توماس ال. فریدمن / نیویورک تایمز / ۱۲ مه ۲۰۲۶
اعضای عزیز ناتو: درک میکنم. شما از رئیسجمهور ترامپ به همه دلایل درست متنفر هستید. او اوکراین را رها کرده است. تهدید کرده گرینلند را تصرف و کانادا را ضمیمه کند. ولادیمیر پوتین را نازپرورده کرده است. نهادها و هنجارهای دموکراتیک آمریکا را فرسوده میکند. آنقدر به تکتک شما توهین کرده که صدراعظم آلمان اخیراً با عصبانیت پاسخ داده و گفته بود آمریکای ترامپ از سوی ایران «تحقیر» شده است. همه اینها را درک میکنم.
اما حالا از آن عبور کنید.
تمام نیروهای دریایی خود را گرد هم بیاورید و فوراً به خلیج فارس بروید تا به ناوگان آمریکا بپیوندید و روشن کنید که ایران هرگز، هرگز اجازه نخواهد داشت تصمیم بگیرد چه کسی از تنگه هرمز عبور کند و چه کسی نه. و اگر بر این کار پافشاری کند، تنها با ایالات متحده و اسرائیل روبهرو نخواهد بود، بلکه با کل ائتلاف غرب مواجه میشود.
اینکه شما کنار بایستید و اجازه دهید رژیم شرور ایران، با ایدئولوژی زهرآگینش، تنگه هرمز ــ و همچنین دولتهای عربی خلیج فارس را که در مسیر آن قرار دارند و در حال نوسازیاند ــ به گروگان بگیرد، به معنای آن خواهد بود که حیاتیترین شریان نفتی جهان در وضعیتی از بیثباتی دائمی باقی بماند. این موضوع برای اروپا مسئله کوچکی نیست؛ اروپایی که برای گرمکردن خانهها و به حرکت درآوردن اقتصادش به گاز خلیج فارس وابستگی زیادی دارد، مگر آنکه بخواهد دوباره به وابستگی به روسیه بازگردد.
میدانم که این درخواست بزرگی است و اگر ترامپ یا نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، اندکی صداقت داشتند و بابت آغاز این جنگ بدون مشورت با ناتو، بدون هیچ راهبردی برای روز بعد در صورت شکست برنامهها، و حتی بدون ذرهای مشروعیتبخشی بینالمللی از سوی سازمان ملل عذرخواهی میکردند، پذیرش آن بسیار آسانتر میشد.
اما افسوس که این دو خودشیفته بیپروا ــ که بههیچوجه آنقدر باهوش نیستند که خودشان تصور میکنند ــ اکنون خود را در گوشهای گرفتار کردهاند. متأسفانه همه ما نیز همراه آنان در همین بنبست گیر افتادهایم.
وضعیتی که آنان ایجاد کردهاند بهاندازه کافی وخیم هست. دشوار است تصور کنیم این جنگ چگونه میتواند به توافق صلحی ختم شود که به رژیم اسلامی ایران عمر تازهای نبخشد. هر توافقی که ایران را وادار کند از اورانیوم غنیشده خود دست بکشد و محدودیتهایی برای غنیسازی آینده تعیین کند، مستلزم آن خواهد بود که ترامپ با رفع تحریمها، تزریق مالی قابلتوجهی به تهران انجام دهد.
اما آخرین چیزی که باید بخواهیم این است که این امتیازها شامل حقی ویژه برای ایران باشد تا در تنگه هرمز نوعی باجه عوارضی برپا کند و کشتیهایی را که قصد عبور دارند تحت فشار مالی قرار دهد. دقیقاً همین چیزی است که ایرانیها در تلاش برای طراحی و تحمیل آن هستند.
بر اساس گزارش «لویدز لیست اینتلیجنس» که حملونقل دریایی جهان را رصد میکند، تهران از پیش نهادی تازه با نام «سازمان تنگه خلیج فارس» ایجاد کرده است. لویدز میگوید ایران با این اقدام «خود را بهعنوان تنها مرجع معتبر برای صدور مجوز عبور کشتیها از تنگه معرفی میکند.» همچنین افزوده که این نهاد جدید ایرانی، فرم درخواست عبور کشتیها را برای آنها ایمیل کرده تا تردد را تأیید و از هر کشتی عبوری عوارض دریافت کند.
