لیلی نیکونظر
عکسها: آرش خاموشی
نیویورک تایمز / ۱۰ مه ۲۰۲۶
در اواسط ماه مارس، بابک، طراح محصول ۴۹ ساله در یک شرکت فناوری در تهران، به دفتر رئیسش فراخوانده شد و به او گفته شد که موقعیت شغلیاش حذف شده است.
دو هفته پیش از آن، دولت ایران همزمان با آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه کشور، اینترنت را قطع کرده بود؛ اقدامی که صنعت فناوری ایران را به آشوب کشاند و انجام کار بابک را عملاً ناممکن کرد.
بابک که برای پرهیز از برخوردهای حکومتی خواست تنها با نام کوچک خود معرفی شود، در پیامهای صوتی به نیویورکتایمز گفت: «در تمام دوران کاریام سخت تلاش کردهام، مدام یاد گرفتهام و سعی کردهام پیشرفت کنم.» او افزود: «اما در این مرحله از زندگیام، خودم را در موقعیتی نامطمئن و مبهم میبینم.»
تجربه بابک در هفتههای اخیر در سراسر ایران به پدیدهای فراگیر تبدیل شده است؛ شرکتها موج پشت موج دست به اخراج نیرو زدهاند. این موضوع را گفتوگو با صاحبان کسبوکارها و کارکنان، و همچنین گزارشهای رسانههای ایرانی نشان میدهد.
شرکتها در حال فروپاشیاند
برای دولت ترامپ، مشکلات شدید اقتصادی ایران بخشی از راهبرد فشار برای وادار کردن کشور به تسلیم است. دونالد ترامپ این ماه به خبرنگاران گفت: «امیدوارم [اقتصاد ایران] شکست بخورد. میدانید چرا؟ چون میخواهم پیروز شوم.»
مقامهای ایرانی اما تأکید دارند که فشارها نتیجه نخواهد داد و کشور تسلیم نخواهد شد.
بسیاری از شرکتها اکنون زیر فشارهای ناشی از جنگ در حال فروپاشیاند. در جریان جنگ، آمریکا و اسرائیل تأسیسات صنعتی ایران را که مواد اولیه کلیدی تولید میکردند و نیز زیرساختهای حیاتی کشور را هدف قرار دادند. افزون بر این، محاصره اعمالشده از سوی آمریکا علیه بنادر ایران که از زمان آتشبس ماه گذشته ادامه دارد، بخش عمده صادرات نفت ایران را متوقف و واردات سایر کالاها را مختل کرده است.
غلامحسین محمدی، مقام دولتی ایران، برآورد کرده است که جنگ باعث از بین رفتن یک میلیون شغل و «بیکاری مستقیم و غیرمستقیم دو میلیون نفر» شده است؛ اظهاراتی که خبرگزاری تسنیم آن را منتشر کرد.
در ۲۵ آوریل، یک پلتفرم کاریابی ایرانی گزارش داد که در یک روز رکورد ۳۱۸ هزار رزومه ثبت شده است؛ رقمی که به نوشته وبسایت عصر ایران، ۵۰ درصد بیشتر از رکورد قبلی بوده است.
حتی پیش از جنگ نیز اقتصاد ایران زیر فشار سالها تحریم، فساد ساختاری و سوءمدیریت قرار داشت و سقوط مداوم ارزش پول ملی قدرت خرید مردم را بهشدت کاهش داده بود.
امیرحسین خالقی، اقتصاددان ساکن اصفهان، در گفتوگویی گفت: «گرداب عجیب و فراگیری از مشکلات اقتصادی شکل گرفته که مدام پیچیدهتر میشود.» او افزود که ایران پیش از جنگ نیز «در وضعیت اقتصادی بسیار بدی قرار داشت و با مجموعهای از ابربحرانها روبهرو بود.»
مشکلات تازه بخش خصوصی نشانهای از عمیقتر شدن بحران برای دولت ایران است. بودجه پیشنهادی دولت برای سال جاری، که پیش از جنگ ارائه شده بود، حتی با در نظر گرفتن تورم نیز کاهش شدید هزینههای عمومی را نشان میداد و بیش از گذشته بر مالیاتستانی متکی بود. اکنون انتظار میرود درآمدهای مالیاتی حاصل از بخش خصوصی نیز بهشدت کاهش یابد.
نارضایتی اقتصادی طی دهه گذشته بارها به اعتراضات در ایران دامن زده است؛ از جمله تظاهرات سراسری که از ماه دسامبر و همزمان با سقوط ارزش پول ملی آغاز شد. گرچه این اعتراضات با سرکوبی خونین که هزاران کشته برجای گذاشت مهار شد، اما خشم اجتماعیِ محرک آن همچنان پابرجاست.

آیتالله مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در پیامی به مناسبت روز ملی کارگر و معلم در ایران، از شرکتها خواست «تا حد امکان» از اخراج نیروها خودداری کنند. با این حال، بسیاری از همین شرکتها با بحرانهای عمیقی روبهرو هستند که مستقیماً از سیاستهای دولت تحت رهبری او ناشی شده است.
