئن ۲۰۲۵ در جریان جنگی کوتاه به ایران حمله کردند و سپس از اواخر فوریه بار دیگر حملات خود را از سر گرفتند؛ حملاتی که کارخانهها، فرودگاهها، بنادر، پلها، دانشگاهها و محلههای مسکونی پرجمعیت را هدف قرار داد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اعلام کرده بود که هدف از این جنگ جدید ایجاد شرایطی برای کنار زدن حکومت ایران و تضمین عدم دستیابی این کشور به سلاح هستهای است.
به نظر میرسد مذاکرات برای پایان دادن به درگیریها در بنبست قرار گرفته است و یکی از اصلیترین نقاط اختلاف، مسئله تنگه هرمز است.
تصویری بسیار تیره و نگرانکننده
ایران از آغاز جنگ تا اواخر ماه مه دسترسی عمومی به اینترنت را قطع کرده بود و دلیل این اقدام را ملاحظات امنیت ملی عنوان میکرد. اکنون که شمار بیشتری از مردم دوباره به شبکههای اجتماعی بازگشتهاند، امکان ارتباط با جهان خارج و همچنین با یکدیگر را پیدا کردهاند. پیامهایی که منتشر میکنند تصویری بسیار تیره و نگرانکننده ارائه میدهد.
یک استاد بازنشسته در تهران که منتقد حکومت است، در گفتوگویی اظهار داشت که مردم عملاً از امید به تغییر سیاسی دست کشیدهاند و تمام تمرکزشان بر گذران زندگی روزمره و بقا معطوف شده است. مدیر یک کارخانه تولید بطری پلاستیکی در نزدیکی مشهد گفت که به دلیل کمبود مواد اولیه ناشی از حملات هوایی اسرائیل به صنعت پتروشیمی ایران، تولید متوقف شده و تمامی کارکنان به مرخصی اجباری فرستاده شدهاند. یک پزشک در اصفهان نیز گفت داروخانهها در حال سهمیهبندی دارو هستند و وزارت بهداشت به پزشکان توصیه کرده است که به دلیل کمبودها، تنها داروهای ضروری را تجویز کنند.
امین افشار، رئیس کانون هموفیلی ایران، اخیراً به رسانههای ایرانی گفته است که کشور هیچ ذخیرهای از داروی مورد نیاز مبتلایان به این اختلال خونریزیدهنده ندارد و واردات این داروها نیز بهشدت دشوار شده است.
شبکههای اجتماعی در ایران مملو از روایتهای تلخ و تراژیک است. یکی از داستانهایی که بهطور گسترده منتشر شده، روایت حامد میرزایی است که نوشته در حمله هوایی اسرائیل به میدان رسالت تهران در ماه مارس، ۱۲ نفر از اعضای خانواده خود را از دست داده است. به گفته او، این حمله که منطقهای مسکونی و پرجمعیت را هدف قرار داد، تنها او را زنده گذاشت و همسر یکسالهاش، پدر و مادرش، پدربزرگ و مادربزرگش، داییاش، پسرعموها و دیگر بستگانش همگی جان باختند؛ موضوعی که در پستهای اینستاگرامی او و گزارشهای رسانههای ایرانی نیز منعکس شده است.
آقای میرزایی در پستی که عکسهای مراسم ازدواجش را منتشر کرده بود، نوشت: «تا آخرین روزی که زنده باشم، اجازه نخواهم داد نام شما فراموش شود. از تکتک شما خواهم گفت. نخواهم گذاشت که بیهوده از دنیا بروید.»
بسیاری از ایرانیان ــ حتی آنهایی که با حکومت دینی مخالف بودهاند ــ میگویند با جنگ مخالفاند و به اندازه کافی رنج کشیدهاند. آنها بیش از پیش به مذاکرات دیپلماتیک به عنوان راهی برای ایجاد ثبات در کشور و اقتصاد چشم دوختهاند.
لیدا، کارشناس ۴۴ ساله محیط زیست در تهران که از مخالفان حکومت بوده است، گفت: «با توجه به شرایط فعلی، قطعاً از مذاکرات حمایت میکنم. ما جانهای زیادی را از دست دادیم و بخش بزرگی از زیرساختهایمان نابود شد. سرمایه انسانی زیادی را از دست دادهایم و صادقانه بگویم، فکر نمیکنم جنگ به نفع ما باشد.»
