ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Sat, 06.06.2026, 10:09
ایران در اندیشه چشم‌انداز پرمخاطره صلح

پاتریک وینتور / گاردین / شنبه ۶ ژوئن ۲۰۲۶

ایران از هم‌اکنون خود را برای گذار پرمخاطره از وحدت دوران جنگ به صلحی پرتنش آماده می‌کند؛ صلحی که با ابرتورم، کوچک شدن ۱۰ درصدی اقتصاد، قطعی برق و درخواست‌ها از دولتی که خود را پیروز جنگ می‌داند برای پایان دادن به سرکوب بی‌سابقه مخالفان و منتقدان همراه خواهد بود.

در حالی که هنوز صلح به‌طور کامل تثبیت نشده است، بحث‌ها در درون حاکمیت درباره آینده ایران تازه در حال آشکار شدن است؛ اما به‌وضوح می‌توان دید که حاکمان کشور به این می‌اندیشند که پس از عبور از جنگ، چگونه از آزمون صلح نیز جان سالم به در ببرند.

در رسانه‌هایی مانند شبکه «آزاد» بحث‌های علنی درباره مسیرهای مختلف آینده ایران پس از جنگ جریان دارد. برخی طرفدار گشایش و بازتر شدن فضای کشور هستند و برخی دیگر، از جمله سعید اجرلو که به تیم مذاکره‌کننده ایران نزدیک است، معتقدند اکنون که تصور «ایران ضعیف» در ذهن غربی‌ها فرو ریخته، کشور باید توسعه خود را از مسیر استقلال و خوداتکایی دنبال کند.

بسیاری از تحولات به این بستگی خواهد داشت که آیا دونالد ترامپ واقعاً حاضر است با کاهش تحریم‌ها و پایان دادن به مسدودسازی دارایی‌ها، محاصره اقتصادی ایران را کاهش دهد یا نه. با این حال، تعداد اندکی از اقتصاددانان ایرانی باور دارند که چنین گشایشی بتواند بیش از بخش کوچکی از حدود ۲۷۰ میلیارد دلار (۲۰۰ میلیارد پوند) خسارت واردشده به اقتصاد کشور ــ شامل زیرساخت‌ها، مدارس، بخش انرژی، صنایع فولاد و مسکن ــ را جبران کند.

«همواره ممکن است با غافلگیری روبه‌رو شویم»

برخی تحلیلگران ایرانی، از جمله فؤاد حبیبی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه کردستان، نسبت به به‌کارگیری اصطلاحاتی مانند «فروپاشی اجتماعی» محتاط هستند؛ اما در عین حال آشکارا می‌گویند عواملی که به اعتراضات خونین ژانویه منجر شد، نه تنها برطرف نشده، بلکه در نتیجه جنگ تشدید نیز شده است.

او گفت: «حتی بدون دسترسی به آمار دقیق نیز کاملاً روشن است که بحران‌های اقتصادی و نارضایتی‌های معیشتی افزایش یافته‌اند. ما شاهد افزایش کم‌سابقه قیمت‌ها در نتیجه محاصره دریایی و پیامدهای جنگ هستیم. همچنین محدودیت‌های اینترنتی به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم دست‌کم دو میلیون نفر را بیکار کرده است.

«از آنجا که ما جامعه‌ای نداریم که اعتراضات در آن از طریق مجاری رسمی مانند احزاب، اصناف و اتحادیه‌ها بیان شود، همواره ممکن است با غافلگیری روبه‌رو شویم.»

او افزود: «انسجام کنونی در واقع ناشی از وجود یک عامل خارجی است؛ زیرا در برابر بمباران و ویرانی ناشی از دشمن، همبستگی داخلی شکل می‌گیرد. اما همان‌طور که هگل گفته است، لحظه‌ای که یک جبهه پیروز می‌شود، همان لحظه‌ای است که شکاف‌ها در درون آن آغاز می‌شود.»

