اد بالارد و گئورگی کانچف / والاستریت ژورنال / ۱۲ مه ۲۰۲۶
* جنگ ایران باعث گسترش حملونقل زمینی برای دور زدن این آبراه شده است.
* کاروانهایی از کامیونهای سنگین که با سرعت از دل بیابانهای عربستان عبور میکنند، اکنون به دریچه نجات اقتصاد جهانی تبدیل شدهاند.
در احیایی مکانیزه از کاروانهای شترِ حامل کالا که روزگاری ستون فقرات تجارت عربی بودند، بزرگراهها، خطوط راهآهن و بنادر عربستان سعودی، امارات متحده عربی و عمان به شریان اضطراری لجستیکی بدل شدهاند که مسیر آبی تنگه هرمز را دور میزند.
پس از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، باب ویلت، مدیرعامل شرکت معدنی «معادن» (Maaden) عربستان ــ که تحت کنترل دولت سعودی است ــ مدیران ارشد خود را به بنادر دریای سرخ اعزام کرد و ظرف دو هفته، شبکهای از اپراتورهای ریلی و حملونقل جادهای را برای انتقال کود شیمیایی در سراسر عربستان سازماندهی کرد.
عنصر کلیدی این عملیات: تعداد بسیار زیادی کامیون؛ اغلب بهصورت شبانهروزی و با دو راننده برای هر کامیون.
ویلت، که پیشتر از مدیران شرکت آلومینیومسازی آلکوا بود، گفت: «۶۰۰ کامیون شد ۱۶۰۰، بعد ۲۰۰۰؛ و حالا ۳۵۰۰ کامیون بین خلیج فارس و دریای سرخ در حال تردد هستند.»
ویلت که متولد ایالت مریلند آمریکاست، گفت شرکت «معادن» تا پایان ماه مه عقبماندگی صادراتی خود را جبران خواهد کرد.
او افزود: «اینکه واقعاً باور داشتم میتوانیم از پسش بربیاییم یا نه، مطمئن نیستم.»
به گفته او، این عملیات نقش مهمی در کاهش کمبود کود شیمیایی ایفا کرده؛ کمبودی که تهدیدی برای امنیت غذایی جهان به شمار میرود.
با متوقف شدن مذاکرات میان آمریکا و ایران، این درگیری به جنگی فرسایشی در حوزه اقتصاد تبدیل شده است. هر محمولهای که موفق میشود از مسیر بیابان عبور کند، بخشی از فشار ناشی از بسته بودن تنگه را خنثی میکند و به دولتهای خلیج فارس فرصت میدهد مذاکرات را فرسوده کرده و موازنه قدرت را تغییر دهند.
مسیرهای کامیونی بخشی از بازطراحی گسترده نقشه لجستیکی منطقه هستند؛ تغییری که تجارت را از خلیج فارسِ آسیبپذیر دور کرده و برای دولتها و شرکتها مسیرهای جایگزین حیاتی فراهم میکند.
شرکتهای کشتیرانی از جمله MSC و مرسک، اکنون کالاها را از طریق شبهجزیره عربستان با کامیون جابهجا میکنند. این بسیج لجستیکی هرگز نمیتواند ظرفیت حملونقل دریایی را جایگزین کند یا از نظر هزینه با آن رقابت داشته باشد؛ همچنین قادر نیست از کمبود سوخت جت و دیگر فرآوردههای انرژی جلوگیری کند. با این حال، این شبکه به ضربهگیر مهمی در برخی بازارهای کلیدی تبدیل شده؛ عاملی که به حفظ جریان تجارت و مهار تورم جهانی کمک میکند.
فروشگاه زنجیرهای «اسپینیز» در امارات، کامیونهایی حامل مواد غذایی بریتانیایی ــ از جمله چیپس سیبزمینی، جو دوسر و تنقلات کودکان ــ را در سفری ۱۶ روزه از کِنت در بریتانیا، از طریق اروپای غربی، مصر و عربستان، راهی دبی کرده است.
شرکت «اتحاد ریل فریت» نیز اخیراً صدها خودروی نیسان را از فجیره در ساحل شرقی امارات به ابوظبی ــ واقع در خلیج فارس ــ منتقل کرد؛ نخستین جابهجایی خودرو با قطار در تاریخ این کشور.
کاروانهای کامیونی تازهترین نمونه از تابآوری شگفتآور اقتصاد جهانی در برابر شوکهای ناشی از جنگ هستند. هرچند صادرات اصلی منطقه ــ نفت و گاز طبیعی ــ بهشدت کاهش یافته، اما همچنان بخش قابل توجهی از این صادرات از طریق مسیرهای جایگزین به بازارهای جهانی میرسد.
شرکت آرامکوی عربستان بهطور گسترده از خط لوله شرق به غرب خود که به بندر ینبع در دریای سرخ منتهی میشود استفاده کرده و امارات نیز انتقال نفت خام از مسیر فجیره را افزایش داده است. هر دو کشور در حال بررسی راههایی برای افزایش ظرفیت این خطوط انتقال هستند. طرحهای دیگری نیز از جمله ساخت خطوط ریلی جدید و توسعه زیرساختهای بندری در سراسر منطقه مطرح شده است.