نظر بسیاری از ایرانیانی تغییر کرده است
تحلیلگران میگویند حملات هوایی گسترده باعث شده بسیاری از ایرانیانی که در ابتدا از جنگ حمایت میکردند، نظر خود را تغییر دهند.

یک دستفروش خیابانی در تهران، در کنار دیواری با پیامی ضد آمریکایی / عکس: آرش خاموشی/پولاریس برای نیویورک تایمز
اِلی گرانمایه، پژوهشگر ارشد شورای اروپایی روابط خارجی، گفت: «این لحظهای است که ایرانیان واقعیت موجود را ارزیابی میکنند و به محاسبه آنچه موفق بوده و آنچه شکست خورده میپردازند. پذیرفتن این واقعیت که حکومت، برخلاف همه امیدهای مخالفانش، همچنان تابآور باقی مانده، برای آنها بسیار تلخ است. حتی میتوان استدلال کرد که این وضعیت حکومت را نسبت به گذشته قدرتمندتر کرده است.»
به گفته تحلیلگران و شماری از افرادی که با آنان گفتوگو شده، اظهارات متناقض دونالد ترامپ درباره ایران نیز بر سردرگمی و خشم عمومی افزوده است. او در ابتدا گفت که کمک به معترضان ایرانی در راه است، اما سپس ایران و تمدن کهن آن را به نابودی تهدید کرد. ترامپ روز پنجشنبه در گفتوگو با رسانهها اظهار داشت که اگر توافقی با تهران حاصل شود، «باعث افتخار» او خواهد بود که با آیتالله مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، دیدار کند.
این اظهارنظر فوراً به تیتر خبرها در ایران تبدیل شد و کاربران شبکههای اجتماعی موجی از واکنشها و طنزها را منتشر کردند. برخی نیز به این موضوع اشاره داشتند که آیتالله خامنهای از زمان آغاز جنگ در انظار عمومی دیده نشده است. احمد مصدق در شبکههای اجتماعی نوشت: «خب، ۹۰ میلیون نفر در ایران هم دوست دارند ایشان را ببینند، اما متأسفانه چنین شانسی ندارند. حالا شما تازه از راه رسیدهاید و میخواهید از همه جلو بزنید؟»
اما هرچه جنگ طولانیتر میشود، برخی از حامیان حکومت نیز صبر خود را در برابر رهبرانشان از دست میدهند.
مهدی، کارمند ۵۲ ساله دولت، در گفتوگویی گفت که همراه همسر و فرزندانش در تجمعات حامی حکومت شرکت کرده است. اما او افزود که حقوقش تا نیمه ماه بیشتر دوام نمیآورد و دیگر توان خرید گوشت قرمز یا حتی مرغ برای خانوادهاش را ندارد.
مهدی گفت: «چند قلم جنس را از مغازه محله به صورت نسیه گرفتم. صاحب مغازه گفت هر وقت حقوق گرفتی حساب کن.» اما وقتی برای پرداخت بدهی بازگشت، «مبلغ بدهی دو برابر شده بود، چون قیمت همه چیز بالا رفته بود. همه از وضعیت اقتصادی عصبانی هستند و اگر دولت اوضاع را درست نکند، دردسر به وجود خواهد آمد.»
حامد، یکی دیگر از محافظهکاران حامی حکومت، نیز در گفتوگویی گفت: «افزایش قیمتها بین موافقان و مخالفان حکومت تفاوتی قائل نمیشود؛ همه ما را تحت تأثیر قرار داده است.»
مرکز آمار ایران هفته گذشته اعلام کرد که نرخ تورم نسبت به مدت مشابه سال گذشته جهش چشمگیری داشته است. بر اساس این گزارش، قیمت روغن خوراکی ۴۳۰ درصد، تخممرغ ۳۴۵ درصد، برنج ۲۸۷ درصد و شیر ۱۳۹ درصد افزایش یافته است.
صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در مؤسسه چتم هاوس، گفت: «هیچکس به آنها فکر نمیکند و نظراتشان را در نظر نمیگیرد.» او افزود ایرانیانی که در داخل کشور با آنها در تماس بوده، مدام از او میپرسند چه سرنوشتی در انتظارشان است. «آنها صرفاً قربانیان این منازعه هستند؛ منازعهای که فراتر از توان تأثیرگذاری و کنترل آنهاست.»