گئورگی کانتچف و جولیا ناصر
والاستریت ژورنال / ۴ ژوئن ۲۰۲۶
برای دههها، نقشه انرژی خلیج فارس روی یک گلوگاه واحد متمرکز بود: تنگه هرمز. اکنون با جنگ ایران، کشورهای نفتی منطقه با شتاب در حال ترسیم خطوط جدیدی برای دور زدن این تنگه هستند.
در سراسر خلیج فارس، دولتها میلیاردها دلار صرف احداث خطوط لوله جدید نفت، کریدورهای ریلی و مراکز ذخیرهسازی انرژی میکنند تا این آبراه را دور بزنند؛ اقدامی که قرار است به یکی از ماندگارترین پیامدهای این درگیری تبدیل شود. این خطوط جدید انرژی بخشی از بازترسیم گستردهتر نقشه لجستیک منطقه است که تجارت را به سمت حملونقل جادهای، ریلی و بنادر جدید سوق میدهد.
حمد حسین، اقتصاددان بخش کالاها در مؤسسه تحقیقاتی کپیتال اکونومیکس مستقر در لندن، میگوید: «میراث این بحران، ساخت زیرساختهایی برای دور زدن تنگه هرمز خواهد بود. با توجه به اینکه تهدید دیرینه ایران برای بستن عملی تنگه اکنون به واقعیت پیوسته، دیگر نمیتوان این نگرانی را نادیده گرفت.»
حتی اگر واشنگتن و تهران بر سر بازگشایی تنگه به توافق برسند و صادرات دریایی از سر گرفته شود، گرایش به یک شبکه صادراتی با خروجیهای متعدد پابرجا خواهد ماند، زیرا این درگیری ثابت کرد داشتن طرحهای اضطراری قدرتمند ضروری است. توانایی عربستان سعودی برای صادرات نفت از طریق یک خط لوله جایگزین که پیشتر کمتر استفاده میشد، ارزش استراتژیک داشتن مسیر پشتیبان را نشان داد. در همین حال، امارات متحده عربی و عراق نیز طی هفتههای اخیر برنامههایی برای توسعه خطوط لوله خود آغاز کردهاند.
پیامدهای این موضوع بسیار فراتر از خلیج فارس است. دور زدن آبراهی که زمانی یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکرد، نحوه تأمین امن انرژی در تمام نقاط دنیا را دگرگون خواهد کرد.
سلطان الجابر، وزیر صنعت و فناوری پیشرفته امارات، در نشستی اخیر در شورای آتلانتیک گفت: «این درگیری نشان داد که هنوز بخش زیادی از انرژی جهان از گلوگاههای بسیار کمی عبور میکند.» او افزود که همین موضوع باعث شده ابوظبی طرحهای خود برای دور زدن هرمز را سرعت ببخشد.
الجابر که رئیس شرکت نفت دولتی ادنوک نیز هست، گفت: «امنیت انرژی دیگر فقط به توانایی شما برای ادامه تولید بستگی ندارد. بلکه به مسیرها، دسترسی، ذخیرهسازی و داشتن سیستمهای پشتیبان مربوط است.»
تحلیلگران میگویند تنگه هرمز همچنان اقتصادیترین مسیر صادرات است و احتمالاً پس از بازگشایی دوباره مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
دور زدن آن به زمان، هزینه و دیپلماسی ظریف فرامرزی نیاز دارد. برای مثال، مسیرهای جدید پیشنهادی عراق نهتنها به خطوط لوله جدید، بلکه به توافق با اردن، سوریه یا ترکیه در مورد امنیت، ترانزیت و حقوق صادرات نیاز دارد.
رابین میلز، مدیرعامل شرکت مشاوره قمر انرژی مستقر در دبی، میگوید: «اما ساخت مسیرهای جایگزین، تنگه را بهعنوان یک سلاح خنثی میکند. وقتی مسیر جایگزین داشته باشید، تهدید بستن دوباره تنگه کمرنگ میشود. به نقطهای میرسیم که بستن تنگه برای ایران بیفایده خواهد بود، چون دیگر اختلالی ایجاد نمیکند و فقط خودشان را منزوی میکنند.»