دههها بود که تولیدکنندگان حوزه خلیج فارس برای دستیابی به سرعت و مقیاس بیشتر، تجارت خود را بر محور تنگه هرمز بهینه کرده بودند. اما جنگ، ریسک اتکای بیش از حد به یک گلوگاه واحد را آشکار کرد.
بندر کوچک خور فکان (Khor Fakkan) به شکلی غیرمنتظره به شریان حیاتی امارات تبدیل شده است. تردد کامیونها در این بندر واقع در خلیج عمان، از روزانه ۱۰۰ دستگاه پیش از آغاز جنگ، به ۷۰۰۰ دستگاه رسیده است. اکنون صفهای طولانی کامیونهای سنگین حامل کانتینر، به منظرهای عادی در بزرگراهها تبدیل شدهاند.
خورفکان که توسط شرکت «گلفتینر» (Gulftainer) اداره میشود ــ شرکتی که ترمینال بار بندر کاناورال فلوریدا را نیز مدیریت میکند ــ پیشتر عمدتاً یک مرکز حملونقل بود؛ جایی که کانتینرها از یک کشتی تخلیه و به کشتی دیگری منتقل میشدند، بدون آنکه از سیستم بندری خارج شوند.
اما اکنون این بندر به دروازهای لجستیکی تبدیل شده؛ جایی که کانتینرهای ورودی با کامیون از بندر خارج میشوند، از گیتها و گمرک عبور میکنند و به انبارها، کارخانهها یا فروشگاهها میرسند.
حجم هفتگی کانتینرها در این بندر از زمان آغاز درگیریها، از ۲۰۰۰ به ۵۰ هزار کانتینر جهش کرده است.
شرکت «گلفتینر» طی دو هفته ۹۰۰ نفر استخدام کرد و بخشی از کارکنان خدمات مشتریان را به مأموران گیت یا مدیران محوطه بارگیری تبدیل کرد. همچنین محوطه جدیدی برای ساماندهی و اعزام کامیونها ایجاد شد.
فرید بلبوعب (Farid Belbouab)، مدیرعامل گلفتینر، گفت: «انگار باید یکشبه ارکستری کامل را برای اجرای سمفونیای از موتسارت کنار هم جمع کنید.»
برای باب ویلت در شرکت معادن، این بحران آزمونی برای سنجش توانایی شرکت در ایفای نقش در مقیاس جهانی بوده است.
دولت عربستان به شرکت معادن مأموریت داده تولید فسفات، طلا و آلومینیوم را گسترش دهد؛ برنامهای که شامل سرمایهگذاری ۱۱۰ میلیارد دلاری طی دهه آینده است.
این شرکت همچنین با شرکت آمریکایی «MP Materials» و وزارت دفاع آمریکا در پروژههای پالایش عناصر نادر خاکی همکاری میکند؛ اقدامی که عربستان را به حلقهای مهم در تلاش غرب برای کاهش وابستگی به چین تبدیل کرده است.
شرکت معادن همچنین نقش مهمی در جایگاه عربستان بهعنوان سومین صادرکننده بزرگ فسفات جهان ایفا میکند؛ مادهای که استخراج، فرآوری و در شرایط عادی از طریق تنگه هرمز صادر میشود.
به گفته ویلت، انتقال این مواد از دل بیابان در واقع بخش آسانتر ماجرا بود؛ چرا که عربستان شبکهای گسترده از بزرگراههای بینشهری دارد. اما بنادر دریای سرخ برای تجارت فسفات طراحی نشده بودند.
شرکت معادن برای ذخیره کود شیمیایی، انبارهای پیشساخته ایجاد کرد و سامانههای لولهکشی ویژهای برای انتقال اسید سولفوریک خورنده ــ یکی از مواد اصلی تولید فسفات ــ به کامیونهای مخزندار فولاد ضدزنگ طراحی کرد.
ویلت میگوید هرچند مسیر زمینی ناکارآمد است و بسیاری از کامیونها در مسیر بازگشت خالی هستند، اما جهش قیمت جهانی کالاهای پایه، هزینه اضافی حملونقل را جبران میکند.
او گفت: «ما برای چنین وضعیتی برنامهریزی نکرده بودیم.»
اکنون ویلت در حال بررسی بازطراحی عملیات شرکت است تا دسترسی آسانتری به مراکز صادراتی جدید فراهم شود.
او افزود: «ما تواناییهای خود را ثابت کردهایم. حالا باید این ساختار را مستحکم کنیم تا همیشه راهی به دریای سرخ داشته باشیم.»
پس از آغاز جنگ، تحلیلگران مؤسسه پژوهشی CRU درباره اینکه آیا اصلاً محصولات سعودی به بازار خواهند رسید یا نه، ابراز تردید کرده بودند.
اما طبق دادههای شرکت رهگیری کشتیها «کلپلر»، طی هفتههای اخیر محمولههای فسفات از بندر ینبع در دریای سرخ به جیبوتی، تایلند و آرژانتین رسیدهاند.
پیتر هریسون، تحلیلگر CRU، واکنش عربستان به این بحران را «معجزه لجستیکی عربستان سعودی» توصیف کرد.