برای نمونه، بخش دیجیتال ایران که زمانی نمادی از ظرفیت و آیندهداری کشور بود، اکنون بهدلیل قطع شدید اینترنت از سوی حکومت، عملاً از پا درآمده است.
رئیس یک گروه لابیگر صنعت فناوری ایران برآورد کرده که قطع اینترنت روزانه تا ۸۰ میلیون دلار زیان مستقیم و غیرمستقیم به اقتصاد ایران وارد میکند.
دیجیکالا، که به «آمازون ایران» شهرت دارد و بزرگترین شرکت فناوری کشور محسوب میشود، ۲۰۰ نفر از کارکنان خود، معادل حدود سه درصد نیروی کارش، را اخراج کرده است. مسعود طباطبایی، مدیرعامل شرکت، بیثباتیهای اخیر را یکی از دلایل این تصمیم عنوان کرد.
ماه گذشته نیز بنیانگذار «کاموا»، شرکت ایرانی فعال در حوزه تجارت الکترونیک، اعلام کرد که این شرکت بهطور کامل تعطیل خواهد شد.
هادی فرنود، بنیانگذار این شرکت، در بیانیهای در حساب ایکس خود نوشت: «پس از دو جنگ و ماهها قطع اینترنت، دیگر نتوانستیم از بحران عبور کنیم. این بار ادامه دادن ناممکن بود.»
اخراج گسترده کارگران واحدهای صنعتی
در بخش صنعتی، علت فوری بسیاری از اخراجها کمبود مواد اولیه است. کارخانههای بزرگ پتروشیمی و فولاد در جریان حملات آمریکا و اسرائیل هدف قرار گرفتند و همین امر زنجیره تأمین صنایع وابسته را مختل کرد. واردات نیز بهدلیل محاصره بنادر ایران از سوی آمریکا دچار اختلال شده است.
خبرگزاری کار ایران، ایلنا، که رسانهای نیمهرسمی است، گزارش داد یک کارخانه نساجی در غرب ایران ۷۰۰ نفر از مجموع ۸۰۰ کارگر خود را اخراج کرده است. همچنین کارخانهای دیگر در شمال کشور نیز ۵۰۰ نفر را تعدیل کرده است.
رهبران کارگری میگویند حتی کارخانههایی که رسماً اخراج نیرو اعلام نکردهاند نیز عملاً فلج شدهاند؛ بهنام فعالاند اما تولید چندانی ندارند.
بهرام ذنوبیتبار، رئیس یک شورای کارگری محلی در استان فارس، در گفتوگو با خبرگزاریها گفت: «در عمل، برخی از این واحدها تولید واقعی ندارند و فقط بهصورت نیمهفعال یا مقطعی کار میکنند تا موجودیت خود را حفظ کنند.»
مهدی بستانچی، رئیس شورای هماهنگی صنایع کشور ـ نهادی که میان شرکتها و دولت ارتباط برقرار میکند ـ گفت بخش صنعتی ایران وارد مرحله انقباض شده که میتواند تا ۳.۵ میلیون کارگر را تحت تأثیر قرار دهد.
او در پاسخ کتبی به پرسشهای نیویورکتایمز نوشت: «در این شرایط، برخلاف دورههای کلاسیک رکود، کاهش اشتغال کمتر در آمار رسمی دیده میشود و بیشتر به شکل تمدید نشدن قراردادها، کاهش ساعات کاری و مرخصی اجباری بروز پیدا میکند.»
در برخی موارد، تلاشهای دولت برای مقابله با بحران اقتصادی خود به فشار بیشتر بر کسبوکارها منجر شده است. در ماه مارس، دولت اعلام کرد حداقل دستمزد در ایران ۶۰ درصد افزایش خواهد یافت؛ اقدامی که هدف آن هماهنگ نگه داشتن دستمزدها با نرخ تورم افسارگسیخته کشور بود. اما به گفته نیما نامداری، مدیرعامل شرکت فروش آنلاین خودرو «کارنامه»، این تصمیم «شوک بزرگی به اقتصاد وارد کرد.»
او افزود: «در نتیجه، موج اخراجها تشدید شد.»
بابک، طراح محصول، طی تنها یک سال دو بار اخراج شده است. نخستین بار تنها ۱۰ روز پیش از حمله اسرائیل به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ کارش را از دست داد و ماهها طول کشید تا شغلی تازه پیدا کند؛ آن هم با حقوقی کمتر. او گفت گذران زندگی دشوار بود، اما خودش و همسرش به نحوی دوام آوردند. سپس جنگ آمریکا و اسرائیل، قطع اینترنت و اخراج اخیر از راه رسید.
او و همسرش برای سرپا ماندن در هفتههای اخیر خودروها و جواهرات خود را فروختهاند. بابک میگوید اکنون که دیگر چیزی برای فروش باقی نمانده، به کمک خانوادههایشان متکی شدهاند.
بابک گفت هنوز نتوانسته شغل تازهای پیدا کند. او افزود: «دیدن اینکه این وضعیت چه اثری بر روحیه همسرم گذاشته، برایم دردناک است. لحظاتی هست که هر دوی ما به سختی دوام میآوریم، اما تمام تلاشمان را میکنیم که امیدمان را حفظ کنیم.»