فیلم «تمرینهایی برای یک انقلاب» ساخته پگاه آهنگرانی، سینماگر ایرانی روز شنبه ۱۶ مه ۲۰۲۶ در جشنواره کن به نمایش درآمد و با استقبال تماشاگران روبرو شد.
پیش از آغاز نمایش، آهنگرانی فیلم خود را به مادرانی تقدیم کرد که فرزندانشان را در مسیر مبارزه برای آزادی از دست دادهاند. او همراه با عوامل فیلم، از جمله کاوه فرنام، تهیهکننده این فیلم، روی صحنه رفت و گفت خوشحال است که از راه این اثر توانسته بخشی از مبارزه مردم برای آزادی و دموکراسی را به تصویر بکشد.
آهنگرانی با اشاره به وضعیت دشوار این روزها در ایران گفت مردم با قطعی اینترنت، خبرهای هرروزه اعدامها توسط جمهوری اسلامی و سایه جنگ روبهرو هستند. او با تأکید بر شجاعت مردم و ایستادگی مداوم آنان برای آزادی گفت باور دارد این روزها سپری خواهد شد و مردم، آزادی را در کنار هم جشن خواهند گرفت.

درباره فیلم «تمرینهایی برای یک انقلاب»
پگاه آهنگرانی در این فیلم با به تصویر کشیدن پنج پرتره از اقوام و مربیان، پنج جلوه از مقاومت، داستان زندگی خود را ترسیم میکند. او با بهرهگیری از آرشیوهای شخصی، ویدیوهای خانگی، فیلمهای اعتراضات خیابانی، روزنامهها و صداهای ضبطشده، بیش از ۴۰ سال از تاریخ ایران را مرور میکند.
«تاریخ معاصر ایران بهمثابه زنجیرهای از انقلابهای ناکام.» این ایدهای است که ساختار «تمرینهایی برای یک انقلاب» را شکل میدهد، پروژهای که پگاه آهنگرانی با آن از طریق پیوند دادن تاریخ شخصی و خانوادگیاش با تاریخ سرزمینش، به وضعیت کشور خود میپردازد.
فیلم به پنج قسمت تقسیم شده است، از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ تا سرکوب دیماه ۱۴۰۴. هر قسمت به رویدادی مشخص گره خورده که از خلال تجربهی یکی از نزدیکان روایت میشود و از ترکیب آرشیوهای شخصی و مستندات عمومی بهره میبرد. به این ترتیب، انتخاب مواد و قالب مستند هر بخش، خود به تنهایی خوانشی از یک دوره و یک موقعیت خاص به دست میدهد.
کارگردان تصاویر را با روایتی اول شخص همراه میکند که در برخی لحظات تا حدی زیادهروی به نظر میرسد و قدرت کلیت اثر را تضعیف میکند.
فصل اول به پدرش، جمشید آهنگرانی، اختصاص دارد. او را به عنوان هوادار پرشور خمینی و قهرمانی در جنگ با عراق معرفی میکند که پس از مشاهده سرکوبی که رژیم به راه میاندازد، به تدریج سرخورده میشود. از جمله قربانیان این سرکوب، بهترین دوست او بود.
پدر پگاه همچنین فیلمسازی آماتور بود، حتی در طول جنگ، و به این ترتیب او تجسم شور و علاقهای به سینماست که به دیگر اعضای خانواده نیز سرایت میکند.
اگر قسمت اول سرخوردگی بخش بزرگی از هواداران انقلاب را بازتاب میدهد، قسمت دوم سرکوب زنان را از طریق شخصیت یکی از معلمان کارگردان ثبت میکند. این معلم زمانی که عکسهایی از او در یک مهمانی منتشر میشود، از محل کارش اخراج ـــ تصفیه ـــ میشود. آهنگرانی از این فرصت استفاده میکند تا جایگاه مادرش را نیز به عنوان تهیهکنندهی سینما در صنعتی که عمدتا مردانه است، برجسته کند. بخش سوم بر بستر اعتراضات دانشجویی ۱۳۷۸ جریان دارد، اعتراضاتی که دایی کارگردان در آن شرکت داشت. او پس از سرکوب شدید رژیم، در زندان خودکشی کرد.
در حالی که در دو قسمت اول، کارگردان با حجم زیادی از آرشیو خانوادگی تولید شده توسط خود شخصیتها کار میکند، در اینجا ناچار است با نبود تقریبی تصاویر از خویشاوندش دست و پنجه نرم کند. به همین دلیل در نهایت آرشیوی صوتی را وارد کار میکند که روایت را در کنار حجم انبوه اطلاعات مطبوعاتی مربوط به آن رویدادها شکل میدهد.
قسمت چهارم، در اوج جنبش سبز (۱۳۸۸)، مستقیما توسط خود فیلمساز از داخل یک تظاهرات ضبط شده است. در اینجا فوریت ثبت اول شخص از طریق تمام «نقصهای» یک فیلمبرداری زنده خود را نشان میدهد: تصاویری که هنگام فرار از دست پلیس از فوکوس خارج میشوند و بریده بریده میگردند، قاببندیهای نه چندان دقیق از داخل مخفیگاهها، و نبود یک روایت بصری شفاف و کامل.
این تکه تکه شدن با تصویر دوست آهنگرانی بر فراز یک سکو جبران میشود: قدرت یک نماد که در میان آشفتگی قد علم میکند. و فیلم در مقابل صفحهی یک کامپیوتر به پایان میرسد، با برنامهی تدوینی که برای یک مونتاژ نهایی باز و آماده است. بار دیگر، نبود تصاویر از کشتارهای اخیر در ایران اهمیت پیدا میکند، همانطور که زندگی جدید کارگردان در تبعید. تصاویر دختر کوچکش امکان میدهد فیلم با نوتی از امید به پایان برسد.
منابع گزارش: رسانههای فرانسه، صدای آمریکا