اگر این وضعیت ــ یا چیزی شبیه به آن ــ به روال عادی جدید برای عبور از تنگه هرمز تبدیل شود، چه کسی میتواند پیشبینی کند کدام کشورها در آینده در آبراههای حیاتی مقابل سواحل خود باجههای عوارضی ایجاد خواهند کرد؟
ترامپ و بیبی (نتانیاهو) هیچ کاری نکردهاند که شایسته چنین حمایت متعهدانه و اصولگرایانهای از سوی ناتو باشند، با اینکه آینده هرمز مستقیماً بر همه اعضای این پیمان اثر میگذارد. و همین مرا به نتیجهای تلخ میرساند: متحدان ناتویی ما تقریباً بهطور قطع این درخواست را رد خواهند کرد.
اکنون آنچه ضروری است، شاید ناممکن شده باشد. ترامپ آنقدر بهطور مداوم ناتو را تحقیر کرده، بازدارندگی این پیمان در برابر روسیه را تضعیف کرده، جنگ با ایران را بدون ذرهای مشورت آغاز کرده و نسبت به آثار تورمی و کمبود انرژی ناشی از این جنگ بر اعضای ناتو کاملاً بیتفاوت بوده که مردم این کشورها ممکن است اساساً به رهبرانشان اجازه ندهند به ما کمک کنند.
این مسئله بهویژه در زمانی محتملتر است که ترامپ هر روز بیش از پیش از تعادل خارجشده به نظر میرسد. چه کسی میخواهد کنار او بایستد، جز چاپلوسان حاضر در کابینه و حزبش؟
ترامپ روز یکشنبه در پستی در شبکه «تروث سوشال»، پاسخ «نمایندگان بهاصطلاح» ایران به پیشنهاد صلح خود را «کاملاً غیرقابلقبول» توصیف کرد. آقای ترامپ، اگر آنها «بهاصطلاح نماینده» هستند، پس چرا هفتههاست با آنها مذاکره میکنید و اصلاً پاسخ مثبتشان چه ارزشی میتوانست داشته باشد؟ و شاید هم آنها «بهاصطلاح» نمایندهاند، چون شما و نتانیاهو رؤسای «بهاصطلاح» آنها را که شاید اختیار رسیدن به توافقی جدی را داشتند، کشتید. شما تصور میکردید رژیم فرو میپاشد، اما در عوض آن را سرسختتر کردید.
جای تعجب نیست که ترامپ رهبران جدید ایران را «دیوانه» خوانده است. آقای رئیسجمهور، اینهمه طول کشید تا متوجه این موضوع شوید؟ مگر نمیدانستید یکی از مشهورترین اظهارات آیتالله خمینی این بود که ایرانیان در سال ۱۹۷۹ شاه محمدرضا پهلوی را سرنگون نکردند که «خربزه ارزانتر» به دست آورند؟
ترامپ آنقدر مطمئن است که همه فاسدند ــ چون به نظر میرسد بسیاری از اطرافیان خودش، چه از نظر مالی و چه اخلاقی، چنیناند ــ که نمیتواند باور کند وقتی یک پاپ یا یک آیتالله در برابر خواست او خم نمیشوند. او میگوید آنها باید «دیوانه» باشند. نه؛ واقعیت این است که آنها واقعاً به باورهایشان ایمان دارند.
فقط درباره متحدان ناتوییمان نیست که نگرانم. درباره متحدان عرب ما در خلیج فارس هم نگرانم؛ کشورهایی که ممکن است بزرگترین بازندگان این جنگ باشند.
امروز دو الگوی غالب برای آینده خاورمیانه در حال کشمکش با یکدیگرند. ندیم قطيش، نویسنده و استراتژیست اماراتی ـ لبنانی، به من گفت: «انتخاب میان ضاحیه و دبی است.»