اگر توافقی برای پایان دادن به جنگ حاصل شود، اقتصاد ایران در شرایط صلح با بالاترین نرخ تورم مواد غذایی از زمان جنگ جهانی دوم روبه‌رو خواهد شد. بر اساس آمار مرکز آمار ایران، نرخ تورم سالانه مواد غذایی در ماه مه به ۱۳۰ درصد رسیده است. تورم در بخش گوشت و مرغ نیز به ۱۷۶ درصد افزایش یافته است. کارشناسان حوزه سلامت حتی درباره افزایش سوءتغذیه، پوکی استخوان و اختلال در رشد کودکان هشدار می‌دهند؛ زیرا بسیاری از ایرانیان ناچار شده‌اند محصولات لبنی را از سبد غذایی خود حذف کنند.

تورم؛ بمب بعدی اما بدون باروت

محمدجواد آذری جهرمی، وزیر پیشین ارتباطات، در کانال تلگرامی خود نوشت: «بمب بعدی ترامپ و نتانیاهو شاید باروت نباشد؛ شاید تورم باشد. میدان نبرد، سفره مردم و اجاره مسکن است و ... آقایان مسئول، آیا از انباشت نارضایتی‌ها آگاه هستید؟ آیا پدافند اقتصادی کشور آماده است یا خدای ناکرده باز هم غافلگیر خواهیم شد؟»

به نظر می‌رسد مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، مأموریت یافته است چرخ‌های اداره کشور را در داخل به حرکت نگه دارد. او بارها درباره روزهای دشوار پیش رو هشدار داده و بر ضرورت حفظ انسجام اجتماعی تأکید کرده است.

وزارت نیرو ناچار شد گزارش‌هایی را تکذیب کند که از آغاز خاموشی‌های برنامه‌ریزی‌شده دو ساعته از ماه آینده خبر می‌دادند؛ آن هم با وجود خسارت‌های واردشده به زیرساخت‌ها. آرش نجفی، رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، این هفته هشدار داده بود: «برای حفظ تولید، مردم باید خود را برای دو ساعت خاموشی روزانه آماده کنند.» همچنین به کسانی که مصرف انرژی خود را ۱۰ درصد کاهش دهند، مشوق‌هایی مانند ۳۰ درصد تخفیف در قیمت‌ها پیشنهاد شده است.

همزمان با آنکه محدودیت‌های اینترنتی به‌آرامی در حال کاهش است، نشانه‌های دشواری‌های اقتصادی و اجتماعی نیز بیش از پیش آشکار می‌شود. تصمیم به کاهش سانسور اینترنت چنان جنجال‌برانگیز بوده که نمایندگان تندرو مجلس تلاش کرده‌اند وزیر ارتباطات را استیضاح کنند.

قرار نبود فقر به امر عادی تبدیل شود

رحیم قمیشی، فعال سیاسی، این هفته نوشت: «ما از یک قایق شکسته به بیرون پرتاب شده بودیم. ترس از نهنگ‌های خون‌خوار و ترس از امواج هولناک تمام وجودمان را فرا گرفته بود. اکنون که به قایق بازگشته‌ایم، نمی‌توانیم صرفاً به این دلیل که نجات یافته‌ایم، راضی باشیم.

«قرار نبود فقر در این کشور به امری عادی تبدیل شود. قرار نبود هر صبح با خبر اعدام‌ها از خواب بیدار شویم. قرار نبود بیشتر مردم به غریبه‌هایی بدل شوند که توان تصمیم‌گیری درباره زندگی و سرنوشت خود را ندارند. قرار نبود مهم‌ترین دغدغه زندگی فقط سیر کردن شکم باشد.»

اگرچه بخش بزرگی از مباحث سیاسی داخلی بر سر درستی یا نادرستی مذاکره با آمریکا، یا جدال‌های پیچیده درباره مدت زمانی که ایران باید از حق ــ فعلاً نظری ــ غنی‌سازی اورانیوم صرف‌نظر کند متمرکز است، بسیاری معتقدند دستاورد واقعی پایان جنگ می‌تواند رهایی از تنگنای اقتصادی باشد. با این حال، منابع مالی احتمالی چندان چشمگیر نخواهد بود.

آلبرت بغزیان، استاد اقتصاد دانشگاه تهران، به «خبرآنلاین» گفت: «در اقتصادی به بزرگی اقتصاد ایران و با این سطح از کارآمدی در بخش سیاست‌گذاری، این تصور اشتباه است که ورود ۱۲ یا ۲۴ میلیارد دلار بتواند گشایش بزرگی ایجاد کند. در اقتصاد ما بارها ارقام بزرگ‌تر از این وارد شده، اما به دلیل برنامه‌ریزی نامناسب، منابع هدر رفته و در نهایت به وضعیت امروز رسیده‌ایم.»