این تغییر مسیر بهسوی راههای جایگزین همین حالا هم در عمل دیده میشود.

عربستان سعودی اکنون خط لوله شرق به غرب خود را با ظرفیت کامل، حدود ۷ میلیون بشکه در روز، اداره میکند؛ رقمی که پیش از جنگ حدود ۲ میلیون بشکه در روز بود. این خط لوله در دهه ۱۹۸۰ و در جریان جنگ ایران و عراق که شاهد حملات به کشتیها در تنگه بودیم، راهاندازی شد.
میلز میگوید هرچند این خط لوله میتواند باز هم توسعه یابد، اما عربستان باید تأسیسات صادراتی مانند مخازن ذخیره و پمپهای بارگیری را در بندر ینبع در دریای سرخ ارتقا دهد تا بتواند این حجم بیشتر را مدیریت کند.
امارات توانست بخشی از صادرات نفت خود را از طریق خط لولهای به فجیره، شهر بندری استراتژیک در خارج از تنگه هرمز، منتقل کند. ابوظبی در ماه مه اعلام کرد طرحهای خود برای احداث خط لوله دوم در همین مسیر را سرعت میبخشد؛ اقدامی که ظرفیت صادرات این مسیر را تا سال ۲۰۲۷ دو برابر میکند.
این خط لوله برای امارات اهمیت عمیقتری دارد، بهویژه پس از خروج این کشور از سازمان کشورهای صادرکننده نفت، اوپک، در ماه گذشته؛ تصمیمی که بخشی از آن ناشی از جاهطلبی امارات برای تولید نفت بیشتر و رهایی از سهمیههای این کارتل بود. این مسیر علاوه بر دور زدن تنگه، به ابوظبی اجازه میدهد صادرات خود را افزایش دهد و جایگاه عربستان سعودی را بهعنوان بازیگر مسلط نفتی منطقه به چالش بکشد.
اماراتیها همچنین به شبکه تجاری و استراتژی ذخیرهسازی خود تکیه کردهاند. الجابر از ادنوک گفت این شرکت ذخایر بیشتری برای مشتریان آسیایی تأمین کرده و در حال توسعه و پر کردن مجدد مخازن نفت است تا در برابر شوکهای آینده محافظت شود.
در همین حال، عمان با بهرهگیری از موقعیت جغرافیایی خود، بنادرش در دریای عمان — یعنی بیرون از تنگه هرمز — را بهعنوان قطبهای ذخیرهسازی و صادرات نفت معرفی میکند.
کشورهای حوزه خلیج فارس همچنین در حال بررسی تسریع پروژه ریلی دیرینهای هستند که کشورهای منطقه را به هم متصل میکند. به گفته کپیتال اکونومیکس، چنین خط ریلی راه دیگری برای جابهجایی سوخت و کالاها به دور از تنگه فراهم میکند، هرچند ریل در مقایسه با خطوط لوله یا کشتیها فقط میتواند حجم کمتری از نفت را جابهجا کند.
البته فرار از هرمز به این سادگیها نیست.
خطوط لوله زمینی همچنان در برابر حملات پهپادی آسیبپذیرند: پهپادهای ایرانی در ماه آوریل به خط لوله شرق به غرب عربستان حمله کردند و تهران ماه گذشته نیز قطب نفتی فجیره امارات را هدف قرار داد. برخی صادرات حیاتی — مانند گاز طبیعی مایع — فقط با کشتی قابل حمل هستند. و ساخت خطوط لوله جدید پروژهای چندساله و چندمیلیارد دلاری است که نهفقط به فولاد و مهندسی، بلکه به حقوق زمین، امنیت، تأمین مالی و توافقات دیپلماتیک نیاز دارد.
با این حال، اراده سیاسی در منطقه برای انجام این سرمایهگذاریهای بلندمدت در حال تقویت است. سینزیا بیانکو، پژوهشگر مهمان در شورای روابط خارجی اروپا، میگوید: «زمانی که سعودیها و اماراتیها اولین سرمایهگذاریها را برای دور زدن هرمز انجام دادند، به آنها گفتند این کار دیوانهوار گران است و واقعاً ضرورتی ندارد. اما بعد معلوم شد که کاملاً ارزشش را داشته است.»