«ضاحیه» نام حومه جنوبی شیعهنشین بیروت و پایگاه اصلی حزباللهِ مورد حمایت ایران است؛ گروهی که میکوشد همان نوع بنیادگرایی اسلامی ضددموکراتیک، ضدمدرن، ضدتکثرگرایی و خشکاندیشانهای را که رژیم ایران در داخل کشورش تحمیل کرده، بر لبنان نیز حاکم کند. ایرانیها پس از ناکامی در سوریه، در تلاشاند همین کار را در عراق و یمن نیز انجام دهند. به گفته قطيش، هر کشوری که این چشماندازِ «ضاحیه» به آن دست بزند، «محکوم به مرگ» خواهد شد؛ زیرا آن کشور را «به نسخهای متوسط و کمرمق دیگر از ایران تبدیل میکند.»
امارات متحده عربی الگویی متفاوت را پایهگذاری کرد؛ الگویی که ابتدا پیرامون شهر بندری دبی شکل گرفت. این کشور اعلام کرد آینده متعلق به دولتهایی است که دستگاههای اداری مسئول و غیر فاسد ایجاد میکنند و از اسلام میانهرو، تکثر دینی و گشودگی به جهان و هر فردی که مشتاق عرضه استعدادهایش باشد، حمایت میکنند. در چند دهه گذشته، مردم از سراسر جهان عرب و فراتر از آن، برای کار، گردشگری و فرصتهای تازه به دبی سرازیر شدند. و این مدل موفق بود.
امارات، و همچنین سعودیها، بحرینیها، کویتیها و قطریهای در حال نوسازی، بیعیب و نقص نیستند. آنها گاهی کارهای بسیار بدی انجام میدهند. اما در مقایسه با نسلهای پیشین خود و بسیاری دیگر در منطقه، این نسل تازه از رهبران خلیج فارس الگویی از مدرنیته ارائه میکند که در سراسر جهان عرب مورد حسادت و بهطور فزایندهای مورد تقلید است.
این جنگ برای آنها یک فاجعه بوده است؛ سرمایهگذاران خارجی، گردشگران و نیروهای مستعد را ترسانده و آیندهای مملو از هزینههای سنگین دفاعی برای بازدارندگی در برابر ایران ــ پس از خروج آمریکا ــ بر دوش آنها گذاشته است. همه این پولها از مسیر توسعه اقتصادی منحرف خواهد شد. با وجود آنکه ظاهرا آتشبسی میان آمریکا و ایران برقرار شده، گزارشها حاکی از آن است که ایران همچنان با موشک و پهپاد امارات را هدف قرار میدهد؛ ادعایی که تهران آن را رد میکند.
مدل دبی دقیقاً همان الگویی است که تهران میخواهد نابود کند.
مینا العریبی، سردبیر روزنامه انگلیسیزبان «نشنال» در امارات که در ابوظبی منتشر میشود، به من گفت: «اگر جوانی در جهان عرب بودید، در امارات کشوری میدیدید که به حاکمیت قانون احترام میگذارد، سخت تلاش کرد از این جنگ دور بماند و درهای خود را به روی هر کسی که میخواست پیشرفت کند ــ حتی ایرانیها ــ گشود.» او افزود: «حتی یک بیمارستان ایرانی، مدرسه جامعه ایرانیان و باشگاه ایرانیان هم وجود داشت.» و در همان دبی، «اسرائیلیها مراسم عروسی برگزار میکردند.»
العریبی افزود: «اگر این الگو بدون آنکه کسی حتی پلک بزند آسیب ببیند» ــ و بهویژه اگر کشورهای جنوب جهانی به این نتیجه برسند که ایران تنها کشوری بوده که در برابر ترامپ و نتانیاهو ایستاده و آنها را بابت ویرانی غزه پاسخگو کرده است ــ این تراژدیای خواهد بود که کل منطقه را تضعیف میکند.
پس سخنم را همانجا به پایان میبرم که آغاز کردم. میفهمم چرا متحدان ناتویی ما میخواهند بنشینند و تماشا کنند که ترامپ و نتانیاهو حاصل آنچه کاشتهاند را درو کنند. اما این دو رهبر هولناک، باد کاشتهاند ــ و اگر ایران از این ماجرا نیرومندتر بیرون بیاید، همه ما طوفان درو خواهیم کرد.