اما بحث‌ها درباره چگونگی بازسازی اقتصاد و مقابله با فساد، به نفوذ و قدرت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برمی‌خورد.

موسی غنی‌نژاد، اقتصاددان برجسته ایرانی، این هفته به این مسئله اشاره کرد و گفت: «مسئله اصلی اقتصاد ایران، غلبه حکمرانی دستوری بر حکمرانی مبتنی بر قواعد است؛ به این معنا که در بسیاری از موارد تصمیم‌ها نه بر اساس قواعد پایدار و شفاف، بلکه بر مبنای مصلحت‌های کوتاه‌مدت و ملاحظات سیاسی اتخاذ می‌شوند.»

تشدید سرکوب و اعدام‌ها

از زمان اعتراضات ژانویه، سرکوب‌ها تشدید شده است؛ موضوعی که در قوانین جدید مرتبط با جاسوسی، مصادره اموال مخالفان، اعدام‌ها و محکوم کردن منتقدان در تجمع‌های شبانه بازتاب یافته است. همچنین مجلس شورای اسلامی همچنان از برگزاری جلسات حضوری منع شده است.

همین وضعیت باعث شد حزب اتحاد ملت ایران اسلامی، یکی از مهم‌ترین احزاب اصلاح‌طلب، این هفته نسخه علنی نامه‌ای را منتشر کند که پیش‌تر به‌طور خصوصی برای مسعود پزشکیان ارسال کرده بود. در این نامه از رئیس‌جمهور خواسته شده بود که اعدام‌ها را متوقف کند؛ زیرا این اقدامات تنها به تشدید شکاف‌های داخلی منجر می‌شود، با الزامات اساسی یک دادرسی عادلانه همخوانی ندارد و «در زمانی که کشور در جریان جنگ از برتری اخلاقی برخوردار بوده، چهره ایران را مخدوش می‌کند». دست‌کم ۲۲ زندانی سیاسی بین ۱۷ مارس تا ۲۷ آوریل اعدام شده‌اند.

با این حال، چشم‌انداز گسترش تکثرگرایی سیاسی چندان روشن نیست. تنها پس از بستری شدن میرحسین موسوی، نخست‌وزیر پیشین ایران، در این هفته بود که رئیس‌جمهور جرأت یافت در برابر نهادهای امنیتی مداخله کند. موسوی از سال ۲۰۱۱ در حصر خانگی به سر می‌برد و خانه او نیز در جریان جنگ هدف بمباران قرار گرفته بود.

به شکلی شگفت‌آور، به نظر می‌رسد دونالد ترامپ مایل است با این دشمن دیرینه همزیستی کند. او این هفته گفت گفت‌وگوی خوبی با حزب‌الله لبنان، گروه مورد حمایت ایران، داشته و از دیدار با علی خامنه‌ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، استقبال خواهد کرد. ترامپ با لحنی تأمل‌آمیز افزود: «در بعضی محافل، او از شهرت خوبی برخوردار است.»

سپاه پاسداران و رهبری سیاسی ایران در فاصله میان جنگ ۱۰ روزه سال ۲۰۲۵ و ازسرگیری درگیری‌ها در فوریه ۲۰۲۶ نشان دادند که قادرند خود را برای جنگی دیگر سازمان‌دهی کنند. اما اکنون آزمون اصلی در پیش است: اینکه آیا خواهند توانست خود را برای صلح نیز بازسازمان‌دهی کنند و به مشکلات داخلی و بین‌المللی‌ای بپردازند که مانع پیشرفت کشور شده‌اند.

اگر پس از پایان جنگ، محاصره اقتصادی ایران ادامه یابد و در روابط بین‌المللی گشایشی برای ورود سرمایه، فناوری، مواد اولیه و منابع مورد نیاز بازسازی ایجاد نشود، ویرانی‌های به‌جامانده ترمیم نخواهد شد، بلکه به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، تخریب از یک رویداد موقت به وضعیتی اجتماعی و دائمی بدل خواهد شد؛ وضعیتی که در آن مردم ناچارند در فضایی آکنده از کمبود، فرسودگی و بی‌ثباتی زندگی کنند.